• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۵ میزان ۱۴۰۵ - ۲۷ سپتمبر ۲۰۲۶
روزنامه ۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
روزنامه ۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان

محمدعلی نظری محمدعلی نظری
۲۳ اسد/مرداد ۱۴۰۲ - ۱۴ آگست ۲۰۲۳ [t_time:1691976071]
Mariam Zuhaib/AP

Mariam Zuhaib/AP

افغانستان پسابن

۱- نصاب

نظام پسابن ترکیبی از جهادی‌ها و تکنوکرات‌ها بود. جهادگراها که معمولا از پشاور و تهران برگشته بودند، با تکنوکرات‌هایی که از غرب برگشته بودند، دو طیف باهم رقیب در داخل نظام بودند. این رقابت به حوزه معارف نیز کشیده شده بود. وقتی وزیر معارف از جناح جهادی‌ها بود، تلاش می‌کرد در همه مسایل خاطر رهبران جهادی و حامیان آن‌ها را بیشتر لحاظ کند و برعکس وقتی تکنوکراتی در آن وزارت صاحب صلاحیت می‌شد، طیف دیگر را مد نظر داشت. باید یادآور شد که در برخی مورد، به‌خصوص در دوره حکومت آقای محمداشرف غنی، معینانی در وزارت‌خانه‌ها کار می‌کردند که به دلیل داشتن عضویت کمپ رییس جمهور، نسبت به وزیری که از کمپ عبدالله عبدالله، شریک دولت بود، صلاحیت بیشتری داشتند. در تغییراتی که در نصاب معارف وارد شد، نیز دو طیف از دو اندیشه نماینده‌گی کردند و گفته می‌شود کسانی به‌نحوی راه میانی را توصیه و عملی کردند.

حامد کرزی که به قدرت رسید، در حکومت موقت او از جدی ۱۳۸۰ تا جوزای ۱۳۸۱ آقای رسول امین وزیر معارف شد. او تحصیل‌کرده پاکستان و از دسته جهادی‌ها بود که عضویت حزب محاذ ملی اسلامی به رهبری سیداحمد گیلانی را داشت. پس از شش ماه ماموریت او، آقای یونس قانونی، باز هم از دسته جهادی‌ها و این بار عضو حزب جمعیت اسلامی افغانستان، وزیر معارف شد. پس از قانونی هم داکتر احمد مشاهد، عضو حزب جمعیت اسلامی، بر کرسی وزارت معارف تکیه زد. بعد از مشاهد، نورمحمد قرقین وزیر معارف شد. او نیز از مجاهدین پاکستان‌نشین افغانستان در دوره تبعید خودخواسته و عضو شورای حل‌وعقد در دولت اسلامی مجاهدین بوده است. هم حزب محاذ اسلامی و هم حزب جمعیت اسلامی که در آغاز دهه هشتاد اعضای آن‌ها به وزارت معارف رسیدند، از جمله احزاب پشاورنشین بودند که در تشکیل نصاب معارف برای مهاجران افغان با همکاری تخنیکی دانشگاه نبراسکا سهم داشتند. چنان‌چه در بخش قبلی تذکر رفت، آن نصاب نزدیکی میان تفکر احزاب پشاورنشین و گروه طالبان را نشان می‌دهد. بنابراین، در نصاب معارف نیز تلاش شد خاطر جهادی‌ها بیشتر لحاظ شود؛ اما بعدا از خشونت نهفته و آشکار در آن کتاب‌ها کاسته شد.

 علاوه بر آن، نصاب معارف مهاجران افغان در پاکستان تا سال ۲۰۰۶ برای صنوف ابتدایی و تا سال ۲۰۱۱ برای صنوف متوسطه در افغانستان به‌عنوان نصاب معارف مورد استفاده قرار گرفت. مجاهدینی که از پشاور به کابل برگشتند، نصاب خود را هم با خود آوردند و با توجه به انتصاب وزیران جهادی در اوایل حکومت جمهوری، آن نصاب مورد استفاده قرار گرفت. از سوی دیگر، آن‌ کتاب‌ها که با هزینه سازمان توسعه ایالات متحده و همکاری تخنیکی دانشگاه نبراسکا تهیه و چاپ شده بود، بار دیگر توسط همین سازمان در افغانستان پسابن چاپ و به دانش‌آموزان توزیع شد‌. نورین نظری می‌نویسد: «در سال ۲۰۰۱، سازمان توسعه ایالات متحده امریکا برای نمایش شتاب‌آلود موفقیت امریکا در افغانستان و دانشگاه نبراسکا به خاطر مشوق‌های مالی، کتاب‌های جهادی را بازچاپ و پخش کردند. برای رسیدن به این اهداف، این نهاد‌ها وزیر معارف افغانستان آن دوره، یونس قانونی، را متقاعد کردند که کتاب‌های خشونت‌پرهیزی که توسط یونیسف تولید شده بود، در حد لازم مذهبی و افغانی نبود و بنابراین استفاده از آن کتاب‌ها جامعه مذهبی افغان را در برابر او قرار خواهد داد.» کتاب‌های یونیسف هم در دوران تبعید احزاب جهادی به پشاور، به‌عنوان بدیلی برای کتاب‌های خشونت‌گستر چاپ نبراسکا، در آن‌جا تهیه و توزیع شده بود.

در سال ۲۰۰۶، وقتی محمدحنیف اتمر وزیر معارف بود، کتاب‌ها براساس نصاب جدید معارف با هزینه امریکا و دانمارک چاپ و به دانش‌آموزان دوره ابتدایی توزیع شد. آن کتاب‌ها، خشونت نصاب گذشته را نداشت و هرچند مشکلات املایی و تخنیکی آن رفع نشد، اما اندکی از آن کاسته شد. نصاب جدید هم با توجه به نقش گسترده جهادی‌ها در دولت و مشخصا در معارف، اسلامی‌سازی شد. البته قانون اساسی هم چنین دستوری می‌داد: «دولت نصاب واحد تعلیمی را، برمبنای احکام دین مقدس اسلام و فرهنگ ملی و مطابق با اصول علمی، طرح و تطبیق می‌کند و نصاب مضامین دینی مکاتب را برمبنای مذاهب اسلامی موجود در افغانستان، تدوین می‌نماید.» (ماده ۵۴ قانون اساسی ۱۳۸۲) همین ماده برای اولین بار زمینه آموزش رسمی فقه جعفری در مکاتب و دانشگاه‌ها را فراهم کرد.

نصاب معارف پسابن: این نصاب خشونت را ترویج نمی‌کند، اما خالی مشکلات املایی و انشایی نیست.

