مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده امریکا، اخیراً در نشست وزیران خارجه گروه ۲۰ ـ که در شهر آتلانتای ایالت جورجیا برگزار شده بود ـ در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران، درباب جنگ طالبان و پاکستان و پادرمیانی روسیه بین این دو، اظهار داشت که اگر فرصت برای میانجیگری موجود باشد، واشنگتن نیز وارد عرصه خواهد شد. البته درعینحال، از موضع پاکستان در مبارزه با آنچه تروریسم عنوان میکند، استقبال کرد. پاکستان و طالبان به گفتههای روبیو واکنش نشان دادهاند: استقبال از میانجیگری امریکا؛ با این تفاوت که طالبان در مقایسه با پاکستان، شوروحرارت بیشتر نشان دادند.
وقتی به شوروشوق برخی کشورها، بهویژه قدرتهای بزرگ، برای میانجیگری بین پاکستان و طالبان تمرکز کنیم، درمییابیم که رژیم این گروه، تمدید و تشدید تنش با اسلامآباد را به سود و مصلحت میداند؛ یعنی به هر اندازه که تنش موجود تشدید شود، به همان اندازه نام طالبان بر سر زبانها میافتد و از این گروه، بهحیث رژیم برحال و مسلط بر افغانستان یاد میشود که گویا در دفاع از منافع افغانستان با یک کشور متجاوز خارجی در جنگ است. همچنان به همان اندازه تلاشها برای میانجیگری تشدید میشود و کشورهای مهم منطقه و فرامنطقه برای دفع معضل، آستین بر میزنند. چین، روسیه، عربستان، قطر، ترکیه، ایران و حالا هم امریکا یا عملاً اقدام به میانجیگری کردهاند ـ که منتج به نتیجه خاصی نشده است ـ یا هم در این باب، تمایل نشان دادهاند.
وقتی این شمار از قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، وارد صحنه شوند، این برای رژیم طالبان سودآور است. سود حداقلیاش این است که نمایندهگان طالبان پیهم به کشورهای دیگر سفر و از موضع برابر با طرف مقابل (پاکستان)، در دور میز گفتوگو مینشینند و بهحیث حاکمان برحال افغانستان با مقامات بلندرتبه سایر کشورها دیدار و درباره چگونهگی تامین امنیت منطقه و مهار تروریسم از منشأ افغانستان حرف میزنند و بهظاهر هم که شده، سعی میکنند در موضع دفاع از منافع افغانستان بایستند. این به این معناست که اگر افغانستان تحت اداره طالبان در کانون توجه جامعه بینالمللی قرار ندارد، حداقل تکوتوک کشورهای قدرتمند به سراغش میآیند و برای حل معضلاتش با همسایهگانش تلاش بهخرج میدهند.
باتوجهبه آنچه بیان شد، اگر امریکا وارد عرصه میانجیگری شود، این برای طالبان سرشار از مزیت است. میانجیگری یعنی اینکه نیروی میانجی قاعدتاً «بیطرف» است و دیدگاه اطراف منازعه را بهدقت میشنود و با جدیت راهها و روزنههایی را تعقیب میکند که به «فصل خصومت» بینجامد. همینطور، با رعایت اصل بیطرفی، اطراف منازعه را مجاب میکند تا در زمینههایی کوتاه بیایند و به قاعده «دادوستد» در مذاکره وفادار بمانند. وقتی امریکا که قدرت اول دنیاست، از پاکستان که یک قدرت اتمی و عضو رسمی جامعه بینالمللی است، بخواهد به رژیم طالبان که هنوز در فقدان مشروعیت ملی و بینالمللی بهسر میبرد، امتیاز قایل شود، این یک اتفاق ناچیز و بیمقدار نیست. اهمیت این نکته، وقتی خوبتر برملا میشود که امریکا را حامی پاکستان بدانیم؛ بهویژه در مواجهه با رژیم طالبان. وقتی چنین است، امریکا قاعدتاً نه بر میانجیگری که بر اعمال فشار بر طالبان تمرکز کند. وقتی چنین نمیکند، بستر برای امتیازدهی به طالبان هموار میشود.
افزون بر آن، طالبان در حسرت دوستی با امریکا میسوزند و میسازند. رژیم این گروه بهدنبال دریافت بهانه برای دوستشدن با امریکاست. گفتوگو با پاکستان، آن هم با میانجیگری امریکا، خوبترین بهانه برای قرینشدن به واشنگتن است. در این صورت، طالبان هم میتوانند پُز دهند که پای قدرت اول دنیا را به میدان کشاندهاند و هم اینکه میتوانند سطح تعامل با کاخ سفید را افزایش دهند. وقتی چنین شود، شاهد دور تازهای از تعامل بین امریکا و طالبان خواهیم بود. البته که طالبان در این روند احتمالی، سعی خواهند کرد روایت خاص خودشان از ناامنی در پاکستان و فعالیت تیتیپی (تحریک طالبان پاکستان) را بهسمع امریکا برسانند؛ القایی که بعید نیست بر ادراک کاخ سفید تاثیر بگذارد.
ازسوی دیگر، امریکا هم بیعلاقه به تامین رابطه با طالبان نیست؛ البته رابطهای که به رژیم این گروه مشروعیت نبخشد. درباب پایاندادان به نزاع بین پاکستان و طالبان، نهتنها که بیمیل نیست که اشتیاق فراوان هم دارد. شخص دونالد ترمپ هم بارها در این باب ابرازنظر کرده و از علاقهاش برای پادرمیانی نیز پرده برداشته است؛ البته بیآنکه وارد عرصه شود. اگر نزاع بین طالبان و پاکستان تشدید شود و امریکا هم بهحیث میانجی وارد صحنه شود، از آدمی چون ترمپ، بعید نیست میزبان نمایندهگان اطراف منازعه در واشنگتن شود و با امضای تفاهمنامهای بین طرفین، ادعا کند که به یک جنگ دیگر هم پایان داده است و اکنون شایستهتر از هر زمان دیگر، برای دریافت جایزه نوبل صلح است. اگر واقعاً امریکا در پی تامین رابطه حداقلی، نه لزوماً حداکثری، با طالبان باشد، ماجرای میانجیگری توجیه خوبی است و به بخشی از انتقادهای احتمالی پاسخ میدهد.
نکته مهمتر و آن اینکه، حتا این احتمال وجود دارد که طالبان در هفتهها و ماههای آینده دُز تنش با پاکستان را بالا ببرند؛ به این منظور که امریکا مجبور به میانجیگری شود. دلیلش هم آنگونه که در فوق بیان شد، روشن است: سودبردن از دیدار با نمایندهگان امریکا در روند میانجیگری. برای فعلاً اظهارات روبیو در حد یک پرسشوپاسخ رسانهای است، نه لزوماً موضع رسمی امریکا. روبیو نگفته است که امریکا بهحتم میانجیگری خواهد کرد، بلکه مشروط به مساعدبودن فضا کرده است. حساسیت دیگر را نیز نباید ازنظر دور داشت: اینکه اگر امریکا پا در صحنه بگذارد، چین و روسیه و ایران ناراحت خواهند شد؛ مثلثی که برای پایان تنش بین طالبان و پاکستان تلاش کردهاند، ولی ناکام ماندهاند.






