در این روزگاری که قحطسال عشق است و عالم گرفتاری بدتسلسلی دارد، سخنوری صاحبدل بر آن میشود تا سفر بیبازگشت خداوندگار مثنوی معنوی را از بلخ تا قونیه منظوم سازد؛ کاریست کارستان. همت والای فرهنگی میطلبد و عشقی سرشار از معرفت.
جناب حسیب احراری با چنین همت والا و عشق سرشار از معرفت، «سفر سلطانالعلما از بلخ تا قونیه» را با نام مکان بیمکانی در ۳۱۴ صفحه با آهنگ «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» سروده است.
با مرور فهرست مطالب این اثر وزین، میتوان دریافت که سراینده عمری را دود چراغ و خون جگر خورده است. چنین اثری را بدون پژوهش وخوشهچینی از آثار تاریخی، عرفانی و شروح مثنوی و نبشتههایی که به زندهگی و چگونه زیستن حضرت مولانا جلالالدین (رح) پرداختهاند، نمیتوان تدوین کرد. کاش نویسنده به منابع پژوهشیاش اشارت میکرد تا خوانندهگان، سختکوشی جناب احراری را درمییافتند و به روایات این متن منظوم بیشتر اعتماد میکردند.
ازآنجاییکه گوهر وجودی این اثر، زندهگی و آثار منثور و منظوم مولاناست و چگونهگی عبور جلالالدین از معرفت فقیهانه و رسیدن به معرفت عارفانه، به باور من زیرعنوان مکان بیمکانی باید «سفرجلالالدین از بلخ به قونیه» میبود. سفر سلطانالعلما در حاشیه این متن است. متن مولانامحور است.
به هرروی، این اثر وزین آنقدر ارزشمند ست که خواننده آشفتهگی نادر در قافیهبندی و پرّشهای وزنی را نادیده بگیرد. پرواز در سپهر قلمرو مولانا این شوریدهحالی را به همراه دارد.
برای سخنور صاحبدل، جناب حسیب احراری، توفیق خواهانم. طبعش جوشان و خامهاش خروشان باد!






