آرایشگران که بهشکل پنهانی فعالیت میکنند، از باجگیری و اخاذی حوزههای امنیتی طالبان به ستوه آمدهاند. آنها میگویند که از سر ناچاری و برای تامین لقمهای نان برای خود و فرزندانشان کار میکنند، اما طالبان با تهدید و هشدار از آنان باجگیری میکنند. این آرایشگران همچنین میگویند که شماری از مشتریانشان نیز از نفوذ طالبان سوءاستفاده کرده و آنان را تهدید میکنند که در صورت گرفتن پول یا انجام ندادن آرایش با قیمت ارزان، فعالیتشان را به طالبان گزارش خواهند داد. افزون بر این، جنگجویان طالبان که به آرایشگاههای برای باجگیری مراجعه میکنند، برخی از آنها وسایل آرایشی مانند مکاپ، رنگ مو و سایر لوازم آرایش را باخود میبرند. در تهیه این گزارش با ۱۰ تن از آرایشگران و برخی از مشتریان آنان گفتوگو شده است. سه تن از این آرایشگران نخواستند حتا بهشکل مستعار از آنها نام برده شود، اما تایید کردند که مجبور به پرداخت باج به طالبان هستند و بهدلیل تهدیدهای امنیتی و مشکلات خانواده گی، حاضر به اظهار نظر رسمی نشدهاند. تمامی نامها در این گزارش مستعار است.
پس از صدور دستور ممنوعیت آرایشگاهها، آرایشگران ناگزیر شدهاند برای تامین معیشت خود بهطور پنهانی در خانههایشان کار کنند؛ اقدامی که با خطرات و مشکلات فراوانی همراه است. آنان میگویند که همواره تحت فشار، تهدید و باجگیری طالبان قرار دارند و هر لحظه احتمال بازداشت، مصادره خانهها و حتا به خطر افتادن جان مشتریانشان وجود دارد.
مهناز (نام مستعار)، یکی از این آرایشگران، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید که طالبان به بهانههای مختلف به خانههای آنان مراجعه کرده و از آنها باج میگیرند. او میافزاید: «هر بار که طالبها میآیند، خانه را تفتیش میکنند و ما با عذر و زاری تلاش میکنیم که راضیشان کنیم تا ما را بازداشت نکنند و آرایشگاه ما را نبندند. بعد از هر بار عذر و زاری، طالبها میگویند که معاش ما نیامده یا کم است، ما با شما همکاری میکنیم، اما شیرینی ما را بدهید. ما هم هر بار دو تا سه هزار افغانی به آنها میدهیم و میروند، اما دوباره گروه دیگریشان میآید.»
مهناز میگوید که در هر ماه دو تا سه بار نیروهای حوزههای مربوط طالبان به خانههای آنان مراجعه میکنند. آنها به بهانههای مختلف، از جمله پرسیدن اینکه «کسی مزاحمتتان نمیکند» یا «مردان را به خانه راه ندهید»، وارد میشوند و ما را مجبور میکنند مبلغی به آنها پرداخت کنیم. او میافزاید: «ما مجبور بودیم هر بار این پول را بدهیم. حالا مکان خود را تغییر دادهام و تا کنون نتوانستهاند جایم را پیدا کنند.»
شبنم(مستعار)، یک آرایشگر دیگر، درباره باجگیری طالبان میگوید: «اول که میآیند، تهدید میکنند و میگویند که کار شما غیرقانونی است، چرا کار میکنید؟ مردهایتان کجا هستند؟ باید به حوزه بیایید و از این قبیل حرفها میزنند. بعد که راضی میشوند پول بگیرند، میگویند معاش ما کم آمده یا حتا یگان مکاپ و رنگ مو باخود میبرند.»
این آرایشگر میگوید که هر بار دو یا سه جنگجوی طالبان به خانهشان مراجعه میکنند و سایر افرادشان بیرون از خانه منتظر میمانند. او میافزاید: «دو یا سه نفر وارد میشوند؛ یکی از آنها صحبت میکند و بقیه در عقب میایستند و حرفهای نفر اول را تایید میکنند. ما مجبور میشویم مبلغی را تحت عنوان شیرینی به آنها بدهیم و حتا باید از آنها سپاسگزاری کنیم؛ چون اگر این کار را نکنیم، ناراحت میشوند و میگویند که ما با شما همکاری کردهایم.»
