این مقاله را بهعنوان هشداری فوری و کارشناسی مینویسم. سالهاست که در روزنامهها و رسانههای شنیداری و دیداری ملی و بینالمللی از خطر تهیشدن منابع آب کابل سخن گفتهام. گزارش مرسی کورپس (اکنون پراسپِر گلوبال) در اپریل ۲۰۲۵، سال ۲۰۳۰ را بهعنوان نقطه پایان پیشبینی کرد. اما واقعیتهای تازه — بازگشت میلیونی مهاجران، ساختوساز شتابان بلندمرتبهها، شتاب تغییرات اقلیمی، الگوی مصرف غیربهینه و ضایعات بالای شبکه انتقال آب شهری — این زمان را یک سال جلو انداخته است. محاسبات مبتنی بر آمار نشان میدهد که «روز صفر» آب کابل در سال ۲۰۲۹ فرا میرسد، نه ۲۰۳۰. این نوشته نه برای ترسافکنی، بلکه برای بیدار کردن وجدان جمعی و واداشتن به اقدام فوری است. آینده کابل هنوز قابل نجات است، اما فرصت بسیار کوتاه شده است.
در یکی دو روز اخیر، رسانههای داخلی و بینالمللی بار دیگر از خطر «روز صفر» آب کابل تا سال ۲۰۳۰ سخن گفتهاند. گزارشهای تازه نهادهایی مانند پراسپِر گلوبال و پوششهایی که در افغانستان انترنشنال و شبکههایی چون سیانان بازتاب یافتهاند، هشدار میدهند که اگر روند کنونی ادامه یابد، آبهای زیرزمینی پایتخت تا سال ۲۰۳۰ به پایان میرسند.
من این هشدارها را جدی میگیرم و از انتشار آنها استقبال میکنم. اما بهعنوان کسی که سالها در مقام رییس دفتر شهرداری کابل، رییس محیط زیست کابل و رییس پلان و پالیسی اداره ملی حفاظت محیط زیست افغانستان، از نزدیک شاهد هشدارها، گزارشهای تخصصی و محاسبات میدانی بودهام، باید با صراحت بگویم: محاسبات دقیقتر نشان میدهد که روز صفر یک سال زودتر، یعنی در سال ۲۰۲۹، فرا میرسد.
این ادعا بر پایه حدس و گمان نیست. بر اساس دادههای موجود از افت سطح آب زیرزمینی (۲۵ تا ۳۰ متر در یک دهه گذشته)، اضافهبرداشت سالانه حدود ۴۴ میلیون مترمکعب، کاهش قابلتوجه تغذیه طبیعی ناشی از خشکسالیهای پیاپی و رشد شتابان جمعیت، ذخیره قابلاستفاده آب زیرزمینی کابل سریعتر از آنچه در گزارشهای عمومی اعلام میشود، رو به پایان است.
تصور کنید حساب بانکی آب کابل را. حساب جاری — آبهای سطحی رودخانههای کابل، پغمان و لوگر — از سالها پیش تقریباً خشک شده است. حساب پسانداز — آبهای زیرزمینی — هم با سرعتی سرسامآور خالی میشود. هر سال حدود ۴۴ میلیون مترمکعب بیشتر از آنچه طبیعت میتواند بازگرداند، آب بیرون کشیده میشود. این مثل خانوادهای است که مدام قرض میگیرد و خیال میکند «بعداً جبران میشود». اما این حساب، حساب طبیعت است؛ جبرانش سخت و در بسیاری از موارد غیرممکن است.
