یافتههای گزارش تحقیقی روزنامه ۸صبح از هفت ولایت کشور نشان میدهد که پس از اعمال ممنوعیتهای آموزشی، تحصیلی و کاری زنان توسط طالبان، بسیاری از زنان و دختران به انواع داروهای اعتیادآور رو آوردهاند. دختران و زنان در این ولایتها میگویند که استفاده از دخانیات بهویژه سیگار، تابلیت کی، تابلیت زیکپ و قلیان برقی، تنها راهی است که آنها برای رهایی از فشارهای روحی، روانی و افسردهگی میشناسند. این زنان بهدلیل بازماندن از تحصیل، عدم دسترسی به فرصتهای شغلی، محدودیتهای روزافزون، مهاجرت، تجربه زندان طالبان، فشارهای خانوادهگی و ازدواجهای اجباری به مصرف دخانیات و داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب روی آوردهاند. شماری از روانشناسان، پزشکان و مالکان داروخانهها میگویند که در یک سال گذشته شمار زیادی از مراجعان جوان و نوجوان دختر داشتهاند که به دلیل افسردهگی حاد به استفاده از سیگار، تابلیت کی و تابلیت زیکپ روی آوردهاند. یافتههای گزارش نشان میدهد که استفاده از دخانیات بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان در رده سنی ۱۸ تا ۲۵ سال مشاهده میشود. ترومادول، زلفت، پرولیکسا، سنفلکس، زینگ، آرنیل، آمیتریپتایلین، بروفین، پرستامول و تزریق پیچکاری آرامبخش از جمله داروهایی هستند که استفاده آنها در میان دختران بازمانده از تحصیل و زنان بهطور گستردهای مشاهده میشود. در این گزارش با ۳۰ تن از دختران بازمانده از آموزش و تحصیل، زنان که تجربه زندان طالبان را داشتند و زنانی که در تبعید به سر میبرند، صحبت شده است. آنان گفتهاند که بسیاری از دوستانشان نیز پس از استفاده مداوم از دارو و دخانیات به آنها اعتیاد پیدا کردهاند.
یافتههای روزنامه ۸صبح در شش ماه گذشته نشان میدهد که شماری از زنان و دختران در ولایتهای کابل، هرات، بلخ، تخار، جوزجان، غزنی و سرپل، بهدلیل بازماندن از تحصیل، عدم دسترسی به فرصتهای شغلی، محدودیتهای روزافزون بر زنان، مهاجرت، تجربه زندان طالبان، فشارهای خانوادهگی و ازدواجهای اجباری، به استفاده از دخانیات مانند سیگار، تابلیت کی، تابلیت زیکپ و قلیان برقی روی آوردهاند. بسیاری از آنان، بهدلیل عدم پذیرش استفاده از دخانیات در میان زنان در جامعه افغانستان، از انواع داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب استفاده میکنند.
همچنان مالکان پنج داروخانه در ناحیههای مختلف شهر کابل، چهار مرکز رواندرمانی از جمله شفاخانه صحت روان کابل و یکی از روانشناسان از بلخ و سرپل، با تایید این موضوع در صحبت با روزنامه ۸صبح گفتهاند که آمار مراجعین دختران بازمانده از تحصیل که به استفاده از داروهای آرامبخش روی آوردهاند، زیاد است. به گفته آنان، در یکسال گذشته بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ دختر مراجع کردهاند که از دارو برای کاهش افسردهگی، سر دردی شدید، دلتنگی و جلوگیری از صدمه زدن به خود استفاده میکنند.

استفاده از دخانیات برای رهایی از رنج
اعتیاد به سیگار، تابلیت کی، تابلیت زیکپ و قلیان برقی در میان زنان و دختران یکی از مشکلات جدی است که آنها به آن اعتیاد پیدا کردهاند. استفاده از این مواد در میان دختران بازمانده از تحصیل در ولایتهای کابل و بلخ و زنانی که در تبعید به سر میبرند و تجربه زندان طالبان را داشتهاند، مشاهده میشود. شماری از روانشناسان، پزشکان و داروخانهها در ولایتهای کابل و بلخ با تایید این موضوع میگویند که در یک سال گذشته شمار زیادی از مراجعان جوان و نوجوان دختر داشتهاند که بهدلیل افسردهگی حاد به استفاده از سیگار، تابلیت کی و تابلیت زیکپ روی آوردهاند.
دیدگاه روانشناسان درباره اعتیاد دختران
یکی از روانشناسان از شفاخانه صحت روانی کابل میگوید که در یک سال گذشته بیش از صد دختر از کابل و دیگر ولایات به دلیل افسردهگی حاد به این مرکز مراجعه کردهاند. آنان در یک ماه گذشته دو مورد استفاده از تابلیت کی را ثبت کردهاند: «دو مراجع دختر خانم که ۲۲ و ۱۹ ساله بودند، احساس میکردند تمام درها بهرویشان بستهشده و بهمنظور کاهش فشارهای روحی و روانی از تابلیت کی استفاده میکردند.»
این روانشناس میافزاید که وضعیت روحی و روانی دختران هر روز رو به وخامت گذاشته و دلیل استفاده از دخانیات در میان جوانان و نوجوانان دختر، بستهشدن درهای آموزش و عدم دستیابی به خواستههایشان است.
خانم رضایی، یکی از پرستاران که در سه سال گذشته در چندین شفاخانه خصوصی شهر کابل کار کرده است، میگوید که پس از حاکمیت طالبان، تعداد مراجعان دختر که از تابلیت کی، سیگار، ترامادول و زیکپ استفاده میکنند، بسیار زیاد شده است و برخی از آنان برای تهیه دارو یا پس از زیادهروی در استفاده از دخانیات به شفاخانه مراجعه میکنند: «من در سه شفاخانه در نقاط مختلف کابل کار میکردم. استفاده از تابلیت کی و سیگار در میان دختران، بهویژه در منطقه پل سرخ، خیلی زیاد بود. در روز سه یا چهار دختر مراجعه میکردند و میگفتند که ما برای کاهش فشارهای روحی و روانی و بهخاطر اینکه لحظهای از تمام غمها فراموش شویم و خوش باشیم، مجبوریم از دخانیات استفاده کنیم.»