محتویات این کتاب‌ها اما در مواردی، تحریف شده بود. از جمله می‌توان به تحریف تاریخ اشاره کرد که در همه نصاب‌های جدید صورت گرفته است. حتا در آخرین نصاب که در زمان ماموریت داکتر میرویس بلخی در وزارت معارف نشر شده، نیز نگاه چندگانه و تلاش برای تحریف اذهان کودکان را می‌توان دید. مثلا وقتی در فصل سوم کتاب تاریخ صنف نهم (چاپ ۱۳۹۸) نگاه کنیم، امیر عبدالرحمان خان را حاکمی معرفی کرده است که برای کشور و تحکیم دولت مرکزی تلاش بسیار کرد؛ ولی این تاریخ نمی‌گوید که برای این هدف او سال‌ها مردم را قتل عام کرد. شکنجه‌های معروف امیر عبدالرحمان خان، به برده‌گی کشاندن مردم و فروش زنان، پسران جوان و دختران مردم را یاد نکرده است. چیزی در مورد خصوصیت و ویژه‌گی دوران امیر عبدالرحمان در این کتاب نیامده است. وقتی به دوران حبیب‌الله کلکانی می‌رسیم، به‌ساده‌گی لقب «بچه سقاو» او یاد می‌شود و خصوصیت دوره او به‌عنوان یک دوره بد تذکر می‌یابد: «خصوصیات آن ﻣرحله، در‌برگیرنده اخلال امنیت، چور و چپاول اﻣﻮال دولتی و رکود تجارت بود.» (تاریخ صنف نهم ۱۳۹۸: ۵۵) این در حالی است که تلاش شده از کسانی چون عبدالرحمان، چهره‌های وطن‌دوست معرفی کنند. در مورد نادر خان هم دقیق مخالف توصیف غلام‌محمد غبار آورده و گفته است که او «در جنگ استرداد استقلال افغانستان نقش اداره جبهه جنوب را برعهده داشت که ضربات قاطع را بر نیروهای انگلیس وارد کرد.» (همان، ۵۷) در حالی که غبار او را مردی مکار اما خوش‌چانس توصیف می‌کند که در هنگام فرار از معرکه، استقلال توسط امان‌الله خان اعلام شد و او فقط چانس آورد. ادبیاتی که تاریخ صنف نهم مکتب به کار می‌برد، هم جالب است. در مورد کلکانی می‌گوید که او در سال ۱۹۲۹ «وارد شهر کابل گردید» (همان، ۵۵)، اما در مورد نادر خان می‌نویسد که او «در سال ۱۹۲۹ میلادی به سوی کابل حرکت کرد و کابل را نجات داد.» (همان، ۵۷) تحریف جنجالی دیگر هم در کتاب فرهنگ صنف یازدهم صورت گرفته بود که وقتی از مدال‌آوران المپیک یاد کرده بود، به جای آوردن نام و عکس روح‌الله نیکپا که تنها مدال‌آورد المپیک در تکواندو بود، عکس و نام دو نفر دیگر را آورده بود؛ یکی نثاراحمد بهاوی که در المپیک شرکت کرده، اما مدال نگرفته بود و دومی یک بازیکن کریکت که اصلا شامل ورزش‌های المپیک نیست. مردم این اقدام را به تبعیض و تعصب علیه هزاره‌ها ربط دادند و گفتند که روح‌الله نیکپا به دلیل هزاره بودن از کتاب‌ها حذف شده است. وزارت معارف هم توضیح منطقی‌ای برای این کار نداشت. هرچند آن کتاب در دوران وزارت فاروق وردک چاپ شده بود، اما نصابی که در دوران میرویس بلخی، از باسوادترین وزیران معارف کشور، تهیه و توزیع شد، نیز مشکلات نگاه متفاوت به تاریخ را با خود حفظ کرده است، همان‌طور که در بالا از تاریخ صنف نهم یاد شد.

صفحه‌ای از کتاب فرهنگ صنف ۱۱ که در سال ۱۳۹۸ از نصاب حذف شد. در این‌جا نام و عکس روح‌الله نیکپا نیست.

فساد مالی و اداری نیز که از آن به‌عنوان یکی از دلایل داخلی سقوط جمهوریت یاد می‌شود، معارف را آلوده کرده بود. فساد هم‌پای جمهوریت پسابن متولد شد و به محض گشایش ادارات دولتی، وارد آن‌ نهادها گردید. حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، نیز آشکارا از فساد حمایت می‌کرد. باری او در سخنرانی خود گفت که اختلاس کنید، ولی پول آن را به دبی نبرید، همین‌جا سرمایه‌گذاری کنید. گفته می‌شود که در زمان وزارت آقای اتمر در معارف، تشکیلات بی‌سبب خرد و کلان می‌شد و او برای کسانی بست جدید ایجاد می‌کرد و اگر کسی را می‌خواست برکنار کند، بستش را از تشکیلات حذف می‌کرد. پس از آن‌که داکتر فاروق وردک وزیر معارف شد، فساد بیشتر دامن معارف را آلود. در همان زمان بود که سیگار یا اداره بازرس ایالات متحده در امور افغانستان، در گزارشی از حیف‌ومیل ۷۶۹ میلیون دالر حرف زد و گفت که در تشکیلات وزارت معارف دانش‌آموزان، معلمان و مکتب‌های خیالی وجود دارند که بودجه آن‌ها پرداخت می‌شود. آقای فاروق وردک آن اتهام‌ها را رد کرد، ولی اسدالله حنیف بلخی که پس از او به وزارت معارف رسید، آن را تایید نمود.

از این کاستی‌ها اگر بگذریم، در مجموع، در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ خورشیدی، یک تحول بزرگ در عرصه آموزش به میان آمد. قانون اساسی جمهوری اسلامی (۱۳۸۲) دولت را به ارتقای معارف مکلف کرد: «دولت برای ارتقای معارف در همه سطوح، انکشاف تعلیمات دینی، تنظیم و بهبود وضع مساجد، مدارس و مراکز دینی تدابیر لازم اتخاذ می‌نماید.» (ماده ۱۷ قانون اساسی ۱۳۸۲) این قانون همچنان مانند قوانین اساسی گذشته تعلیمات ابتدایی را اجباری کرد، اما یکی از نکات مثبت آن، آموزش زبان مادری ساکنان محلات گوناگون کشور بود که در ماده ۴۳ ذکر آمده است. براساس این حکم، کتاب‌های زبان اوزبیکی، پشه‌ای و بلوچی چاپ و در مکاتب مربوط به گویشوران آن زبان‌ها توزیع شد. ماده ۴۴ این قانون اساسی، دولت را مکلف به «طرح و تطبیق برنامه‌هایی در راستای ایجاد توازن و انکشاف تعلیم برای زنان، بهبود تعلیم کوچیان و امحاری بی‌سوادی در کشور» کرد.

