یافتههای این گزارش نشان میدهد که درگیری بر سر معادن بدخشان، بهویژه در ولسوالی درواز، وارد مرحله جدیدی از تنشهای میانگروهی و محلی طالبان شده است. پیش از این، تفنگداران وابسته به جمعه فاتح، معاون والی طالبان در زابل، به دستور برادرش، شماری از باشندهگان محل را در ولسوالی شکی بدخشان زخمی کرده بودند. براساس یافتههای گزارش، برادران جمعه فاتح به دستور او به زورگیری، باجگیری و تصرف ساحات معدنی از مردم ادامه دادهاند و بهتازهگی والی طالبان در بدخشان نیز به این منطقه رفته و دستور توقف کامل کارگاههای طلا را صادر کرده است. به گفته منابع، مردم محل به دستور والی این گروه موظف شدهاند که از طالبان جواز کاری بگیرند. منابع تصریح میکنند که اینبار «معامله و تجارت» جواز در بدخشان گرمتر میشود و در این روند، طالبان هلمندی و قندهاری بیش از گذشته ساحات معدنی را در کنترل خود میگیرند و سهمی برای مردم محل که پیشتر در کنار طالبان محلی از آن استفاده میکردند، باقی نخواهد ماند.
در ادامه تنشها بر سر غارت معادن بدخشان، بهویژه استخراج بیرویه و غیرقانونی طلا در این ولایت، والی جدید طالبان در این ولایت اقدام به اعمال کنترل بر معادن به نفع خود کرده است. به گفته منابع، او در سفر اخیرش به ولسوالیهای شغنان و شکی، باشندهگان محل را از ادامه کار در کارگاههای طلایشان منع کرده و دستور داده است که برای فعالیت، از این گروه جواز کاری دریافت کنند.
باجگیری و زورگیری جمعه فاتح
منابع میگویند که محمد موسی کاکه، قوماندان تولی سرحدی طالبان در لوای یازدهم ولایت جوزجان، در ولسوالی شکی حدود ۴۰ جنگجو دارد و این افراد هیچگونه مسوولیت رسمی از سوی طالبان در این ولسوالی ندارند. به گفته منابع، این جنگجویان در اول ثور ۱۴۰۵، به دستور موسی کاکه، بر معدن «قطقطی» هجوم برده و کارگاههایی را که مردم محل طی دو تا سه سال گذشته روی آنها کار و کندنکاری کرده بودند، غصب کرده و میان افراد وابسته به خود توزیع کردهاند.
منابع میافزایند که در رأس این جنگجویان، محمدین، مامای موسی کاکه، قرار داشته است. به گفته منابع، او کارگاههای مردم را که با هزینههای گزاف، از ۷۰۰ هزار تا سه میلیون افغانی، ایجاد شده بودند، غصب کرده و میان هواداران خود توزیع کرده است.
موسی کاکه نا وقت دوشنبهشب توسط استخبارات طالبان بازداشت شده است.
همچنان منابع میگویند که به تاریخ ۱۳ ثور ۱۴۰۵، محمد موسی شهریار و عبدالفتاح، برادران جمعهخان فاتح و شماری از جنگجویانشان به معدن «قطقطی» رفتند و طی دو تا سه روز، کارگاههای مردم را به زور از اختیار آنان گرفته و میان افراد خود توزیع کردهاند.
منابع میافزایند که به تاریخ ۱۵ ثور سال جاری، فردی به نام «حاجی محمد یاسین خادم»، مامای جمعه فاتح و معاون کمیساری طالبان در ولسوالی نسی، همراه با موحد خنجری، دستیار فاتح و فرد دیگری به نام «خطاب»، کارمند استخبارات طالبان در ولسوالی نسی، همچنین عمرالدین و قاری شفقت، مدیر معادن طالبان در ولسوالی نسی، از طرف جمعه فاتح و ریاضالدین، مسوول کارگاههای فاتح در معدن قطقطی، با شماری از جنگجویانشان در این معدن حضور یافتند. به گفته منابع، آنان کارگاههای جدیدی را که تثبیت شده بودند، میان افراد وابسته به خود توزیع کردهاند.
