شماری از خانوادهها با ابراز نگرانی شدید از تشدید فقر و بیکاری در کشور می گویند که اگر اعضای خانواده های شان در خارج نمی بود، با گرسنهگی و قحطی روبه رو می شدند. به گفته آنان، پولهای که شهروندان کشور از خارج می فرستند بخشی بزرگ اقتصاد کشور را در گردش نگه داشته است. آنان تاکید می کنند که این پولها به کشور سرازیر نمی شد افغانستان با سلطه طالبان دچار قحطی می شد. این خانوادهها میگویند پولی که اعضای خانوادهشان از خارج از کشور ارسال میکنند، بخش مهمی از هزینههای روزمره آنان را تامین میکند. آنان در عین حال خواهان فراهمشدن زمینههای کاری برای جوانان هستند.
قاسم، پدر یک خانواده هشتنفری، میگوید که پسرش در آلمان با فرستادن پول، از خانوادهاش در افغانستان حمایت مالی میکند. به گفته او، این پول برای تامین هزینههای روزمره و کرایه خانه مصرف میشود و اگر پسرش هر ماه پول ارسال نکند، خانواده با مشکل جدی در تامین نیازهای اولیه و حتا تهیه غذا روبهرو میشود.
این مردم میگوید: «خودم بیکارم، یک بچهام هم کار میکرد، حالی بیکار شده. یک بچهام در آلمان است و پول روان میکند که خرج روزانه و کرایه خانه میشود. با همان پیسه که روان میکند، زندهگی پیش میرود. اگر ماهی شود و پول دیر شود، چیزی به خوردن نمیداشته باشیم. کار نیست در کشور اگر یک روز کار میکنم، چند روز بیکار میمانم.»
ذکیه(مستعار)، مادر پنج کودک که همسرش را از دست داده و خودش نیز بیکار شده است، میگوید که برادرزاده خشویش، ماهانه کرایه خانه و هزینههای زندهگی خانواده را پرداخت میکند. او میگوید برای پرداخت فیس مکتب فرزندانش، از هزینههای دیگر خانه کم میکند و بهدلیل ناتوانی مالی، دو فرزندش را از مکتب خصوصی به مکتب دولتی انتقال داده است. به گفته او، سه دختر کوچکترش همچنان در مکتب خصوصی درس میخوانند.
ذکیه میافزاید: «پیش از آمدن طالبان خوب بود. در بانک کار میکردم و ۳۰ هزار معاش داشتم، شوهرم هم صراف بود. طالبان که آمدن، همان سال شوهرم پیش دروازه خانه دزدان شهید کردند. من ماندم با پنج یتیم؛ کلانترین اولادم ۱۲ ساله بود. خودم اول معاشم کم کردند، حالی اخراجم کردند.»
رمزیه، مادر دیگری نیز میگوید که تمام هزینههای زندهگی خانوادهاش را دخترش که در آلمان مهاجر است، تامین میکند. او میافزاید که پس از کشتهشدن شوهرش، با چهار کودک یتیم مانده است. او میگوید: «اول مصرف من و اولادهایم برادران شوهرم میدادند، چند وقت گذشت، اونا هم دیگر کمک نکردند. خودم کار میکردم تا اینکه مرا هم از کار بهدلیل محدودیتهای طالبان من را از کار اخراج کردند. حالی کل مصرفم را دخترم میفرستد.»
رمزیه میافزاید که نگران اخراج دخترش از آلمان است و اگر او نیز اخراج شود، خانوادهاش با مشکلات جدی روبهرو خواهد شد. او میگوید: «نگران هستم، آلمان هم مهاجرین را اخراج میکند. اگر دخترم هم اخراج کند، چی کار کنم؟ در افغانستان زنان اجازه کار ندارند و زمینه کار هم مساعد نیست. بچهایم خرد هستند، کار کرده نمیتونند.»
شهناز(مستعار)، میگوید پسرش از خارج از کشور برای خانواده پول میفرستد و آنان با این پول، کرایه خانه و سایر هزینههای زندهگی را تامین میکنند. او میگوید: «پولی که پسرم میفرستد، صرف کرایه خانه، برق و آب میشود. پسرم که در افغانستان است، مدت زیادی میشود بیکار است. خواهان فراهمشدن زمینه کار برای جوانان هستیم.»
امید(مستعار)، یکی از باشندهگان کابل، میگوید اقتصاد بخش بزرگی از خانوادهها بهگونهای به حضور یکی از اعضای خانواده در خارج از کشور وابسته است. به گفته او، وضعیت اقتصادی مردم، بهویژه اقتصاد خانوادهها، بسیار وخیمتر از آن چیزی است که در ظاهر تصور میشود.
او میافزاید: «با توجه به شرایط دشوار اقتصادی و بحران معیشتی در افغانستان، اگر چنین فرصتی هم نمیبود، حالا شاهد بحرانهای خطرناک انسانی ناشی از فروپاشی کامل اقتصاد خانوادهها میبودیم. حضور یکی از اعضای خانواده در خارج از کشور، برای بسیاری از خانوادهها و حتا خویشاوندانشان کمک کرده که چنین فاجعهای رخ ندهد.»
در همینحال، شکیب(مستعار)، کارشناس مسایل اقتصادی، میگوید که حضور اعضای خانواده در خارج از کشور و ارسال منظم پول، یکی از عوامل موثر در جلوگیری از فروپاشی اقتصادی بسیاری از خانوادهها در شرایط کنونی است.
او میافزاید: «این پول نهتنها هزینههای روزمره را تامین میکند، بلکه از تبدیل بحران اقتصادی به بحران انسانی عمیقتر، مانند افزایش بدهی، فروش داراییها و فروپاشی کامل معیشت، جلوگیری میکند. با این حال، این کمکها بیشتر جنبه حمایتی و کوتاهمدت دارد و جایگزین ایجاد اشتغال پایدار و رشد اقتصادی داخلی نمیشود.»
به گفته او، در شرایط فعلی، حدود ۱۰ درصد خانوادهها بیش از نیمی از درآمدشان را از حوالههای خارج از کشور به دست میآورند. این پول بیشتر برای تامین نیازهای اساسی، از جمله غذا، کرایه خانه، هزینههای درمانی، آموزش فرزندان و بازپرداخت قرضها مصرف میشود.
شکیب میگوید: «در شرایطی که فرصتهای شغلی داخلی محدود و درآمدها پایین است، این پولها اغلب تنها مانع فروپاشی کامل معیشت خانوادهها است. قطع ناگهانی حوالهها، بهویژه بهدلیل اخراج مهاجران از پاکستان و ایران، میتواند سبب افزایش قرض، ناامنی غذایی و کاهش شدید سطح زندهگی مردم شود. گرچه حوالهها میتواند وابستهگی و رکود شغلی ایجاد کند، اما در شرایط فعلی که بیکاری به اوج رسیده، نقش مهمی در سرپا نگهداشتن اقتصاد خانوادهها و ثبات نرخ ارز دارد.»
این در حالی است که در بیش از پنج سال تسلط طالبان، فقر و گرسنهگی در افغانستان تشدید شده است.
در این مدت گزارشهای متعددی از فروش کودکان در نقاط مختلف افغانستان منتشر شده و در همین دوره، بهدلیل فقر، دختران خردسال زیادی نیز به ازدواج مردان مسن درآمدهاند.






