پاکستان قرار است برای دو روز (۲۵ و ۲۶ آگست سال روان) میزبان جمعی از چهرههایی باشد که مخالفان طالبان خوانده میشوند. از چگونهگی برگزاری نشست و کیفیت و ماهیت آن تا این دم اطلاع دقیقی در دست نیست و پاکستان، طالبان و نیروهای مخالف این گروه هم در زمینه موضع روشن و رسمی نگرفتهاند.
این نشست قبل از برگزاری، غوغاآفرین شده و سرخط رسانههای داخلی و خارجی را به خود اختصاص داده است، آن هم به چند دلیل: ۱- پاکستان خالق و حامی جدی طالبان بود و است و اکنون که میزبان مخالفان این گروه میشود، خبرسازشدن نشست روزهای آینده طبیعی است. ۲- اسلامآباد از دیرباز به اینسو، با مخالفان طالبان میانه خوب نداشت و ندارد. البته مخالفان طالبان هم سعی میکردند با اسلامآباد گرم نگیرند؛ با توجه به تصویر نازیبایی که از پاکستان در ذهنها نقش بسته است. در دوره جمهوریت هم اگر یک سیاستمدار سرشناس ضدطالب ترور میشد، انگشت اتهام فوراً بهسمت پاکستان نشانه میرفت و متهم اصلی از دیدهها پنهان میشد. ۳- پاکستان از اولین کشورهایی بود که رژیم اول طالبان را بیدرنگ بهرسمیت شناخت و عربستان و امارات متحده عربی را هم به دنبال خود کشاند؛ اما حالا نه فقط چنین نکرده که آغوش بهروی مخالفان طالبان گشوده است. ازاینرو، چرخشی به این میزان نمیتواند نگاه رسانهها و شبکههای اجتماعی را بهخود معطوف نکند.
دعوای پاکستان و طالبان بر سر حضور تحریک طالبان پاکستانی (تیتیپی) در خاک افغانستان است. پاکستان در چهار سال گذشته، گزینههای گوناگونی را بهقصد اقناع طالبان برای سرکوب و مهار تیتیپی آزموده است، ولی نه فقط کارگر واقع نشده که اوضاع را بدتر هم کرده است: بستن گذرگاههای مرزی، اخراج بیرویه مهاجران و راهاندازی حملات محدود هوایی در مناطق مرزی. در کنار آن، مقامات پاکستانی لحظهها را مغتنم شمرده و از بهکارگیری دیپلماسی نیز غافل نماندند و میان کابل و اسلامآباد پیهم در آمدورفت بودهاند.
ابزارها و گزینههای فوق برای پاکستان نه سودآور که پرپیامد بوده است. برای نمونه، با بستن گذرگاههای مرزی، روند دادوستد دوجانبه و وضعیت بازار در افغانستان به هم میریزد؛ ضمن آنکه تاجران، کسبهکاران و حتا قشر ضعیف و کمدرآمد در افغانستان متضرر و دامنه نارضایتی از پاکستان فراختر میشود. همینطور، با راهاندازی حمله نظامی (حتا اگر محدود هم باشد) و نقض حریم سرزمینی افغانستان، بذر نفرت در دل و ذهن باشندهگان این سرزمین کاشته میشود. درست است که میزان رضایت جامعه از عملکرد طالبان خیلی پایین است، ولی اگر افغانستان هدف حمله نیروی متجاوز قرار گیرد، روشن است که شهروندان و نیروهای سیاسی کشور فارغ از اینکه چه گروهی بر اوضاع مسلط است، خود را در دفاع از وطن ملزم میبینند. با اخراج بیرویه و عنادآمیز مهاجران، ضمن آنکه مردم افغانستان ناخرسند میشوند، ناراحتی و اعتراض نهادهای بینالمللی مدافع حقوق بشر نیز برانگیخته میشود. مهمتر از آن، طالبان به کاربست این ابزارها از سوی طالبان اصلاً اعتنا نکردهاند و کلیه خواستهای این کشور را نابرآورده ماندهاند.
