تبلیغات

مادرانی که سرنوشت مرا برباد دادند

من زینب هستم؛ دختری از مادر ایرانی و پدر افغانستانی. پدر و مادرم در ایران با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. کنار هم زنده‌گی خوشی داشتند و با به دنیا آمدن من و برادرم خوشی‌های‌شان بیش‌تر شد. زنده‌گی ساده اما قشنگی داشتیم. پدرم در...

شگوفه‌های یخ‌بسته که به امید بهار گام برمی‌دارند

شگوفه‌های یخ‌بسته که به امید بهار گام برمی‌دارند

صبح زود است، هوا سرد و آسمان کابل با ابر ضخیمی پوشانده شده است. گوشه‌ای نشسته‌ام و محو شور و شوق و انگیزه سرشار او شده‌ام. چه خوب با رقصاندن انگشتان کوچکش صفحات سفید کتابچه نقاشی خود را مانند دنیای باصفای رویاهایش رنگی می‌کند. با...

مبارزه با لشکر جهل

زنده‌گی او مثل خیلی از دختران دست‌خوش تغییرات ناگهانی می‌شود که حتا حدس آن را زده نمی‌توانست. بعد از اتمام مکتب، در رشته دل‌خواهش، حقوق و علوم سیاسی، در یکی از دانشگاه‌های کابل آغاز به تحصیل می‌کند. با خودش عهد می‌بندد که یک دختر مفید...

زنده‌گی در سایه وحشت؛ لبخند پر‌رذالت طالبان در حین بازجویی آرامشم را گرفت

از چشمان‌شان خون و خشونت می‌بارید. نگاه‌شان که می‌کردی، وجودت را وحشت فرا می‌گرفت. زمانی که با چشمان آکنده از نفرت و خشم نگاهت می‌کردند، دلت از ترس فرو می‌ریخت. چشمان‌شان یاد گرگ گرسنه‌ای را در ذهنت تداعی می‌کرد که به بچه آهوی ناتوانی چشم...

بحران آموزش‌؛ آغاز دروس حضوری دانشگاه‌ها دختران را بار دیگر ناامید کرده است

پس از گذشت هفت روز از آغاز درس‌های دانشگاه‌ها در ولایات سرد‌سیر، دانشجویان دختر بار دیگر در پشت درهای بسته دانشگاه‌ها مانده‌اند. وزارت تحصیلات عالی طالبان با نشر اعلامیه‌ای از دانشجویان پسر خواسته است تا برای ادامه درس‌های سمیستر خزانی در دانشگاه‌ها حضور یابند. با...

مسیر دشوار اما دست‌یافتنی آرزوها

مسیر دشوار اما دست‌یافتنی آرزوها

در اتاقی بزرگ تن به آفتاب داده و در حال مطالعه است. با قلمی آبی‌رنگ در حال یادداشت نکات کلیدی کتاب است تا مرور چپترهای درسی که برای ارتقای ظرفیتش پی‌هم مطالعه می‌کند، آسان شود. او یکی از شجاع‌ترین دختران افغانستان است که با وجود...

برده‌داری جنسی طالبان؛ زیر پوست شهر چه می‌گذرد؟

با دوستم از قدیم‌ها صحبت می‌کنیم؛ از تفریحات ساده ولی دلخوشی‌های بزرگ، شاید مثل رفتن به باغ بالا یا باغ بابر، جشن نوروز یا عید، نشستن پای صحبت‌های بزرگان یا تماشا کردن یک برنامه‌ تلویزیونی یا هر تفریحی که در این شهر برای‌مان دلخوشی می‌آورد....

کاش برف می‌توانست خاطرات سیاه را سفید کند

ساعت 9 شب بود که متوجه شدم کتابچه‌ یادداشت‌های ثبت برنامه‌ها را در اتاقم در دانشگاه فراموش کرده‌ام. اکثر کارهای بیرون از دانشگاه را در روزهای شنبه و یک‌شنبه که تعطیلی است انجام می‌دادم. با این حساب، بدون آن یادداشت‌ها در رخصتی فردا کارم دو...

جوانه‌ای از زخم کاج

جوانه‌ای از زخم کاج

در سرزمینی که امید دیگر نفس نمی‌کشد و آرزو‌ها هم بسی دور و دست‌نیافتنی می‌نماید، دخترانی نیز هستند که با زخم‌های ناسور از میان دود و باروت برخاسته و گامی برای ادامه زنده‌گی برداشته‌اند. با زخم‌های التیام‌نیافته و دردی ناشی از آن، چنین عاجزانه، جسورانه...

دشواری‌های زنده‌گی فعالان زن در بادغیس

بادغیس یکی از ولایت‌های غربی افغانستان است که معمولاً به آن ولایت دورافتاده گفته می‌شود. این دورافتاده‌گی دلیلی شده تا فعالان رسانه‌ای و مدنی در این ولایت با موانع و چالش‌های گسترده‌ای در پی تغییر نظام افغانستان مواجه شوند. شمار بسیاری از چهره‌های فعال رسانه‌ای...

Welcome Back!

Login to your account below

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Add New Playlist