شکیلا (مستعار)، یکی دیگر از آرایشگران شهر کابل نیز میگوید که در کنار کار پنهانی، بسیاری از مشتریان خود را نیز از دست داده است و تنها به ندرت مشتریان قدیمیاش مراجعه میکنند. به گفته او، مشتریان نیز از ترس گرفتار شدن توسط طالبان و ایجاد دردسر برای خود، کمتر به آرایشگاههای مخفی مراجعه میکنند. او میافزاید: «در زمان حکومت پیشین، کمترین هزینهای که از یک عروس میگرفتم، ۱۰ هزار افغانی بود، اما اکنون با خراب شدن اقتصاد مردم، مجبورم با توجه به توانایی مالی مشتریان، هزینه تعیین کنم.»
این آرایشگر میگوید: «مثلاً مشتریهایی که توانایی بیشتری دارند، برای آرایش عروس تا هجده هزار یا پانزده هزار افغانی پرداخت میکنند. اما از کسانی که توان مالی کمتری دارند، حتا تا پنج هزار افغانی هم میگیریم؛ متناسب با توانایی مشتری. طالبان هم براساس درآمد ما، فیصدی میگیرند و گاهی در یک ماه تا یک لک افغانی از ما اخاذی میکنند. در زمان جمهوریت، برای یک هایلایت مو ۱۴ هزار افغانی میگرفتم، اما حالا مجبورم همان کار را در برابر ۴ تا ۵ هزار افغانی انجام دهم.»
مهرسا (مستعار)، یکی از آرایشگران شهر کابل، میگوید که پیش از این آرایشگاه رسمی داشت و ماهانه مبلغ مشخصی را به دولت مالیات میپرداخت و از این طریق به اقتصاد کشور کمک میکرد. اما اکنون ناچار شده است در مکانی پنهانی آرایشگاه کوچکی ایجاد کند، بدون اینکه بداند پولی که به طالبان پرداخت میکند چگونه و در کجا مصرف میشود. او میگوید: «حالا در یک گوشه آرایشگاهی درست کردهام که روزگارم بگذرد. طالبان از ما باج میگیرند. یکی دو عروس آرایش میکنیم، اما چیزی برایمان نمیماند. باز هم طالبان میگویند اگر پول ندهید، آرایشگاهتان را میبندیم. ما شاگرد داریم، خرج خانه و اولاد داریم. اولادهای ما از درس بازماندهاند، مکتب نمیروند. حالا شما قضاوت کنید؛ از آرایش یکی دو عروس چه چیزی برای ما باقی میماند؟»
شمسیه (مستعار)، یکی دیگر از آرایشگران شهر کابل، میگوید که هشت سال است آرایشگری میکند و سه سال در این زمینه آموزش دیده است. او میگوید: «۳۲ ساله هستم و دو کودک دارم. این کار را شروع کرده بودم تا در کنار شوهرم منبع درآمدی داشته باشم. متاسفانه چند سال پیش شوهرم فوت کرد و حالا برای تامین نفقه خود و فرزندانم کار میکنم. در دوره طالبان، میزان کار ما از ۱۰۰ درصد به ۵۰ درصد کاهش یافته است. طالبان حتا به این هم بسنده نکردند و بسیاری از آرایشگاهها را بستند.»
این آرایشگر میگوید که زمانی که آزادانه کار میکرد، مشتریان فراوانی داشت و زنان با شوق و علاقه به آرایشگاه میآمدند و برای زیبایی خود هزینه میکردند. اما اکنون که ناچار است بهطور پنهانی کار کند، در قید و بند محدودیتهای طالبان گرفتار شده است. او میافزاید: «در آغاز، طالبان محدودیتهایی بر کار آرایشگران وضع کردند و ما ناچار شدیم آنها را بپذیریم، اما طالبان به این میزان بسنده نکردند و در نهایت، تمامی آرایشگاهها را بستند.»
