شماری از خانوادههایی که فرزندانشان در مکتبهای دولتی کابل درس میخوانند، از پایین بودن کیفیت آموزش در این مکتبها شکایت دارند. آنان میگویند که روشهای آموزشی موجود پاسخگوی نیازهای یادگیری دانشآموزان نیست و به همین دلیل ناگزیرند علاوه بر هزینههای مکتب، برای آموزشهای تقویتی و فراگیری زبان نیز هزینههای جداگانه بپردازند و فرزندانشان را به مراکز آموزشی بیرون از مکتب بفرستند. به گفته این خانوادهها، شیوه تدریس در صنفها بیشتر بر حفظ مطالب و یادداشتبرداری استوار است و فرصت کافی برای بحث، تحقیق و پرورش تفکر انتقادی در اختیار دانشآموزان قرار نمیگیرد. آنان مدعیاند که در سالهای اخیر توجه لازم به بهبود کیفیت آموزش از سوی طالبان صورت نگرفته و بیشتر تمرکز بر موضوعاتی چون پوشش و ظاهر دانشآموزان و آموزگاران بوده است.
این خانوادهها در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میافزایند که کمبود لابراتوارهای مجهز، کتابخانههای معیاری و صنفهای کمپیوتر از مشکلات اساسی مکتبهای دولتی است. به گفته آنان، در برخی موارد حتا زمانی که تجهیزات لابراتواری موجود است، به بهانه جلوگیری از خراب شدن وسایل، آموزش عملی انجام نمیشود و دروسی مانند فزیک و کیمیا عملاً بهصورت نظری تدریس میگردد.
از دید آنان نبود آموزگاران مسلکی و همخوان نبودن رشته تحصیلی برخی آموزگاران با مضامین درسی، بر کیفیت آموزش تاثیر منفی گذاشته است. به باور آنان، این وضعیت باعث شده است که شماری از خانوادهها فرزندانشان را به مکتبها و مرکزهای آموزشی خصوصی منتقل کنند. در غیر این صورت، به گفته آنان، شانس موفقیت در امتحان کانکور بهگونه چشمگیری کاهش مییابد.
حسن، پدر یکی از دانشآموزان، میگوید که شیوههای آموزشی در مکتبهای دولتی همچنان بر روشهای سنتی استوار است و نوآوری چندانی در آن دیده نمیشود. به گفته او، آموزگاران بیشتر مطالب کتاب را تدریس میکنند و فرصت کافی برای آموزش عملی یا استفاده از روشهای نوین وجود ندارد.
این پدر میافزاید: «آموزگاران معمولاً همان مطالب کتاب را تدریس میکنند و فرصت چندانی برای آموزش عملی یا استفاده از روشهای نوین وجود ندارد. شاید در برخی مکتبها استثنا باشد، اما در مجموع این شیوه سالها ادامه داشته و نتیجه مطلوبی نداشته است. در مضامین ساینسی، دانشآموزان برای یادگیری بهتر ناگزیرند به مراکز آموزشی بیرون از مکتب مراجعه کنند، زیرا آنچه در مکتب تدریس میشود برای درک کامل مطالب کافی نیست. در مضمون ریاضی نیز با وجود آغاز آموزش از صنفهای پایین، بسیاری از دانشآموزان تا پایان صنف دوازدهم به تسلط لازم نمیرسند.»
ضیا، یکی دیگر از پدران، میگوید کمبود آموزگاران متخصص و امکانات آموزشی، کیفیت آموزش را بهشدت کاهش داده است. به گفته او، دانشآموزانی که تنها به آموزش مکتب اکتفا میکنند، شانس اندکی برای موفقیت در امتحان کانکور دارند.
این پدر میافزاید: «در بیشتر مکاتب دولتی امکانات آموزشی کافی وجود ندارد و صنفهای عملی مانند لابراتوارها بهدرستی فعال نیستند. فزیک و کیمیا نیاز به آموزش عملی دارد، اما چنین امکاناتی در دسترس نیست. در نتیجه خانوادهها ناچار میشوند به کورسهای خصوصی مراجعه کنند. تنها در مکتبهای شناختهشدهای مانند حبیبیه، نادریه و استقلال هم مضمونهایی مانند ریاضی، فزیک و کیمیا به شیوهای بهتر از دیگر مکتبها تدریس میشود.»