من از سال ۲۰۱۰ در مقالات متعدد فریاد زدم که کابل بهسوی بحران آب میرود. در آن سالها بسیاری از دولتمردان و افراد عادی جامعه گفتند «منفینگر استی» و هشدارها را جدی نگرفتند. حالا گزارش مرسی کورپس (اپریل ۲۰۲۵) تأیید میکند که اگر روند فعلی ادامه یابد، آب کابل تا سال ۲۰۳۰ به صفر میرسد. اما با توجه به واقعیتهای جدید، این زمان حتا زودتر — احتمالاً ۲۰۲۹ — خواهد بود. این مقاله با تکیه بر آمار علمی، دلایل تازه و محاسبات ساده، اما دقیق، هشدار میدهد که فرصت بسیار کم است.
در سال ۲۰۰۱ جمعیت کابل کمتر از یک میلیون نفر بود. تغذیه طبیعی آب زیرزمینی حدود ۲۸٫۳ میلیون مترمکعب در سال و مصرف حدود ۱۲٫۸ میلیون مترمکعب برآورد میشد. تعادل نسبی وجود داشت. آبخوانها هنوز کور نشده بودند. اما بیتوجهی تصمیمگیران در دوران جمهوریت به رشد بیرویه جمعیت، ساختوساز بیبرنامه و حفر چاههای بیشمار، همهچیز را تغییر داد. من در مقالات سالها پیش نوشتم که اگر اقدام نشود، فاجعه نزدیک است. وقتی مرسی کورپس هشدار ۲۰۳۰ را داد، مقالهای نوشتم و اشرف غنی احمدزی با خواندن آن واکنش نشان داد و گفت برنامههایی داشته، اما حکومت سقوط کرد. من در پاسخ نوشتم: واقعیت این بود که مدیریت نادرست و اولویتهای غلط در دوران او، بحران را عمیقتر کرد. حالا زمان برائتجویی نیست؛ زمان اقدام فوری است.
گزارش مرسی کورپس نشان میدهد سطح آب زیرزمینی کابل در یک دهه گذشته ۲۵ تا ۳۰ متر افت کرده، نزدیک به نیمی از چاهها خشک شدهاند و اضافهبرداشت سالانه حدود ۴۴ میلیون مترمکعب است. سه آبخوان اصلی شهر بیش از ۵ میلیارد مترمکعب ظرفیت اسمی دارند، اما تنها کسری از این ظرفیت قابلاستفاده باقی مانده است — حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون مترمکعب. اگر روند پایه ادامه مییافت، رسیدن به صفر در حدود ۲۰۳۰ منطقی به نظر میرسید. اما عوامل شتابدهنده این معادله را تغییر دادهاند.
چهار عامل اصلی این شتاب را ایجاد کردهاند. نخست، بازگشت میلیونی مهاجران: از سال ۲۰۲۵ تاکنون بیش از ۲٫۶ تا ۲٫۸ میلیون نفر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند و پیشبینیها از ادامه این روند حکایت دارد. بخش قابلتوجهی از این جمعیت — برآوردها حاکی از افزایش بیش از یک میلیون نفر در کابل است — پایتخت را انتخاب کردهاند. دهها هزار بیجاشده داخلی نیز بهدلیل خشکسالی و بیکاری به کابل کوچیدهاند. این افزایش جمعیت مصرف آب را حداقل ۱٫۵ برابر کرده و فشار بر چاهها را بهشدت بالا برده است. با این افزایش تقاضا، اضافهبرداشت سالانه بهراحتی از ۴۴ میلیون به ۵۵ تا ۶۰ میلیون مترمکعب یا بیشتر میرسد.
دوم، ساختوساز شتابان و بلندمرتبهسازی: شهرداری طالبان با اهداف مشخصی مجوزهای ساختمانهای بلندمرتبه (تا بیش از ۱۰ طبقه) را در مناطق رهایشی صادر کرده است. در خانههای معمولی پیشین، یک خانواده با مصرف محدود زندهگی میکرد؛ اکنون در همان قطعه زمین دهها خانواده ساکن شدهاند. بتنریزی گسترده نفوذ آب باران را کاهش داده، تراکم جمعیت را افزایش داده و مصرف آب را چند برابر کرده است. این سیاست بدون برنامهریزی آبشناختی، فاجعه را نزدیکتر میکند.
