در دومین نشست دو روزه مجمع فدرالخواهان افغانستان و شبکه جهانی رهبری جوانان در هانوفر آلمان، سخنرانان نظام فدرالی را مسیر تحقق «صلح، عدالت و ثبات» در کشور دانسته و تاکید کردند که تنوع فرهنگی، قومی و زبانی افغانستان، نیازمند ساختاری فدرالی است. آنان نظامهای متمرکز گذشته را تجربهای ناموفق خوانده و بر ضرورت ایجاد ساختاری مبتنی بر نظریه روشن دولت تاکید کردند. در این نشست، پیشنیازهای حقوقی، نهادی و اجتماعی گذار به فدرالیسم تشریح شده و مسوده قانون اساسی فدرال خواهان بهعنوان ابزاری برای گفتوگو و مشارکت ملی معرفی گردیده است. فدرالخواهان از دیگر جریانهای سیاسی نیز خواستهاند طرحهای خود برای نظام پسا طالبان را ارایه کنند تا شهروندان و سیاستمداران درباره مزایا و چالشهای نظامهای سیاسی گفتوگو کنند. برخی از آنان تاکید کردند که نظام غیرمتمرکز، تنها یک ساختار اداری است و بحرانهای سیاسی و اجتماعی کشور را حل نمیکند.
مجمع فدرال خواهان افغانستان و شبکه جهانی رهبری جوانان (Peer Leader International) نشست دو روزهای با عنوان «فدرالیسم؛ راهی بهسوی عدالت اجتماعی، صلح و ثبات در افغانستان» در شهر هانوفر، ایالت نیدرزاکسن آلمان برگزار کردند. در این نشست، سخنرانان نظام فدرالی را مسیر دستیابی به عدالت، برابری و ثبات سیاسی در کشور دانستند و تاکید کردند که تنوع فرهنگی، قومی و زبانی افغانستان ایجاب میکند که نظام سیاسی پسا طالبان در این کشور فدرالی باشد.
این نشست دو روزه که در تاریخ ۲۸ و ۲۹ نوامبر سال جاری میلادی برگزار شده بود، برخی از چهرههای سیاسی و اعضای مجمع فدرال خواهان، از جمله مقامهای ارشد حکومت پیشین، درباره چگونهگی ایجاد ساختار فدرالی در افغانستان، راههای تحقق آن و مزایای نظام فدرالی صحبت کردهاند.
عبداللطیف پدرام، رهبر کنگره ملی و یکی از اعضای ارشد مجمع فدرال خواهان افغانستان، در سخنرانی خود در این نشست گفته که فدرالیسم بستر مناسبی برای تمام گروههای سیاسی، قومی و زبانی در کشور است. به گفته او، نظام فدرالی این امکان را میدهد که در ایالتهای مختلف جریانهای سیاسی متفاوت حاکم باشند. پدرام تاکید کرده که در افغانستان درباره نمادهای مهمی مانند پرچم، پول و هویت اختلاف نظر وجود دارد و حل این مسایل نیازمند ایجاد یک ساختار فدرالی است.
آقای پدرام در این سخنرانی همچنین به وضعیت نهادهای تحصیلی پرداخته و اظهار داشته که در حال حاضر دانشگاههای افغانستان «به اندازه سر سوزن» علم تولید نمیکنند. او افزوده است: «در افغانستان ریاضیدان، اقتصاددان، سیاستمدار، شاعر، متفکر و نقاش بزرگ وجود ندارد.» به گفته او، نظام آموزشی کشور به قدری ضعیف است که نصاب آن مربوط به حدود ۵۰ تا ۶۰ سال پیش میباشد.
رهبر کنگره ملی افغانستان همچنین به اهمیت فدرالیسم در غیاب نظریه روشن دولت پرداخت و بر ضرورت مشارکت مردم در تصمیمگیریهای سیاسی تاکید کرده است. او گفته که مشکل اصلی افغانستان نبود «نظریه علمی دولت» است و از قرن نوزدهم تا کنون، کشور نتوانسته وارد مرحله دولت–ملتسازی شود، به وحدت ملی برسد یا ساختار سیاسی پایدار ایجاد کند. به گفته او، دولت در افغانستان هرگز بر پایه یک نظریه روشن اقتصادی، حقوقی و سیاسی بنیان نشده و فدرالیسم تنها زمانی معنا پیدا میکند که نظریه دولت مشخص و طرحهای سیاسی براساس آن تدوین شود.
همچنان سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری پیشین و از اعضای ارشد مجمع فدرالخواهان افغانستان، در سخنرانی خود با اشاره به مسوده قانون اساسی این مجمع گفته که «صلح، عدالت و ثبات» دیدگاه و فلسفه سیاسی فدرالخواهان افغانستان را شکل میدهد. او افزوده است: «ما در تاریخ معاصر افغانستان، حداقل در طول یکونیم قرن اخیر، نه صلح داشتیم، نه عدالت و نه ثبات؛ بلکه همواره در چرخه بیپایان جنگ و خشونت، تبعیضهای سیستماتیک، وضعیت ناپایدار سیاسی و در نهایت گسست و فروپاشی قرار داشتهایم.»