این آرایشگر میگوید که زمانی که طالبان آرایشگاهها را بستند، برای مدتها نتواست به آرایشگری بهعنوان شغل نگاه کند و کار کند. او میافزاید: «خانه حریم خصوصی است و ما از سر ناچاری و مجبوری مشتریها را به خانههای خود راه میدهیم و به آنها اعتماد میکنیم. در حالی که در داخل خانهها دهها مشکل وجود دارد و احتمال دزدی و ناامنی زیاد است.» او ادامه میدهد: «مشتریان گاهی تهدید میکنند و شاگردها مجبور میشوند منطقه را ترک کنند. ما نیز مجبور به بستن آرایشگاه میشویم، اما زمانی که از نظر مالی مجبور شوم، دوباره کار را شروع میکنم. طالبان میآیند، صحبت میکنیم و مشکلات خود را مطرح میکنیم، سپس مبلغی تحت عنوان شیرینی از ما میگیرند و میروند. کرایه خانه، هزینههای بچهها، پرداخت به شاگردها، رشوه برای طالبان، پوره کردنش مشکل و حتا نا ممکن است.»
همزمان، برخی از این آرایشگران از مشتریان خود نیز شکایت دارند و میگویند که آنان آرایشگرها را تهدید میکنند و هشدار میدهند که اگر قیمتهایشان را ارزانتر از معمول، حتا پایینتر از هزینههای مواد مصرفی، تعیین کنند، طالبان و حوزههای این گروه را از فعالیت آنها آگاه خواهند ساخت.
یکی از این آرایشگران میگوید: «از هر طرف، هم مردان و هم زنان در تعقیب و تهدید ما هستند. از ما اخاذی میکنند و نمیدانیم این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. از ما رشوه میگیرند و دیگر هیچ راه درآمدی نداریم. طالبان اگر کاری برای ما باقی نگذاشتهاند، باید برای زنان تصمیم بگیرند. زنانی که سرپرست خانواده هستند و به حمایت نیاز دارند، نان شبشان را از ما قطع میکنند. در این شرایط بحرانی، ما چه باید بکنیم؟ هیچ راهی جز مهاجرت و ترک کشور نداریم، ولی این هزینه را هم نداریم که حتا تصمیم بگیریم کشور را ترک کنیم. در حیرت و سرگردانی ماندهایم.»
ستایش(مستعار)، یکی دیگر از آرایشگران میگوید: «بستن آرایشگاهها بسیار دردناک و مشکلساز است. خانمها را از کار کردن منع میکنند. نباید چنین کاری میکردند، این بسیار دردآور و شرمآور است که به یک خانم اجازه ندهند در کار شخصی خود فعالیت کند. طالبان حالا رشوه میگیرند، باید اجازه میدادند که آرایشگران طبق قوانین کار کنند و مالیات بپردازند، اما بهجای این، از راههای غیرقانونی و مخفیانه مثل دزدی باج میگیرند. این وضعیت نباید ادامه پیدا کند. باید اجازه دهند آرایشگران بهطور قانونی کار کنند و مالیات پرداخت کنند. ما در حال انجام کارهای غیرقانونی هستیم و در عین حال مجبوریم باج بدهیم. مردم در مشکلات زیادی بهسر میبرند. دختران و زنان زیادی هستند که خود سرپرست خانوادههایشان هستند و کسی ندارند. اگر کار نکنند، پس چه کار کنند؟»
پروانه (مستعار)، یکی دیگر از آرایشگران شهر کابل، میگوید طالبان از آرایشگاههای زنانه باجگیری میکنند. او تاکید میکند که شماری از زنان آرایشگر که پیشتر بهدلیل مهارت و شهرتشان مشتریان زیادی داشتهاند، اکنون برای حفظ همین مشتریان ناچارند بهگونه ماهانه به حوزههای مربوط به طالبان پول بپردازند تا اجازه فعالیت پیدا کنند. او میگوید: «اول اصلاً اجازه نمیدادند، اما حالا برخی آرایشگرها چون مشتری زیاد دارند و نمیخواهند از دست بروند، ماهانه مثل مالیه برای طالبان پول میدهند و طالبها هم اجازه میدهند که به کارشان ادامه دهند.»