در این میان، رجوع به جریانهای مخالف طالبان در عین حال که کمهزینه است، موثر نیز است و در حکم «سیم آخر» میتواند عمل کند. با این کار، ضمن آنکه رویکرد بخش بزرگی از مردم افغانستان نسبت به پاکستان تعدیل میشود، خبری از مخالفت جامعه بینالمللی هم نخواهد بود. اگر اسلامآباد به ضرورت کار نه فقط با طالبان که با غالب نیروهای سیاسی افغانستان پی برده باشد، قطعاً تصویر ناخوشایندی که از آن در ذهنها ترسیم شده است، به مرور رنگ میبازد. جامعه بینالمللی هم اگر از میزبانی برخی کشورها از نیروهای مخالف طالبان حمایت نکند، مخالفت هم نمیکند. ازاینرو، استفاده از جریانهای مخالف برای پاکستان از جهتهایی میتواند سودآور باشد.
فراموش نباید کرد که طالبان هم از رجوع پاکستان به جریانهای مخالفشان شدیداً هراس دارند؛ با آنکه سعی میکنند خود را بیخیال ماجرا نشان دهند. به موثریت بهکارگیری این ابزار توسط پاکستان، وقتی خوبتر پی میبریم که توجه کنیم این کشور ضمن آنکه حامی پروپاقرص طالبان بود و است، از مخالفان این گروه نیز شناخت کامل دارد و در مناقشه افغانستان بیش از هر کشور دیگر نقش اساسی و انکارناپذیر داشته است. برای همین، زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه قبلی امریکا در امور صلح افغانستان، خیلی زود برآشفت و تصمیم پاکستان برای میزبانی از مخالفان طالبان را به تندی نکوهش کرد. واکنش تندوتیز خلیلزاد حکایت از اهمیت نقش پاکستان در مناقشه افغانستان دارد. ازاینرو، وقتی اسلامآباد در تماس با مخالفان طالبان جدی باشد و زود عقب ننشیند، به احتمال زیاد که این گروه هم در موضعش تعدیل ایجاد میکند تا مهمترین متحد خارجیاش را بهخاطر دوستی با تیتیپی از دست ندهد.
ظاهراً رویکرد تازه پاکستان در قبال افغانستان فعلی، متاثر از تغییر رویکرد امریکا نسبت به اسلامآباد است. کاخ سفید در چند ماه اخیر پیهم پاکستان را ستایش و هند را نکوهش کرده است. برای همین، اگر پاکستان بخواهد کاری در افغانستان انجام دهد، نه به تنهایی که با پشتگرمی کاخ سفید خواهد بود. مزید بر آن، پارهای از کشورهای دوروبر افغانستان، میزبان نشستهایی بودهاند که معطوف به وضعیت این کشور بوده است، اما پاکستان نه. حالا اسلامآباد برای آنکه از فاقله عقب نمانده باشد، اقدام به میزبانی از مخالفان طالبان میکند تا گمان شود که این کشور نیز رویکرد جامعنگر به افغانستان دارد و در پی ختم بحران حاکم بر آن، از طریق سازوکار گفتوگو با همه جناحهای سیاسی است.
به هرحال، هنوز زود است که درباره تصمیم تازه پاکستان نظر قطعی صادر کرد. چگونهگی برگزاری نشست، مهمانها، مباحث مطرحشده در آن و میزان بازتابش در رسانهها در هفتههای بعدی، میتواند خوبتر اهداف پاکستان را برملا کند. با توجه به رابطه محکم و دیرین پاکستان با طالبان، اگر در توضیح جنگ و دعوای طرفین اغراق نکنیم، گفتهها و نوشتهها در زمینه، بیشتر با واقعیتها منطبق خواهد بود.







