طالبان در میان پشتونها یک نام آشنا و رایج است. زمانی که طالب سلاحی بر دوش نداشت و در دسیسههای شوم و زشت استخباراتی نقش ایفا نمیکرد، یکی از اعضای مهم و ساده این جامعه بود. آن زمان، طالب به خوبی میدانست که در مساجد، بر سر سفرههای مردم مینشیند و تا پایان عمر، زیر بالهای محبت و مهربانی مردم زندهگی میکند. این طالب که هنوز سلاح را نمیشناخت و به مدارس تحت کنترل سازمانهای استخباراتی نرفته بود، تنها برای جمعآوری وظیفه (نان خشک) به در خانهها میزد، نه برای تهدید، کشتار و ترور. او بهعنوان یک عنصر بیضرر جامعه شناخته میشد و در ادبیات پشتو نیز جایی برای خود یافته بود و در شعرها و لندیها (گونهای از شعر پشتو) از او یاد میشد. اما طالب هرگز همان طالب بیضرر باقی نماند، بلکه با سوءاستفاده از اعتماد مردم به میدان سیاست و دسیسههای استخباراتی پا گذاشت و نخستین بار به روی مردم خود آتش گشود. اینکه طالب زاده جامعه پشتون است و بیشتر طالبان نیز پشتون هستند، مسأله روشن است و هیچکس نمیتواند آن را انکار کند. اما اینکه همین طالب به چه اندازه به مردم پشتون آسیب رسانده و با تاریخ و فرهنگ پشتونها و چهرههای پذیرفتهشده آنها چه دشمنیهایی دارد، موضوعی است که برای هیچ کس پنهان نیست.
اگر دامن طالبان به قتل عام یکاولنگ در بامیان، سوزاندن تاکستانهای شمالی و کشتن هزاران تن در حملههای انتحاری و جنایتهای دیگر آلوده است، این گروه مسوول نابودی یک نسل از پشتونها نیز است. طالبان برای گسترش ایدیولوژی خود در جامعه پشتون بسیاری از سران قومی و جوانان روشنفکر را کشتهاند. شورای امنیت ملی در زمان جمهوریت کتابی تحت عنوان «هزاران جنایت» در ارتباط با قتل سران قومی و جوانان روشنفکر توسط طالبان چاپ کرد که براساس آن بیشترین سران قومی در قندهار کشته شدهاند. واضح است که اگر طالبان ساختار اصلی جامعه پشتون را از بین نمیبردند، نمیتوانستند بر جامعه تسلط یابند.
طی بیست سال گذشته، طالبان بیشترین مکتب، جاده و تأسیسات عمومی را در مناطق پشتوننشین تخریب کردهاند. چرا که در آن مناطق طالبان جای پا برای خود پیدا کرده، افراد مهم آن مناطق را از سر راه خود برداشته و ویرانیهایی انجام دادهاند که در مناطق دیگر نمیتوانستند انجام دهند. البته اینطور نیست که پشتونها علیه طالبان صدایی بلند نکرده باشند. اولین قیام مردمی علیه طالبان در ولسوالی اندر غزنی رخ داد که به دلیل مدیریت نادرست و عدم حمایت دولت وقت از ششصد جوان فداکار تنها تعداد انگشتشماری باقی ماندند و این امر انگیزه قیام علیه طالبان در مناطق دیگر را کاهش داد.
اکنون که سه سال از حاکمیت دوباره طالبان بر کشور میگذرد، در مناطق غیرپشتوننشین هرازگاهی گزارشهایی از فعالیت جبهههای جنگی علیه طالبان شنیده میشود، اما در مناطق پشتوننشین فعالیتهای کمتری علیه طالبان دیده میشود که این هم دلایل خاص خود را دارد. در مناطق غیرپشتوننشین فعالیت علیه طالبان آسانتر است، زیرا طالبان اطلاعات چندانی از مردم آن مناطق ندارند، اما در مناطق پشتوننشین به اندازه کافی در طول بیست سال گذشته نفوذ کردهاند. طالبان در این مناطق به حدی کار کردهاند که حتا در کوچکترین روستاها چندین طالب حضور دارند که از هر فرد منطقه اطلاعات کافی در اختیار داشته و تمام خانوادههای آنها را تحت نظر دارند. با توجه به راهکارهای فعلی طالبان که در سرکوب مخالفان خود هیچ تردیدی ندارند و در برخی مناطق نیز برای انتقامگیری از مردان مخالف خود، زنان آنها را زندانی میکنند، کسی در مناطق پشتوننشین که هنوز در چنگال ساختارهای قبیلهای و سنتهاست، جرأت نمیکند چنین قیمت بالایی را بپردازد.
