در این گزارش، با شماری از نوجوانانی گفتوگو شده است که به مواد مخدر معتاد شدهاند. بیشتر این نوجوانان میگویند که نخستینبار به تشویق دوستان یا افراد نزدیک خود به مصرف مواد مخدر روی آوردهاند و پس از مدتی به آن وابسته شدهاند. به گفته آنان، مشکلات اقتصادی، بیکاری و شرایط دشوار زندهگی نیز زمینهساز رویآوردن آنان به مواد مخدر شده است. شماری از این نوجوانان میگویند که برای انجام کار بیشتر و کاهش خستهگی، از «تابلیتکا» استفاده میکردند؛ اما پس از مدت کوتاهی به مصرف آن عادت کرده و در نهایت معتاد شدهاند.
برخی از این نوجوانان میگویند که در آغاز تصور میکردند مصرف این مواد به آنان انرژی بیشتری برای کار میدهد و خستهگیشان را کاهش میدهد؛ اما با گذشت زمان، میزان مصرفشان افزایش یافته و ترک آن برایشان دشوار شده است.
نوید (مستعار)، نوجوان ۱۷ ساله، میگوید که در پی تشویق یکی از دوستانش به مصرف «تابلیت کا» معتاد شده است. او میگوید که بهعنوان کلینر با یک راننده موتر کار میکرد و دوستش به او گفته بود که با مصرف این تابلیت، خستهگیاش برطرف میشود.
نوید میگوید: «من کلینر هستم. وقتی صنف هشت بودم، مکتب را ترک کردم. دوستم گفت یک تابلیت برایت میدهم که خوشحال شوی، خستگیات رفع شود و درس را زودتر یاد بگیری. وقتی آن را خوردم، دیگر خستهگی را احساس نکردم. سه روز از آن استفاده کردم و بعد به آن عادت کردم. حالا سه سال میشود که پودر و شیشه استفاده میکنم. با آنکه میخواهم مواد مخدر را ترک کنم، اما از مراکز درمانی قصههای بسیار بد میکنند و میترسم.»
او میافزاید: «ما مواد مخدر و تابلیت کا را از کودکان دستفروش و بوتپالشت خریداری میکنیم.»
منیر (مستعار)، ۱۶ ساله، میگوید که نخستینبار با تشویق یکی از دوستانش مواد مخدر مصرف کرده و پس از آن، همراه با گروهی از دوستان همسنوسالش به مصرف مواد روی آورده است. او میگوید: «برای تامین هزینه مواد مخدر، به فروش مواد نشهآور روی آوردهام. چهار سال میشود که هم مواد استفاده میکنم و هم میفروشم. نخستینبار مواد را از دوستم گرفتم و برای پرداخت هزینه آن، دزدی میکردم.»
جاوید (مستعار)، ۱۵ ساله، نیز میگوید که نخستینبار در پی تشویق دوستانش به مصرف مواد مخدر معتاد شده و اکنون با فروش این مواد، بخشی از هزینههای خانوادهاش را تامین میکند.
این نوجوان میگوید: «دو سال پیش، یک شب در خانه یکی از دوستانم با پنج دوست دیگر مهمان بودیم. همان شب برای نخستینبار مواد مخدر استفاده کردم و به آن عادت کردم. دو سال میشود که از فروش مواد مخدر هزینههای خانه را تامین میکنم. مواد را از یک شرکت میگیرم، آماده میکنم و میفروشم.»
او میافزاید: «دوست داشتم درس بخوانم، اما نمیدانستم یک شب مهمانی میتواند مسیر زندهگیام را تغییر بدهد.»
عبدالله (مستعار)، ۱۵ ساله، میگوید که خانوادهاش با مشکلات اقتصادی روبهرو است و او برای تامین هزینه مواد مخدر، بارها دست به دزدی زده است. او میگوید که در پی اعتیاد و رفتارهای ناشی از آن، بارها با اعضای خانوادهاش درگیر شده و در نهایت پدرش او را از خانه بیرون کرده است.
عبدالله میگوید: «در خانه جنگ و جنجال میکردم و خانوادهام از دستم خسته شده بودند. وضعیت اقتصادی ما خوب نیست. برای تامین مواد مخدر دزدی میکردم. پدرم مرا از خانه بیرون کرد. بسیار پشیمان هستم و میخواهم مواد مخدر را ترک کنم.»
ابراهیم (مستعار) میگوید که صاحب محل کاریاش او و چند کارگر دیگر را به مصرف مواد مخدر تشویق کرده و عامل آغاز اعتیاد او بوده است. او میگوید: «در یک کارخانه کار میکنم. چند کودک دیگر هم آنجا کار میکنند. صاحب کار ما چرس مصرف میکند و برای اینکه ما بدون احساس خستگی، بیشتر کار کنیم، ما را تشویق کرد که مواد مخدر استفاده کنیم. ابتدا از سگرت شروع کردیم، بعد چرس، سپس شیشه و تابلیت کا.»
این در حالی است که شماری از معتادان بهبودیافته و خانوادههای آنان چندی پیش ادعا کرده بودند که در برخی مراکز درمان معتادان در قندهار، بهجای جلوگیری از مصرف مواد مخدر، زمینه دسترسی و فروش این مواد به بیماران فراهم شده است. آنان گفته بودند که در برخی موارد، کارکنان مراکز درمانی برای بیماران مواد مخدر میرسانند یا زمینه خرید و فروش این مواد را در داخل مراکز فراهم میکنند.



