شماری از خانوادهها در کابل که فرزندان ناشنوا دارند، از کمبود مراکز آموزشی ویژه ناشنوایان در این شهر ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که کمبود مراکز آموزشی سبب شده که کودکانشان از حق آموزش برابر محروم مانده و فرصتهای تحصیلی و اجتماعی خود را از دست بدهند. آنان میافزایند که برخی مراکز دولتی تحت کنترل طالبان و مراکز خصوصی از محل زندهگیشان دور هستند یا معیارهای لازم را ندارند. به گفته این خانوادهها، مراکز خصوصی محدودی که در کابل فعالیت میکنند، هزینههای گزافی دریافت میکنند و آنان توان پرداخت آن را ندارند.
این خانوادهها در گفتوگو با روزنامه ۸صبح تأکید میکنند که نبود مکتب و مراکز معیاری، آینده تحصیلی و اجتماعی فرزندانشان را با تهدید جدی روبهرو کرده است. آنان میافزایند که بیتوجهی نهادهای زیر کنترل طالبان، کودکان ناشنوا را بیش از پیش از جامعه کنار گذاشته و فرصتهای رشد و مشارکت اجتماعی آنان را محدود کرده است. خانوادهها هشدار میدهند که محروم ماندن کودکان ناشنوا از آموزش، علاوه بر آسیبهای فردی، به شکلگیری نابرابری اجتماعی و فرهنگی در جامعه نیز منجر میشود. به گفته این خانوادهها، نهادهای مسوول زیر سلطه طالبان باید سرمایهگذاری بیشتری روی آموزش کودکان ناشنوا انجام دهند و مکتبهای معیاری و در دسترس برای آنان ایجاد کنند.
شریفه، یکی از مادرانی که دو کودک او با مشکل شنوایی روبهرو هستند، میگوید که در نزدیکی محل زندهگیشان هیچ مرکز آموزشی ویژه برای کودکان ناشنوا وجود ندارد. او میافزاید که نبود این مراکز سبب شده آینده تحصیلی و اجتماعی کودکانش با تهدید جدی مواجه شود و فرصتهای رشد و مشارکت اجتماعی را از دست بدهند. شریفه خواهان ایجاد مراکز آموزشی رایگان و حمایت جدی از کودکان ناشنوا است.
شریفه میگوید: «پسرانم ۱۰ ساله شدهاند و بسیار باهوش هستند، در هر چیزی دقت میکنند. پدرشان نماز را با اشاره به آنها یاد داده تا بخوانند، اما خواندن و نوشتن را بلد نیستند، چون مرکزی نیست که ما آنها را روان کنیم. در جامعه مردم ما را تحقیر و توهین میکنند و میگویند که چه گناهی کردهاید که طفلهایتان نه یکی، بلکه دو تا ناشنوا هستند. این حرفها ما را بسیار ناراحت میسازد.»
احمد، پدر یکی از کودکان ناشنوا در کابل، میگوید نبود مراکز آموزشی ویژه کودکان ناشنوا او و خانوادهاش را با چالشهای جدی مواجه کرده است. به گفته او، کودکش نهتنها از آموزش مناسب محروماند، بلکه بهدلیل نبود امکانات، احساس طردشدن از جامعه میکنند.
احمد از نهادهای طالبان میخواهد با فراهم کردن آموزگاران آموزشدیده، آموزش زبان اشاره، فناوریهای کمکی و محیط آموزشی امن، حق آموزش برابر را برای کودکان ناشنوا تضمین کنند و به آن عمل کنند.
احمد میافزاید: «من یک کودک ناشنوا دارم. وقتی همه کودکانم به مکتب میروند، او احساس بسیار بدی دارد. در مکتبهای خصوصی و دولتی، کودکان عادی او را نمیپذیرند و هیچ مرکز ویژهای نیست که ما مراجعه کنیم. این واقعاً اوج فاجعه است که مرکزهای معیاری وجود ندارد. این کودکان هم مثل دیگر کودکان حق آموزش دارند و نباید نادیده گرفته شوند.»
مجیب، یکی دیگر از خانوادههای دارای کودک ناشنوا در کابل، از نبود مراکز آموزشی ویژه برای کودکان ناشنوا شکایت میکند. او میگوید مرکزهای خصوصی محدودی که در این زمینه فعالیت دارند، هزینه بسیار بالا میگیرند و خانوادههای فقیر توان پرداخت آن را ندارند.