 پس از آن‌که جمهوری اسلامی روی کار آمد، دولت افغانستان با حمایت مالی و تخنیکی کشورهای حامی، هم در راستای بهبود کیفیت و هم در زمینه افزایش کمیت کارهای بزرگی انجام داد. بخش بزرگی از بودجه دولت افغانستان توسط کشورها حامی، از جمله ایالات متحده امریکا، پرداخت می‌شد. وقتی اولین سال تعلیمی پس از شکست امارت اول طالبان شروع شد، دختران به مکتب و دانشگاه برگشتند و در سراسر کشور چهار میلیون دانش‌آموز جذب مکاتب شدند: «در بهار سال ۱۳۸۱ جمعا ۴ میلیون شاگرد وارد نظام معارف گردیده و تحت این شعار «بیایید که سبق بخوانیم» به سوی مکاتب و موسسات تعلیمی شتافتند.» (احمدی وردک، ۱۳۹۵: ۳۰۳) فرصت آموزش و کار برای زنان مساعد شد و فضای آرام سال‌های آغازین جمهوریت، زمینه رشد معارف را فراهم کرد. بدین ترتیب، دولت کوشید در سراسر نقاط کشور مکتب‌های جدید ایجاد کند. براساس نوشته گل‌آغا احمدی وردک، وزارت معارف از سال ۱۳۸۳ استراتژی جدید خود را بر محورهای ذیل تطبیق کرد: «۱. بازسازی تمام عرصه‌های معارف؛ ۲. تجهیز موسسات تعلیمی و مکاتب؛ ۳. ارتقای کیفیت تعلیم و تربیه افغانستان؛ ۴. توسعه معارف متوازن به سطح کل کشور.» (همان، ۳۰۳ – ۳۰۴) در این مدت تعداد زیادی از مکاتب جدید در سراسر کشور گشایش یافت، برای تعدادی از آن‌ها تعمیر ساخته شد و تعمیر برخی مکاتب دیگر در سطح کشور بازسازی شد. به همین گونه، دروازه‌های دانشگاه‌ها به روی متقاضیان پسر و دختر باز شد و ده‌ها هزار دانشجو تحصیلات عالی را در داخل کشور پی گرفتند. تعدادی از دانشگاه‌های دولتی و خصوصی در مقطع ماستری نیز تدریس می‌کنند و برخی رشته‌ها در تعدادی از دانشگاه‌های دولتی مقطع دکترا نیز دارند، مانند ادبیات دری و پشتو و همچنان شرعیات در دانشگاه کابل. در دو دهه جمهوریت، ده‌ها هزار تن از دانشگاه‌های کشور فارغ و وارد بازار کار شدند.

جشن فراغت دانشجویان رشته جندر و زنان دانشگاه کابل – ۲۰۱۷
Photo: UNDP

۲-موسسات خصوصی؛ بازوی مراکز آموزشی دولتی

ایجاد دانشگاه‌ها، مراکز تربیه معلم و مکاتب خصوصی، از دیگر دستاوردهای بزرگ آن دوره بود. قانون اساسی ۱۳۸۲ حق تاسیس مراکز آموزشی شخصی را به رسمیت شناخت و براساس آن مراکز تعلیمی و تحصیلی متعددی در نقاط مختلف کشور ایجاد شد: «اتباع افغانستان می‌توانند به اجازه دولت به تاسیس موسسات تعلیمات عالی، عمومی، اختصاصی و سوادآموزی اقدام نمایند…» (ماده ۴۶ قانون اساسی ۱۳۸۲) برمبنای همین ماده قانون اساسی، هزاران مرکز آموزشی خصوصی در کشور ایجاد شد که بازوی توان‌مندی هم برای معارف و هم برای تحصیلات عالی کشور بوده است. نخستین دانشگاه خصوصی پیش از تصویب قانون اساسی ایجاد شده بود که پس از تصویب آن قانون، جواز به دست آورد. برخی از این مکاتب و دانشگاه‌های خصوصی، آموزش بسیار باکیفیت‌تری را نسبت به مکاتب دولتی ارایه می‌کرده‌اند، هرچند آن‌ها هم نصاب‌های معارف و تحصیلات عالی دولتی را درس می‌داده‌اند. البته تعدادی از این مکاتب و دانشگاه‌ها، در کنار تطبیق نصاب دولتی، برنامه‌های درسی ممد نیز داشتند. مکتب خصوصی معرفت در دشت برچی کابل، یکی از این نمونه‌هاست که در آن‌ علاوه بر تطبیق نصاب دولتی، برخی مضامین دیگر نظیر موسیقی نیز تدریس می‌شد. این موسسات در برخی موارد بورسیه‌هایی را نیز به برخی نهادهای خیریه اختصاص می‌دادند که دانش‌آموزان و دانشجویان کم‌بضاعت از آن طریق آموزش می‌دیدند.

دانشگاه کاردان به‌عنوان اولین دانشگاه خصوصی در سال ۱۳۸۱ با ۱۵ دانشجو به فعالیت آغاز کرد.

براساس آمار سال ۱۴۰۰ وزارت معارف، در سراسر کشور دو هزار و ۸۶۵ مکتب خصوصی فعال بوده که ۷۳۹ هزار و ۴۶۴ تن به شمول ۲۲۲ هزار و ۷۱۳ دختر دانش‌آموز داشته‌اند و توسط ۴۴ هزار و ۴۲۷ آموزگار به آن‌ها تدریس می‌شده است. این مراکز، در کنار مراکز تعلیمی دولتی فعال بوده که میلیون‌ها دانش‌آموز را پوشش می‌داده‌اند. تعداد مراکز تعلیمی دولتی به شمول مکاتب عمومی، تعلیمات اسلامی، انستیتوت تعلیمی و مسلکی، مکتب تعلیمی و مسلکی، تربیه معلم و مکتب سوادآموزی، ۱۶ هزار و ۴۴۸ مرکز در سال ۱۴۰۰ بوده است. این مراکز، هفت میلیون و ۷۶۲ هزار و ۲۸۱ دانش‌آموز به شمول سه میلیون و ۷۷ هزار و ۱۲۱ دختر، داشته و توسط ۲۰۲ هزار و ۶۲۸ معلم، به شمول ۷۰ هزار و ۱۰ معلم زن به آن‌ها تدریس می‌شده است.

همین‌گونه براساس فهرستی که در وب‌سایت وزارت تحصیلات عالی نشر شده، ۱۳۴ دانشگاه و موسسه تحصیلات عالی خصوصی در کشور فعال‌اند که در کنار ۴۲ دانشگاه و موسسه تحصیلات عالی دولتی کار می‌کنند. البته آماری که در سال ۱۴۰۰ از سوی اداره ملی احصاییه و معلومات نشر شده، تعداد دانشگاه‌های خصوصی را ۱۲۹ و تعداد دانشگاه‌های دولتی را ۳۹ باب گفته است. این تفاوت آمار ظاهرا به این دلیل است که آمار وب‌سایت وزارت تحصیلات عالی از مدتی به این‌ سو به‌روز نشده است. پس از برگشت طالبان به قدرت، برخی از دانشگاه‌های خصوصی به دلایل مختلف از جمله ناتوانی در تامین هزینه‌های خود، از فعالیت بازمانده‌اند. یکی از این موارد، «دانشگاه خصوصی افغانستان» است که به تاریخ ۱۹ دلو ۱۴۰۱ از پایان کارش خبر داد.

