بلاشک که پیروزی دموکراتها در هردو مجلس کانگرس، برای دولت دونالد ترمپ مایه نگرانی است. حضور پرشور و پرشمار دموکراتها در کانگرس، میتواند دامنه «آزادی عمل» ترمپ در سیاست خارجی را محدود کند؛ البته در همه پروندهها به یکسان نه. برای نمونه، دشوار بتوان مانع حمایت بیقیدوشرط ترمپ از اسراییل شد؛ یا هم او را از حمله مجدد بر جمهوری اسلامی ایران منصرف کرد که در این باب هم، دفاع از بقای اسراییل، خوبترین بهانه است. اما در دیگر پروندهها، ازجمله اوکراین، ماجرا فرق میکند؛ چراکه حساسیت ترمپ در این باب کمتر است. همینطور، در پروندههای ونزوئلا، کوبا و نحوه مواجهه با اروپاییها و متحدان دیرین و نوین امریکا. در این میان، یک پرونده دیگر هم وجود دارد که هنوز بسته نشده است: افغانستان تحت کنترل طالبان. پرونده افغانستان، و مشخصاً طالبان، در ردیف پروندههایی قرار میگیرد که ترمپ در برابر آن، حساسیت خاصی ندارد. برای همین، میتوان گفت که دموکراتها در پروندههای غیراسراییل و غیرایران، میتوانند دامنه آزادی عمل ترمپ را تضییق کنند و او هم تا جایی به قیدوبندهای قانونی ـ ساختاری وفادار بماند.
درباب پرونده افغانستان هم بهتر این است که دامنه انتظاراتمان را محدود نگه داریم؛ چراکه قرار نیست شاهد اتفاق خاصی باشیم. اگر قرار بود، پرونده طالبان از نو بررسی و زیرورو شود، قاعدتاً با برگشت ترمپ به کاخ سفید میشد که تا این دم نشده است. ترمپ که قبل از انتخابات ریاست جمهوری هم، پیوسته بر دموکراتها، بابت آنچه خروج فضیحتبار از افغانستان میخواند، تشر میزد، وقتی هم به کاخ سفید برگشت، باز هم مشغول تشرزدن ماند و از ورود به میدان عمل دوری جُست. درحالیکه نگاه نیروهای مخالف طالبان به برگشت ترمپ دوخته شده بود؛ به این خاطر که گمان میکردند ازآنجاییکه او از منتقدان جدی خروج از افغانستان است، شاید راه و روزنهای برای عبور افغانستان از گردنه بنبست جستوجو کند که باز هم تا این لحظه نکرده است.
وقتی هم از احتمال تغییر سیاست خارجی امریکا در قبال افغانستان حرف میزنیم، امیدواری بر «اِعمال فشار» بر طالبان، در مرکز توجه است، نه لزوماً مسایل دیگر. کسانی هم به احتمال تغییر میاندیشند که مخالف طالبانند و در آرزوی حذف این گروه از صحنه، شبوروز سر میکنند. البته برای طالبان، چندان فرقی نمیکند که دموکراتها بر سر کار باشند یا هم جمهوریخواهان؛ چراکه هردو حزب هم در پی حمله مجدد بر افغانستان و پایاندادن به عمر رژیم طالبان نخواهند بود. اما برای مخالفان طالبان که حضور در قدرت برایشان تبدیل به حسرت شده است، کوچکترین تغییر در سیاست خارجی امریکا، غالباً تبدیل به مایه امید و بعضاً تبدیل به اسباب نگرانی میشود.
اکنون هم مسلطشدن دموکراتها بر کانگرس، لزوماً بهمعنای وقوع چرخش جدی در سیاست خارجی امریکا در قبال افغانستان نیست و در بهترین حالت، روندی که از نیمه آگست ۲۰۲۱ تا این دم طی شده است، همچنان ادامه خواهد یافت؛ روندی که در آن طالبان نه حمایت میشوند و نه هم حذف. البته از حیث دیگر، اگر دقت کنیم، باخت جمهوریخواهان در کانگرس، میتواند مایه خوشحالی برای طالبان باشد؛ چراکه خروج از افغانستان و برگشت طالبان به قدرت، میراث دموکراتهاست و اکنون که مالکان این میراث، میداندار شدهاند، سعی در حفظ میراثشان خواهند کرد که لازمهاش اگر بهادادن زیاده از حد به طالبان نباشد، همین دوام «راهبرد تعامل» است.
ترمپ تا توانست از ماجرای خروج از افغانستان و برگشت طالبان، بر ضد دموکراتها، بهویژه جو بایدن، استفاده کرد. او کاری را که دموکراتها دستاورد بهحساب میآورند، مطلقاً فضیحتبار و زیانآور معرفی میکند. حالا هم دموکراتها چارهای ندارند جز اینکه، از آنچه انجام دادهاند، دفاع کنند؛ اقدامی که خواسته یا ناخواسته بهسود طالبان خواهد بود. در اینجا، یک احتمال را نمیتوان ازنظر دور داشت: دگرگونشدن رویکرد دموکراتها در قبال پرونده افغانستان، باتوجهبه آنچه طالبان در بیشاز پنج سال پسین انجام دادهاند. اگر واقعاً ادراک دموکراتها تعدیل شده باشد، بهمحض ورودشان به کانگرس عیان خواهد شد. ترمپ هم که تمایل به تعامل با طالبان ندارد، وقتی این گرایش در دموکراتها هم تقویت شده باشد، نوعی همسویی بین کاخ سفید و کانگرس پدید میآید که لازمهاش پرهیز از بهادادن به طالبان خواهد بود.
اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت: حساسیت ظاهری دموکراتها در قبال دموکراسی و حقوق بشر. کارنامه طالبان در این باب روشنتر از آفتاب است: اینکه از لحظه برگشت به قدرت، تا توانستند حقوق بشر را نقض کردهاند و پیهم در نفی دموکراسی با نیشوکنایه سخن گفتهاند. دموکراتها در کانگرس، احتمالاً در این باب، خاموش نخواهند ماند که پیامدش بهمرور تضعیف راهبرد تعامل با طالبان خواهد بود. دولت بایدن با آنکه متهم به ارسال محمولههای دالر به رژیم طالبان بود، ولی باز هم عملکرد این گروه را در حوزه حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان، سخت به باد انتقاد میگرفت. حتا وزیرانی در رژیم طالبان را هم تحریم کرده بود. برعکس، ترمپ از لحظه برگشت به قدرت، حتا یک کلمه هم درباب وخامت وضعیت حقوق بشر در افغانستان بر زبان نیاورده است. اعضای دولتش هم همچنان. فقط مساله رهایی گروگانها در اولویت دولتش قرار دارد که ظاهراً در این خصوص، تا جایی موفق هم بوده است.