صدیق، یکی از پدران دانشآموزان، میگوید فرزندانش پیش از سقوط حکومت، انگیزه بیشتری برای درس خواندن داشتند، اما اکنون امیدشان به آینده کمرنگ شده است. به گفته او، تغییرات در نظام آموزشی، کمبود آموزگاران متخصص و نبود امکانات آموزشی، انگیزه بسیاری از دانشآموزان را کاهش داده است.
این پدر میگوید: «در گذشته امیدوار بودند که با درس خواندن به آینده بهتری برسند، اما امروز بسیاری از آنان چنین امیدی ندارند. از نصاب آموزشی گرفته تا کمبود آموزگاران متخصص، مشکلات زیادی بهوجود آمده است. در برخی مکتبها حتا آموزگارانی تدریس میکنند که رشته تحصیلیشان با مضمون درسی مرتبط نیست. دانشآموزی که از مکتب فارغ میشود، آمادهگی لازم برای ورود به دانشگاه را ندارد و ناچار است برای موفقیت در کانکور به مراکز آموزشی خصوصی مراجعه کند. حتا صنفهای کمپیوتر نیست و دانشآموز حتا طریقه روشن کردن آن را نمیداند.»
رازق (مستعار)، یکی از دانشآموزان پیشین یکی از مکتبهای دولتی، میگوید کیفیت آموزش در مکتبهای دولتی در سالهای اخیر کاهش یافته و دانشآموزان با کمبود کتابهای درسی، نبود آموزش عملی و ضعف امکانات آموزشی روبهرو هستند. به گفته او، آموزش در مضمونهای ساینسی بیشتر بهصورت نظری ارایه میشود و دانشآموزان تنها با اتکا به درسهای مکتب نمیتوانند آمادهگی لازم برای آزمون کانکور را به دست آورند.
این دانشآموز میگوید: «متاسفانه کیفیت تدریس در مکتبها پایین آمده و سیر نزولی دارد. کتابهای درسی نیز کامل نیست و مشکلات زیادی دارد. وقتی شاگرد بهدنبال کتاب یا مواد درسی میگردد، معمولاً نسخه کامل آن را پیدا نمیکند و ناچار است با همان کتابهای ناقص به درسش ادامه دهد. بهدلیل اینکه انگیزه در میان آنان وجود ندارد. متاسفانه آموزش عملی نیز تقریباً وجود ندارد و بیشتر درسها بهصورت نظری ارایه میشود.»
محرمعلی، یکی دیگر از دانشآموزان پیشین، میگوید کمبود کتابهای درسی و تجهیزات آموزشی از مشکلات دیرینه مکتبهای دولتی بوده، اما به باور او این مشکلات پس از بازگشت طالبان به قدرت تشدید شده است. او میافزاید که دانشآموزان همچنان با کمبود کتابهای درسی، فرسودهگی منابع آموزشی و نبود امکانات و وسایل کمکآموزشی مدرن روبهرو هستند.
این دانشآموز میگوید: «از گذشته کتابهای درسی به اندازه کافی در اختیار دانشآموزان قرار نمیگرفت. نمیدانم مشکل از بودجه است یا ظرفیت چاپ، اما کتابهای نو و باکیفیت به دست دانشآموزان نمیرسد. یادم است که از میان ۱۲ یا ۱۳ مضمون، هر دانشآموز تنها چهار یا پنج کتاب دریافت میکرد و همان کتابها هم بسیار فرسوده بود. با آمدن طالبان، به باور من، نظام معارف آسیب بیشتری دیده است. هنوز هم از وسایل و روشهای آموزشی مدرن استفاده نمیشود و همان شیوههای گذشته بدون تغییر ادامه دارد.»
این شکایتها در حالی مطرح میشود که نظام آموزشی افغانستان پس از سلطه طالبان با تغییرات گسترده روبهرو شده است. طالبان در نزدیک به پنج سال گذشته نصاب آموزشی را بازنگری کرده، شماری از آموزگاران را برکنار یا جابهجا کردهاند و محدودیتهای گستردهای بر آموزش دختران، از جمله ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، وضع کردهاند.