براساس آمار، در همان سال (۱۴۰۰ خورشیدی) در دانشگاه‌های خصوصی در مجموع ۱۶ هزار و ۸۴۵ استاد، به شمول دو هزار و ۴۲۳ استاد زن، مصروف تدریس بوده‌اند. براساس همین آمار، در سال ۱۴۰۰ خورشیدی، ۳۵۱ هزار و ۲۳۱ دانشجو در کشور مصروف تحصیل بوده‌اند که از آن جمله ۲۴۷ هزار و ۳۷۷ تن آنان پسر و ۱۰۳ هزار و ۸۵۴ تن دختر بوده‌اند. البته همین آمار تاکید دارد که تعداد دانشجویان در سال ۱۴۰۰ نسبت به سال گذشته، ۱۹ درصد کاهش داشته است. ۱۹۶ هزار و ۹۰۶ تن به شمول ۵۹ هزار و ۸۶۸ دختر، مجموع دانشجویان دانشگاه‌های دولتی بوده و ۱۵۱ هزار و ۹۰۴ تن به شمول ۴۲ هزار و ۷۶۳ دختر، دانشجویان دانشگاه‌های خصوصی بوده‌اند. این رقم، دو هزار و ۴۲۱ دانشجو به شمول یک هزار و ۲۲۴ دانشجوی دختر انستیتوت‌های علوم صحی را نیز شامل می‌شود.

۳- آموزش متوازن؛ وضعیت زنان چگونه بود؟

اکثر دانش‌آموزان در کشور، بنا بر بافت اجتماعی، روستایی‌اند. براساس آمار وزارت معارف، در سال ۱۳۹۰ در مجموع هفت میلیون و ۵۹۰ هزار و ۵۱۰ دانش‌آموز در سراسر کشور به مکتب می‌رفته‌اند که از این میان سه میلیون و ۵۶ هزار و ۳۷۹ دانش‌آموز شهری و چهار میلیون و ۵۳۴ هزار و ۱۳۱ دانش‌آموز روستایی بوده‌اند. بنابراین، ۵۹.۷۳ درصد کل دانش‌آموزان را روستایی‌ها تشکیل می‌داده‌اند. از میان دانش‌آموزان شهری، یک میلیون و ۸۴۳ هزار و ۱۵۳ دانش‌آموز پسر و یک میلیون و ۲۱۳ هزار و ۲۲۶ دانش‌آموز دیگر دختر بوده‌اند. در همان سال، دو میلیون و ۸۶۶ هزار و ۳۵۷ دانش‌آموز روستایی پسر و یک میلیون و ۶۶۷ هزار و ۷۷۴ دانش‌آموز روستایی دختر بوده‌اند. باید توجه داشت که مکاتب شهری در سراسر کشور فعال بودند، اما در برخی روستاها طالبان مکاتب را آتش می‌زدند، انفجار می‌دادند و می‌بستند. آن‌ها در مواردی معلمان را در مسیر راه‌ها شکنجه کرده و کشته‌اند.

یکی از مسایل مهم، آموزش زنان و دختران است. دوران جمهوریت برای آموزش زنان طلایی‌ترین دوره تاریخی شمرده می‌شود. پیش از آن نیز در برخی دوره‌ها از جمله دهه قانون اساسی و دوران حکومت‌های کمونیستی زمینه آموزش زنان مساعد شده بود، اما آموزش متوازن وجود نداشت و زنان روستانشین اکثرا از آن محروم بودند. براساس آمار وزارت معارف، در سال ۱۳۹۰ از میان دانش‌آموزان روستایی، ۶۳.۲۱ درصد پسر و ۳۶.۷۸ درصد دیگر دختر بوده‌اند. ۶۰.۳۰ درصد از دانش‌آموزان شهری نیز پسر و ۳۹.۶۹ درصد دیگر دختر بوده‌اند. این نشان می‌دهد که دختران و زنان در روستاها کمتر از شهرها به آموزش دسترسی داشته‌اند، در حالی که در شهرها هم بیش از ۶۰ درصد دانش‌آموزان را پسران تشکیل می‌داده‌اند. در سال ۱۴۰۰ دانش‌آموزان روستایی پنج میلیون و ۷۳۸ هزار و ۵۲۳ تن بوده که سه میلیون و ۶۴۵ هزار و ۱۲۲ تن پسر (۶۳.۵۲) و دو میلیون و ۹۳ هزار و ۴۰۱ تن دختر (۳۶.۴۷) بوده‌اند. در مجموع زنان بسیار کمتر از مردان، هم در شهرها و هم در روستاها، به آموزش دسترسی داشته‌اند.

یکی از صنف‌های آموزشی دخترانه در کابل

با این حال اگر به‌صورت موردی بررسی کنیم، وضعیت برخی از ولسوالی‌ها بسیار وخیم بوده است. براساس آمار سال ۱۴۰۰ وزارت معارف، ۷۱ ولسوالی هیچ مرکز آموزشی دخترانه نداشته‌اند؛ البته برخی از آن ولسوالی‌ها مکاتب مختلط معدودی داشته‌‌اند که فقط شامل صنف‌های پایین می‌شده‌اند. در این میان تنها ۱۵ ولسوالی در ولایت قندهار و ۱۰ ولسوالی در ولایت هلمند بدون مکتب دخترانه بوده‌اند. پنج ولسوالی قندهار حتا یک مکتب مختلط هم نداشته‌اند؛ یعنی هیچ دختری در آن مناطق به مکتب نمی‌رفته است. این در حالی است که در برخی ولسوالی‌ها تعداد دانش‌آموزان دختر نسبت به دانش‌آموزان پسر بیشتر بوده است. براساس آمار سال ۱۳۹۹ وزارت معارف، در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی ۱۹ هزار و ۲۱ دانش‌آموز دختر و ۱۷ هزار و ۸۲۰ دانش‌آموز پسر به مکتب می‌رفته‌اند. باز هم در همین ولایت، تعداد دختران دانش‌آموز در ولسوالی جغتو چهار هزار و ۴۱۴ تن و تعداد دانش‌آموزان پسر چهار هزار و ۲۵۵ تن بوده است. باید گفت که این موارد، از نادرات است.

