با آنکه دستکم ۱۱ سال از حادثه گروگانگیری ۷ مسافر هزاره در غزنی و پس از آن، رویداد هولناک سربریدن آنها در زابل میگذرد، اما هنوز پرونده این داستان غمانگیز بسته نشده است.
در ۱۳ اکتوبر سال ۲۰۱۵، هفت تن از باشندهگان روستای دهمرده گلزار ولسوالی جاغوری، به شمول دو زن، یک کودک ۹ ساله و چهار مرد که به سوی پاکستان در حرکت بودند، در منطقه دالان ولسوالی گیلان ولایت غزنی از سوی افراد مسلح ناشناس ربوده شدند؛ رویدادی که در آن زمان به گروه داعش نسبت داده شد.
سه ماه پیش از ربودهشدن این ۷ مسافر، ۳ تن دیگر از باشندهگان همین روستا، به شمول ۲ زن و یک مرد که از بازار انگوری جاغوری به سوی خانههایشان در دهمرده گلزار در حرکت بودند، در منطقه رسنه ولسوالی گیلان ناپدید شدند.
در آن زمان، بخش بزرگی از ولسوالی گیلان ولایت غزنی، از جمله منطقه رسنه، در کنترل طالبان بود. مردم برای جستوجوی افراد ناپدیدشده به طالبان مراجعه کردند، اما طالبان در آن زمان به آنان گفته بودند که شمار زیادی از خانوادههای داعش در منطقه حضور دارند و ممکن است این افراد از سوی این گروه ربوده شده باشند.
پس از آنکه تلاشهای مردم و دولت برای یافتن افراد گروگانگرفتهشده نتیجه نداد، نیروهای مردمی که در آن زمان از مناطق مختلف در روستای دهمرده گلزار تجمع کرده بودند، شبهنگام بر منزل فردی به اسم شیردل در روستای داره در منطقه پشتوننشین کاکت ولسوالی خاک افغان ولایت زابل یورش بردند و ۱۶ نفر از اعضای خانواده او را به گروگان گرفتند. در جریان هجوم این افراد بر منزل شیردل، میان او و حملهکنندهگان درگیری صورت گرفت که در آن، شیردل کشته شد.
شیردل فردی است که بسیاری از مردم در آن زمان باور داشتند فرزندان او با داعش دست دارند و در همکاری با این گروه، نخست ۳ تن از باشندهگان این روستا و پس از آن ۷ تن دیگر، از جمله شکریه تبسم، را به گروگان گرفته بودند.
پس از آنکه ۱۶ تن از اهالی منطقه پشتوننشین کاکت ولسوالی خاک افغان ولایت زابل به گروگان گرفته شدند، این وضعیت دو طرف را در آستانه یک جنگ تمامعیار نظامی قرار داد. اما با تلاشهای مردمی، متنفذان محلی و پادرمیانی دولت پیشین، از درگیری میان دو طرف جلوگیری شد و ۱۶ تن از گروگانهای منطقه پشتوننشین کاکت آزاد شدند؛ اما در مقابل، هیچیک از افراد گروگانگرفتهشده روستای دهمرده گلزار آزاد نشدند.
چند هفته پس از آزادی ۱۶ گروگان منطقه کاکت خاک افغان ولایت زابل، ۳ نفر از باشندهگان روستای دهمرده گلزار که بار اول به گروگان گرفته شده بودند، آزاد شدند.
چند روز پس از آزادی ۳ نفر از باشندهگان دهمرده گلزار، ۷ تن دیگر از اهالی این روستا، از جمله شکریه تبسم، کودک ۹ ساله که در ماه اکتوبر سال ۲۰۱۵ به گروگان گرفته شده بودند، در ۸ نوامبر همان سال بهگونه وحشتناک در ولسوالی ارغنداب ولایت زابل سربریده شدند؛ حادثه غمانگیزی که افغانستان و جهان را تکان داد.
مردم جنازههای ۷ مسافر سربریدهشده را برای دادخواهی نخست به غزنی و پس از آن به کابل، پایتخت، انتقال دادند؛ حرکت خودجوش مردمی که پس از آن «جنبش تبسم» نام گرفت و بزرگترین جنبش مدنی دادخواهانه در تاریخ افغانستان را تا دروازههای ارگ ریاست جمهوری رقم زد.
