حملات اخیر حوثیها بر عربستان سعودی، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است: آیا رابطه راهبردی با ایالات متحده امریکا و برخورداری از تسلیحات پیشرفته، برای تامین امنیت عربستان کافی است؟ ضربههایی که موشکهای حوثیها بر زیرساختهای عربستان وارد کرده است و همزمان پیشروی این گروه شبهنظامی در یمن و عقبزدن نیروهای همپیمان با ریاض، نشان میدهد که قدرت نظامی متعارف، بهتنهایی نمیتواند کشوری را در برابر حملات نامتقارن مصون نگه دارد.
با این همه، مساله فقط توانایی حوثیها یا ضعف دفاعی عربستان نیست؛ موضوع مهمتر، حدود تعهدات امنیتی امریکا در برابر ریاض و میزان اتکای دومی به اولی در «لحظه بحران» است. تا این جای کار، امریکا از ورود مستقیم و تمامعیار به جنگ علیه حوثیها خودداری کرده است؛ البته که در لفظ وعده حمایت به عربستان داده است. تداوم این وضعیت، این پرسش را در عربستان قویتر میکند: اگر امنیت ریاض با تهدید واقعی روبهرو شود، رابطه راهبردی با امریکا، چه زمانی به «اقدام عملی» منجر خواهد شد؟
البته از این وضعیت نمیتوان نتیجه گرفت که عربستان بهزودی از امریکا فاصله خواهد گرفت یا شراکت چنددههای دو کشور به پایان میرسد. پیوندهای نظامی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و اقتصادی میان ریاض و واشنگتن عمیق و پایدار است و جایگزینکردنش در کوتاهمدت آسان نیست. اما ممکن است برداشت عربستان از این رابطه تغییر کند: بهجای اتکای عمده به یک قدرت خارجی مشخص، گزینههای امنیتیاش را گسترش دهد. این نه لزوماً بهمعنای گسست از امریکا که کاهش وابستهگی انحصاری به آن است.
در همین چهارچوب، «پیمان مکه» بین عربستان، پاکستان و ترکیه اهمیت پیدا میکند. فعالشدن بند دفاعی این پیمان در شرایط تشدید حملات حوثیها، نشان میدهد که ریاض در پی تقویت سازوکارهای امنیتی منطقهای است. این پیمان اگر هم بتواند ظرفیت دفاعی ـ سیاسی عربستان را افزایش دهد، باز هم زود است که آن را جایگزین امریکا بدانیم.
گسترش روابط با چین و روسیه نیز میتواند بخشی از سیاست «تنوعبخشی» عربستان باشد. بااینحال، فرق است بین افزایش مراوده با این قدرتها و جایگزینکردن امریکا با آنها. برای نمونه، چین میتواند در عرصههای اقتصادی، انرژی و دیپلماسی منطقهای نقش موثری داشته باشد و روسیه نیز همینطور در برخی حوزههای دیگر. اما تبدیل این روابط به تضمین عملی و فوری برای دفاع از عربستان در برابر حملات خارجی، مساله جداگانه است.
بااینحال، امنیت عربستان فقط به انتخاب «شرکای نظامی» وابسته نیست؛ بخشی از آن به تصمیمی بازمیگردد که ریاض درباره خود جنگ یمن خواهد گرفت. اگر ادامه عملیات نظامی، نتواند حملات حوثیها را متوقف کند و هزینه حفاظت از زیرساختها، فرودگاهها و مسیرهای تجاری همچنان رو به افزایش باشد، ممکن است عربستان به این نتیجه برسد که مهار تهدید، صرفاً از راه نظامی ممکن نیست. در این حالت، توافق محدود با حوثیها میتواند یک گزینه باشد؛ توافقی که هدفش توقف حملات باشد، نه لزوماً پذیرش همه خواستههای حوثیها یا کنارگذاشتن دولت مورد حمایت ریاض در یمن.
در این میان، پیشنهاد میانجیگری ایران اهمیت ویژهای دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در تماس با فیصل بن فرحان، همتای سعودی خود، آمادهگی تهران را برای کمک به تسهیل گفتوگو بین عربستان و حوثیها مطرح کرده است. این پیشنهاد میتواند برای ریاض هم فرصت دیپلماتیک باشد و هم آزمون دشوار. البته نباید رابطه تهران و حوثیها را چنان توصیف کرد که گویی این گروه تابع بیچونوچرای رأی ایران باشد. بلی، جمهوری اسلامی از نفوذ بر حوثیها برخوردار است، اما این امر بهمعنای کنترل مطلق تهران بر رفتار این گروه نیست.
با وجود این محدودیتها، اگر تلاش جمهوری اسلامی به توقف حملات بینجامد، عربستان ناگزیر خواهد بود نقش تهران را در یمن جدیتر بگیرد و شاید هم به این درک نایل شود که کاهش تنش با ایران، در برخی شرایط، به اندازه همکاری نظامی با قدرتهای بزرگ اهمیت دارد. البته چنین تحولی لزوماً بهمعنای نزدیکی راهبردی دو کشور نخواهد بود.
در سوی دیگر، میتوان این فرضیه را مطرح کرد که عربستان از تضعیف ایران در نتیجه رویارویی با امریکا سود ببرد؛ زیرا کاهش توان منطقهای تهران ممکن است از دید ریاض به محدودشدن حمایت ایران از حوثیها و دیگر گروههای همسو بینجامد. بااینحال، میان بهرهبردن احتمالی از تضعیف رقیب و علاقه به گسترش جنگ میان ایران و امریکا تفاوت است.
افزون بر آن، جنگ گسترده با ایران الزاماً به سود عربستان تمام نخواهد شد؛ چه بسا که به زیانش تمام شود؛ بهویژه اگر به این هشدار جمهوری اسلامی توجه کنیم: اگر بر زیرساختهای ایران حمله شود، زیرساختهای سراسر منطقه هدف قرار خواهد گرفت. بهفرض که ایران تضعیف شود، این نیز تضمین نمیکند که حوثیها فوراً توان حمله بر عربستان را از دست دهند یا هم از دوام جنگ منصرف شوند.
باتوجهبه آنچه بیان شد، سیاست عربستان را نباید به انتخاب ساده میان امریکا، ایران، چین یا روسیه تقلیل داد. ریاض ممکن است همزمان به تقویت توان دفاعیاش توسط امریکا ادامه دهد، از پیمان مکه برای جلب پشتیبانی منطقهای بهره ببرد، روابط خود را با چین و روسیه گسترش دهد و درعینحال کانال گفتوگو با ایران و حوثیها را هم باز نگه دارد.