این پرستار میافزاید که مراجعانی نیز داشتهاند که بهدلیل استفاده بیش از حد از تابلیت کی به مرز مرگ رسیدهاند و پس از تلاش پزشکان نجات یافتهاند: «یک روز یکی از مراجعان دختر به شفاخانه آمده بود که حالش بسیار خراب بود. هر کاری کردیم و سیرم تزریق کردیم، حالش بهتر نشد و وضعیتش هر لحظه وخیمتر میشد. مجبور شدیم او را به شفاخانه دیگری منتقل کنیم. در آنجا داکتر پس از معاینه خونش متوجه شد که بیش از حد تابلیت کی استفاده کرده و اگر زودتر مراجعه نمیکرد، قطعاً فوت میکرد.»
خانم رضایی دلیل استفاده از دخانیات در میان دختران را بازماندن از تحصیل، فشارهای خانواده و ازدواج اجباری میداند و میگوید که دختران هنگام مراجعه میگویند که دلیل استفاده از این مواد، دلتنگی بیش از حد، خانهنشینی، محدودیتهای خانوادهها و فشار برای ازدواج اجباری است.
داکتران بهدلیل فشارهای موجود از سوی گروه طالبان قادر به ارایه آمار دقیق نیستند، اما میگویند که استفاده از دخانیات در میان دختران و زنانی که دچار افسردهگی حاد هستند، افزایش یافته است.
یکی دیگر از روانپزشکان در صحبت با روزنامه ۸صبح میگوید که فشارهای موجود از سوی طالبان و عدم دستیابی دختران به خواستههایشان، آنان را مجبور به استفاده از دخانیات میکند؛ زیرا آنها برای فرار از تنشهای ذهنی و فشارهای روانی، استفاده از دخانیات را تنها راه نجات میدانند، در حالی که این کار عوارض جانبی زیادی را به همراه دارد.
یکی از روانشناسان از ولایت بلخ که در یکی از مراکز صحت روان این ولایت کار میکند، میگوید که او به همکاری یکی از نهادها، علاوه بر کار در مرکز صحت روان این ولایت، بهطور شخصی نیز با دختران و زنان بازمانده از تحصیل و کار که دچار افسردهگی حاد هستند، کار میکند و در یک سال گذشته بیش از ۱۳۰ مراجع دختر در مرکز شخصی خود داشته است. این روانشناس میگوید که در میان مراجعانش دخترانی هستند که بهدلیل فشارهای حاکمیت طالبان بر زنان، به استفاده از سیگار روی آوردهاند: «مراجعان من ۸۰ درصد آنان دختران بازمانده از تحصیل و کار هستند که سه یا چهار نفر از آنان از سیگار استفاده میکنند.»
چرا دانشآموزان و دانشجویان بازمانده از آموزش به اعتیاد رو آوردهاند؟
شماری از دانشآموزان و دانشجویان دختر میگویند که فشارهای روحی و روانی ناشی از بازماندن از تحصیل و فشارهایی که از سوی خانواده بر آنان اعمال میشود، سبب شده است تا از سیگار استفاده کنند. آنها میگویند که در صورت استفاده نکردن از سیگار، دچار سردرد شدید، دلتنگی و حس خفهشدن میشوند و نسبت به ادامه زندهگی ناامید میشوند.
نیلاب (نام مستعار)، دانشآموز صنف دهم است که بهدلیل بازماندن از تحصیل و فشارهای خانواده تحت فشار قرار دارد و دچار افسردهگی حاد شده است. این افسردهگی و فکر بیش از حد به آینده تاریکش، او را دچار سردرد شدید کرده است. ابتدا از داروهای خوابآور و آرامبخش استفاده کرده و اکنون از سیگار نیز استفاده میکند: «اوایل از داروهای خوابآور و آرامبخش استفاده میکردم و حالا از سیگار نیز استفاده میکنم. از سیگار کمتر استفاده میکنم چون میترسم که خانوادهام متوجه شوند.» او همچنان میافزاید که چهار تن از دوستانش نیز وضعیت مشابهی دارند و آنان نیز پنهانی از خانوادههای خود سیگار میکشند.
نیلاب اضافه میکند که در صورت استفاده نکردن از سیگار یا داروهای آرامبخش، دچار سردرد شدید و دلتنگی میشود و نمیتواند درد سرش را تحمل کند، به همین دلیل مجبور میشود از دارو یا سیگار استفاده کند.
یافتههای گزارش نشان میدهد که استفاده از دخانیات بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان در رده سنی ۱۸ تا ۲۵ سال مشاهده میشود.
استفاده از انواع داروها برای کاهش استرس و فشار روانی
ترومادول، زیکپ، زلفت، پرولیکسا، سنفلکس، زینگ، آرنیل، آمیتریپتایلین، بروفین، پراستامول و تزریق پیچکاری آرامبخش از جمله داروهایی هستند که استفاده آنها در میان دختران بازمانده از تحصیل و زنان بهطور گستردهای مشاهده میشود. استفاده از این داروها طی سه سال گذشته باعث شده است که بسیاری از دختران به آنها اعتیاد پیدا کنند و در روز از یک وعده تا چهار وعده از آنها استفاده کنند. دلیل اعتیاد به این داروها در میان دختران بازمانده از تحصیل، از بین رفتن رویاها، محدودیتهای روزافزون طالبان بر زنان، نداشتن دورنمایی برای زندهگی، فشارهای خانوادهگی پس از حاکمیت طالبان، ازدواج اجباری، مهاجرت و بیسرنوشتی است.
