با وجود سهسالهگی رژیم طالبان، این گروه از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده است. هر چند شماری از کشورها (چین، قزاقستان، امارات متحده عربی، پاکستان، ایران، ترکمنستان…) تا پذیرش سفیران و نمایندهگان این گروه پیش رفتهاند. همچنان قزاقستان نام این گروه را از فهرست گروههای تروریستی خود خارج کرده و به برقراری و عادیسازی روابط خویش با این گروه اقدام کردهاند. روسیه نیز خروج نام این گروه از فهرست گروههای تروریستی را بررسی میکند. این کشورها با برقراری روابط با گروه طالبان، به دنبال تامین منافع اقتصادی، تجاری و امنیتی خود در افغانستان هستند.
تاجیکستان جزو کشورهای همسایه شمالی افغانستان است که نگاه بدبینانهای نسبت به قدرتگیری دوباره گروه طالبان داشته است، تا جایی که سیاستمداران این کشور از اظهار نظرهای صریح و اعلام نارضایتی در مورد این گروه دریغ نکردهاند؛ امری که سبب تنشهای لفظی و اختلاف میان دو طرف شده است. تاجیکستان تنها کشور آسیای مرکزی است که با وجود داشتن مرز مشترک با افغانستان، در برقراری رابطه با طالبان محتاطانه عمل کرده است. این کشور تا هنوز از واگذاری سفارت افغانستان به گروه طالبان خودداری کرده است. با این حال، نمایندهگان تاجیکستان طی سه سال اخیر تماسها و گفتوگوهایی نیز با گروه طالبان داشته و در آخرین مورد نمایندهگانی از دو طرف روی موضوعاتی چون انتقال برق تاجیکستان به افغانستان، اختلافات مرزی و جنبش انصار الله گفتوگو کردند؛ مواردی که نشان از نگاه محتاطانه مبتنی بر سود و زیان این کشور دارد.
ریشههای ناسازگاری رابطه میان تاجیکستان و طالبان در کجاست؟ پرسشی که تلاش میکنم در این یادداشت به آن پاسخ دهم.
آیا تاجیکستان پشتیبان جریانهای ضد طالبان است؟
تاجیکستان با داشتن مشترکات فراوان زبانی، فرهنگی، تاریخی و قومی با تاجیکهای افغانستان، به این قوم نزدیک است. امامعلی رحماناف، رییس جمهور تاجیکستان، رابطه نزدیک و تنگاتنگی با جنبش شمال بهویژه حزب جمعیت اسلامی دارد. سابقه رابطه تاجیکستان با گروههای ضد طالب و حزب جمعیت که اکثرا تاجیک هستند، به جنگ داخلی این کشور میان سالهای ۱۹۹۲-۱۹۹۷ برمیگردد؛ دوران پس از استقلال این کشور که اختلافاتی میان گروههای اسلامگرا، ملیگرا، کمونیست و حزب حاکم دموکرات به وجود آمد. برهانالدین ربانی، رییس جمهور دولت اسلامی افغانستان، به تاریخ ۱۷-۱۹ می ۱۹۹۵ نشستی برای گفتوگوی جریانهای درگیر در جنگ داخلی تاجیکستان در شهر کابل برگزار کرد. آن نشست تسهیلکننده گفتوگو بود و زمینه گفتوگوی روبهرو میان جناحهای درگیر در جنگ را برای اولین بار پس از آغاز جنگ داخلی فراهم کرد. آن اتفاق منجر به نزدیکی امامعلی رحمان با جمعیت اسلامی و جبهه شمال شد. این نزدیکی تا هنوز در جهتگیریها و سیاستهای تاجیکستان در مخالفت با طالبان و همصدایی با جریان ضد طالب مانند جمعیت اسلامی افغانستان، جنبش مقاومت ملی افغانستان و دیگر جریانهای مخالف طالبان ادامه پیدا کرده است. تاجیکستان محل سکنای شماری از مقامهای جریانهای ضد طالب است؛ امری که سبب تیرهگی و خشم طالبان نسبت به این کشور شده است.
تروریستهای تاجیکستانی در افغانستان
عامل دیگر موثر بر ناسازگاری تاجیکستان با طالبان، خطر تروریسم است که با قدرتگیری طالبان متوجه تاجیکستان میشود. امامعلی رحمان به دلیل درپیشگیری سیاست سختگیرانه «غیراسلامی» – به باور مخالفان این سیاستها شامل ریش کوتاه و پوشش زنان میشود – مورد انتقاد این جرایانها بوده است. این نیروهای اسلامگرا تاجیکستانی که اکثرا در ولایت خودمختار بدخشان و شماری در افغانستان و مناطق شمالی آن ساکن هستند، همواره از حکومت تاجیکستان انتقاد کرده و امامعلی رحمان را به خاطر سیاستهای غیراسلامیاش تحت فشار قرار دادهاند. یکی از این گروهها جنبش انثارالله است که خواهان تشکیل حکومت اسلامی در تاجیکستان میباشد. این جنبش مهمترین تهدید علیه حکومت امامعلی رحمان محسوب میشود.
در واقع دلیل نگرانی امامعلی رحمان از رویکارآمدن دوباره طالبان، چالش «سرریزی» الگوی طالبانی مبارزه علیه حکومت است. چالشهای کشوری هیچگاه منحصر به درون یک کشور باقی نمیماند. چه بسا با قدرتگیری طالبان، این گروه میتواند الگویی برای گروههای اسلامگرا و رادیکال منطقهای باشد. در مورد تاجیکستان نیز امامعلی رحمان تمام تلاش خود را به خرج میدهد تا جلو انصارالله را بگیرد.
تا سهسالهگی رژیم طالبان، روابط تاجیکستان با این گروه همواره متشنج بوده است. خلاف دیگر همسایهگان افغانستان، تاجیکستان با حمایت از گروههای ضد طالب در برقراری رابطه با طالبان محتاطانه عمل کرده است. دلیل دیگر ناسازگاری دو طرف حضور گروههای تاجیک مخالف حکومت امامعلی رحمان در رژیم تحت کنترل طالبان است.







