شماری از کارمندان فارسیزبان در ادارههای دولتی کشور از تعصبات زبانی مسوولان مربوطه که بیشترشان افراد وابسته به طالبان هستند، شکایت دارند. آنان میگویند که وظیفه و جایگاه کاریشان به علت تبعیضهای زبانی از سوی طالبان، متزلزل است و احتمال دارد هر زمانی از سوی این گروه برکنار شوند. این کارمندان سابقهکار دولت خاطرنشان میسازند که ریاستهای کلیدی دولت که بهگونه مطلق از سوی طالبان پشتوزبان اداره میشوند، هرازگاهی بالای کارمندان فارسیزبان فشار وارد میکنند تا وظیفه را ترک کنند. تحمیل فرهنگ قومی و مذهبی از جمله پوشیدن کلاه و گذاشتن ریش، حضور اجباری به نماز، وادارسازی به تکلم با زبان پشتو، ندادن رخصتیهای ضروری و سختگیریهای بیش از حد از مواردیاند که بالای همه کارمندان بهویژه بالای فارسیزبانان تحمیل میشود. این کارمندان ادارههای دولتی علاوه میکنند که وضعیت بد اقتصادی سبب شده همه این فشارها را بپذیرند تا وظیفه خود را از دست ندهند؛ زیرا اقتصاد آنان وابسته به معاش دولتی است و در صورتی که از وظایف خود سبکدوش شوند، در شرایط بحرانی کنونی گزینه دیگری برای امرار معاش ندارند.
محمد (مستعار) کارمند وزارت داخله طالبان است. او در سال ۱۳۹۴، در زمان جمهوریت در بخش اداری این وزارت استخدام شده و اکنون نیز به وظیفهاش ادامه میدهد. محمد در صحبت با روزنامه ۸صبح میگوید: «از کابل هستم و از جوانی تا آمدن طالبان کلاه نپوشیده بودم و هر روز ریشم را منظم تراش میکردم. از وقتی که حکومت تغییر کرده، به دستور مقامات وزارت داخله مجبور شدهام ریش بگذارم، کلاه بپوشم و به جای زبان مادری، به زبان پشتو صحبت کنم تا مورد تبعیض قرار نگیرم.»
این کارمند وزارت داخله طالبان میافزاید: «در مورد زبان تا هنوز کسی برایم نگفته که فارسی صحبت نکن، اما نگاهها و برخورد مقامها با من و همکاران فارسیزبانم مثل کارمندان پشتون نیست. از صمیمیت، مزاق و گفتار آمر و مدیر بخش درک میکنم که مانند یک کارمند کندکار، بیگانه و ناکارآمد با من رفتار میکنند. من نُه سال است در همین بخش وظیفه انجام دادهام و همیشه ترسم این است که چه وقت جوابم میدهند.»
صدیق (نام مستعار) کارمند اداری و عضو هیات تفتیش در وزارت معارف است. او میگوید: «وقتی اجناس خریداریشده را بررسی میکنم، کوشش میکنم یکی از همکاران پشتوزبان خود را در بررسی و تکمیل فورمه با خود همراه کنم و هردوی ما پای ورق یادداشت امضا کنیم تا از رفتار توهینآمیز آمر ما که طالب است، بچ [رد] شوم.»
صدیق که آشنایی چندانی با زبان پشتو ندارد، میافزاید که نهتنها فارسیزبانان حتا همکاران پشتون ما میدانند که وظیفه من و سایر کارمندانی که پشتو بلند نیستند، در خطر است. او میگوید: «یگان بار با شوخی برایم میگویند که مکتوب منفکیات را دیدهایم. گرچه میدانم شوخی میکنند، ولی وضعیت را که میبینم، میدانم این مزاحشان یک روز به واقعیت تبدیل خواهد شد.»
صدیق ادامه میدهد که هنگام گزارشدهی به آمر و مدیر بخش مجبور است به زبان پشتو صحبت کند و آنان به نحوه گفتار او میخندند و نهایت تلاش میکنند بهانهای پیدا کنند تا گزارشش را ناقص جلوه دهند: «این رفتارشان وضعیتم را خراب میکند. مجبور هستم، کار نیست و اگر تحمل نکنم و استعفا بدهم، در هر اداره دولتی که بروم همین رقم وضعیت جریان دارد.»