سوم، شتاب تغییرات اقلیمی: ذوب سریع یخچالهای هندوکش، کاهش بارندهگی زمستانی (در برخی سالها تنها ۴۵ تا ۶۰ درصد میانگین)، افزایش تبخیر و وقوع سیلابهای ناگهانی، تغذیه طبیعی را کمتر کرده است. گرمایش در ارتفاعات افغانستان دو برابر میانگین جهانی است و خشکسالیهای پیاپی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دادهاند. رودخانههایی که باید آبخوانها را تغذیه کنند، خود با کمبود مواجهاند.
چهارم، فرهنگ مصرف غیربهینه بسیاری از بازگشتگان که به کمبود آب عادت ندارند و از آب بهشکل غیراقتصادی استفاده میکنند. این عامل بهتنهایی مصرف خانوار را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است.
با این عوامل، کسری سالانه بهوضوح بیشتر از ۴۴ میلیون مترمکعب شده است. اگر ذخیره قابلاستفاده را بهطور محافظهکارانه ۵۰۰ میلیون مترمکعب در نظر بگیریم و اضافهبرداشت پایه را ۴۴ میلیون بگیریم، حدود ۱۱ سال زمان میبرد. اما با افزایش ۱٫۵ برابری تقاضا ناشی از مهاجران و ساختوساز، اضافهبرداشت به حدود ۶۰ تا ۶۵ میلیون مترمکعب میرسد. تقسیم ۵۰۰ بر ۶۰ تا ۶۵ تقریباً ۸ سال میشود. از سال ۲۰۲۱ (زمان شروع شتاب شدید) تا ۲۰۲۹ دقیقاً همین فاصله است. در مناطق مرکزی مانند دشت برچی، کارته چهار، تایمنی، شرکت و خواجهرواش، این زمان حتا کوتاهتر خواهد بود.
آلودهگی نیز آب شرب را غیرقابلاستفاده کرده است: تا ۸۰ درصد آب زیرزمینی با فاضلاب، آرسنیک و نیترات آلوده است و بیماریها، از جمله سرطان و مشکلات گوارشی، را افزایش داده است. نشست زمین — حدود ۳۱ سانتیمتر در برخی مناطق در سالهای اخیر — خانهها، لولهها و حتا آثار تاریخی مانند باغ بابر و دارالامان را تهدید میکند. این نشست، فضای خالی آبخوانها را برای همیشه از بین میبرد و تغذیه مجدد را غیرممکن میسازد.
علاوه بر این، آب از طریق شبکه آبرسانی شهری به کابل میرسد. مدیریت ناقص انتقال آب به داخل شهر باعث شده است بسیاری از لولههای فرعی و کهنه تخریب شوند. این تخریبها ضایعات آب را در مسیر انتقال بهشدت افزایش دادهاند و چون بیشتر این لولهها قدیمی و سمتی هستند، آب را نیز آلوده میکنند. بدین ترتیب، حتا آبی که به شهر میرسد، بخشی از آن پیش از رسیدن به مصرفکننده از بین میرود یا کیفیت خود را از دست میدهد.
بسیاری از شهروندان میگویند: «قبلاً چاه ۴۰ متری میزدیم، حالا ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر و گاهی ۳۰۰ متر. آب شور و بدبو است و تانکرها گراناند.» خانوادهها تا ۳۰ درصد درآمدشان را صرف آب میکنند و کودکان و زنان بیشترین آسیب را میبینند. تنها حدود ۲۰ درصد خانوارها به آب لولهکشی دسترسی دارند.