اعتیاد به دخانیات در بین زنانی که تجربه زندان طالبان را دارند
تجربه زندان طالبان یکی از عوامل مهم اعتیاد زنان به دخانیات است. فشارهای روحی و روانی که زنان پس از سپری کردن زندان طالبان در تبعید به همراه خود بردهاند، موجب شده است تا علاوه بر استفاده از داروهای آرامبخش که روانپزشکان برای آنان تجویز میکنند، از انواع دخانیات مانند سیگار و قلیان برقی نیز استفاده کنند. شماری از این زنان که نمیخواهند نامشان در این گزارش ذکر شود، میگویند که تجربه وحشتناک زندان طالبان، شکنجهها و خاطرات تلخ آن دوران، سبب ناراحتی آنان شده و نمیتوانند فشارهای روحی و روانی بهجا مانده از آن را فراموش کنند. به همین دلیل، علاوه بر داروهای آرامبخش، از انواع دخانیات نیز استفاده میکنند.
یکی از زنانی که تجربه زندان طالبان را داشته و اکنون در پاکستان به سر میبرد، میگوید که بسیاری از زنانی که تجربه زندان طالبان را داشتهاند، از لحاظ روحی و روانی سخت آسیب دیدهاند و برای مهار فشارهای روانی از سیگار و قلیان برقی استفاده میکنند. میزان استفاده از این دخانیات در میان این زنان بسیار زیاد است و به گفته او، برخی از این زنان در یک روز یک پاکت سیگار مصرف میکنند: «استفاده از سیگار در میان زنان بسیار عادی شده است تا جایی که در بیست و چهار ساعت یک پاکت سیگار مصرف میکنند. دلیل استفاده آن را آرامش یافتن و فراموش کردن اتفاقاتی میدانند که تجربه کردهاند. گاهی چنان تحت فشار قرار میگیرند که با استفاده بیش از حد از سیگار و نوشیدنیهای آرامبخش، خود را کنترل میکنند. کوچکترین فشار را تحمل نمیتوانند و فوراً از انواع دخانیات استفاده میکنند.» این زن به این باور است که استفاده از دخانیات هیچگونه دردی را درمان نمیکند، اما زنان برای رهایی از شدت فشارهای روحی مجبور به استفاده از آن میشوند.

کابل
کابل، یکی از اساسیترین ولایتها بود که پیش از حاکمیت طالبان، درصد بالایی از مراجعان دختر به آموزش را داشت. اما اکنون، براساس دستور رهبران طالبان مبنی بر منع آموزش دختران، بیشترین درصد اعتیاد به دارو نیز در این ولایت مشاهده میشود. افسردهگی و ناسلامتی روانی که دختران در این ولایت تجربه میکنند، باعث شده است تا بسیاری از آنها به استفاده از انواع داروهای خوابآور، آرامبخش و ضد اضطراب روی بیاورند.
دختران در ناحیههای مختلف این شهر میگویند که بستهشدن مکتبها و دانشگاهها، خانهنشینی مداوم، فکر زیاد به آینده نامعلوم، فشارهای خانواده بهدلیل ازدواج و ترس از طالبان، سبب شده است تا همواره احساس خفهگی، بیخوابی، نفستنگی، سردرد شدید، معدهدرد و کسالت داشته باشند و از زندهگی ناامید شوند. آنها برای رهایی از این وضعیت، به استفاده از انواع داروها روی آوردهاند و پس از استفاده مداوم، به آنها اعتیاد پیدا کردهاند.
این دختران میگویند که در صورت استفاده نکردن از این داروها، سردرد شدید، بیخوابی و احساس خفهگی آنها را از پا درمیآورد و وضعیت برایشان غیرقابل تحمل میشود. آنان همچنان میافزایند که در صورت استفاده نکردن از این داروها، به خودکشی فکر میکنند و برای اینکه به خودشان آسیب نرسانند، مجبور میشوند در روز دو، سه یا حتا چهار مرتبه از این داروها استفاده کنند.
راضیه، باشنده کابل و یکی از دختران بازمانده از تحصیل است که پس از بستهشدن مکتبها، نگرانی در مورد آیندهاش، محدودیتهای روزافزون طالبان و ترس از این گروه، مبتلا به بیماری روانی شده است. فشارهای غیرقابل تحمل ناشی از این بیماری، سبب شده است تا بارها نزد داکتر روانشناس مراجعه کند و داکتر برایش دارو تجویز کند.
این دختر بازمانده از آموزش، از تابلیت زینگ، زلفت و پیچکاریهای آرامبخش استفاده میکند. با اینکه داکتر بهدلیل وضعیت وخیمش یک بار این داروها را تجویز کرده، اما او بهدلیل آرامش و خواب راحتی که پس از استفاده از این داروها احساس میکند، به آنها اعتیاد پیدا کرده و مدت سه سال است که به میزانهای مختلف از آنها استفاده میکند.
راضیه میگوید: «پس از بستهشدن مکتب و فکر کردن به این که آیندهام چه خواهد شد، اگر بیسواد بمانم چه؟ اگر مجبور به ازدواج شوم چه؟ اگر طالبان مرا ببرند و تجاوز کنند چه؟ همه این فکرها باعث شد شبها تا صبح خواب نروم و همیشه دچار استرس و اضطراب باشم. به همین خاطر پیش داکتر رفتم و دارو گرفتم و تا حالا از آن استفاده میکنم. اگر از این داروها استفاده کنم، احساس خوبی دارم و خواب میکنم. یعنی پس از استفاده از این دارو، در بیست و چهار ساعت، بیست ساعت خواب هستم و اگر استفاده نکنم، شدیداً سردرد میشوم به حدی که احساس میکنم سرم میکفد، رنگم پریده و بیحال و گوشهنشین میشوم، شبیه کالبد میشوم که فقط نفس میکشد و همیشه به این فکر میکنم که چطور به خود صدمه برسانم.»