طالبان اکنون در برخی مناطق از پشتونها بهصورت تاکتیکی بهرهبرداری میکنند. طالبان که بیشترشان به زبان پشتو صحبت میکنند، در برخی مناطق بین پشتونها و غیرپشتونها تبعیض قایل میشوند که این کار بهطور عمدی و سیستماتیک انجام میشود؛ زیرا با این کار از احساسات قومی برخی پشتونها به نفع خود بهرهبرداری میکنند و به آنها نشان میدهند که بهظاهر از پشتونها حمایت دارند. مثالهای بسیاری وجود دارد که طالبان در منازعات بین کوچیها و مردم محلی، از کوچیها حمایت کرده و از طرف دیگر باجخواهی کردهاند. در همین راستا، ملا هبتالله، رهبر طالبان، که به هر ولایت سفر کرده است، به جنگجویان خود هشدار داده که از تعصب دوری کنند. او با این سخن میخواهد به مردم القا کند که رفتارهای قومی در برخی مناطق برخلاف دستور اوست، اما در عمل چنین نیست؛ چون رهبران طالبان بهطور عمدی این کار را انجام میدهند، زیرا از این میترسند که اگر در مناطق پشتوننشین مخالفتها به حد مسلحانه برسد، در سایر مناطق که هویداست هیچ کس نمیتواند طالبان را تحمل کند و امارت آنها بهسرعت از بین خواهد رفت.
پشتونها در برابر طالبان باید از کدام رویکرد استفاده کنند؟
همانطور که پیشتر گفته شد، هر نوع مخالفت در برابر طالبان در مناطق روستایی هزینه زیادی دارد. بنابراین، باید چه نوع مبارزهای در برابر آنها انتخاب شود؟ تا به حال، طالبان به هر نوع اعتراض و مخالفت مسالمتآمیز با خشونت پاسخ دادهاند، و به این دلیل، تنها گزینه انتخابی برای مردم مبارزه مسلحانه بوده است. نهتنها در مناطق پشتوننشین، بلکه حتا در سایر مناطق نیز بلند کردن اسلحه در برابر طالبان برای ساکنان محلی مشکلات زیادی ایجاد کرده است. بارها مشاهده شده که در پروان و پنجشیر، در یکی از روستاها، اعضای جبهههای فعال به طالبان حمله کردهاند و طالبان تمام روستا را محاصره و مردم را زندانی و شکنجه کردهاند.
به نظر میرسد که جبهههای فعال علیه طالبان نیز به خوبی درک کردهاند که نباید با این آسیبپذیری بالا در مناطق کوهستانی فعالیت کنند. این جبههها در این اواخر به فعالیتهای مسلحانه در زیر ریش طالبان در شهرها روی آوردهاند. عملیات چریکی علیه طالبان در شهرها آنان را به شدت زمینگیر کرده است. بهعنوان مثال، در روزهای اخیر، تقریباً هر شب جنگجویان طالبان هدف قرار میگیرند و مهاجمان نیز بهراحتی از منطقه فرار میکنند. در کابل نیز چنین حملات باعث شده که طالبان مجبور به کاهش تعداد ایستهای بازرسی خود در شهر شوند. با این حال، هنوز هم هر شب هدف قرار میگیرند. بنابراین، هدف قرار دادن طالبان در شهرها بهترین راه برای فشاردادن آنها برای پذیرش خواستههای مردم است که تا کنون نتایج خوبی داده است و همچنین این استراتژی برای مخالفان مسلح پشتون نیز یک روش کمهزینه و مؤثر به شمار میرود.
پیامدهای عدم قیام پشتونها در برابر طالبان
اگر برخی پشتونها هنوز در توهم و خوشبینی ماندهاند که طالبان به خواستههای مردم گوش میدهند و اصلاحات را به ارمغان خواهند آورد، تاریخ سه دهه گذشته نشان داده است که هیچ کس در گروه طالبان که اصلاح شده باشد، دیگر طالب به شمار نمیرود. اگر پشتونها همینطور بیحرکت باقی بمانند و در برابر طالبان اقدام نکنند، نهتنها نسل کنونی بلکه چند نسل آینده نیز تحت پرچم ترور تربیت خواهند شد و نهتنها مسوولیت کشور، بلکه مسوولیت تروریسم در کل منطقه بر دوش آنها خواهد بود؛ زیرا اگر حکومت طالبان به همین منوال ادامه یابد، هزاران کودک پشتون که در مدارس جهادی طالبان در حال آموختن ایدیولوژی طالبانی هستند، به تروریستهای بزرگ تبدیل خواهند شد و همانطور که ملا هبتالله قبلاً گفته است، آنان برای «جهاد جهانی» آماده خواهند بود که نهتنها افغانستان، بلکه کل منطقه را در آتش تروریسم خواهند سوزاند.







