چگونه تبدیل به آیشمن می‌شویم؟

علی‌‌اصغر معصومی

«آیشمن در اورشلیم» اسم اثر جان‌دار، تامل‌برانگیز و جنجالی هانا آرنت، فیلسوف سیاسی قرن بیستم است. این کتاب در مورد محکمه آدولف آیشمن، یکی از سران نیروهای‌ خوف‌ناک «اس‌اس» و مجریان راه حل نهایی و هلوکاست است. آدولف آیشمن پس از پایان جنگ جهانی دوم و ترس از محاکمه شدن، به کمک یک کشیش ایتالیایی به بونس‌آیرس آرژانتین فرار کرد. در آن زمان بونس‌آیرس به بهشتی برای نازی‌های فراری مبدل شده بود. پس از این‌که دولت یهودی در اسراییل به وجود آمد و پایه‌های قدرت این کشور ثبات گرفت، رهبران این کشور تلاش کردند تا عاملان نسل‌کشی یهودیان را به پشت میز محاکمه بکشانند. نیروهای سرویس اطلاعاتی اسراییل (موساد) در یک عملیاتی فرق سری و ویژه، آیشمن را در بونس‌آیرس بازداشت کردند و به اسراییل انتقال دادند.

هانا آرنت که از طرف روزنامه نیویوکر برای تهیه گزارش به اورشلیم آمده است، با عینک متفاوت به قضیه نگاه می‌کند. او با نفس این دادگاه مخالف است و آن را شبیه یک تیاتر می‌بیند که یهودها، به‌خصوص بن گوریون، نخست‌وزیر وقت اسراییل، با استفاده از دادگاه آیشمن در حال سوءاستفاده از این موضوع هستند. نقد و توضیح این کتاب از توان این نوشته بیرون است و دنبال این کار هم نیستم، بلکه در این نوشته تلاش می‌کنم با استفاده از مفاهیمی که هانا آرنت در مورد ابتذال شر و شرارت به کار می‌برد، نقد بر کسانی کنم که تلاش دارند وارد حکومت‌های خون‌آشام شبیه حکومت نازی‌ها به رهبری هیتلر شوند و ترس از آن است که آن‌ها تبدیل به آیشمن‌هایی شوند که خون هزاران تن به گردان‌شان باشد.

نقطه عزیمت آرنت این سوال است: آیا کسی بی‌آن‌که شرور باشد، می‌تواند مرتکب شرارت شود؟ وی برای دریافتن پاسخ به این پرسش، به اورشلیم رفت و در دادگاه آیشمن اشتراک کرد. این نوشته را نیز با سوال مشابه آغاز می‌کنیم: آیا انسان‌هایی که شرور نیستند، چگونه دست به شرارت می‌زنند و فاجعه بشری می‌آفرینند؟

ساختارهای استبدادی

آرنت معتقد است که انسان‌ها بالطبع شرور نیستند، ولی زمانی که وارد یک دستگاه شرور می‌شود، آن‌ها نیز دست به شرارت می‌زنند و جنایات سنگینی را مرتکب می‌شوند. هانا آرنت هنگامی که از نزدیک با آیشمن ملاقات می‌کند، او را آدمی آرام و نرمال در‌می‌یابد که از نگاه روان‌شناختی هیچ مشکل خاصی نداشته است. حتا روان‌پزشکان نیز در گزارش‌شان به این موضوع اشاره می‌کنند که او از هوش و حواس درست و کامل برخوردار بوده است. سوال این است که فردی نرمال و عادی که هیچ مشکل جدی روانی ندارد، چگونه می‌تواند دست به چنین جنایت بزرگ بزند؟ آرنت می‌گوید که بروکراسی مدرن، خود عامل شرارت است و وارد شدن به دستگاه شرور، از شما یک انسان شرور می‌سازد. آیشمن در ابتدا کارمندی عادی بود، اما در آخر یکی از مسوولان اصلی اجرای طرح «راه‌حل نهایی» شد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت بود.