اندازه و مقدار استفاده از داروها در میان دختران متفاوت است. راضیه میگوید که گاهی وقتی مصروف باشد، کمتر استفاده میکند و گاهی نیز دو یا سه بار در روز از آنها استفاده میکند. اثر آرامبخشی این داروها، بهویژه پیچکاریهای آرامبخش، به اندازهای است که داکتران آنها را برای بیماران مبتلا به سرطان تجویز میکنند تا امید به زندهگی را از دست ندهند.
راضیه میگوید: «آخرین بار که این دارو را از پیش داکتر گرفتم، او گفت که دیگر از این دارو استفاده نکنم چون این پیچکاری را ما به کسانی میدهیم که سرطان دارند و برای اینکه به زندهگی امیدوار شوند، استفاده میکنند.» او همچنان میافزاید که تعداد زیادی از دوستانش دچار افسردهگی هستند و از انواع داروها و سگرتها استفاده میکنند.
مریم یکی دیگر از دانشآموزانی است که بهخاطر ناسلامتی روان، رو به استفاده از دارو آورده و به آن اعتیاد پیدا کرده است. او از داروهای آمیتریپتیلین، پرولیکسا و سنفلکس استفاده میکند و براساس وضعیتش، در روز از دو تا چهار عدد تابلیت مصرف میکند. مریم دلیل افسردهگی و استفاده از این داروها را بستهشدن مکتب و نداشتن فعالیت اجتماعی میداند. او میگوید اگر از این داروها استفاده نکند، سردرد شدید، درد شدید قلب و نفستنگیاش باعث میشود از حال برود و دچار ضعف شود.
این دانشآموز بازمانده از آموزش میگوید: «اگر از این داروها استفاده نکنم، صداها برایم آزاردهنده است؛ حتا ریختن چای در پیاله را هم تحمل نمیکنم و غش میکنم. اما وقتی از داروها استفاده میکنم، سردردم کم میشود، غش نمیکنم و حالم کمی بهتر میشود.» مریم اضافه میکند که حدود پنج تن از دوستانش نیز به همین مشکل دچار هستند و از دارو استفاده میکنند.
شکیبا، دانشآموز صنف نهم، پس از بازماندن از مکتب، قربانی ازدواج اجباری شده است. او بهدلیل خشونتهایی که خانواده شوهر و خود شوهرش بر او اعمال میکنند، طلاق میگیرد و به خانه پدرش بازمیگردد. کلیشههای موجود در جامعه و فشارهایی که پس از طلاقش متحمل میشود، او را دچار افسردهگی کرده و اکنون از داروهای آرامبخش و ضد اضطراب استفاده میکند. شکیبا میگوید: «وضعیت برای من خیلی بد شد. مجبور شدم ازدواج کنم و خیلی سختی بکشم. بعد از طلاق، بهخاطر حرف مردم افسرده شدم و مجبور شدم از داروی آرامبخش و ضد افسردهگی استفاده کنم. اگر از این داروها استفاده نکنم، خیلی سرم فشار میآید و نمیتوانم تحمل کنم.»
شماری از روانشناسان، دارو فروشها و پرستاران در شهر کابل با تایید این موضوع میگویند که پس از حاکمیت طالبان، بهویژه در دو سال گذشته، تعداد زیادی از مراجعان دختر دارند که به دلیل افسردهگی و وضعیت خفقانآور حاکم، از دارو استفاده میکنند. این دختران برای تهیه دارو و بهبود حال خود به داروخانهها، شفاخانهها یا نزد روانشناسان مراجعه میکنند.
یکی از دارو فروشها که بهعنوان پرستار نیز در یکی از شفاخانههای شخصی کار میکند، میگوید که در روز دو یا سه مراجع دختر دارد که برای تهیه داروی ترومادول مراجعه میکنند. به گفته او، این دارو ضد درد است و برای زخمیها استفاده میشود، اما در صورت استفاده زیاد میتواند به اعتیاد منجر شود: «در روز دو یا سه دختر میآیند و تابلیت ترومادول میخواهند. چون فروش این تابلیت غیرقانونی است، برایشان نمیدهیم، اما خیلی گریه و عذر میکنند. وقتی با آنها درد دل میکنیم، میگویند که به آن اعتیاد پیدا کردهاند و در کنار آن از سگرت نیز استفاده میکنند.»
خانم رضایی، یکی دیگر از پرستاران، با تایید این موضوع میگوید که در روز سه یا چهار مراجع دختر داشت که برای تهیه ترومادول و زیکپ به داروخانه شفاخانهای که او در آنجا کار میکرد، مراجعه میکردند. به گفته او، مراجعان آنان دخترانی بودند که تابلیت زیکپ و ترومادول میخواستند، اما از زیکپ بیشتر استفاده میکردند: «زیکپ داروی آرامبخش است که فکر و ذهن را آرام میکند و ناراحتیها و غم و غصهها را فراموش میکنند. ترومادول بیشتر توسط کسانی استفاده میشود که معتاد به این دارو شدهاند و در صورت عدم استفاده از آن، دچار اختلال عصبی میشوند و پرخاشگر و دلتنگ میشوند. هر دو دارو را دخترانی استفاده میکردند که دچار افسردهگی بودند.» او همچنان اضافه میکند که دختران به مقدار زیاد از این داروها استفاده میکردند. هر پاکت شامل ده عدد تابلیت است و این دختران معمولاً تعداد زیادی از این داروها را تهیه میکردند.