پروانه (مستعار) میگوید: «دکانم بسته شد، در خانه کار میکردم، اما چند بار برایم هشدار دادند که ما آرایشگرها را با مشتریهایشان یکجا بازداشت میکنیم. از ترس، دیگر کار را کنار گذاشتم. فقط گاهی برای مشتریهایی که خیلی ضرورت دارند، پنهانی آرایش انجام میدهم و هیچ نشانهای از خود باقی نمیگذارم تا طالبها رد مرا نگیرند. اصلاً برای زنها نه در خانه و نه در بیرون اجازه کار نیست.»
ثریا (مستعار)، یکی دیگر از آرایشگران، میگوید آرایشگرانی که سایت یا آدرس مشخص در شبکههای اجتماعی دارند، بیشتر در معرض تهدید و باجگیری طالبان قرار دارند. به گفته او، آرایشگاههای بزرگ که کارکنان زیادی دارند، برای ادامه کار مجبورند به طالبان رشوت بدهند. ثریا میافزاید: «من شاگرد ندارم، فقط گاهی دوستانم به خانه میآیند و به شکل ساده و ابتدایی آرایششان را انجام میدهم.»
افزون بر این آرایشگران، سه تن دیگر از آنان از وضعیت موجود ابراز رضایت کرده و گفتهاند که با کار کردن در خانه مشکلی ندارند و احساس راحتی میکنند. یکی از این آرایشگران همچنین ادعا کرده است که جنگجویان طالبان با آنان رفتار خوبی دارند و هیچگونه باجگیری صورت نمیگیرد.
در همین حال، برخی از زنانی که به آرایشگاهها مراجعه کردهاند، به نقل از آرایشگران میگویند که آنان در وضعیت نامناسب کاری، فعالیتهای خود را در میان ترس و تهدید طالبان ادامه میدهند. به گفته آنان، آرایشگران زمانی که تنها هستند و احساس صمیمیت میکنند، بیشتر از وضعیت خود شکایت کرده و برخوردهای طالبان را بازگو میکنند. این مشتریان میافزایند که زنان آرایشگر، حتا در گفتوگو با رسانهها، با وجود اعتمادسازی، هنوز نمیتوانند واقعیتها را بهطور کامل بازگو کنند و اغلب بهدلیل تهدیدهای امنیتی، دست به خودسانسوری میزنند.
یکی از زنانی که به آرایشگاه مراجعه کرده است، میگوید: «آرایشگرها شکایتهای زیادی دارند. میگویند مجبورند به طالبان باج بدهند، چون اگر پول ندهند، حتا اجازه کار در خانه را هم از آنها میگیرند و به بهانههای مختلف آزار و اذیت میشوند. با وجود اینکه برخی از آرایشگرها به خبرنگاران اعتماد میکنند و با آنها صحبت میکنند، اما باز هم واقعیت را بهطور کامل نمیگویند؛ میترسند به دام طالبان بیافتند. به همین خاطر، وقتی ما مراجعه میکنیم، سفره دلشان را باز میکنند و از مشکلاتشان صحبت میکنند.»
محمد صادق عاکف مهاجر، سخنگوی پیشین وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، در ماه سرطان سال گذشته به رسانهها گفته بود که تمامی آرایشگاههای زنانه بهدستور شفاهی هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، بسته شدهاند. براساس این دستور، فعالیت سالونهای زیبایی زنان ممنوع اعلام شده و وزارت امر به معروف و نهی از منکراین گروه، از شهرداریهای طالبان خواسته بود که برای زنان جواز گشایش این مراکز را صادر نکند.