یک هشدار حیاتی: مردم دلخوش نکنند که انتقال آب از پنجشیر، لوگر، بند شاه و عروس یا شاهتوت راهحل نهایی است. شدت تغییرات اقلیمی به حدی است که در چند سال پیشرو حتا کشاورزان پنجشیر، کاپیسا، لوگر و پروان با کمبود آب مواجهاند. تنش میان بالادست و پاییندست بهراحتی به درگیری تبدیل میشود و ساکنان آن ولایتها اجازه انتقال را نخواهند داد. تجربه جهانی نشان میدهد انتقال آب بینحوضهای بدون مدیریت تقاضا در مبدأ و مقصد، هرگز پایدار نیست.
هیچ راهکار پایداری برای آب کابل وجود ندارد جز مصرف دورانی و مدیریت دقیق منابع خود شهر. برای جلوگیری از روز صفر ۲۰۲۹ باید صرفهجویی فوری انجام شود: هر نفر حداقل ۲۰ لیتر کمتر مصرف کند. نصب شیرهای کممصرف، پویشهای خانهبهخانه و آموزش در مکاتب ضروری است. تجربه تهران با تعرفه پلکانی و جریمه پرمصرفها الگوی خوبی است. تغذیه مصنوعی از طریق چاههای جذبی، حوضچههای نفوذ، لایروبی دریای کابل و بازچرخانی آب تصفیهشده باید در اولویت قرار گیرد. افزایش فضای سبز و تالابهای شهری برای جذب باران محلی و کاهش رواناب، قانون و نظارت سخت برای ممنوعیت کامل چاههای غیرقانونی (بیش از ۱۲۰ هزار چاه غیرمجاز وجود دارد)، کنترل ساختوساز و تعرفه عادلانه آب، و سیاستگذاری مالیاتی هوشمند برای تشویق وسایل کممصرف آب و جریمه وسایل پرمصرف، از دیگر اقدامات ضروری است. آگاهی و گزارش مردمی درباره عمق چاهها و ترکهای زمین نیز اهمیت دارد.
اگر هر شهروند، مسجد، مکتب و رسانه همکاری کند، میتوان کسری ۴۴ تا ۶۰ میلیون مترمکعبی را جبران کرد. در غیر این صورت، آینده علیه شهروندان کابلنشین پیش خواهد رفت و شهر بدون سکنه خواهد شد.
جمعبندی
کابل در حال غرقشدن در بحران آب است. هشدارهای من از ۲۰۱۰، گزارش مرسی کورپس و واقعیتهای جدید (جمعیت، ساختوساز، اقلیم، مصرف و ضایعات شبکه انتقال) نشان میدهد روز صفر ممکن است ۲۰۲۹ باشد — نه ۲۰۳۰. این مقاله علمی است؛ بر پایه آمار گزارشهای مرسی کورپس، یونیسف، دادههای ماهوارهای و محاسبات ساده کسری آب. تمثیل حساب بانکی دقیقاً واقعیت را نشان میدهد: درآمد (تغذیه حدود ۲۸ میلیون مترمکعب) بسیار کمتر از هزینه (اکنون بیش از ۷۰ میلیون مترمکعب) است و موجودی رو به اتمام است.
اگر امروز اقدام نکنیم، فردا دیر است. کابل نباید اولین پایتخت مدرن بدون آب جهان شود. مردم و مسوولان — دست به کار شویم. آینده هنوز قابل نجات است، اما زمان بسیار کم است.
منابع
- گزارش مرسی کورپس / پراسپِر گلوبال، اپریل ۲۰۲۵ (بحران آب کابل)
- گزارشها و پیشبینیهای یونیسف درباره جابهجایی جمعیت
- دادههای ماهوارهای و مطالعات سازمان زمینشناسی ایالات متحده درباره افت سطح آب و نشست زمین
- مقالات قبلی نویسنده درباره بحران آب و محیط زیست کابل
- گزارشهای سازمان ملل متحد و بانک جهانی درباره بازگشت مهاجران )۲۰۲۵–۲۰۲۶)
- مشاهدات میدانی و محاسبات کارشناسی نویسنده بر اساس دادههای موجود







