از وقتی که قانون امر به معروف و نهی از منکر از سوی ملا هبتالله، رهبر طالبان، توشیح شد که در آن تصریح شده تصویربرداری از موجودات زنده روا نیست، مسوولان طالبان بهتدریج تلاش دارند تا بر فعالیت رسانههای تصویری محدودیت اِعمال کنند. در این راستا فعالیت تلویزیون دولتی ولایتهای قندهار و تخار متوقف ساخته شد. همچنین در تازهترین مورد، وزیر تحصیلات عالی طالبان به خبرنگاران در جنوب افغانستان اجازه نداد که از یک مراسم دولتی تصویربرداری کنند و فقط به آنها اجازه داد صدا را ضبط کنند. به گفته یکی از منابع خبری، به تازهگی یوسف احمدی، رییس رادیو-تلویزیون ملی زیر کنترل طالبان در یک جلسه با مدیران زیر دستش گفته است که ملا هبتالله تصمیم گرفته فعالیت تلویزیون ملی در کابل را متوقف کند. ملا هبتالله شبیه شخصی است که تازه از غار افلاطون بیرون شده و همه آنچه را میبیند با معیارهای دوران غارنشینی انسانها ارزیابی میکند و دوست دارد کشور را به همان عصر برگرداند. آیا وی قادر به این کار خواهد بود؟
طالبان معمولاً انگیزههای دینی را برای مخالفتشان با تصویر موجودات زنده در میان میآورند. آنها به برخی روایتها استناد میکنند که در آن تصریح شده که شبیهسازی آفرینش خدا کار نادرست و ناجایز است و متضمن خطر کفر و شرک است. این گروه در دوران اول حاکمیت خود، با همه انواع تصویر، خواه تصویر متحرک یا ساکن، مخالف بود و تلویزیونهای مردم را مصادره میکرد و به آتش میکشید. با این حال، این دفعه عملکرد طالبان در این زمینه متفاوتتر به نظر میرسید. این گروه پیش از رسیدن دوباره به قدرت نیز از محتواهای تصویری برای نشر پروپاگندا علیه نظام وقت استفاده بهینه میکرد و از تکنولوژی مدرن و انترنت و شبکههای اجتماعی برای جذب هوادار کمال بهره را میبرد. این گروه در سه سال گذشته، از همه امکانات تلویزیون ملی برای ترویج روایت و جهانبینی خود استفاده کرد. اینکه رهبر طالبان اکنون تصمیم گرفته فعالیتهای رسانههای تصویری را محدود و ممنوع کند، تعجب ناظران را برانگیخته است.
طالبان همیشه میکوشند به هر کاری که انجام میدهند، مبنای دینی بیابند و اینگونه القا کنند که آنها «مجریان بلاقیدوشرط فرمانهای خدا» هستند و هرگز نفسانیات خودشان در این کار دخالت ندارد. در مورد تصویربرداری از موجودات زنده نیز به برخی روایتهای دینی استناد میکنند. این امر نشانگر آن است که رهبران فکری و مذهبی این گروه در صدها سال پیش گیر ماندهاند و از خوانشهای جدیدتر از متون دینی هرگز آگاهی ندارند و دنیا را از عینک روزگاران کهن تماشا میکنند. ملاهای طالبان اگر اندکی تعقل به خرج میدادند، باید از خود میپرسیدند که دستگاههای تصویربرداری مدرن در زمان پیامبر خدا و خلفای راشدین و سایر پیشوایان دین وجود نداشت و بنابراین، نمیتوان روایتهای دینی را در حق این اختراعات نیز تعمیم داد. طالبان بهشدت در اسارت قرائتهای بدوی و بسیط از دین قرار دارند و از مباحث دینی مدرن کمترین آگاهی را ندارند. آنها نهتنها از این مباحث آگاهی ندارند، بلکه علیه آن بهشدت موضعگیری میکنند و مروجان اینگونه مباحث را به سزا میرسانند.