این کارمند دولت علاوه میکند که حتا اگر یک کار عاجل برایش پیش بیاید، مانند رفتن به فاتحه یا اشتراک در مراسم جنازه، به دشواری اجازه مییابد که موقتاً از دفتر خارج شود. به سخن او، وضعیت کارمندان پشتوزبان بهویژه وابسته به طالبان فرق میکند و آنها با محدودیتهای کمتری مواجه هستند.
این کارمندان فارسیزبان دولت در حالی از عدم مصونیت شغلی خود شکایت دارند که طالبان پیش از این درصدی بزرگی از کارمندان دولت را برکنار و به جای آنان افراد خود را مقرر کردهاند.
احمد (نام مستعار) یکی از کارمندان پیشین ریاست امنیت ملی در کابل است. او به روزنامه ۸صبح میگوید: «سه ماه بعد از سقوط، از ریاست برایم زنگ آمد و گفتند مثل سابق به وظیفه حاضر شوید و با شما هیچ کاری نداریم، معاشت حواله میشود. با ترس و لرز سر وظیفه رفتم. طالبان یک نفر را برایم معرفی کردند و گفتند که به او کار را یاد بدهم. سه ماه به او کار را یاد دادم و در آخر مرا منفک کردند و همان کسی که کار را از من یاد گرفته بود، به جایم مقرر شد.»
این وضعیت نهتنها در ریاستهای امنیت ملی، بلکه در بیشتر ادارههای دولتی حاکم بوده است. در حال حاضر افراد طالبان در کابل و ولایتهای دیگر آموزش میبینند تا در ادارههای دولتی مقرر شوند.
تعصبات زبانی طالبان بارها انتقاد شهروندان و چهرههای سیاسی و مذهبی را برانگیخته است. طاهر زهیر، والی پیشین بامیان که حالا در بیرون از کشور به سر میبرد، بهتازهگی از تعصبات زبانی، قومی و مذهبی طالبان با سایر اقوام انتقاد کرده است. او در یادداشتی در شبکه ایکس نوشته است: «آنچه امروز در کشور جریان دارد، آشکارا کشت کردن نفرت است. تحقیر و توهین افراد به خاطر زبان، مذهب و قومشان، از نفرت ناشی میشود.» به سخن او، طالبان با رفتار و گفتارشان گویشوران زبانهای غیرپشتو را توهین و تحقیر میکنند.»
اینهمه در حالی است که تا پیش از رویکارآمدن رژیم طالبان در ماه اسد سال ۱۴۰۰ خورشیدی، بیشتر کارمندان دولت ریش خود را میتراشیدند و معمولاً با دریشی به وظایف خود حاضر میشدند. طالبان اما پس از تسلط بر کشور، به کارمندان دولت دستور دادند تا ریش بگذارند، در ساعات رسمی کار پیراهنتنبان و کلاه بپوشند، از پوشیدن دریشی خودداری کنند و حتا اگر بینماز هستند، در اوقات نماز به مسجد حاضر شوند.
در برخی از نهادها به شمول ریاست صحت عامه کابل در وقت نماز ظهر حاضری گرفته میشود و اگر کارمندی غیرحاضر باشد، مجبور است علت غیرحاضری از نماز را به آمر خود توضیح دهد و نصیحتهای توهینآمیز طالبان را تحمل کند. کتله بزرگی از کارمندان فارسیزبان دولت پوشیدن کلاه را فرهنگ قومی و مرتبط به پشتونها میدانند و خاطرنشان میسازند که مجبورند برای حفظ وظیفه این فرهنگ را بپذیرند. در حال حاضر همه صلاحیتهای ادارههای دولتی در دست طالبان است. براساس گزارش انستیتوت تحقیقاتی خاور میانه، بیش از ۹۰ درصد از رهبران، مقامها و اعضای گروه طالبان از قوم پشتون هستند. جزییات این گزارش میرساند که در بدنه رژیم طالبان تنها ۵ درصد اوزبیکها، ۳ درصد تاجیک و نیم درصد هزارهها حضور دارند. افراد غیرپشتون در نظام طالبان در سطوح میانی و پایین ادارههای دولتی مصروف کارند و صلاحیت تصمیمگیری ندارند.







