حکومتها برای دادن تصویر رسمی از حکومتداری، وضعیت معیشت و کار و زندهگی در جامعه زیر سیطره خود، تلاش بسیار به خرج میدهند. آنهایی که به رای مردم نیاز دارند و برای دوره مشخصی حکومت را در دست دارند، و در سیستمی که فراتر از سلیقه شخصی آنان است، عمل میکنند، برای دادن تصویر خوب از وضعیت دست به عمل میزنند، کارهایی انجام میدهند، کابینه و ادارهای میسازند که جوابگوی نیازهای حداقلی جامعه باشد و برای روز پاسخگویی و برگشت به صندوقهای رای سند کافی در اختیار داشته باشند. آنان نیز از طریق رسانههای دولتی و شبکههای تبلیغاتی وابسته به دولت دستاوردهای خود را برجستهتر از آنچه هست جلوه میدهند، و از نمایش نقایص و مشکلات جلوگیری میکنند. اما در آن جوامع، قدرت و رسانه بهطور یکدست و انحصاری در اختیار دولت نیست، بلکه احزاب مخالف، نهادها و افراد غیروابسته به دولت نیز تا حدودی میتوانند در مورد اتفاقات جاری ابراز نظر کنند، از دولت انتقاد کرده و تبلیغات آن را به چالش بکشند.
در جوامعی که حکومت با اراده مردم تشکیل نمیشود، و گروهی با زور و تقلب یا در همدستی با بیگانهگان قدرت را بدست میگیرد، حاکمان پول و وقت بسیار برای مدیریت چشم و گوش مردم صرف میکنند، و رسانههای غیررسمی و آنانی را که اطلاعات سانسورنشده در اختیار مردم قرار میدهند، سرکوب میکنند. در نتیجه، صدای مردم خفه میشود و در جاهایی که دست حاکمان میرسد از نشر هرگونه اطلاعات »غیررسمی» جلوگیری میشود. گروه طالبان در نزدیک به دو سال گذشته برای سرکوب رسانهها از هیچ ستمی دریغ نکرد. این گروه با شکنجه، زندان و تهدید کوشید رسانهها را وادار به سکوت، همسویی و یا مهاجرت کند. خلاف دور اول حاکمیت طالبان، اکنون بستن تمام منافذ خبری ممکن نیست. ازاینرو، خلاف میل طالبان، هنوز میتوانیم دو چهره رسمی و غیررسمی را از افغانستان تحت تسلط آن گروه داشته باشیم. رسانههای در تبعید هنوز میتوانند گوشههایی از واقعیتهای زندهگی مردم را انعکاس دهند. متاسفانه این امکان با گذشت هر روز محدودتر میشود. چرا که از یکسو سرکوب و سانسور گستردهتر میشود و از سوی دیگر رابطه رسانههای تبعیدی با محیط افغانستان کمرنگتر میگردد. شبکههای اجتماعی و تماس مجازی که از این طریق با گوشهوکنار افغانستان میسر است، تنها امید برای مقاومت رسانههای منتقد در برابر فشار سانسورچیهای طالبان است.
دسترسی مردم به رسانههای آزاد مثل دسترسی به نان و آب لازمی است. چرا که اطلاعات غیرواقعی و مهندسیشده بر ذهن و روان مردم تاثیر ناگوار میگذارد و آنان را در درازمدت دچار برداشتهای ناقص و توهمات خطرناک میسازد. در ادامه به چند نمونه از خبرهایی که در این روزها طالبان و غیرطالبان از افغانستان نشر کردهاند نگاهی میاندازیم تا متوجه شویم که گروه حاکم تا چه حد از رسیدن اخباری که روایت رسمی آن را به چالش میکشد، جلوگیری کرده و چگونه تصویر دروغین از وضعیت جاری کشور ترسیم میکند.
امروز چهارم ماه جون مصادف با ۱۴ جوزای ۱۴۰۲ هجری پنج خبر اول در صفحه فارسی آژانس خبری باختر، در کنترل گروه طالبان عبارتند از حشر عمومی «مبارزه با پلاستیک» در بغلان، سفر حاجیان حوزه جنوبغرب به عربستان سعودی، صدور جواز استخراج معادن زغال سنگ در بغلان به چهارده تن، زیباسازی چهارراهی پنجصد فامیلی کابل، ۲۳۸ میلیون افغانی عواید دو هفته آخر ماه ثور در شرکت برشنا، و وعده مولوی عبدالسلام حنفی به دو ملای سمنگانی برای ساختن مدرسه و کلینیک.