نظامی، روانشناس دیگری که به وضعیت دختران بازمانده از تحصیل توجه دارد، با ابراز نگرانی از شدت افسردهگی در این دختران میگوید که بیشتر مراجعان او دخترانی هستند که دچار افسردهگی حاد هستند و تمایل به استفاده از دارو و دخانیات دارند. این روانشناس همچنان تاکید میکند که داروها و دخانیات برای این دختران تسکیندهنده موقتی هستند و اثر آنی دارند. با این حال، او بر این باور است که اگر از روشهای روان درمانی برای کمک به این دختران استفاده نشود، خطر افزایش وابستهگی به این مواد بیشتر خواهد شد. به گفته او، پنجاه درصد از مراجعان پیش از مراجعه به روانشناس از داروها استفاده میکردند، اما با مداخله رواندرمانی، تلاش میشود تا آنها از وضعیت وخیم افسردهگی نجات پیدا کنند.
تعداد دختران در کابل که از این داروها استفاده میکنند، نسبت به دیگر ولایات بیشتر است؛ زیرا دسترسی به داروخانهها برای تهیه دارو در این ولایت بیشتر از همه ولایات است.
هرات
استفاده از انواع داروهای آرامبخش و خوابآور و اعتیاد به آن در میان دختران بازمانده از تحصیل در ولایت هرات نیز وجود دارد. دختران در این ولایت میگویند که بهدلیل بازماندن از تحصیل و اعمال محدودیتها از سوی طالبان بر زنان، بهویژه در دو سال گذشته، دچار افسردهگی شدهاند و برای مقابله با آن، به استفاده از دارو روی آوردهاند.
فریبا، یکی از دختران بازمانده از تحصیل در هرات، میگوید که دو سال است دچار افسردهگی حاد شده است و خانهنشینی مداوم و بازماندن از تحصیل سبب شده است تا همواره در مورد آیندهاش فکر کند و دچار بیخوابی شود. او میافزاید: «بهخاطر فکر زیاد که آینده ما چی میشود و رویاهای ما چی میشود، خواب از چشمانم میرود و مجبورم از داروهای آرامبخش و خوابآور استفاده کنم.»

اختلال بیش از حد روانی فریبا او را مجبور میکند تا نزد داکتر به شفاخانه حوزوی هرات مراجعه کند و داکتر برایش دارو تجویز میکند. او میگوید: «داکتر گفت که بیخوابی و افسردهگی شما از فکر زیاد است. نسخه داد تا دارو تهیه کنم. حالا هم همیشه از آن دارو استفاده میکنم.» او میگوید که در صورت استفاده نکردن از این داروها، بیخوابی و فکر زیاد او را دیوانه میکند. همچنان فریبا میگوید که خواهر و خواهرزادههایش نیز پس از بستهشدن مکتب با مشکلات صحی روبهرو شدهاند و آنان نیز برای بهبود وضعیت خود نزد داکتر، شیخ و ملا مراجعه کردهاند.
گیتی، یکی دیگر از دانشآموزان از ولایت هرات است که بهدلیل بستهشدن مکتبها از ناسلامتی روان رنج میبرد و با گذشت هر روز وضعیتش وخیمتر میشود. او میگوید که همواره میترسد و وضعیتش با گذشت هر روز بدتر میشود. برای اینکه لحظهای آرامش پیدا کند، از داروی خوابآور و آرامبخش استفاده میکند: «داروها جزو حال خوش من شدهاند و اگر بخواهم یک روز استفاده نکنم، روح و روانم به حالت قبل برمیگردد. این خیلی برایم نگرانکننده است. وقتی استفاده میکنم، به هیچ چیز فکر نمیکنم و یک حالت بیحسی را تجربه میکنم که تاثیر خوبی میگذارد، ولی این هم موقت است.»
گیتی برای درمانش ابتدا نزد داکتر در ولایت هرات میرود و سپس بهدلیل وخیم شدن وضعیتش به کابل نزد روانشناس مراجعه میکند. داکتر بنابر وضعیت وخیم او دارو تجویز میکند: «سه بار پیش داکتر جمشید رسا به کابل رفتم و او نیز برایم دارو داد.» گیتی میافزاید که تنها او با این مشکل روبهرو نیست، بلکه دوستانش نیز از دارو استفاده میکنند. تعدادی از آنها بدتر از خودش هستند و تعداد دیگر وضعیت بهتری دارند.
بلخ
بلخ نیز یکی از ولایتهای بزرگ افغانستان است که دختران زیادی بهدلیل ممنوعیتهای گسترده گروه طالبان با ناسلامتی روان دستوپنجه نرم میکنند و به استفاده از دارو روی آوردهاند. شماری از دختران در این ولایت که به کارهای شاقه مشغول شدهاند، میگویند که بهدلیل بیخوابی و افکار مداوم درباره آینده تاریک، مجبور شدهاند از دارو استفاده کنند و به آن معتاد شوند.
درخشان، یکی از دختران بازمانده از تحصیل در این ولایت، میگوید که دو سال است بهدلیل نداشتن آرامش دچار اختلال روانی شده است. بیخوابی و ناآرامیها سبب میشود تا از مرکز صحی منطقهاش بدون مراجعه به متخصص، داروی خوابآور تهیه کند و در طول بیست و چهار ساعت، یک یا دو عدد از آن را مصرف کند. او میگوید: «اول شب یک دانه تابلیت استفاده میکردم، اما نتیجه نداد و حالا دو عدد استفاده میکنم.» درخشان دلیل افسردهگیاش را سلطه طالبان، نرسیدن به رویاهایش و رفتار جامعه پس از حاکمیت این گروه میداند. او در یکی از کارخانههای قالینبافی در این ولایت کار میکند و میگوید که تعدادی از دختران در کارخانه قالینبافی و یکی از دوستانش نیز با مشکلات روانی روبهرو هستند.
