شماری از جوانان تحصیلکرده در افغانستان، نبود فرصتهای شغلی را عامل اصلی فشارهای روانی، کاهش اعتماد بهنفس و گسترش ناامیدی در میان نسل جوان میدانند. آنان میگویند با وجود داشتن مدرک دانشگاهی، آیندهای مبهم پیشرویشان قرار دارد و از دستیابی به شغل مناسب محروم ماندهاند. این جوانان هشدار میدهند که ادامه این وضعیت، نهتنها مسیر شغلی آنان را با تهدید روبهرو کرده، بلکه پیامدهای روانی و اجتماعی گستردهای نیز بهدنبال دارد و آنان را به سوی انزوای اجتماعی سوق میدهد.
تعدادی از این جوانان که پس از تسلط طالبان با وجود جستوجوهای فراوان نتوانستهاند شغلی پیدا کنند، میگویند که بهدلیل بیکاری و فقر، از جامعه منزوی شدهاند. به گفته آنان، اعتبارشان در نزد خانوادههایشان کاهش یافته و اعتماد به نفس خود را در محیط از دست دادهاند که این وضعیت، فشارهای روحی و روانی شدیدی بر آنان وارد کرده است.
احمد (مستعار)، ۲۷ ساله و فارغالتحصیل دانشکده خبرنگاری دانشگاه کابل، محدودیتهای وضعشده از سوی طالبان را عامل اصلی نبود بازار کار مناسب برای خبرنگاری میداند و میگوید: «با توجه به محدودیتهایی که وجود دارد، تقریباً هیچکس نمیتواند بهطور آزادانه در این حرفه فعالیت کند. به همین دلیل، فرصتهای شغلی بسیار محدود و ضعیف شدهاند.»
این جوان که بهدلیل نبود فرصتهای شغلی با مشکلات روحی دستوپنجه نرم میکند، میگوید: «هر روز احساس ضعف و بیارزشی بیشتری دارم؛ چه در خانواده و چه در جامعه. احساس میکنم نمیتوانم انسانی مفید و خوبی باشم و این وضعیت استرس و تنشهای روانیام را بیشتر کرده است.»
احمد میافزاید: «بهعنوان یک جوان تحصیلکرده و بیکار، وقتی میبینم فرصت شغلی مناسبی برایم وجود ندارد، ناخواسته به فکر مهاجرت یا تغییر مسیر میافتم. حتا گاهی به انجام کارهایی خارج از رشتهام فکر میکنم. این وضعیت واقعاً بر مسیر حرفهایام تاثیر میگذارد تا جاییکه کمکم از رشته و تخصصم فاصله گرفتهام.»
سمیرا (مستعار)، فارغالتحصیل دانشکده حقوق و علوم سیاسی، میگوید: «بیکاری نهفقط من، بلکه تمام خانوادهام را تحتفشار قرار داده. وقتی کاری نداری، روی روحیهات، زندهگی روزمره، و حتا رابطهات با خانواده و اطرافیانت نیز خراب میشود. بهتدریج از رشتهام فاصله گرفتم و حالا حس میکنم چیزهای زیادی را فراموش کردهام.»
زهره (مستعار)، یکی دیگر از جوانان بیکار میگوید: «واقعاً این موضوع [ییکاری] مرا تحتتاثیر قرار داده بود و روحیهام را ضعیف کرده؛ تاحدی که همین وضعیتم باعث ناراحتی خانوادهام نیز شده است. من به مهاجرت هم فکر کردم چون شرایط سخت شده بود و کار هم پیدا کرده نتوانستم.»
زهره، سیاستهای تبعیضآمیز طالبان را عامل اصلی بیکاری و نبود فرصتهای شغلی میداند. او میگوید که بستهشدن مکتبها و دانشگاهها و ممنوعیت کار زنان در نهادهای ملی و بینالمللی، نهتنها بیکاری را افزایش داده، بلکه بحران شدید اجتماعی و اقتصادی را در کشور بهوجود آورده است.
جوانانی که تحت حاکمیت طالبان موفق به یافتن شغل نشدهاند، میگویند که این وضعیت مسیر حرفهای آنها را کاملاً دگرگون کرده است. آنان با وجود سالها تلاش در رشتههای تخصصی و رشد مهارتهایشان، اکنون نمیتوانند در حوزه تخصصی خود کار پیدا کنند و ناچارند بهدنبال وظایف غیر تخصصی بروند یا خانهنشین شوند.
مقیم، استاد دانشگاه، در این باره میگوید: «هرچند بازار کار در سطح جهانی نیز با روندی نزولی مواجه است، اما در افغانستان این وضعیت بهدلیل تحریمها و محدودیتهای اقتصادی، بهشدت محدود شده و این موضوع بر فرصتهای شغلی جوانان چه تحصیلکرده و چه آنهاییکه بهسواد دسترسی ندارند تاثیر منفی گذاشته است. تا زمانیکه اقتصاد کشور بهبود نیابد و از زیر فشار تحریمها خارج نشویم، متاسفانه این وضعیت ادامه خواهد داشت.»
در همین حال، نهادهای بینالمللی نیز در گزارشهای خود از افزایش اضطراب، افسردهگی و اختلالات روانی در میان جوانان در افغانستان هشدار دادهاند.
سازمان جهانی صحت اعلام کرده است که بیکاری گسترده در میان جوانان، به افزایش اختلالات روانی مانند افسردهگی، اضطراب و احساس بیارزشی منجر شده است. به گفته این سازمان، جوانانی که سالها در شرایط دشوار اقتصادی و جنگی تحصیل کردهاند، اکنون با درهای بسته کاری روبهرو هستند و این حس بیعدالتی و ناامیدی، سلامت روان آنان را بهشدت تضعیف کرده است.
همچنان، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) گزارش داده که افزایش ناامیدی، بهویژه در میان دختران و پسران جوان، با موج فزایندهای از خودآزاری و حتا خودکشی همراه بوده است.
از سوی دیگر، سازمان بینالمللی کار گفته که بیکاری، جوانان را از جامعه، خانواده و مشارکتهای اجتماعی دور میسازد. به گفته این سازمان، افراد بیکار، بهویژه آنهایی که دارای تحصیلات عالی هستند اما موفق به دستیابی به شغل مناسب نشدهاند، اغلب احساس میکنند که در جامعه نقشی ندارند.
با این حال، برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) و سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) گزارش دادهاند که بیکاری و نبود چشمانداز شغلی، به مهاجرت گروهی جوانان و تحصیلکردهگان افغانستان منجر شده است. از سوی دیگر، بخش زنان سازمان ملل متحد نیز اعلام کرده که زنان جوان تحصیلکرده، پس از ممنوعیت آموزش، تحصیل و کار، با افسردهگی شدید، انزوا و مشکلات روانی گسترده روبهرو شدهاند.