در آن صفحه هیچ خبری از مکاتب بسته شده، مردم گرسنه، خودکشیها، مهاجرت، زندانیها و خانوادههای ازهمپاشیده نیست. در آن صفحه رسمی اداره طالبانی، افغانستان کشور نرمالی تصویر شده که در آن مسوولان «امارتی» مشغول زیباسازی چارراهیها، جمعآوری عواید، استخراج معادن و ساختن مدرسه و کلینیک صحی هستند. برای آن که به ماهیت تبلیغاتی این خبرها پی ببریم، نخست به اطلاعات درج شده در آنها به دید انتقادی نگاه میکنیم و میبینیم که آیا بهراستی پشت آن خبرها پیشرفتی پنهان است یا خیر. بعد چند خبر دیگری را که از منابع غیرطالبانی نشر شده کنار این خبرها میگذاریم. از خبر آخری شروع میکنیم. در خبر آمده است که معاون اداری ریاستالوزرای طالبان با تعدادی از علمای سمنگان دیدار داشته و به آنان گفته است که «در چوکات امکانات، در پی ایجاد مدارس و مراکز صحی در مناطق دوردست کشور هستیم.» در عکسی که از آن دیدار نشر شده جمعی از «علما» نه بلکه سه ملا نشسته و چای میخورند. ملایی با ریش بلند، لنگی سفید، پیراهن تنبان سفید و واسکت تیره پشت میز نشسته است. روبهرویش دو تنی که گویا کاپیهای اویند، مثل او با لنگی سفید، ریش بلند، لباس سفید و واسکت تیره نشستهاند. این یکدستی لباس، لنگی، ریش و واسکت تصادفی نیست. در واقع مولوی عبدالسلام حنفی با دو تنی چون خودش ملاقات دارد؛ اما خبرش را «دیدار با شماری از علما» نوشتهاند. در خبر آمده است که آن دو ملا به این ملا در مورد وضعیت ولایت سمنگان معلومات داده و گفتهاند که از وضعیت خرسندند. بعد شکایت کردهاند که «اداره قبلی» به مدارس و کلینیکهای صحی در مناطق دوردست توجه نمیکرد. چنین به نظر میرسد که دو ملای سمنگانی پیش آشنای خود آمدهاند تا امر ساخت مدرسه محلی و کلینیک در قریه خود را بگیرند. آنان مشغول امتیازگیریاند و میخواهند از بودجه رسمی دکانی برای خود بسازند. پشت آن خبر بهظاهر کلان امارتی، گفتوگوی سه ملا بر سر مدرسه و کلینیک یک قریه بوده است. آن ملاتاجران که از وضعیت اظهار رضایت کردهاند، از مردم قریهشان نمایندهگی نمیتوانند، چرا که خبرهای رسمی غیرامارتی که منابع کمکرسان و موسسات فعال در افغانستان نشر میکنند حکایت از گرسنهگی، بیتعلیمی و بیکاری کمسابقه مردم افغانستان از جمله در ولایات شمالی دارد. همزمان با آن خبر، خبر دیگری از شمال افغانستان نشر شده است. تنها در سه ولسوالی فاریاب سازمان جهانی غذا، به هشت هزار خانواده پول نقد و مواد غذایی توزیع کرده است. این هیچ شباهتی به وضعیت رضایتبخشی که آن دو ملا گزارش دادهاند، ندارد. در سه ولسوالی هشت هزار خانواده کمک دریافت کردهاند و احتمالاً تعدادی از مستحقان و گرسنهگان در همان ولسوالیها منتظر مساعدتند. در ولایت سمنگان، جایی که آن دو ملا، مشکل اصلی مردم را کمبود مدرسه عنوان کردهاند، نیز موسسات خارجی به تازهگی مواد خوراکه توزیع کردهاند. در خبر یاد شده آمده است که چندی قبل ده هزار خانواده در جوزجان و سمنگان از این کمکها دریافت کرده بودند. خبر غیرطالبانی میگوید که مردم گرسنهاند، خبر طالبانی میگوید که مردم مدرسه ندارند.