دولت پیشین افغانستان با وجود اعتراضهای گسترده و تاریخی مردمی در واکنش به سربریدهشدن شکریه تبسم و همراهانش، هیچ اقدام خاصی در برابر عاملان این حمله انجام نداد؛ حالا امارت طالبان که در آن زمان گروه داعش در منطقه زیر حاکمیت آن دست به چنین جنایت غیرانسانی و تکاندهندهای زده بود، نهتنها که در این مورد پاسخگو نیست، بل بار دیگر بر این زخم خونین نمک پاشیده است.
اما باید یادآور شد که در اوایل سال ۲۰۱۵ میلادی، یعنی در فبروری این سال، مردان مسلح نقابپوش، ۳۱ مسافر هزاره را که تازه از ایران برگشته بودند، در شاهراه کابل–قندهار در ولسوالی شاهجوی ولایت زابل از دو اتوبوس مسافربری پیاده کردند و با خود بردند. از میان این ۳۱ مسافر، ۷ نفر از آنها به دلیل بیماری و شکنجه گروگانگیران جان باختند و بقیهشان در دو نوبت پس از ماهها اسارت آزاد شدند.
پس از دستکم ۱۱ سال از سربریدهشدن شکریه تبسم و همراهانش، برای مردم روستای دهمرده گلزار، این پرونده خونین حالا داستان دیگری به خود گرفته است.
حالا اصل ماجرا؛ داستان قتل شیردل، از پشتونهای منطقه کاکت ولسوالی خاک افغان ولایت زابل، است، نه قتل فجیع و بیرحمانه تبسم و همراهانش.
با روی کار آمدن دوباره طالبان در آگست ۲۰۲۱ در افغانستان، خانواده و فرزندان شیردل چندین بار برای دادخواهی خون پدرشان به دادگاههای طالبان مراجعه کردند. در این پنج سال، در کنار تعقیب رسمی و پیوسته این پرونده از سوی خانواده شیردل، اهالی روستای دهمرده گلزار که در همسایهگی با پشتونهای ولسوالی گیلان غزنی و منطقه کاکت ولسوالی خاک افغان زابل زندهگی میکنند، از سوی همسایههای پشتونشان به دلیل این موضوع، بارها و به اشکال مختلف مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
در سالهای اخیر، دولت پیشین حتا یکی از اهالی این روستا به شکل مرموزی در منطقه نوار مرزی با پشتونها در کوه به قتل رسیده است.
در یک مورد دیگر، سال گذشته موتر شخصی یکی از اهالی این روستا شبهنگام به آتش کشیده شد. انگشت انتقاد مردم اما به سوی همسایههای ناراضیشان است که هرازگاهی برای آنها یک دردسر تازه خلق میکنند.
خانواده و فرزندان شیردل اما در این اواخر از طریق طالبان، فشارها بر اهالی روستای دهمرده را شدت بخشیدند تا اینکه مردم را وادار به پرداخت خون پدرشان کنند.
هرچند منابع محلی میگویند که محکمه ابتدایی طالبان در ولسوالی خاک افغان زابل، اهالی دهمرده را از این پرونده برائت داده بود، اما فرزندان شیردل این حکم را نپذیرفته بودند.
سرانجام با تلاشهای عالمان دین و متنفذان قومی دو طرف و پادرمیانی وزارت سرحدات و اقوام و قبایل طالبان، اهالی روستای دهمرده گلزار مجبور میشوند مبلغ ۹۰۰ هزار افغانی بابت قتل شیردل، دیه پرداخت کنند. در متن توافقنامه که برای پایان دادن به این معضله تهیه شده، از شیردل بهعنوان شهید یاد شده است. در این توافقنامه آمده که نمایندهگان اهالی دهمرده با ۹۰۰ هزار افغانی و یک راس گوسفند برای غمشریکی با خانواده شیردل به منزل ایشان بروند و فدیه را به خانواده او تحویل دهند. نمایندهگان مردم روستای دهمرده گلزار روز جمعه هفته گذشته، با مبلغ توافقشده و یک راس گوسفند برای ادای غمشریکی به خانواده شیردل در روستای داری در منطقه کاکت ولسوالی خاک افغان زابل رفتند و به این معضله پایان دادند.
طالبان اما در مورد پرونده تبسم به اعضای این هیات گفتهاند که این گروه برای آزادی ۳ مسافر با داعشیها درگیر شدند و همچنان شکریه تبسم و همراهانش نیز از سوی داعش سربریده شدهاند.
پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت، دعواهای حقوقی میان هزارهها با پشتونها در برخی مناطق مرکزی و همچنان دعوا میان کوچیها با هزارهها در ولایتهای مختلف، از جمله غزنی، بامیان، میدان وردک و غور، بهشدت افزایش یافته است.
در پنج سال گذشته، طالبان بسیاری از این دعواهای حقوقی را به نفع پشتونها و کوچیها فیصله کردهاند.
در یک مورد دیگر از این دست دعواهای خونخواهی، ۳ سال پیش کمیسیون حل منازعات «کوچی و دهنشین» طالبان فیصله کرده بود که هزارههای ولسوالی جلریز ولایت میدان وردک، به دلیل اینکه چند راس مواشی کوچی که در زمان دولت پیشین در این منطقه ناپدید شده بودند، باید یک میلیون و ۷۵۰ هزار افغانی خسارت پرداخت کنند؛ مبلغ درشتی که هزارههای جلریز مجبور شدند آن را پرداخت کنند.
محکمه طالبان سال گذشته یک دعوای حقوقی دیگر میان کوچیها و هزارهها در بامیان را به نفع کوچیها فیصله و ساکنان روستای رشک ولسوالی پنجاب ولایت بامیان، که شمار آنها به ۲۵ خانواده میرسید، را وادار به کوچ اجباری کردند.
در یک مورد مشابه دیگر، سال گذشته در دره کشرو در ولسوالی دولتیار ولایت غور، طالبان صدها خانواده را مجبور به کوچ اجباری کردند.
دو سال پیش نیز در یک دعوای حقوقی دیگر میان هزارهها و کوچیها در روستای فقیرنشین کندیر ولسوالی گیزاب ولایت ارزگان، مردم بومی برای بازگشت به مناطق آبایی و اجدادیشان، با فیصله محکمه طالبان مجبور شدند ۳۰ میلیون افغانی پرداخت کنند.
همزمان، منابع مردمی در ولسوالی ناور ولایت غزنی میگویند که در پنج سال گذشته، دهها مورد از این دست قضایا در این ولسوالی از سوی کوچیها علیه مردم بومی مطرح شده که از سوی محاکم طالبان به نفع کوچیها فیصله شدهاند.
در اولین سال برگشت دوباره طالبان به قدرت، کوچیها به دلیل اینکه یک عضوشان ۲۲ سال پیش در درگیری با نیروهای دولتی در این ولسوالی کشته شده بود، ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار کلدار از مردم خونبها گرفتند.
در یک مورد دیگر، سه سال پیش کوچیها مدعی شدند که ۲۵ سال قبل، ۲۰۰ راس مواشیشان هنگام عبور از منطقه «میانه دنگ» در ناور ناپدید شدند. طالبان پس از آن فیصله کردند که روستاهای واغ، سبزناله و جوشان این ولسوالی باید مبلغ ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار افغانی به کوچیها غرامت بپردازند.
۳ سال پیش طالبان دهها جریب زمین زراعتی و علفچر باشندهگان روستاهای واغ، سردریا و برکی این ولسوالی را به کوچیها واگذار کردند و ساکنان بومی این مناطق را وادار به کوچ اجباری کردند.
از سویی، سال گذشته یکی از ساکنان ولسوالی جرغی و برجگی ولسوالی ناور به دلیل مخالفت با حضور مواشی طالبان بالای کشتزارهایش از سوی کوچیها به قتل رسید.
با برگشت دوباره طالبان به قدرت در افغانستان، غیرپشتونها در مجموع و هزارهها بهصورت ویژه در ۵ سال گذشته با فشارها و محدودیتهای گسترده روبهرو بودهاند. غصب زمین، کوچ اجباری، باجگیری و آزار و اذیت مردم توسط کوچیها و حمایت طالبان از آنان، از موضوعاتی است که بارها در این مدت در افغانستان خبرساز شده است.
طالبان هرچند برقراری نظام اسلامی در افغانستان را یکی از دستاوردهای عمده نبرد ۲۰ سالهشان در برابر امریکا و غرب میخوانند، اما مردم میگویند که عملکرد ۵ ساله این گروه در عمل نشان میدهد که طالبان در اکثر قضایای حقوقی و جنایی تاکنون برخوردهای تبعیضآمیز، قومی و مذهبی کردهاند و خبری از عدالت اسلامی نیست؛ مسالهای که با گذشت هر روز، دیوار بیاعتمادی و فاصله میان مردم و طالبان را بیشتر و زندهگی را بر مردم تیره و تلختر کرده است.