منابع میگویند که طبق تصمیم قبلی، به مردم اطلاع داده شده بود که روز شنبه، ۱۹ ثور ۱۴۰۵، کار معدن قطقطی بهگونه رسمی از سوی طالبان آغاز شده و ساحات جدید نیز میان مردم توزیع خواهد شد. به گفته منابع، مردم به ساحه رسیده و منتظر عملیشدن وعدهای بودند که طالبان سپرده بودند؛ اما برخلاف انتظار، آنان شاهد حضور تفنگداران جمعه فاتح بودند که میخواستند مطابق میل خود، ساحات تثبیتنشده، زمینها و مالچرهای مردم را میان افراد حاضر توزیع کنند.
منابع میافزایند که در همین زمان، شماری از متنفذان قومی و مالکان مالچرها و زمینها نزد هیات توزیع طالبان رفتند و از آنان خواستند که «پیش از توزیع، پنج تا ده کارگاه را به انتخاب خودتان به افرادی که مدنظر دارید بسپارید تا برای مدت یک هفته یا کمتر و بیشتر روی آن کار کنند و مشخص شود که آیا این ساحه قابل استفاده است یا خیر.» اما به گفته منابع، این خواست منطقی با واکنش تند و خشونتآمیز افراد مسلح غیرمسوول وابسته به قوماندان عبدالفتاح، برادر ملاجمعهخان فاتح، روبهرو شد و مردم، از جمله چند تن از علمای این منطقه مورد اهانت قرار گرفتند.
منابع میگویند: «مردم پس از مشاهده چنین برخورد توهینآمیزی، در حمایت از علما و برای دفاع از خواست مشروع خود، بهگونه مسالمتآمیز اعتراض کرده و خواهان عدالت شدند؛ اما با تأسف، از سوی تفنگداران وابسته به ملاجمعهخان فاتح مورد حمله قرار گرفتند و شماری زخمی شدند.»
منابع میافزایند: «برادران ملاجمعهخان فاتح، محمد موسی شهریار و عبدالفتاح، همراه با شماری دیگر از نزدیکان و بستهگانش، در غصب تونلهای کارگاههای مردم دست باز دارند و ظلم گستردهای بر مردم روا داشتهاند که بخشی از انگیزه این ماجرا نیز به همین موضوع برمیگردد. همچنان باید یادآوری کرد که تیراندازی بهسوی مردم از طرف نیروهای وابسته به عبدالفتاح، برادر جمعه فاتح، صورت گرفته است؛ فردی که هیچگونه مسوولیت رسمی در ساختار طالبان ندارد.»
منابع میگویند که پس از رویداد تیراندازی بر باشندهگان محل، ولسوال طالبان در شکی از قوماندانی امنیه این گروه خواسته بود که افراد وابسته به موسی کاکه را، که هیچگونه مسوولیت رسمی ندارند، از ساحه بیرون کنند؛ اما این قوماندان طالبان بهجای اخراج آنان، امنیت این جنگجویان وابسته به فاتح را نیز تامین کرده است.
سفر والی طالبان و دستور ممنوعیت معدنکاری مردم
منابع میگویند که اسماعیل غزنوی، والی طالبان در بدخشان، در سفرش به ولسوالیهای شغنان، شکی و نسی این ولایت، همراه با رییس استخبارات این گروه و رییس معادن طالبان در بدخشان، از ساحات معدنی و کارگاههای مربوط به مردم و طالبان محلی بازدید کرده و دستور توقف معدنکاری را صادر کرده است. به گفته منابع، این مقام طالبان به طالبان محلی و باشندهگان محل دستور داده است که باید جواز کاری دریافت کنند و به هیچ فرد دیگری «خُمس» نپردازند.
منابع محلی میگویند که والی طالبان ابتدا به ولسوالی شغنان رفته و چند تن از شهروندان چینی و افراد وابسته به مولوی امانالدین منصور، والی طالبان در هلمند، را بازداشت کرده و با خود به فیضآباد منتقل کرده است. به گفته منابع، این افراد پیشتر در برابر والی طالبان رفتار زورگویانه داشتهاند و به همین دلیل به دستور این مقام محلی طالبان بازداشت شدهاند.