مورد دیگر، آموزش متوازن است. با توجه به این‌که در شهرها نفوس متمرکز و در روستاها غیرمتمرکز و پراکنده است، و از جانب دیگر اکثر مردم افغانستان روستایی‌اند، الزاما باید تعداد مکاتب روستایی خیلی بیشتر از مکاتب شهری باشد. تعداد مکاتب شهری در همان سال پنج هزار و ۱۵ باب بوده که ۲۸.۲ درصد کل مکاتب کشور می‌شده است. همچنان ۱۲ هزار و ۷۶۵ مکتب دیگر روستایی بوده که ۷۱.۷۹ درصد مکاتب را تشکیل می‌داده است. این در حالی است که براساس آمار سال ۱۴۰۱ ریاست احصاییه و معلومات، مجموع نفوس افغانستان ۳۴.۳ میلیون برآورد شده که ۷۰.۶ درصد روستانشین، ۲۵ درصد شهرنشین و ۴.۴ درصد هم کوچی‌اند. بنابراین، درصدی مکاتب روستایی (۷۱.۷۹) با درصدی نفوس (۷۰.۶) همخوانی دارد و نشان می‌دهد که اگر براساس تعداد نفوس فکر شود، آموزش در دوران جمهوریت فراگیر و نسبت مکاتب با نفوس قابل قبول بوده است. با این حال، متغیرهای دیگر هم باید در نظر گرفته شود که مهم‌ترین آن پراکنده‌گی جمعیت در روستاهاست. این امر، فاصله بین خانه‌ها و مکاتب را افزایش می‌دهد که می‌تواند در برخی موارد مانع دسترسی دانش‌آموزان به مکاتب شود. علاوه بر آن، در سال‌های نخست ریاست‌جمهوری حامد کرزی اکثر مکاتب روستایی ساختمان نداشت که تعدادی از دانش‌آموزان در فضای باز و تعدادی در زیر خیمه‌هایی که یونیسف کمک کرده بود، درس می‌خواندند. ساختمان برخی از مکاتب روستایی با هزینه دولت و شماری هم با هزینه مردمی ساخته شده است؛ اما هنوز مکاتب بسیاری ساختمان ندارند.

برخی از دانش‌آموزان مکتب اسپوک در ولسوالی میرامور دایکندی در فضای باز و تعدادی دیگر در خیمه‌ها درس می‌خوانند.

با این حال اگر مناطق و ولایات مشخصی را بررسی کنیم، آموزش متوازن نبوده است. دلیل عمده آن، دسترسی گروه طالبان به برخی مناطق بوده است. نبود امنیت که عامل اصلی آن طالبان بودند، باعث شده بود که در برخی مناطق کشور دانش‌آموزان از آموزش محروم شوند، حتا دانش‌آموزان پسر. هر جا طالب دسترسی داشت، مکتب بسته بود. آن‌ها سال‌ها بر مکاتب حمله کردند، ولی در سال ۲۰۱۱ گزارش شد که این گروه با دولت افغانستان به توافق رسیده تا در بدل افزایش مضامین دینی در مکاتب، از حمله بر آن‌ها خودداری کند. براساس آمار وزارت معارف، در سال ۱۴۰۰ خورشیدی ۷۵۰ مرکز آموزشی در سراسر کشور غیرفعال بودند. ۳۹۴ مکتب غیرفعال پسرانه، ۶۱ مکتب دخترانه و ۱۵۰ مکتب دیگر مختلط بودند. باقی مراکز آموزشی، شامل تربیه معلم، تعلیمات اسلامی و سوادآموزی بودند. بیشترین مکاتب غیرفعال در سال ۱۴۰۰ نیز در ولایت قندهار بوده که خاستگاه و پایگاه اصلی طالبان به شمار می‌رود. ۲۳۵ مرکز به شمول ۲۰۴ مکتب در قندهار در آن سال مسدود بودند. در بغلان، پنجشیر، سمنگان و ولایت کابل هیچ مکتب و مرکز آموزشی‌ای غیرفعال نبود.

 امارت دوم

در امارت دوم، شبیه امارت اول طالبان، زنان از آموزش و کار محروم شده‌اند. این بار اما این محرومیت‌ها آهسته و پیوسته انجام شده است. اولین اقدام طالبان، ممانعت از آموزش دختران بالاتر از صنف ششم بود. پس از آن، بر نوع پوشش دانشجویان دختر محدودیت وضع کردند و آن‌ها را مجبور به پوشیدن لباس‌های دراز سیاه و چادر سیاه نمودند. سپس برنامه‌هایی را روی دست گرفتند که باعث می‌شد زنان از تدریس در مکاتب باز بمانند. یکی از آن طرح‌ها که در غزنی پیاده شد، تبدیل کردن آموزگاران زن از مکاتب شهری به ولسوالی‌های دوردست این ولایت بود.

علاوه بر آن، طالبان پوشیدن یونیفورم مکاتب را منع کردند و اخیرا خودشان یونیفورم جدیدی را به‌شکل مکتوبی به مکاتب معرفی کرده‌اند که در آن بر اسلامی بودن لباس و صورت استادان و دانش‌آموزان تاکید شده است.

در اوایل میان دانشجویان پسر و دختر، «پرده شرعی» کشیدند و پس از آن روزهای آموزش دختران و پسران را از هم جدا کردند. سپس به تاریخ ۲۹ قوس ۱۴۰۱ دانشجویان دختر را از تحصیل منع کردند که تا هنوز از بازگشایی دانشگاه‌ها و مکاتب به روی دختران خبری نیست. پس از آن هم به تاریخ ۱ جدی ۱۴۰۱ مراکز آموزشی و کورس‌ها را به روی دختران بستند. طالبان همین چند روز پیش هم یک برنامه آموزشی خبرنگاری در شهر جلال‌آباد ننگرهار را به دلیل حضور خبرنگاران زن اخلال کردند. در طی شانزده ماه از آغاز تسلط مجدد طالبان، آن‌ها به ملاها اسناد تحصیلی و تعلیمی توزیع کردند تا به‌عنوان استاد وارد دانشگاه‌ها و مکاتب شوند. برخی مضامین از جمله فرهنگ، تعلیمات مدنی و هنر رسامی را حذف کرده و ملاهای بسیاری را استاد مقرر کرده‌اند. واحدهای ثقافت در دانشگاه‌ها را سه برابر کرده و طرح تاسیس هزاران مدرسه دینی را روی دست گرفته‌اند.

پرده شرعی در یکی از دانشگاه‌های خصوصی که توسط طالبان در اوایل سلطه مجدد تحمیل شد.

ساختمان‌های مکاتب مدرن را به پایگاه نظامی مبدل کرده و «مدارس جهادی» را به هدف تربیه جنگ‌جو راه‌ انداخته‌اند. این گروه همچنان گفته است که در هر ولسوالی ۱۰ مدرسه دینی و در هر ولایت یک مدرسه بزرگ جهادی ایجاد می‌کنند. تا کنون برخی از این مدارس ایجاد شده‌اند که اکثرا ساختمان‌های عامه و املاک خصوصی را برای آن‌ها غصب کرده‌اند.

یکی از مدارس جهادی که از سوی طالبان ایجاد شده است.

در این مدت مجسمه‌های دانشکده هنر دانشگاه کابل را شکستانده و رشته موسیقی را حذف کرده‌اند. علاوه بر آن، آموزش فقه جعفری را در دانشگاه‌ها منع نموده‌اند. شرح مکمل آن‌چه طالبان در شانزده ماه اول تسلط مجدد خود در عرصه آموزش انجام دادند را می‌توانید این‌جا بخوانید.