یکی از دانشجویان این ولایت نیز میگوید که برخی از دوستانش بهدلیل وضعیت حاکم و فشار خانواده از دارو استفاده میکنند و آنها این داروها را پنهان از خانوادههای خود مصرف میکنند: «یکی از دوستانم آنقدر افسردهگی شدید داشت که بیهیچ حرفی به گریه میافتاد و زار زار گریه میکرد. او این وضعیت را از خانوادهاش پنهان میکرد و همیشه از دارو استفاده میکرد.»
یکی از روانشناسان در ولایت بلخ که نمیخواهد نامش در این گزارش ذکر شود، میگوید که او در مرکز صحت روانی ولایت بلخ و سرپل با همکاری یکی از نهادها کار میکند و در یک سال گذشته بیش از۵۰۰ مراجع دختر و زن داشته است. او افزود که ۸۰ درصد از این مراجعان زنان و دخترانی بودهاند که بهدلیل وضعیت حاکم، بازماندن از تحصیل و سایر محدودیتها دچار افسردهگی حاد شده و به فکر خودکشی افتادهاند.
براساس روایت این روانشناس، این دختران برای رهایی از فشارهای موجود به استفاده از انواع داروهای خوابآور و آرامبخش روی آوردهاند: «دختران زیادی هستند که بهدلیل بیخوابی، خستهگی و ناامیدی از آینده، برای اینکه لحظهای آرام باشند، از قرصهای مسکن و خوابآور استفاده میکنند و به آنها اعتیاد پیدا کردهاند. اخیراً یکی از مراجعان من بود که از قرصهای آرامبخش استفاده میکرد و به آنها اعتیاد پیدا کرده بود. در صورتی که از داروها استفاده نمیکرد، لرزه در اندامش شروع میشد و احساس بسیار بدی پیدا میکرد. با مشاوره نسبتاً طولانی توانستیم حالش را بهبود ببخشیم.»
این روانپزشک که با دختران دچار بیماریهای روانی در ولایت سرپل نیز کار میکند، میگوید که وضعیت زنان و دختران در این ولایت وخیمتر است و بسیاری از آنها از انواع داروهای آرامبخش و خوابآور استفاده میکنند. او یکی دیگر از عوامل اعتیاد زنان و دختران به دخانیات و داروهای مختلف، بهویژه در حاشیههای این ولایتها را ازدواج اجباری میداند که پس از بازماندن دختران از تحصیل، بهطرز چشمگیری افزایش یافته است.
تخار
شماری از دختران در ولایت تخار نیز بهدلیل حاکمیت زنستیزانه طالبان و ممنوعیتهای گسترده بر فعالیت زنان میگویند که آموزش، تنها راه امید به آینده بهتر برایشان بود، اما بازماندن آنان از تحصیل سبب شده است تا دوباره در خانهها حبس شده و دچار افسردهگی شوند. استفاده از دارو در این ولایت نیز میان دختران دیده میشود. برخی از دختران به روانشناسان مراجعه کرده و از دارو استفاده میکنند، در حالی که برخی دیگر بهدلیل دسترسی نداشتن به داروخانهها، بیشتر از داروهایی مانند پراستامول و بروفین که معمولاً در خانهها موجود هستند و بهعنوان داروهای ضد درد استفاده میشوند، بهره میبرند.
فاطمه، یکی از دانشآموزان در این ولایت، میگوید که افسردهگی حاد باعث شده است تا گوشهنشین شود و همواره از سر درد رنج ببرد. او میافزاید که گاهی بهدلیل وخامت وضعیتش، دستانش میلرزد و مجبور میشود از دارو استفاده کند: «روزها خیلی خستهکننده شده است. اینکه همیشه در خانه باشم و نه مکتب باشد و نه پوهنتون، همیشه افسردهام و گوشهنشین شدم. درجه افسردهگیام بیحد زیاد است تا جایی که دستم بیاختیار میلرزد و دلیل این حالم بستهشدن پوهنتون بود. گاهی که لرزش دست و سردردیام زیاد میشود، از تابلیتهایی که در خانه است مثل پراستامول و بروفین استفاده میکنم.» او بدون مراجعه به روانشناس از این تابلیتها استفاده میکند و میگوید که به این حالت و گوشهنشینی عادت کرده و تمایلی به مراجعه به داکتر ندارد.
فاطمه میگوید که دختر خالهاش و تعدادی از همصنفیهایش نیز دچار افسردهگی شدهاند و برای درمان به داکتر مراجعه کردهاند. او میافزاید: «من خیلی از کسانی را میشناسم که افسرده شدهاند. دخترهای کاکایم، دختر خالهام و برخی همصنفیهایم که ازشان احوال دارم. بعضی از همصنفیهایم و دختر خالهام به داکتر رفتهاند و دارو گرفتهاند و حالا از آن استفاده میکنند.»
جوزجان
هلن مساح زاهد، دانشجوی حقوق و علوم سیاسی از جوزجان، میگوید که افسردهگی و گوشهنشینیاش از زمانی آغاز شد که گروه طالبان فرمان بستهشدن مکاتب و دانشگاهها را صادر کردند. با گذشت زمان، شدت افسردهگیاش افزایش یافته و او هیچ درمانی برای بهبود حالش نمیداند.
زاهد میگوید که با وجود فشار خانواده و جامعه، رویاهایی داشت و تلاش میکرد درس بخواند، اما همه چیز پس از حاکمیت طالبان نابود شد. او نیز همانند دهها دختر دیگر برای این که لحظهای ذهنش آرام باشد و به آینده تاریک نیندیشد، از داروهای چون تریپرامین، کلومیپرامین، ایمیپرامین و دیگر داروهای آرامبخش و ضد اضطراب استفاده میکند.
هلن میگوید: «افسردهگیام تا حدی است که فکر میکنم هیچ درمانی برایم وجود ندارد. از مصرف هیچگونه داروی اعصاب دریغ نمیکنم. با اینکه میدانم چقدر برایم ضرر دارد و جسمم را ضعیف میکند.»