خبر دیگر طالبان از «عواید میلیونی» شرکت برشنا است. طوری خبر نوشتهاند که گویا برشنا منبع درآمدزای بسیار کلان است. در دو هفته مبلغ دوصد و سیوهشت میلیون افغانی، مبلغ بزرگی بهچشم میآید. این خبر نیز فریب است. آن پول که با عنوان عواید اطلاعرسانی شده است، مازاد مصرف یا حاصل کسر مصارف از عواید نیست، بلکه پولی است که بهطور نرمال کارمندان برشنا از مصرفکنندهگان جمعآوری میکنند و خیلی از مواقع کمتر از رقمی است که در بدل برق مصرف شده به کشورهای همسایه میپردازند. امروز خبری درمورد برق از منابع غیرطالبانی هم داریم. هشت صبح به نقل از مسوولان شرکت برشنا نوشته است که سال گذشته افغانستان به ارزش ۲۶۰ میلیون دالر برق از کشورهای همسایه وارد کرده است. طالبان این جهت خبر را پنهان کرده و در عوض نوشتهاند که چقدر پول در فلان مدت جمعآوری شده است. خروج ۲۶۰ میلیون دالر از کشوری که حاکمانش تمام روزهای هفته را با زمان ورود بستههای چهلمیلیوندالری یا دیگر بستههای پنهان میشمارند، و باشندهگان عادی از رسیدن لاریهای پر از آرد و روغن موسسات کمکرسانی به هیجان میآیند، مبلغ بزرگی است. طالبان و دیگر جنگطلبانی که در چهل سال گذشته مشغول تخریب پایههای برق، حمله بر پروژههای توسعهای، تخریب سرک، کشتن معلم و بستن مکتب بودهاند، تقصیر اصلی این عقبماندهگی و گرسنهگی ملت را به گردن دارند. جمع کردن پول بلهای برق نه هنر است و نه خبر خوش. طالبان با بستن رسانههای آزاد، خبرها را مهندسی میکنند و رسانههای ملی را منبع دروغپراکنی و فریب اذهان ساختهاند.
خبر «مهم» دیگر طالبانی «زیباسازی چهارراهی پنجصد فامیلی» در کابل است. این خبر در رسانهای که قرار است اتفاقات کلان و مهم را در سراسر افغانستان انعکاس دهد، در صدر خبرها گنجانده شده و چون اتفاق بزرگ روز تجلیل گردیده است. در خبر آمده است که بهمناسبت تکمیل آن پروژه مراسمی برگزار شده و مولوی خالد سجستانی، معین خدمات شهری و حفظ محیط زیست کابل، «از نماد تازه ساخته شده» در آن چهارراهی رونمایی کرده است. خوب است بدانیم که با چهارراهی چه کردهاند، چقدر پول و از کدام منبع مصرف شده است. مصرف آن پروژه پنج میلیون افغانی (حدود ۵۷ هزار دالر امریکایی) بوده و از جیب شرکت احمدیار گروپ مصرف شده است. تزیین و سبزهکاری چهارراهی با پول شرکت خصوصی با مبلغی که حتا برای یک شرکت متوسط هم قابل توجه نیست، و گاه افراد در همان کابل آن مبلغ را صرف تزیینات شرکت و مغازه خود میکنند، خبر مهم «دولتی» است؟ باید آن را در صدر خبرهای مهم جا داد و تبلیغ کرد؟ در ادامه آن خبر نوشتهاند که شماری از محصلان با مولوی عبدالرشید «شاروال کابل» دیدار داشته و او را «بهخاطر خدمات ارزندهاش» لوح تقدیر دادهاند. تقدیر از ویرانگران افغانستان و آنانی که هنر اصلیشان ساختن بمبهای بشکهای و تربیت انتحاری است، بهبهانه تزیین چهارراهی که در تقاطع جادههای پر از آدمهای گرسنه افتاده است و در اطراف آن جادهها، خانههای رنگورورفته، بیآب و بیفاضلاب قطار شده و در درون آن خانهها زنان و دختران زندانی و پدران و مادران نگران و ترسیده زندهگی میکنند، نشانه پیشرفت نیست.

چهارمین خبر مهم طالبان توزیع ۱۴ جواز استخراج معدن است. با خواندن عنوان خبر این تصور دست میدهد که گویا اتفاق بزرگی رخ داده و چهارده معدن تازه در اختیار شرکتهای خصوصی قرار گرفته است. اما با خواندن جزییات خبر متوجه میشویم که «وزیر معادن» طالبان برای ۱۴ تن جواز استخراج زغال از ۱۴ صوف را داده است. یعنی چهارده نفر اجازه یافتهاند که هر کدام ده-پانزده نفر استخدام کرده و از کوه زغال بکشند. طرف وزیر طالبان ۱۴ فرد است نه ۱۴ شرکت. در شرایط نرمال این جوازها را ادارات محلی و ریاستهای مربوطه باید طی مرحل کنند، یا اصلاً دولت با افراد نباید سروکار داشته باشد، بلکه باید قرارداد معدن را به شرکتی واگذار کند و آن شرکت به استخدام افراد برای هر صوف دست بزند. در اداره طالبانی چنین نیست. همانطوری که دو ملای قریه از سمنگان به ارگ میآیند تا جواز مدرسه بگیرند، قراردادیهای انفرادی نیز از ولایات به وزارت معادن آمده و قرارداد میگیرند، و مقامهای طالبان جوازهای کندنکاریای را که به افراد میدهند یا گفتوگویی را که با ملای قریه دارند، چون خبر مهم نشر میکنند.