مجیب میافزاید: «دختر مامای من ۱۷ ساله است و بسیار باهوش است، اما آموزش ندیده است. اول اینکه مرکز معیاری درست وجود ندارد تا مردم فرزندانشان را برای آموزش بفرستند؛ بهسختی میتوان یک مرکز پیدا کرد. دوم اینکه وضعیت اقتصادی مامایم چندان خوب نیست تا دخترش را به مرکز بفرستد، چون مرکزهای خصوصی که پیدا میشوند، فیس بسیار بالایی میگیرند.» به گفته او، مامایش در سالهای نخست که وضعیت اقتصادی بهتری داشته، تلاش کرده فرزندش را درمان کند، اما این تلاشها هیچ نتیجه مثبتی در پی نداشته است.
در همین حال، شماری از مراکز آموزشی در کابل میگویند که خدمات ویژهای برای کودکان ناشنوا ارایه میکنند که میتواند در آینده به آنها کمک کند تا آموزش ببینند و بهعنوان بخشی از جامعه ادغام شوند. این مراکز دریافت هزینههای بالای آموزش از خانوادهها را میپذیرند و میگویند که میزان هزینه بسته به نوع خدمات و نیازهای کودک متفاوت است. به گفته مسوولان این مراکز، کودکان ناشنوا باید آموزشهای ویژهای دریافت کنند تا بتوانند در آینده وارد مکتبهای عادی شوند.
نرگس تلاش، یکی از کارمندان یک مرکز آموزشی، میگوید که در حال حاضر به حدود ۲۰ کودک دارای مشکلات شنوایی آموزش میدهد و میافزاید که کودکان پس از درمان با روشهای کاشت حلزون، «سمعک» و گفتاردرمانی میتوانند مانند یک کودک عادی به درسهای خود ادامه دهند. به گفته او، روند درمان و آموزش کودک وابسته به شدن سطح شنوایی آنان است.
نرگس میافزاید: «در مرکز ما کودکانی مراجعه میکنند که مشکلات شنوایی دارند و با کاشت حلزون میتوانند بخشی از شنواییشان را دوباره به دست بیاورند، اما میزان تأثیر آن بسته به سطح کمشنوایی متفاوت است. برخی کودکان کمشنوایی شدید یا عمیق دارند که در آن صورت سمعک پاسخگو نیست و حتا کاشت حلزون هم حدود ۵۰ درصد احتمال موفقیت دارد. در مرکز ما گفتاردرمانی و سایر آموزشهای تخصصی نیز ارایه میشود که به کودکان کمک میکند و زمانی که گفتارشان بهبود یافت، میتوانند در کنار کودکان عادی به آموزش ادامه دهند.»
کرشمه امیری، یکی دیگر از کارمندان یک مرکز درمانی کودکان ناشنوا، میگوید که مرکز درمانی آنان روزانه کودکان زیادی برای درمان پذیرش میکند و این روند برای کودکان موثر بوده است. او کمترین هزینه درمان را ۲۰ هزار افغانی اعلام میکند.
کرشمه امیری میافزاید: «نزدیک به دو سال میشود که شفاخانه ما فعالیت خود را آغاز کرده و هزینههای ما بسته به نوع درمان متفاوت است و از کسانی که برای کاشت حلزون مراجعه میکنند، پول زیادی گرفته میشود، چون درمان آنها زمانبر است. کمترین هزینهای که دریافت میشود از ۲۰ هزار افغانی آغاز میگردد و تا بیشتر ادامه مییابد.»
خانوادهها در کابل از نبود مراکز ویژه برای کودکان ناشنوا در حالی شکایت میکنند که پیشتر طالبان وعده داده بودند امکانات آموزشی و فرصتهای شغلی بیشتری برای ناشنوایان و نابینایان فراهم خواهند کرد.
طالبان برای آموزش و حمایت از دانشآموختهگان ناشنوا تفاهمنامهای را نیز به امضا رسانده بودند که براساس آن، دانشآموختهگان ناشنوا و نابینا میتوانستند کانکور اختصاصی دهند. این تفاهمنامه همچنین شامل استخدام استادان ویژه نابینایان در دانشگاهها، فعالسازی مطبعه خط بریل، ایجاد خوابگاه و فراهمکردن ترانسپورت ویژه بود که تا کنون عملی نشده است.
براساس آمار منتشرشده در وبسایت اداره تعلیمات تخنیکی و مسلکی تحت کنترل طالبان، بیش از دو هزار و ۵۰۰ دانشآموز ناشنوا در سراسر کشور در مراکز آموزش تخنیکی و مسلکی این گروه مشغول فراگیری آموزشهای حرفهای هستند. به گفته طالبان، در حال حاضر، این اداره در سراسر کشور ۳۱ مرکز آموزش ویژه دارد که در آن افراد دارای معلولیت شنوایی و بینایی آموزش میبینند.