پیش از آن‌که طالبان برای بار دوم به قدرت برسند، کمیته‌ای را برای بررسی نصاب آموزشی معارف توظیف کرده بودند که آن‌ کمیته پس از ماه‌ها کار گزارش خود را به رهبری طالبان ارایه کرد. براساس آن گزارش، «خون و خشونت به کتاب‌ها برمی‌گردد». شرح مفصل کار کمیته نصاب طالبان را می‌توانید این‌جا بخوانید. روزنامه 8صبح که به آن سند دست یافته، در ویژه‌نامه‌ای آن را به تحلیل و بررسی گرفته است.

آخرین بار هم این گروه تشکیلات تربیه معلم را از ساختار وزارت معارف حذف کرده و آن را غیرموثر خوانده است.

بنابراین، چشم‌انداز آینده آموزش در کوتاه‌مدت تاریک به نظر می‌رسد. تا زمانی که طالبان در راس قدرت باشند و امارت این گروه برقرار باشد، ستیز با دانش و آموزش مدرن، از ویژه‌گی‌های اصلی‌اش باقی خواهد ماند. بنابراین، دوران تاریک و سیاه آموزش مدرن، به اندازه عمر رژیم طالبان طولانی خواهد بود. حتا اگر این گروه زیر فشار جامعه جهانی مجبور به بازگشایی مکاتب شود یا این محدودیت خود را بر جهان بفروشد، باز هم با توجه به نصابی که این گروه در نظر دارد و از سوی دیگر پایین آمدن کیفیت آموزش با استخدام ملاهای مکتب‌ندیده و دانشگاه‌نرفته، این دوران برای آموزش مدرن سیاه و تاریک خواهد بود.‌ گروه طالبان، مانند دور قبلی خود، بزرگ‌ترین سنگی است که پیش روی آموزش مدرن گذاشته شده است و به‌ساده‌گی دور‌شدنی هم نیست. با این حال، سرنوشت جوامع، رشد و ترقی با توسل به آموزش مدرن است و همان‌طوری که این آموزش از سنگ‌اندازی‌های کوچک و بزرگ گذشته عبور کرده است، از این سنگ‌اندازی نیز عبور خواهد کرد. تا آن زمان، صدها هزار دانش‌آموز و دانشجو یا کاملا از آموزش محروم خواهند شد و یا به آموزش بی‌کیفیت دسترسی خواهند داشت.

طالبان به دنبال کدام نسخه از آموزش می‌گردند؟

نصاب آموزشی افغانستان مطابق میل طالبان نیست. در این نصاب، تلاش صورت گرفته تا خشونت تبلیغ نشود و دانش‌آموزان و دانشجویان به بازتولید خشونت تشویق نگردند. طالبان چنین آموزشی را نیاز ندارند. از آن‌جایی که آن‌ها از مکاتب و مدارس به‌عنوان مرکز تولید و کمپ‌های آموزشی جنگ‌جو استفاده می‌کنند، هر نصابی که این گروه را به چنین هدفی نزدیک نسازد، مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد. در بدل، نسخه‌ای که طالبان علاقه دارند در افغانستان تطبیق شود، نسخه مدارس دینی پاکستان است؛ جایی که اکثر نیروها و رهبران این گروه در آن‌ آموزش دیده‌اند. گفته می‌شود که در آن مدارس، ضمن آموزش مضامین دینی با خوانش طالبانی، دانش‌آموزان با روحیه جنگ‌جویی تربیت می‌شوند و حتا ساختن ماین و استفاده از سلاح را نیز آموزش می‌بینند. طالبان در دور اول حاکمیت خود نیز برای مسیر دادن آموزش به سمت تربیت جنگ‌جو، شبیه آن‌چه در مدارس دینی پاکستان جریان دارد، تلاش کردند. وحید مژده می‌نویسد: «ملا امیرخان متقی[1] در ساختمان علوم اجتماعی نزدیک پلی‌تخنیک کابل مدرسه بسیار بزرگی به نام «مدرسه فاروقیه» را اساس گذاشت و یک نفر پاکستانی را به‌حیث سرمدرس در آن‌جا مقرر نمود تا شیوه تدریس به‌شکل مدارس پاکستانی عملی گردد.» (مژده، ۱۱۵) آن‌چه طی دو سال اخیر به نام «مدارس جهادی» در نقاط مختلف کشور تاسیس کرده‌اند، نیز احتمالا نسخه‌برداری‌شده از مدارس پاکستان است. چنین مدارسی، برای استمرار خشونت و بازتولید آن، نیروهای جدید تربیت می‌کنند و در اختیار رژیم قرار می‌دهند. این هدف اما به نظر نمی‌رسد که همیشه موفقانه به دست آید، همان‌طوری که تیر طالبان با تاسیس مدرسه فاروقیه به سنگ خورد. مژده در ادامه می‌نویسد: «توجه به مدارس دینی یا ساختن مدارس، یک هدف عمده را دنبال می‌کرد و آن تربیت طالبان به منظور جنگ بود. زمانی که تهدیدات امریکا برای حمله به افغانستان آغاز شد، از شاگردان مدرسه فاروقیه خواستند تا برای جنگ به سنگر بروند. شاگردان مدرسه را رها کردند و همه فراری شدند.» (همان)

علاوه بر آن، طالبان که تلاش می‌کنند بعد مذهبی هویت خود را برجسته‌تر کنند تا در هنگام مشروعیت سیاسی به مردم نیاز نداشته باشند و آن را از دین بگیرند، با هر نوع آموزش دینی هم سازگاری ندارند. نمونه آن، ممانعت آموزش فقه جعفری است.

از جانبی، مدارس جهادی‌ای که در نقاط مختلف کشور ایجاد شده، بخش بزرگی از فرزندان یتیم اعضای کشته‌شده طالبان را به‌عنوان دانش‌آموز تعلیم می‌دهند. خانواده‌های آن‌ها که باری مردان جوان را به عنوان جنگ‌جو و انتحاری به پای گروه طالبان قربانی کرده‌اند، این بار فرزندان آن‌ها را به مدارس جهادی می‌فرستند تا نیروی جنگی و انتحاری آینده طالبان را تشکیل دهند. در کتاب‌هایی که برای سوادآموزی توسط طالبان تهیه شده، نیز کلیدواژگانی مانند «کافر»، «مجاهد»، «جهاد» و غیره آمده است. این کتاب‌ها که برخی از صفحات آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی نشر شده، بسیار مضحک و خطرناک است. در آن‌ها برای آموزش الفبا، رهبران طالبان معرفی شده‌اند. در یک صفحه آن برای آموزش «ی» آمده است: «در یخچال ما یخ است. ملا محمدیعقوب مجاهد فرزند ملا محمدعمر است. ملا محمدیعقوب در مقابل اشغالگران مرتدان امریکایی جهاد کرده است.»

صفحه‌ای از کتاب سوادآموزی که توسط طالبان تهیه شده و ترویج‌کننده خشونت است.