منابع میافزایند که جمعه فاتح به معدنکاران محلی و افراد خود در ولسوالیهای شکی و نسی دستور داده بود که هنگام ورود والی این گروه در شب به ولسوالیها، تمامی ساحات و برقها خاموش شوند تا غزنوی نتواند از مناطق معدنی دیدن کند. به گفته منابع، برعکس این انتظار، والی طالبان در روز به منطقه آمده و با استفاده از کمرههای «شاهپرکی» (پهپادی) که از هوا فلمبرداری میکنند، ساحه را بررسی کرده و از تمامی روستاها تصویربرداری کرده است.
منابع میافزایند که والی طالبان مهمانی جمعه فاتح را نیز نپذیرفته و بهصورت جدی دستور داده است که دیگر به افراد او «خُمس» داده نشود و مردم مکلفند برای معدنکاری از طالبان جواز دریافت کنند. به گفته منابع، جمعه فاتح که پیش از این بر مردم فشار وارد میکرد، با سفر والی طالبان، تمام اسکواتورها و ابزارهای معدنکاری خود را پنهان کرده و خیمههای شماری از افراد وابسته به او نیز از سوی والی طالبان جمعآوری و برچیده شده است.
یک منبع محلی میگوید: «والی [طالبان] به شکی آمده بود و هفت یا هشت شهروند چینی را بازداشت کرده بود. دو خواهرزاده مولوی امانالدین نیز بازداشت شده بودند. خیمه قاری قیوم را هم برچیده بود و گفته بود دیگر نباید در اینجا خیمه برپا شود. هنگام ورود والی، نورالدین [یکی از فراد وابسته به فاتح] از چکپاینت فرار کرده بود. مردم به والی طالبان گفته بودند که امیدشان به همین معدن است و اگر کار نکنند، معیشتشان آسیب میبیند؛ اما او گفته بود اجازه نیست و باید جواز دریافت کنند.»
همچنان منابع میگویند که والی طالبان در نسی دستور داده است زمینهای دولتی که قبلاً به دستور جمعه فاتح توزیع شده بود، دوباره پس گرفته شود. همچنین بازار کهنه که قرار بود به دستور این فرمانده محلی طالبان تخلیه شود و پول دکانهای جدید آن به زور از مردم گرفته شده بود، دوباره به حالت قبلی برگردانده شود.
به گفته منابع، یکی از باشندهگان محل در حضور والی طالبان گفته است که جمعه فاتح همه زمینها و مالچرهای مردم را فروخته و این روند همچنان از سوی او ادامه دارد.
منابع نا وقت شب گذشته تایید کردند که والی این گروه دوباره از مسیر راه بازگشته و به ولسوالی شکی رفته است.
در همین حال، یکی از باشندهگان محل میگوید که سوءاستفاده و زورگویی طالبان محلی، زمینه را برای مقامهای طالبان فراهم ساخته و با صدور این دستور، مردم این مناطق بهدلیل مشکلات اقتصادی نمیتوانند جواز دریافت کنند. به گفته او، این وضعیت میتواند زمینه را برای افراد هلمندی و قندهاری مساعد بسازد تا مانند شهرهای بزرگ و سایر مناطق معدنی، دروازهها را نیز تصاحب کنند و از بدخشیها تنها بهعنوان کارگران عادی استفاده شود.
این باشنده محل میافزاید: «این کار به طالبان فایده میرساند. فشار میآورند که جواز بگیرند. جواز هم به طالبان هلمندی و قندهاری داده میشود، چون پول و نفوذ دارند. بعد معامله و تجارت جواز آغاز میشود و تمام ادارهها نیز زیر دست هلمندیها و قندهاریها قرار میگیرد. مردم فقیر که پیشتر همراه طالبان محلی بهگونه محدود به معادن دسترسی داشتند، اکنون از همه چیز محروم میشوند.»
والی قبلی طالبان در بدخشان نیز به فساد گسترده، غارت معادن و باجگیری از معادن طلا متهم شده است. به گفته منابع، او همزمان با یک دختر جوان در این ولایت نیز ازدواج کرده و مبالغ هنگفتی پول را از بدخشان با خود به قندهار منتقل کرده است.