این دانشجو از این داروها به مقدار متفاوت در شب و روز استفاده میکند و اگر استفاده نکند، خواب نمیتواند و نفستنگی عاید حالش میشود. او در ادامه میگوید: «اگر استفاده نکنم احساس میکنم در زندان هستم و اکسیجن برایم نمیرسد و نفسم حبس میشود. مجبور میشوم از این داروها استفاده کنم تا برای لحظهای هم شده با خواب از این وضعیت فرار کنم.»
زاهد ابتدا داروهایش را بدون مشوره داکتر از داروخانه منطقهای خود تهیه میکند و بعد از وخیم شدن حالش، نزد متخصص روان و عصب در مزار میرود و با مشوره داکتر دارو میگیرد: «با اینکه اقتصاد ما خوب نیست، اما خانوادهام بهخاطر وضعیت خرابم دارو میخرند.»
این دانشجوی بازمانده از تحصیل میافزاید که شرایط حاکم سبب شده است تا بسیاری از دوستانش نیز با همان مشکل روبهرو شوند و یکی از دوستانش که او نیز دانشجوی حقوق و علوم سیاسی بود، فشار روحی و روانی را تحمل نتوانسته و خودکشی کرده است. او میگوید: «ساره دوستم بود و هر دوی ما حقوق و علوم سیاسی میخواندیم. او خیلی دوست داشت وکیل مدافع شود و از حق زنان دفاع کند. نمیتوانم چگونه از لحظهای بگویم که جسد حلقآویز شده ساره را دیدم. مدتی بود که گوشهنشین شده بود. نان نمیخورد و با کسی حرف نمیزد. فامیلش بارها گفت که او را پیش داکتر روان و عصب ببرد، اما او میگفت که درد من درمان ندارد و من بدون آرزوهایم هیچ هستم و بالاخره خودکشی کرد.»
غزنی
غزنی نیز یکی از ولایتهایی است که دختران در آن بهدلیل افسردهگی از دارو استفاده میکنند. مهدیه، یکی از دانشآموزان بازمانده از مکتب، میگوید که پس از بستهشدن مکتب و ترس از طالبان بهخاطر رفتن به مکتب مخفی، دچار استرس و اضطراب شده است. او همیشه سردرد و بیحالی دارد و بهدلیل عدم مراجعه به داکتر، خودسرانه از تابلیت پراستامول به مقدار زیاد استفاده میکند. او میگوید: «اول فکر میکردم که شاید بهخاطر چشمم است که این همه سردرد میشوم، به همین خاطر پیش داکتر چشم رفتم و گفت مشکل چشمم نیست. بعد فهمیدم که فکر زیاد و استرس سبب شده که سردرد شوم و از دارو استفاده کنم.»
مهدیه میگوید که در صورت استفاده نکردن از تابلیت، درد سرش به حدی شدید میشود که تاب از توانش میگیرد و مجبور میشود از پراستامول، یگانه داروی قابل دسترس، استفاده کند. او بهخاطر تهیه این تابلیت، سه ساعت پیادهروی میکند تا آن را تهیه کند.

فاضله، یکی دیگر از دانشآموزان این ولایت، میگوید که تعدادی از دوستانش بهدلیل بازماندن از تحصیل و فشار خانواده دچار افسردهگی حاد شدهاند و به مقدار زیاد از دارو استفاده میکنند. او میافزاید که یکی از دوستانش بهدلیل فشار بیحد روانی و افسردهگی شدید خودکشی کرده است.
اعتیاد به دارو در میان زنان و دختران در تبعید
مهاجرت، بیسرنوشتی و مشکلات اقتصادی یکی دیگر از عوامل اعتیاد زنان و دختران به انواع داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب است. شماری از زنان و دختران پس از حاکمیت طالبان مجبور به ترک کشور شده و بیش از دو سال است که در بیسرنوشتی کامل در پاکستان و ایران به سر میبرند. آنها میگویند که بیسرنوشتی و دشواریهای مهاجرت سبب شده است تا دچار افسردهگی شوند. تعدادی از این دختران و زنان پس از حاد شدن افسردهگی، نزد متخصصان عصب و روان مراجعه کرده و برای آنان دارو تجویز شده است، اما برخی دیگر خودسرانه از دارو استفاده میکنند.
لیلا (نام مستعار) یکی از دخترانی است که پس از حاکمیت طالبان مجبور به ترک کشورش شده و اکنون در پاکستان به سر میبرد. او میگوید که دشواریهای مهاجرت، نبود کار، مشکلات اقتصادی و بیسرنوشتی سبب شده است تا دچار افسردهگی حاد شود. خستهگی، سردرد شدید، بیخوابی و دلتنگی مداوم او را وادار کرده تا نزد متخصص عصب و روان مراجعه کند، و داکتر انواع داروهای ضد اضطراب، آرامبخش و خوابآور برایش تجویز میکند.
لیلا میگوید: «هر وعده چهار دانه دارو میخورم و این داروها سبب شده است تا بخوابم و حس آرامش داشته باشم. آنقدر افسردهگی و دلتنگیام شدید است که وزن خود را از دست دادم و به چهل کیلو رسیدم و هر روز وزن خود را از دست میدهم. حالا که قدری حس آرامش دارم همه بهخاطر داروهاست و در غیر آن حالا وقت مرده بودم. بارها به خودکشی فکر کردم و وقتی خیلی دلتنگ میشدم میگفتم چیزی بخورم و خود را خلاص کنم. یک بار قصد خودکشی کردم و همه داروهای خود را یکجایی خورده بودم.»
این دختر بازمانده از تحصیل میگوید که در صورت استفاده نکردن از دارو، دچار سر درد شدید، دلتنگی و بیخوابی میشود و برای اینکه از فکر به خودکشی دور بماند و آرامش داشته باشد، به این داروها اعتیاد پیدا کرده است. او میگوید: «من به این داروها اعتیاد پیدا کردهام و اگر نخورم، در طول شب نمیتوانم بخوابم. این داروها دهها عارضه دارد. هر روز وزنم کمتر میشود و همه چیز را از یاد بردهام. حتا کار با کمپیوتر و نوشتن یادم رفته است.»