این گروه تلاش می‌کند برخی از مضامین مدرن را نیز شامل آن مدارس سازند تا فارغان آن‌ها بتوانند در ادارات دولتی کار کنند و آشنایی ابتدایی تیوریک با برخی مشاغل تخنیکی داشته باشند. مولوی عبدالکبیر، معاون سیاسی رییس‌الوزرای طالبان، در ماه جوزای سال جاری گفت که باید برخی مضامین عصری نیز وارد نصاب مدارس دینی شود تا آن‌ها توان کار در ادارات دولتی را پیدا کنند.

بنابراین، طالبان از آموزش برآیندی می‌خواهند که نیروهای مسلح با ایدیولوژی کور باشند تا بتواند جنگ‌جویان سر‌به‌کف آینده این گروه را تشکیل دهند و در زمان فروکش کردن جنگ، در ادارات دولتی کار کنند و بدین طریق ادارات نیز از نیروهای غیرطالبانی خالی شوند.

آشتی میان آموزش مدرن و آموزش سنتی

آموزش سنتی از آوان ورود آموزش مدرن به افغانستان معاصر، آن را رقیب خود دانسته و با آن سر ستیز داشته است. در ظاهر امر، این ستیز از تضاد منافع فوری گروه‌های وابسته به دو نوع آموزش برخاسته است. ملاها و طلبه‌‌های مدارس دینی که منافع فوری خود را در اولویت دادن به این نوع آموزش می‌بینند، گاه نهان و گه آشکار علیه رقیب موضع می‌گیرند. آن‌ها که پیش از آن در میدان «سواد» به تنهایی جولان می‌دادند، رقیبی قدرت‌مند و پرطرف‌دار را در مقابل خود احساس کردند، نه آشنایی در کنار خود. از جانب وابسته‌گان آموزش مدرن، به‌صورت آشکار علیه آموزش سنتی موضع خصمانه گرفته نشده است. در واقعیت امر اما آموزش سنتی و آموزش مدرن قابل جمع نیست. آموزش مدرن نگاه به آینده دارد، اما آموزش سنتی به گذشته می‌بیند. از سوی دیگر، آموزش سنتی یک نوع سواد ضدآموزش را ترویج می‌کند. در این نوع آموزش، دانش‌آموز، خواندن و نوشتن را می‌آموزد، اما نمی‌تواند مهارت‌های زنده‌گی در عصر مدرن را بیاموزد. نصاب‌های آن نوع آموزش هم بسیار کهنه است که هنوز با «قاعده بغدادی» شروع می‌شود و با کتاب‌های کهنه دیگر ادامه می‌یابد. به‌طور مثال، وقتی ادبیات عرب در آموزش سنتی تدریس می‌شود، هنوز بر «صرف بهایی» و «صرف میر» تکیه دارد، در حالی که زبان یک پدیده متحول است و ادبیات آن نیز باید پابه‌پای خودش متحول و نوسازی شود. آن‌چه اکنون به نام ادبیات عرب در مدارس سنتی افغانستان تدریس می‌شود، مربوط قرن‌ها قبل است و حتا در حوزه زبان عربی هم نمی‌تواند ربط وثیقی به عربی امروز داشته باشد. آن‌ها به جای زبان‌های علمی روز مانند انگلیسی، ادبیات کهن عرب را می‌خوانند و از مهارت‌های بسیار مهم مانند کمپیوتر که بخشی از زنده‌گی مدرن است، دور می‌مانند. در آن مدارس، فقر تقدیس می‌شود و دانش‌آموزان برای زنده‌گی فقیرانه آموزش می‌یابند. به آنان آموزش داده می‌شود که «صبر» پیشه کردن در برابر فقر، «ثواب» دارد و بدین ترتیب آن‌ها برای مبارزه با فقر انگیزه هم پیدا نمی‌کنند. آن نیروها وقتی بدون مهارت خاصی به جامعه عرضه می‌شوند، نه می‌توانند به اقتصاد جامعه کمک کنند و نه انگیزه آن را دارند. بنابراین، آموزش سنتی در بهترین حالت می‌تواند نیروهای باسواد اما خالی از مهارت را به جامعه تقدیم کند که نگاهش حتا نسبت به سواد هم امروزی نیست. این یکی از عوامل عقب‌مانده‌گی است.‌ وقتی چنین افرادی به تصمیم‌گیران جامعه تبدیل شوند، جامعه را نیز دچار عقب‌گرد می‌کنند. نمونه حاضرش، گروه طالبان است.

 با این حال، در مقاطع مختلف تاریخ معاصر افغانستان برای آشتی دادن این دو نوع آموزش، تلاش‌های بی‌فرجام و مذبوحانه‌ای صورت گرفته است. این تلاش‌ها، از سر ناچاری و در حقیقت شکست نیروهای مدرن در برابر محافظه‌کاران بوده است. نخستین تلاش تقریبا همزمان با ورود آموزش مدرن به کشور، از جانب حکومت امان‌الله خان صورت گرفت. او وقتی جامعه سنتی آن روز را در برابر خود دید، برای این‌که بخشی از نارضایتی‌های جامعه و مشخصا ملاها را کم کند و بدین ترتیب بین آموزش و سواد ضد آموزش آشتی دهد، برخی مضامین مدرن را وارد نصاب آموزشی مکاتب سنتی کرد، درست خلاف چیزی که امروز طالبان برای از بین بردن فاصله میان این دو نوع آموزش، انجام می‌دهند. «دولت سعی نمود تا میان موسسات تعلیمی عنعنوی و عصری رابطه برقرار گردد. بدین منظور یک سلسله کتب عصری را برای تدریس در آن موسسات فرستاد.» (کامگار، ۱۳۷۷: ۲۸)

دومین گام جدی در این راستا، تاسیس مدارس دینی از سوی دولت در چوکات وزارت معارف بود. «در زمان سلطنت محمدظاهر شاه، در جنب ارایه خدمات تعلیمات عامه مسلکی، تلاش صورت گرفت تا زمینه تعلیمات دینی را نیز در موسسات تعلیمی مساعد سازد که به همین منظور تعداد[ی] از موسسات تعلیمی دینی در چوکات وزارت معارف تشکیل و به فعالیت آغاز نمود.» (احمدی وردک، ۱۳۹۵: ۲۶۰) براساس احصاییه ۱۳۳۳ وزارت معارف، دو باب دارالعلوم در مرکز کابل و پغمان، سه باب در هرات، یک باب در مزار شریف، یک باب در مشرقی و یک باب در میمنه در چوکات این وزارت فعال بود. (معارف افغانستان در نیم قرن اخیر، ص ۳۸) در ادامه همین روند، در سال ۱۴۰۰ خورشیدی، ۷۹۴ مدرسه، ۲۱۹ دارالحفاظ و ۱۱۰ دارالعلوم در چوکات وزارت معارف فعال بوده‌اند. براساس آمار سال ۱۴۰۰ وزارت معارف، تنها در مراکز دینی دولتی و خصوصی ثبت‌شده در این وزارت، ۳۱۸ هزار و ۷۲ دانش‌آموز به شمول ۸۴ هزار و ۱۵ دختر مشغول آموزش سنتی بوده‌اند. این در حالی است که بخش بزرگی از مدارس دینی ثبت دولت نیست و با منابع مالی مردمی و بعضا مشکوک اداره می‌شوند.

