افغانستان و دولت‌های بی‌نهاد؛ از دولت شبکه‌ای به دولت اندیوالی

پدیده دولت‌ـ‌‌ملت از پدیده‌های دنیای مدرن است که تاریخش به پیمان ویستفالیا در قرن ۱۷ می‌رسد. آن‌چه دولت‌ـ‌ملت‌ها را از نظام‌های جهان باستان تفاوت می‌بخشد، شکل‌گیری دولت‌ها بر پایه نهادهای مدرن است نه بر محور اشخاص و افراد. نهادهای مدرن عبارت از ساختارهایی‌اند که فلسفه وجودی آن‌ها را اهداف، دورنما، اصول، لوایح و ضوابط تشکیل می‌دهد.

نهاد دارای منطق درونی است که افراد گماشته‌شده در آن محوریت خود را به سود ضوابط و قواعد کنار گذاشته، تنها در مقام پیچ‌و‌مهره در خدمت کلیت دستگاه قرار می‌گیرند. در این ساختار، جا‌به‌جایی افراد تاثیری نسبی بر کارکرد دستگاه دارد، اما نه در حدی که منطق آن را دگرگون کند؛ حتا اگر در رأس دستگاه باشد. در کشورهای دارای دولت‌ـ‌ملت به معنای واقعی کلمه، نهادهای مختلفی وجود دارند؛ مانند نهاد سلطنت یا نهاد ریاست جمهوری، نهاد ارتش، نهاد استخبارات، نهاد قضا، نهاد قانون‌گذاری، نهاد پلیس، نهاد آموزش، نهاد دین، نهاد رسانه و بقیه که در هماهنگی با یکدیگر ساختار دولت‌ـ‌ملت را قوام و استحکام می‌بخشند. وجود این نهادهای استوار سبب می‌شود که ملت‌ها توفان حوادث را با موفقیت پشت سر بگذارند، بر شکست‌ها فایق بیایند و خود را از نو بازسازی کنند. بهترین نمونه برای این کار جرمنی و جاپان‌اند با آن موفقیت چشم‌گیر در بازآفرینی خویش پس از آن شکست سهمگین تاریخی، و عکس آن است کشورهای فاقد دولت‌ـ‌ملت، مانند یمن، لیبیا، سومالیا و افغانستان، با فروپاشی مکرر پس از هر تحول و آشوب سیاسی.

در افغانستان تلاش‌های مقدماتی برای شکل دادن به دولت‌ـ‌ملت از عصر مشروطه‌خواهی آغاز یافت، اما مهندسان این روند بدون درک عمیق از اهمیت پایه‌گذاری نهادهای مدرن، شالوده این کار را بر سازه‌هایی نارسا بنا کرده و کلیشه‌برداری سطحی از کشورهای پیشرفته را کافی شمرده‌اند. از این رو، افغانستان هیچ گاه دارای نهادهای استواری که استخوان‌بندی دولت‌ـ‌ملت‌ها را تشکیل می‌دهند نبوده و به همین جهت هر تحول سیاسی زنگ فروپاشی را در آن به صدا درآورده است؛ از کودتای سردار داوودخان علیه نهاد نیم‌بند سلطنت گرفته تا کودتای ثور و کلید خوردن شکاف‌های بزرگ اجتماعی و سپس شروع جنگ‌های داخلی تنظیم‌های جهادی پس از سقوط حکومت داکتر نجیب الله و از همه بدتر تسلط اول طالبان بر کابل و جمع کردن بساط همه نهادها و فروکاستن دولت به حاکمیت یک گروه شورشی بدوی.

در ۲۰ سال دوره جمهوریت فرصتی کم‌سابقه برای تشکیل نهادهای مدرن فراهم آمد و گام‌هایی ابتدایی در این مسیر برداشته شد، اما فساد گسترده از یک‌سو و نبود رهبری بادرایت در رأس دولت از دیگر سو، اجازه نداد هیچ نهادی به آن معنا که در کشورهای پیش‌رفته می‌شناسیم، شکل بگیرد. در نتیجه وضعیتی پدید آمد که داکتر تیمور شاران اسم آن را در پژوهش اکادمیک خود «دولت شبکه‌ای» گذاشت؛ چیزی کاملاً متفاوت با دولت نهادها. اکنون افغانستان از دولت شبکه‌ای به سطحی پایین‌تر تنزل کرده که «دولت اندیوالی» است. اندیوالی از ویژه‌گی‌های عمده نظام طالبان است، بی‌هیچ تناسبی با مفاهیم مدرن دولت‌داری. پس از ۳۵۰ سال از شروع شکل‌گیری ساختارهای مدرن، افغانستان به جای دولت‌ـ‌ملت ویستفالی گرفتار دولت اندیوالی است.

دکمه بازگشت به بالا