خوش‌خدمتی و رسیدن به مدارج بالا

یکی از دلایلی که آیشمن دست به شرارت زد، این بود که به مناصب بالاتر و معاش‌های بهتر و خوب‌تر برسد، یا هم داشت به نظامی که در آن کار می‌کرد، خدمت می‌کرد؛ اما غافل از آن‌که خدمت او جان هزاران انسان را خواهد گرفت. آیشمن در اعترافات خود می‌گوید که فقط داشته وظیفه محوله خودش را انجام می‌داده و کاری نداشته که چه اتفاقی در جریان بوده است. از سخنان آیشمن برمی‌آید که برای راضی نگه‌داشتن مافوقش، هدایات او را اجرا می‌کرده است. آن‌چه برای هانا آرنت در این مورد جالب است، این است که آیشمن خودش هیچ داوری‌ای در مورد کار خود و عواقب آن نمی‌کرده است.

ادبیات استبدادی و خوش‌باوری زیردستان

آیشمن در اعترافاتش می‌گوید که مسوول هماهنگی انتقال یهودها به مکانی دیگر بوده است. او عبارت «اسکان مجدد» را به کار می‌برد. در حقیقت اسکان مجدد خود یک نوع بازی واژه‌ها است. اسکان مجدد همان کوچ اجباری یهودها به سرزمین‌های دیگر بود. آیشمن می‌گوید او تلاش داشت که روند به‌خوبی انجام شود و به کسی آسیب نرسد و آن‌ها به سرزمینی دیگر برسند؛ اما این عمل خود نوعی و بخشی از یک جنایت است که شاید عمداً آن را اجرا نکرده است. نازی‌ها برای این‌که کارمندان زیر‌دست‌شان به اصل قضیه «نسل‌کشی» یهودها پی نبرند و به هدف گمراه کردن آن‌ها، به جای کوچ اجباری، از عبارت «اسکان مجدد» و برای «نسل‌کشی و از بین بردن یهودها» از عبارت «راه‌حل نهایی» استفاده می‌کردند. نازی‌ها با تغییر واژه‌ها، کارمندان خود را اقناع می‌کردند.

چاپ و نشر این کتاب، بحث‌ها و جنجال‌های زیادی به همراه داشت و تا‌کنون موضوع بحث میان دانشمندان سیاسی است. بخش جنجالی این کتاب در مورد یهودهایی است که به نازی‌ها کمک می‌کنند تا به جامعه یهودی صدمه و آسیب زیادی نرسد؛ اما به عقیده هانا آرنت، یهودیان هم‌دست نازی‌ها سبب شدند که یهودهای دیگر ضرر بیشتر ببینند و آسیب‌پذیرتر شوند.

آیشمن‌ها و نظام‌های خودکامه فعلی

در عصر حاضر بسیاری تلاش دارند وارد دستگاه و نظامی شوند که از ریشه شرور و خودکامه است. از سوی، فرق زیادی هم با نازی‌ها ندارد. این‌هایی که در تلاش رسیدن به مقام و منصب هستند، ناخواسته تبدیل به آیشمن می‌شوند. نفس وارد شدن به نظام‌های استبدادی درست نیست؛ چون وارد شدن به سیستم خودکامه به‌نحوی شراکت در جرم است. اگر‌چه شخص عمداً نخواسته باشد شریک جرم شود، اما وارد شدن در یک نظام شرور، خواسته یا ناخواسته پای او را به میان می‌کشد. آیشمن شاید در ابتدا در ذهنش هم نمی‌آمد که یکی از کارگزاران اصلی هلوکاست شود، اما با پیوستن به اداره «اس‌اس»، تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌کاران قرن بیستم شد.

بخش جنجالی کتاب‌، می‌تواند کارکرد کسانی را به تصویر بکشد که ادعا می‌کنند با پیوستن به یک نظامی که از ریشه خراب و شرور است، از آسیب‌های بیشتر به افراد خودی جلوگیری می‌کنند. این‌ها دقیقاً همان گروه‌های یهودی هستند که برای نجات جان بیشتر اعضای جامعه یهود، با نازی‌ها همکاری کردند و در آخر سبب شدند که جامعه آسیب بیشتری ببیند.

دکمه بازگشت به بالا