وقتی رنگینه حمیدی از سوی رییس‌ جمهور اشرف غنی به‌عنوان سرپرست وزارت معارف مقرر شد، اعلام کرد که وزارت معارف ساختارش را تغییر داده تا اسلام در آموزش جایگاه اصلی خود را بیابد و برای این هدف دانش‌آموزان از صنف اول تا سوم در مساجد آموزش خواهند دید. این طرح واکنش‌های زیادی را برانگیخت. وزارت معارف سرانجام از آن طرح عقب نشست و نوریه نزهت، سخنگوی آن وقت آن وزارت، گفت که آن‌ها طرح خود را صرف در مناطق محروم اجرایی خواهند کرد. این تلاش هم دقیقا زمانی صورت داده شد که دولت جمهوری مدرن در برابر «امارت نام‌نهاد» سنتی طالبان به زانو درآمده بود و دولت غنی به هر چیزی دست می‌انداخت تا متکایی بیابد.

راه برعکس امان‌الله خان در این مورد، توسط طالبان طی می‌شود. این گروه برای آن‌که دو نوع آموزش را آشتی دهد، کیفیت تدریس در مکاتب و دانشگاه‌ها را پایین آورده است تا هم‌سطح مدارس دینی شود. از سوی دیگر، تعداد واحدهای درسی دینی را در مکاتب و دانشگاه‌ها افزایش داده است. مولوی حبیب‌الله آغا، سرپرست وزارت معارف طالبان، اخیرا در هلمند گفت که فاصله میان مدارس، مکاتب و دانشگاه‌ها از بین رفته است. طالبان که از ذی‌نفعان اصلی آموزش سنتی‌اند، فکر می‌کنند تخریب آموزش مدرن به نفع آموزش سنتی است.‌ آن‌ها نصاب مدارس دینی را نوسازی نمی‌کنند تا به آموزش مدرن نزدیک شود، بلکه نصاب آموزش مدرن را کهنه‌سازی می‌کنند تا به مدارس نزدیک‌تر گردد.

منابع:

۱- احمدی وردک، گل‌آغا (۱۳۹۵)، سیر تاریخی معارف افغانستان، نشر وزارت معارف: کابل.

۲- اخلاصی، احمدبخش (۱۳۹۸)، بررسی تاریخی معارف زنان از ظاهر شاه تا حاکمیت طالبان، مجله «راه شکوفایی»، سال یازدهم، شماره هجدهم.

۳- اندیشمند، محمداکرام، معارف عصری در افغانستان.

۴- انصاری، خواجه بشیراحمد (۱۳۹۱)، مذهب طالبان.

۵- بی‌نا، معارف افغانستان در نیم قرن اخیر از ۱۲۸۵ – ۱۳۳۵.

۶- پروفایل معارف – غزنی ۱۳۹۹، وزارت معارف.

۷- سالنامه احصاییوی معارف سال ۱۴۰۰، وزارت معارف.

۸- غبار، میرغلام‌محمد (۱۳۹۷)، افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، نسخه الکترونیک، انتشارات محسن.

۹- فرهنگ، میرمحمدصدیق (۱۳۶۷)، افغانستان در پنج قرن اخیر، ناشر: انجنیر احسان‌الله مایار.

۱۰- قوانین اساسی افغانستان، وزارت عدلیه.

۱۱- کامگار، جمیل‌الرحمان (۱۳۷۷)، تاریخ معارف افغانستان (۱۷۴۷ – ۱۹۹۲)، پشاور: مرکز نشراتی میوند.

۱۲- کتاب درسی تاریخ صنف نهم، چاپ ۱۳۹۸.

۱۳- مژده، وحید (۱۳۸۲)، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، تهران: نشر نی.

۱۴- معلومات احصاییوی سال ۱۳۹۰، وزارت معارف.

۱۵- وب‌سایت اداره ملی احصاییه و معلومات.

۱۶- وب‌سایت وزارت تحصیلات عالی.

 

بیشتر بخوانید…

بخش اول


  1. متقی در آن زمان وزیر معارف طالبان بوده است.
ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

از سنگر تا سکوت؛ روایتی از فروپاشی و وفاداری در پنجشیر
گزارش‌ها

از سنگر تا سکوت؛ روایتی از فروپاشی و وفاداری در پنجشیر

۱۴ اسد/مرداد ۱۴۰۴ - ۵ آگست ۲۰۲۵ [t_time:1754359966]
گزارش‌ها

خروج  «فاجعه‌بار» ایالات متحده از افغانستان؛ امریکایی‌ها خواستار اسکان همکاران محلی‌شان هستند

۱۱ عقرب/آبان ۱۴۰۲ - ۲ نومبر ۲۰۲۳ [t_time:1698943234]
تحلیل‌ها

تحول در دینامیک‌های امنیتی منطقه‌ پس از ۱۵ آگست

۲۴ میزان/مهر ۱۴۰۲ - ۱۶ اکتوبر ۲۰۲۳ [t_time:1697417773]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • نیوز۱۸: سخنان تلخی میان طالبان و رییس آی‌اس‌آی در کابل رد و بدل شده است

    Share
    Share توئیت
  • نخستین زن پس از ۲۰۰ سال در تنسی امریکا اعدام می‌شود

    Share
    Share توئیت
  • روسیه از احتمال موافقت با انتقال سامانه‌های اس-۴۰۰ از ترکیه به کشوری دیگر خبر داد

    Share
    Share توئیت
  • پنج طالب در نورستان کشته و دست‌کم ۱۰ تن دیگر زخمی شدند

    Share
    Share توئیت
  • چه کسی روایت سقوط را می‌نویسد؟

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
روزنامه ۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

تیراندازی در مراسم عروسی در قندهار؛ عروس و مامای داماد کشته شدند

سازمان صحی جهان: ۱۷۰ تن در افغانستان بر اثر بیماری‌های تنفسی جان باختند

ولسوال طالبان در تگاب: مردم بدخشان باید خون گریه کند

چین در مجمع عمومی سازمان ملل خواستار احترام به حاکمیت کشورهای خلیج فارس شد

روسیه از حمله به مراکز لجستیکی و ارتباطی اوکراین خبر داد

تحلیل‌ها

چه کسی روایت سقوط را می‌نویسد؟

درسی از اوکراین: تاب‌آوری اتاق‌های خبر، آزادی مطبوعات را واقعی می‌سازد

چرا حمله پس از میانجی‌گری؟

وقتی هویت ملی به اطاعت بدل می‌شود

ویران‌شهر: میل دارید خبر بخوانید یا توهم؟

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

روزنامه ۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.