«در حاکمیت امارت اسلامی، اقدامات لازم برای نجات زنان از ازدواج اجباری و دیگر ستمهای سنتی از جمله بد دادن، انجام و تمام حقوق شرعی آنان تامین شده است. بهعنوان نیمی از جامعه، اقدامات مهمی برای اصلاح زنان، حجاب، عفاف، پرهیز از اختلاط و ایجاد زندهگی شاد زیر سایه شریعت اسلامی صورت گرفته است.» این بخشی از پیام عیدی ملا هبتالله، رهبر طالبان، است. او ادعا میکند که «تمام حقوق شرعی» زنان در رژیم زیر اداره او تامین شده است. بلی! وقتی حقوق انسانی زنان را از آنان سلب کنید، «حقوق شرعی»شان بیهیچ عیب و ایرادی تامین میشود. زندانیشدن در چهاردیواری خانه، محرومیت از آموزش، کار، تفریح و ورزش، خانهداری، اطاعت بیچونوچرا از مردان، رعایت کامل حجاب اسلامی – در صورتی که با محرم شرعی به بیرون از خانه بروند -، نداشتن حق اعتراض، بچهداری و فهرست درازی از محرومیتها شامل «حقوق شرعی زنان» میشود. این همان «زندهگی شاد» مورد نظر رهبر طالبان برای زنان است. در این گونه از زندهگی تحمیلی و مدیریتشده، هر چیزی میتوان یافت؛ اما شادی بهمعنای واقعیاش نه.
شادی طالبانی زنمحور است، اما نه زنگرا. محور اصلی ایدئولوژیای که طالبان مدافع آن هستند، بر زنستیزی بنا یافته است: زنان تا حد ممکن باید به بند کشیده شده و سرکوب شوند. این یعنی، طالبان زنان را کاملاً جدی گرفتهاند و میدانند که آنان نیمی از پیکر جامعهاند. ولی این نیمی از پیکر جامعه باید اصلاح شوند؛ چون آنان در جریان «بیست سال اشغال» منحرف شدهاند. رهبران طالبان بهعنوان مدیران پروژه توحش از راه سرکوب و در بند کردن زنان سعی دارند «اثرات منفی اشغال» بر زندهگی آنان را از بین ببرند. بیشتر این «اثرات منفی» غیراسلامی نیست؛ اما طالبان معتقدند که اسلام هنوز بهگونه کامل در کشور جاری و ساری نشده و بنابراین، جامعه به اصلاح نیاز دارد. زنان هم که در صدر این برنامه اصلاحی هستند!
وظیفه هر ایدئولوژیای اصلاح و تربیت انسانها بر مبنای اصول و اساسات خدشهناپذیر و غیرقابل تغییر است. این احکام دگم و خشک باید بدون کموکسر عملی شود تا انسانها به «زندهگی شاد» برسند. رویکرد ایدئولوژیک طالبان اما بهحدی منحط و عقبمانده است که حتا بخش وسیعی از مسلمانان نه تنها آن را اصلاحگرانه نمیدانند، بلکه معتقدند که این رویه ارتجاعی، ضدانسانی و غیرقابل قبول است. با این حال، طالبان اصرار دارند که ایدئولوژی سراسر ارتجاعی و پوسیدهشان را بر بیش از ۳۰ میلیون انسان در افغانستان موبهمو و بدون هیچ جرح و تعدیلی تطبیق کنند. حالا که طالبان نزدیک به دو سال است بر کشور حاکمند، به نظر میرسد از فاجعهای که بر سر مردم آوردهاند راضی و خرسندند. چون رهبر طالبان معتقد است که اقدامات مهمی به هدف ایجاد «زندهگی شاد» زیر سایه شریعت اسلام برای زنان انجام شده است.
