طالبان در بیش از چهار سال گذشته با وضع محدودیتهای دستوپاگیر علیه زنان، از جمله محرومیت از حق آموزش، تحصیل، کار و آزادیهای فردی و اجتماعی، آرزوهای آنان را به یأس مبدل کردهاند. دختران بازمانده از آموزش و تحصیل، از حسرت دوری از فراگیری دانش در مکتبها و دانشگاهها رنج میبرند و زنان شاغلی که اکنون بیکار شدهاند، تحمل مشقت و بار سنگین فقر و بیخانمانی را بر دوش دارند. زنانی که پیشتر مستقل و خودکفا بودند، حالا نهتنها قادر به کسب درآمد نیستند، بلکه در تامین نیازهای اولیه خانواده نیز ناتوانند. بسیاری از آنان مجبورند در شرایط سخت و بهصورت مشترک با چند خانواده زندهگی کنند و با افسردهگی، اضطراب و ناامیدی دست و پنجه نرم کنند.
شماری از زنان و دختران در ولایت بلخ و چند ولایت دیگر میگویند که با سلطه طالبان، آرزوهایشان به یأس مبدل شده و فقر، بیکاری و ناامیدی از آینده زندهگی را برایشان به جهنمی تبدیل کرده است. بسیاری از این زنان بهخاطر خانهنشینی، نابودی تواناییها و استعدادهای خود را تجربه میکنند و احساس درد و از خودبیزاری دارند و حسرت میخورند که نمیتوانند در جامعه فعال باشند و کار کنند.
سارا (مستعار)، یکی از دختران بازمانده از تحصیل، میگوید که پس از فراغت از مکتب نتوانسته به دانشگاه برود و بهدلیل ممنوعیتهای طالبان بیکار است. او میافزاید: «صنف دوازده را تمام کردم و باید امکاناتی باشد که خودم بتوانم زندهگی را پیش ببرم، سر پای خودم بایستم. کار نیست، خیاط هم هستم اما توانش را ندارم چند نفر دیگر را کمک کنم. از یک طرف مشکلات زمستان و سرما زیاد است و از طرف دیگر توانایی ایجاد یک کارگاه را ندارم. نه تنها من، بلکه میلیونها زن و دختر با مشکلات زیاد دستوپنجه نرم میکنند؛ درس خواندند، زحمت کشیدند، اما هیچ امکاناتی برایشان وجود ندارد.»
این بانو میافزاید: «وقتی در صنف نهم مکتب بودم، مضامین سوادآموزی درس میدادم و همیشه معاش داشتم. در جامعه فعال بودم و حتا بدون دریافت معاش، تدریس میکردم. دختران و کودکانی که مشکلات اقتصادی داشتند را بهصورت رایگان آموزش میدادم. همیشه مسوولیت داشتم و از نظر اقتصادی مستقل بودم. یک زن که وظیفه و استقلال داشت، خودکفا بود. اکنون نهتنها از نظر اقتصادی دچار مشکل میشود و به عقب بازمیگردد، بلکه مشکلات دیگر نیز دامنگیرش میشود و نمیتواند وظایفش را انجام دهد یا از خانه بیرون برود.»
ساره با اشاره به محدودیتهای طالبان، به ویژه قیودات وضعشده از سوی محتسبان امر به معروف و نهی از منکر این گروه، تاکید میکند: «هر وقت بیرون میروم، از ملاهای امر به معروف میترسم که مبادا شلاقی بر سرم نزنند یا مورد خشمشان قرار نگیرم. همیشه پاچه لباسم را میبینم، ماسکم را چک میکنم که مبادا ملا صاحب خشم بگیرد. ما زنان در قفس هستیم؛ زندهگی نمیکنیم، فقط زنده هستیم. در خانه نفس میکشیم، اما بیرون نفس ما بند میشود. هیچ راهی برای درآمدزایی وجود ندارد. با این حال تلاش دارم راهی پیدا کنم تا بهصورت آنلاین درس بخوانم. برای هزینه انترنت از همسرم درخواست میکنم؛ لباس و هر چیز دیگری… زنی نیستم که بتوانم برای نیازهای خود مصرف کنم. زن مستقل و آزادی نیستم و این برایم نهایت دردآور است.»
عزیزه (مستعار)، یکی دیگر از زنان، از نبود فرصتهای کاری برای زنان و محدودیتهای گسترده طالبان شکایت دارد و تاکید میکند که در خانهای کرایهای زندهگی میکند و توانایی پرداخت کرایه ماهانه را ندارد. او میگوید: «مشکلات و کمبودهای زیادی داریم. زمستان است، خانه کرایهای است، شوهرم کار ندارد، اگر خودم بخواهم کار کنم جایی برای کار نیست. یک کاری پیدا شود، نه تنها به من بلکه به همه انسانهای بیبضاعت کمک شود. ما از سر ناچاری سه خانواده در یک حویلی زندهگی میکنیم.»