آقای دانش که بهصورت آنلاین در این نشست سخنرانی کرده، یکی از عوامل وضعیت کنونی افغانستان را حاکمیت نظامهای متمرکز مبتنی بر نظریه دولت–ملت با رویکرد هژمونی «تک دولت–تک ملت» دانسته است. او تاکید کرده که با توجه به متکثر و متنوع بودن ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور، این نوع نظامها علاوه بر ایجاد خشونت و منازعه، باعث تفرقه، تبعیض و بیعدالتی شده و کشور را در چرخهای از بیثباتی و ناپایداری مداوم قرار داده است. به گفته او، تنها راه حل واقعی و ریشهای این است که برای آینده افغانستان نظامی بنیانگذاری شود که همزمان سه عنصر «صلح، عدالت و ثبات» را تامین کند؛ نظامی فدرال است که نمونه آن در شرایط مشابه افغانستان در سراسر جهان تجربه موفق داشته است.
این مقام ارشد حکومت پیشین که در گذشته از نظام متمرکز حمایت میکرد، گفته است: «نظام غیرمتمرکز هیچ یک از مشکلات افغانستان را حل نمیکند. اصولاً غیرمتمرکزسازی ربطی به حقوق اقوام و اقلیتها و بهرسمیت شناختن حقوق گروههای متکثر جامعه ندارد. نظام غیرمتمرکز، مانند نظام غیرمتراکم، صرفاً یک سیستم اداری است و هیچ پیام یا محتوای سیاسی ندارد، در حالی که ما با یک مشکل سیاسی و حقوقی مواجه هستیم که نیازمند راهحل سیاسی و حقوقی است، نه راهحل اداری. هدف از نظام غیرمتمرکز تنها سبک کردن بار حکومت مرکزی است و نه دادن اختیارات یا استقلال داخلی به مردم ایالات؛ این نظام صرفاً به معنای تفویض صلاحیت از طریق قوانین عادی است.»
همچنین هارالد کلیم، سیاستمدار آلمانی و رییس موسسه «Peer Leader International»، درباره تجربه ساختار فدرال در آلمان سخن گفته و تصریح کرده است که فدرالیسم در این کشور، دولت را به مردم نزدیکتر میکند.
دکتر عباس بصیر، وزیر تحصیلات عالی حکومت پیشین و عضو هیات رهبری مجمع فدرالخواهان، در سخنرانی خود بر پیشنیازهای گذار از نظام متمرکز به فدرالیسم تاکید کرده و گفته که این گذار، مستلزم توجه دقیق و برنامهمحور به پیشنیازهای نهادی، حقوقی و اجتماعی است. به گفته او، این پیشنیازها شامل تدوین قانون اساسی جدید، اندیشیدن به راهکارهای عملی برای تقویت ادارههای محلی، ایجاد نظام عادلانه تقسیم منابع و تضمین حقوق اقلیتها در ساختارهای محلی میشود.
آقای بصیر افزوده که مجمع فدرالخواهان مسوده قانون اساسی فدرال افغانستان را تدوین کرده است و این مسوده نگرش کلان و جامع نسبت به نظام سیاسی آینده کشور ارایه میدهد. به گفته او، این مسوده فرصت گفتوگو و هماندیشی درباره نظام سیاسی آینده را فراهم کرده و همچنین به شکلگیری آگاهی جمعی و تقویت مشارکت گسترده در تصمیمگیریهای ملی کمک میکند.
این عضو مجمع فدرالخواهان افغانستان از سایر جریانهای سیاسی خواست تا بحث درباره ساختار آینده قدرت را جدی گرفته و از همین حالا وارد گفتوگوی علمی، حقوقی و ملی در این زمینه شوند. به گفته او، تاخیر در این بحث برای دوران پساطالبان، فرصتهای مهم و حیاتی برای آمادهگی نهادی و طراحی ساختارهای مناسب آینده را از بین میبرد. او افزوده است: «اگر شما به فدرالیسم باور ندارید یا طرح بدیلی برای ساختار سیاسی آینده افغانستان دارید، از شما میخواهیم دیدگاه خود را مطرح کنید. هدف ما تحمیل یک گزینه نیست، بلکه گشودن باب گفتوگوی ملی و رقابت سالم میان طرحها و نظریههاست.»
این نشست مجمع فدرالخواهان افغانستان همزمان میزهای گردی نیز داشته است که در آن کارشناسان و تحلیلگران فدرال، مباحث مطرحشده در نشست را مورد بررسی و گفتوگو قرار داده و درباره راههای اجرایی کردن ساختار فدرال در افغانستان تبادل نظر کردهاند.
مجمع فدرالخواهان افغانستان در حالی خواهان ایجاد ساختار فدرال در کشور هستند که شماری دیگر از جریانهای سیاسی نیز در بیش از چهار سال گذشته با برگزاری نشستهای متعدد در کشورهای مختلف بر تمرکززدایی از نظام سیاسی افغانستان تاکید کرده و خواهان مبارزه مشترک جریانهای سیاسی علیه طالبان شدهاند. به گفته آنان، تا زمانی که طالبان بر افغانستان مسلط باشند، هیچ جریان سیاسی فرصت تحقق آرزوها و مطالبات خود را در کشور نخواهد داشت. از نظر برخی چهرههای سیاسی، مردم افغانستان باید جغرافیای کشور را از چنگ طالبان پس بگیرند.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، مجوز تمام احزاب سیاسی کشور را لغو کرده و فعالیتهای سیاسی را ممنوع و حتا «جرم» اعلام کردهاند. در حال حاضر هیچ فرد یا جریان سیاسی تحت حاکمیت طالبان اجازه فعالیت سیاسی یا انتقاد از رژیم را ندارد.