تمنا نیز از جمله دخترانی است که در ایران به سر میبرد. مهاجرت، دوری از وطن، وضعیت زنان و وضعیت رقتانگیز مهاجران در آن کشور سبب شده است افسرده شود و برای مهار آن خودسرانه از داروی ضد اضطراب استفاده میکند. او میگوید که نزد هیچ داکتری مراجعه نکرده و از دارویی که مادرش بهخاطر استرس استفاده میکند، او نیز از آن میخورد: «در شش ماه اخیر وضعیتم بسیار خراب شده است. من دوست داشتم در وطنم باشم و این مهاجرت و سختیهایش سبب شده است تا دچار استرس و اضطراب شوم. با اینکه طرفدار دارو خوردن نیستم چون میدانم ضرر دارد، اما بعضی اوقات آنقدر اضطرابم شدید میشود که غیرقابل تحمل است و مدام فکر میکنم قرار است اتفاقی بیفتد، به همین خاطر مجبور میشوم از دارو استفاده کنم.»
این دختر تلاش میکند با استفاده از دارو با وضعیت پیش آمده کنار بیاید و زمانی که از آن استفاده میکند، تپش قلبش کاسته شده و آرام میشود: «من داروها را با مشوره داکتر تهیه نمیکنم، با اینکه میدانم باید نزد داکتر مراجعه کنم، اما از اینکه مادرم هم دچار چنین مشکلی است، از داروهای مادرم استفاده میکنم.»
رقیه، یکی دیگر از زنان در پاکستان است که وضعیت رقتانگیز اقتصادی، بیسرنوشتی و کشته شدن برادرش در آن کشور سبب شده است تا دچار استرس و اضطراب شود و پس از مراجعه نزد روانپزشک، از داروهای آرامبخش، ضد اضطراب و خوابآور استفاده میکند. او میگوید که هر روز چهار عدد تابلیت میخورد و در صورت استفاده نکردن نمیتواند بخوابد و حمله قلبی را تجربه میکند: «مجبور هستم از این داروها استفاده کنم. اگر استفاده نکنم نمیتوانم بخوابم. حمله قلبی سرم میآید و یک طرفم بیحس میشود و درد شدید را تجربه میکنم.»
استفاده خودسرانه، هزینه گزاف و نحوه تهیه داروها
استفاده از انواع دارو در میان دختران و زنان بهدو شکل مختلف مشاهده میشود. تعدادی از آنها بهدلیل دسترسی به روانشناس، پس از مراجعه به متخصص عصب و روان، با رویکرد دارودرمانی از انواع داروهای خوابآور، ضد استرس، ضد اضطراب و آرامبخش استفاده میکنند. هرچند که استفاده مداوم از این داروها از سوی روانپزشک توصیه نمیشود، اما دختران بهدلیل تاثیر فوریای که این داروها بر آنها میگذارد، دیگر نزد روانپزشک مراجعه نکرده و بهطور خودسرانه از داروخانهها دارو تهیه میکنند. اکثر زنان و دختران، بهویژه در شهر کابل و در تبعید، پس از پایان مدت دارودرمانی، همچنان به استفاده از دارو ادامه میدهند.
راضیه، یکی از این دختران است که پس از دارودرمانی، داکتر به او توصیه کرده است که دیگر از داروهای آرامبخش استفاده نکند، زیرا این داروها بیشتر برای کسانی که مبتلا به سرطان هستند تجویز میشود. با این حال، او تا کنون همچنان از این داروها استفاده میکند.
نظامی، یکی از روانپزشکان، با تایید این مساله میگوید که رویکرد دارودرمانی در موارد بسیار وخیم و به ندرت توصیه میشود، اما اکثر بیماران پس از تاثیر آنیای که از دارو میگیرند، بهطور مداوم از آن استفاده میکنند. او همچنان اشاره میکند که فرهنگ مراجعه به روانپزشک در جامعه افغانستان نهادینه نشده است و این یکی از دلایل اصلی است که بیماران روانی به سوی دارودرمانی میروند.
با این حال، اکثریت دختران و زنان میگویند که آنان بدون مراجعه به روانشناس یا متخصص عصب و روان از انواع داروهای ضد درد، آرامبخش و ضد افسردهگی استفاده میکنند. پراستامول و بروفین از جمله داروهایی هستند که با هزینه کم به آسانی از هر داروخانهای تهیه میشوند و دختران بهطور گسترده از آنها استفاده میکنند. این موضوع بهویژه در ولایتهایی که دسترسی به روانپزشک و داروخانهها محدود است، بیشتر مشاهده میشود. مهدیه از ولایت غزنی یکی از این دختران است که در اثر سردرد شدید این داروها را با پیادهروی سه ساعته از داروخانه محلی تهیه میکند و تا کنون نزد هیچ روانپزشکی مراجعه نکرده است. فاطمه از ولایت تخار نیز داروی ضد درد و ضد افسردهگی را از شفاخانه محلی ولایت خود بهصورت رایگان دریافت میکند.
راضیه در این مورد میگوید که او برای تهیه یکی از داروهایش ۱۵۰۰ افغانی میپردازد که معادل هزینه یک بوجی آرد برای خانوادهاش است. اگر بخواهد تمام داروهای خود را تهیه کند، این مبلغ به چهار هزار افغانی در ماه میرسد. مریم نیز میگوید که او داروهای خود را از ۴۰۰ تا ۸۰۰ افغانی در ماه تهیه میکند و این هزینه گزاف است که او در شرایط اقتصادی رقتانگیز مجبور به تهیه آن است.