معادن زغالی که خبر جواز استخراج آنها در آژانس خبری طالبان نشر شده، بیشتر در ولایات بغلان، سمنگان و سرپل موقعیت دارند. از سرپل دیروز خبر دیگری نشر شده که در رسانههای طالبان راه نیافته است. حدود ۷۰ شاگرد دختر و پسر از صنف اول تا ششم همراه با دو معلمشان در ولسوالی سانچارک ولایت سرپل مسموم شدهاند. سرپل با سمنگان که به گفته آن دو ملای قریه با کمبود مدرسه مواجه است، همسایه میباشد. در این دو ولایت صدها مکتب دخترانه مسدودند و معلمان و استادان دانشگاهها با محرومیتها و فشارهای فراوان دستوپنجه نرم میکنند. هر روز نهادهای سرکوبگر برای شاگردان و استادان مکتبها قیود تازه وضع میکنند. باشندهگان سانچارک گفتهاند که پیش از مسمومیت شاگردان، تعدادی از طالبان مسلح در ساحه دیده شده بودند.

خبر آخری که لازم است تبصره کوتاهی در موردش کنیم، «مبارزه با پلاستیک» در شهر پلخمری است. مولوی محمد انور مستقیم، «شاروال پلخمری»، در بزرگداشت از هفته جهانی محیط زیست، کمپاین یکهفتهای جمعآوری پلاستیک را در آن شهر راه اندازی کرده و نامش را «مبارزه با پلاستیک» گذاشته است. در عکسی که از آن حشر نشر شده، تعدادی از کارکنان شهرداری و چند مامور طالب در خریطههای پلاستیکی از کنار جاده آشغال جمعآوری میکنند. آلودهگی محیط زیست در شهرهای افغانستان مشکل جدی است. نبود سیستم جمعآوری آشغال و تخلیه آب و فاضلاب زندهگی را در برخی از شهرها مشکل کرده است. در فصلهای سرما، مردمی که به برق و گاز دسترسی ندارند، زغال و چوب میسوزانند و آلودهگی هوا در شهرهای پرنفوس، بهخصوص کابل، تحملناپذیر میشود. جمعآوری و انتقال پلاستیک و دیگر مواد فاضله نیازمند سیستمی است که رهبری آن بهدست افراد صاحب تخصص و تحصیلکرده باشد و از سوی دولت مردمی و جامعهای که در آن مردم از مکتب و کار محروم نگردند، حمایت شود. با حشر نمایشی چندروزه نمیتوان محیط پاک برای شهر ساخت. البته جمعآوری مقداری پلاستیک در یک حشر نیز اقدام نیک است. اما در یک اداره نرمال، خبری از این دست را در بخش اخبار ولایات جای میدهند و عنوانش را نیز حشر جمعآوری پلاستیک میگذارند و ادعای کلان «مبارزه با پلاستیک» را در خبر نمیگنجانند. با خواندن آن عبارت آدم احساس میکند که کدام تدبیر یا ابتکار بیسابقه برای جلوگیری از مصرف پلاستیک یا آلودهگیهای محیطزیستی ناشی از استفاده بیش از حد پلاستیک انجام شده است. اگر دولتی در بودجه سالانهاش مبلغی را برای تحقیق در معرفی بدیل مناسب بهجای پلاستیک اختصاص دهد، شاید حق داشته باشد بنویسد که مشغول مبارزه با عواقب محیطزیستی ناشی از استفاده پلاستیک است. مهمتر از آن، اولویت مردم مبارزه با بیسوادی، بیمکتبی، فقر و بیدولتی است. مبارزه با گروهی در اولویت است که علناً علیه مکتب و دانشگاه تبلیغ میکند و هر جا سقفی دید، آن را مدرسه میسازد. بهتازهگی طالبان در جلالآباد عمارتی را که از زمان امانالله خان، شاه تعلیمدوست افغانستان، باقی مانده است، مدرسه ساختهاند. این اقدام نمادین در برابر تمایل مردم افغانستان به تعلیمات غیرمدرسهای است. ادعای مبارزه با پلاستیک به طالبان نمیزیبد. آنان «مبارزان» ضد مکتب، ضد زن، ضد کار و ضد آزادیاند.