بهدنبال این دستور، شماری از آرایشگران در برخی نقاط کابل تجمع اعتراضی برپا کردند و خواهان ادامه کار خود شدند. جنگجویان طالبان این تجمعها را با تیراندازی هوایی و پاشیدن آب متفرق کردند. زنان معترض در آن زمان با سردادن شعارهایی چون «نان، کار، آزادی» و «خاک پاکم را گرفتی، آب و نانم را مگیر» در برابر چند آرایشگاه در مرکز شهر کابل گرد هم آمده بودند.
پس از اعمال این ممنوعیت، دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در صفحه ایکس خود نوشته بود: «گزارشها درباره سرکوب خشونتآمیز اعتراض مسالمتآمیز زنان علیه ممنوعیت فعالیت آرایشگاهها، که تازهترین مورد از انکار حقوق زنان در افغانستان است، عمیقاً نگرانکننده است. مردم افغانستان حق دارند نظرات خود را بهصورت مسالمتآمیز بیان کنند و مقامات حاکم [طالبان] باید از این حق حمایت کنند.»
دیدهبان حقوق بشر در واکنش به این تصمیم طالبان، در بیانیهای در جولای ۲۰۲۳ گفته بود که ممنوعیت فعالیت آرایشگاههای زنانه «نشانهای دیگر از جنگ طالبان علیه زنان» است. این نهاد از جامعه بینالمللی خواسته بود تا این نوع محدودیتها را بهشدت محکوم کرده و حمایت عملی از زنان افغانستان را افزایش دهد.
عفو بینالملل نیز بستهشدن آرایشگاههای زنانه را «مصرف عمدی قدرت برای حذف زنان از جامعه» توصیف کرده بود. در بیانیه این سازمان آمده بود که طالبان نه تنها حقوق مدنی و سیاسی زنان را نقض کردهاند، بلکه با این اقدام حق کار، استقلال مالی و کرامت انسانی آنان را نیز سلب کردهاند.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، دروازه تمام نهادهای آموزشی بالاتر از صنف ششم را بهروی دختران مسدود کردند و زنان را از رفتن به مکتبها، دانشگاهها، ورزشگاهها، پارکها و کار در نهادهای دولتی، خصوصی و سازمان ملل منع کردهاند. طالبان همچنین دستور دادهاند که زنان باید طوری لباس بپوشند که فقط چشمانشان نمایان باشد و اگر بیش از ۷۲ کیلومتر سفر میکنند، باید با یکی از بستهگان مرد خود همراه باشند.
همچنان براساس قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان، صدای زنان «عورت» خوانده شده و تاکید شده که آنان باید در خانه بمانند.
از سوی دیگر، ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، گفته است: «تبعیض شدید، سیستماتیک و نهادینهشده علیه زنان و دختران در قلب ایدیولوژی و حکومت طالبان وجود دارد که همچنین نگرانیهایی را ایجاد میکند که آنها ممکن است مسوول ایجاد یک آپارتاید جنسیتی باشند.»
آقای بنت در گزارشهای خود بهطور مکرر از وضعیت حقوق بشری، بهویژه حقوق زنان در افغانستان، ابراز نگرانی کرده است. تبعیض سیستماتیک علیه زنان و دختران، آپارتاید جنسیتی، خشونت و سرکوب اعتراضات از مسایل کلیدی گزارشهای او درباره وضعیت زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان بوده است.
پیش از این، روزنامه ۸صبح با انتشار گزارشی تحقیقی از هفت ولایت کشور دریافته بود که پس از اعمال ممنوعیتهای آموزشی، تحصیلی و کاری زنان توسط طالبان، بسیاری از زنان و دختران به انواع داروهای اعتیادآور روی آوردهاند. دختران و زنان در این ولایتها گفته بودند که استفاده از دخانیات، بهویژه سیگار، تابلیت کی، تابلیت زیکپ و قلیان برقی، تنها راهی است که آنها برای رهایی از فشارهای روحی، روانی و افسردهگی میشناسند. این زنان بهدلیل بازماندن از تحصیل، عدم دسترسی به فرصتهای شغلی، محدودیتهای روزافزون، مهاجرت، تجربه زندان طالبان، فشارهای خانوادهگی و ازدواجهای اجباری، به مصرف دخانیات و داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب روی آوردهاند.