طالبان مردان را نیز از این گونه زندهگی نکبتبار بیبهره نگذاشتهاند. مردان هم مجبورند قیدوبندهای روزافزون این گروه را بر زندهگیشان تحمل کنند. محدودیتها همه عرصههای زندهگی زنان و مردان را در بر میگیرد؛ از سروصورت آنان گرفته تا سایر زمینهها. آنچه این محدودیتها را غیرقابل تحملتر میکند، بحران اقتصادی و افزایش میزان بیکاری و فقر در کشور است. شهروندان در کنار تلاش سخت و جانفرسا برای یافتن یک لقمه نان به خود و خانوادههایشان، قیود احمقانه و غیرضروری طالبان را نیز مجبورند رعایت کنند. برای این گروه مهم نیست که مردم نانی برای خوردن دارند یا نه، و یا بیکاری و فقر در چه سطحی است. از نظر رهبران این گروه روزیدهنده خداست و جهاد طالبان برای آن نبوده تا نان و کار مردم تامین شود. خندهآورتر از همه این است که رهبران طالبان تصور میکنند افزایش بیکاری در افغانستان تبلیغاتی است که خارجیها آن را راهاندازی کردهاند. این را ملا برادر، معاون اقتصادی رییسالوزرای طالبان، میگوید؛ همویی که باید مشکلات بیکاری و فقر را حل کند.
سیاستبازان فاقد توان و ظرفیت برای حل معضلات اساسی مردم، بهجای پذیرش ضعفها و ناتوانیهای خود، یا تلاش میکنند با فرافکنی همه تقصیرها را به گردن عوامل خارجی و یا دولتمردان فاسد گذشته بیندازند، و یا هم یکسره واقعیتهای بد را انکار کنند. طالبان از هر دو روش استفاده میکنند. گاهی مشکلات جاری در کشور را به خارجیها نسبت میدهند و گاهی هرچه فساد و فاجعه در جامعه است را نادیده گرفته و تصویر بسیار مثبت و خوشایند از آنچه بر مردم میگذرد، بهدست میدهند؛ تصویری که هیچ همخوانیای با وضعیت اسفبار کنونی ندارد.
تازهترین نظرسنجی گالوپ نشان میدهد که ۹۸ درصد از شهروندان افغانستان خود را بدبختترین افراد جهان میدانند. اکثریت اشتراککنندهگان این نظرسنجی گفتهاند که پس از به قدرت رسیدن طالبان، «از چیزی لذت نبردهاند، نکته جدیدی نیاموختهاند و احساس خوبی نداشتهاند.» مطمئناً زنان در صدر این شهروندان ناراضی هستند. ملا هبتالله در حالی از وضعیت کنونی زنان در افغانستان ابراز رضایت میکند که به گزارش فارنپالیسی، زنان در زندانهای طالبان مورد شکنجه و تجاوز جنسی گروهی قرار گرفته و در مواردی بهگونه فجیع کشته میشوند. شماری از زنان قربانی به این رسانه گفتهاند که طالبان به سینه و اندام تناسلی آنان میزدند تا نتوانند آثار شکنجه را به کسی نشان دهند.
این گزارشها باید کافی باشد تا عمق فاجعهای که طالبان بر سر مردم افغانستان بهویژه زنان آوردهاند را درک کنیم. این وضعیت نکبتبار اما برای طالبان هدفی است بسیار «مقدس» که با شوروشوق تمام در حال تطبیق آن در افغانستان هستند. طالبان عزم جزم دارند تا ما را به «زندهگی» زیر پرچم شریعت اسلام مورد نظر خودشان ببرند نه این که فرا بخوانند. ادبیات فراخوانی با زور و قهر نظامی همراه نیست. در فراخوانها از شما دعوت میشود بروید؛ اما شما مختارید بروید یا نه. در سبک زندهگی مورد نظر طالبان جایی برای اختیار نیست؛ شما جبراً بهسوی سبک زندهگی مورد پسند آنان کشانکشان برده میشوید. آنان تا حالا در این کار موفقیت زیادی داشتهاند؛ اما مقاومت مردم بهویژه زنان در برابر این رویکرد طالبان با تمام شکستوریختهایش گاهی مرئی و گاهی نامرئی جریان دارد. به نظر نمیرسد که این مقاومت را پایانی باشد. هر قدر طالبان روند سرکوب را با شدت و حدت بیشتری دنبال کنند، به همان میزان مقاومت در برابر این گروه نیز در شکلهای تازه و بدیع ادامه مییابد.