بانوی دیگری که خود سرپرست خانواده است، میگوید: «من یک زن خانه هستم، شوهرم فوت کرده و هفت فرزند دارم. دخترهایم بیکار در خانه هستند. چیزی برای خوردن نداریم؛ اگر گاهی چیزی پیدا کنیم، دوباره هیچ چیزی در دسترس نیست. مشکلات زندهگی ما بسیار زیاد است و نمیتوانم آن را بیان کنم.»
سوسن (مستعار) میگوید: «با چه سختی و بدبختی یک دختر ۱۲ سال مکتب میخواند و برای امتحان کانکور آماده میشود. در چنین شرایطی درس خواندم و در بهترین رشته دلخواهم، اقتصاد، موفق شدم، اما با آمدن طالبان مجبور شدم در خانه بمانم و از تحصیل محروم شدم. حتا نمیتوانم بیان کنم که در این چهار سال چه خاطرات بدی را تجربه کردم. تمام رویاهای ما به خاک یکسان شد و در قلبمان دفن شدند، اما یک امید دارم که بالاخره روزی دانشگاهها و مکتبها باز شوند. آرزو دارم که آرزوی تحصیل و درس تمام دختران افغانستان به واقعیت تبدیل شود.»
لیلما (مستعار) میگوید: «مشکلات زندهگی بسیار زیاد است. بهعنوان یک زن توان انجام همه کارها را دارم، اما اجازه کار کردن نداریم و هیچ کاری برای زنان پیدا نمیشود. وقتی چای صبح میخوریم، حیران میمانیم که نان چاشت از کجا پیدا کنیم و چه بخوریم. زندهگی کردن بسیار سخت و دشوار شده است.»
فریبا (مستعار) میگوید: «قبلاً معلم بودم و حالا بیکار شدهام. نتوانستم برای خود زمینه کاری فراهم کنم. پولی که برای دوا و لباس فرزندانم نیاز دارم را نمیتوانم مهیا کنم و این واقعاً برایم سخت است. شوهرم بیکار است و خودم نیز بیکارم، به همین دلیل با مشکلات روانی و افسردهگی مواجه شدهایم.»
صارمه میگوید: «از صنف ۱۲ مکتب با نمره عالی فارغ شدم، در حالی که نصف روز خیاطی میکردم و برای امتحان کانکور آماده میشدم. اما وقتی مکتب را تمام کردم، نتوانستم در کانکور شرکت کنم. اگر امتحان داده بودم، حالا محصل سال دوم رشته طب میبودم. تنها پدرم کار میکند و اگر درس میخواندم، حالا میتوانستم همراه پدرم کمک کنم.»
این زنان و دختران در حالی از وضعیت دشوار زندهگی و ناامیدی خود نگرانند که در تازهترین مورد، یک پرستار شفاخانه حوزوی ولایت هرات هنگام بازگشت به خانه، بر اثر خشونتهای خانوادهگی توسط شوهرش کشته شد. منابع روز گذشته به روزنامه ۸صبح تایید کردند که این زن پس از پایان شیفت کاریاش به خانه برگشته بود اما توسط شوهرش خفه شد. به گفته منابع، این خانم «ریحانه» نام داشت و یک کودک از او بهجای مانده است، اما شوهرش پس از ارتکاب قتل، کودک را نیز با خود برده و خانه را ترک کرده است. منابع تصریح میکنند که شوهر ریحانه قصد داشت زیورآلات او را به فروش برساند و بر سر این موضوع با او دعوا کرده بودند. یک منبع صحی نیز علائم خفگی این بانو را تایید کرده است.
زنان و دختران از فقر، بیکاری و محرومیت از حمایتهای جمعی ابراز نگرانی میکنند. بخش زنان سازمان ملل (UN Women) اعلام کرده است که احتمال دارد سازمانهای تحت رهبری زنان در افغانستان بهدلیل کاهش بودجه، مجبور شوند تا ۳۰ درصد از کارکنان زن خود را اخراج کنند. به گفته این نهاد، این سازمانها ستون فقرات سیستم حمایتی افغانستان برای زنان و دختران به شمار میروند.
این در حالی است که طالبان در بیش از چهار سال گذشته، زنان را از تمام عرصههای زندهگی جمعی حذف کردهاند. این گروه دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب منع کرده و دروازه دانشگاهها، نهادهای دولتی و خصوصی را نیز به روی زنان بسته است. طالبان در قانون امر به معروف و نهی از منکر خود، صدای زنان را «عورت» خوانده و محدودیتهای فراوانی علیه زنان و آزادی سایر شهروندان کشور اعمال کردهاند.
پیشتر، دادگاه کیفری بینالمللی حکم بازداشت هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، و عبدالحکیم حقانی، رییس دادگاه عالی این گروه، را به اتهام «ارتکاب جنایت علیه بشریت» صادر کرده بود. به تازهگی، وزارت خارجه استرالیا در یک اقدام تاریخی اعلام کرده که برای پاسخگو کردن طالبان بهدلیل سرکوب زنان و دختران، یک چارچوب مستقل برای اعمال تحریم علیه دستکم ۱۴۰ فرد و نهاد زیر کنترل این گروه ایجاد کرده است.