نکته دیگری که نباید ناگفته گذاشت، این است که به رغم آنکه طالبان برای اِعمال محدودیت علیه رسانههای تصویری توجیه دینی میتراشند، اصل مسأله از جای دیگر آب میخورد. واقعیت آن است که طالبان بهشدت از انعکاس یافتن واقعیتهای عینی افغانستان زیر کنترل طالبان در رسانهها هراس دارند. آنها با قوت هرچه تمامتر سعی میکنند خرابیها و بیکفایتیها و ناراستیهای حکومتداری طالبان به آگاهی جهانیان نرسد. به همین خاطر این گروه با رسانههای مستقل بهشدت سر ناسازگاری دارد و به آنها فقط در حالتی اجازه فعالیت میدهد که مطیع و فرمانبردار دستورهای این گروه باشد. این گروه از شهروند-خبرنگاران میترسد و به همین علت در بسا موارد مبایلهای هوشمند شهروندان را مصادره میکند و یا در بهترین حالت، تصویرهای گرفته توسط این دستگاهها را پاک میکند. در این سه سال در برخی از ولایتهای افغانستان مثل ولایت پنجشیر، گاهی داشتن مبایل هوشمند با مجازات و تحقیق و استنطاق طولانی جنگجویان طالبان مواجه شده است و بسیاری از شهروندان از بابت این کار به زندان انداخته شده یا مورد شکنجه وحشتناک قرار گرفتهاند. به دلیل ترس بیش از حد طالبان از فعالیت رسانههای مستقل، این گروه هر نوع همکاری با تلویزیون افغانستان انترنشنال و روزنامه هشت صبح را جرم اعلام کرده و در جستوجوی افرادی است که با این رسانهها همکاری میکنند. تلویزیون افغانستان انترنشنال و روزنامه هشت صبح از جمله رسانههای فعال اپوزسیون طالبان در خارج از کشور استند. این دو رسانه در برملا کردن چهره اصلی طالبان نقش به سزایی ایفا کردهاند.
طالبان در طول سه سال حاکمیت دوبارهشان از هر وسیلهای برای سرکوب آزادی بیان و آزادی رسانهها استفاده کردهاند. این گروه از نظر ایدیولوژیک به آزادی بیان باور ندارد و آن را جزئی از تهاجم فرهنگی غرب میپندارد. گذشته از آن، این گروه به این واقعیت مهم پی برده که آزادی لگامگسیختهای که در دوران جمهوریت وجود داشت یکی از عوامل سست شدن پایههای حاکمیت یادشده را فراهم آورد و حتا رسانهها را به تریبون مخالفان مسلح نظام تبدیل کرد. طالبان به خوبی این حقیقت را هضم کردهاند که اگر تجربه غلط نظام جمهوری در مورد آزادی رسانهها را تکرار کنند، احتمال دارد به همان سرنوشتی مواجه شوند که نظام جمهوریت دچار شد. طالبان رسانهها را موظف میدانند که فقط از خدمتهای نکرده و دستاوردهای نداشته این گروه یاد کنند و هرگز به مشکلات و چالشها نپردازند. شما اگر خبرهایی را که در تلویزیونهای داخلی افغانستان نشر میشود تماشا کنید، گاهی به این گمان میافتید که این تلویزیونها خصوصی نیستند، بلکه تلویزیون ملی زیر کنترل طالبان هستند.
نکته مهمتر این است که در سایه آزادی بیان و رسانه، دیدگاههای مختلف و متفاوت مجال مطرح شدن پیدا میکند و دیالوگ دوطرفه برقرار میشود و هر فرد یا گروه به خود حق میدهد نظر خود را در هر عرصه بیان کند و برای مثال از طرز حکومتداری حاکمان انتقاد کند و مسوولان امور را مورد بازخواست قرار دهد و از بیکفایتی یا ظلم و ستم آنان یادآور شود. این در حالی است که طالبان حکومت خود را حکومت اسلامی میپندارند و آن را برخاسته از اراده خدا به حساب میآورند و به کسی حق نمیدهند آن را تخطیه کند و معایبش را برشمارد. ویژهگی کلی حکومتهای دینی این است که خود را نماینده خدای عالمیان در روی زمین میشمارند و برداشتی خاص از دین را بر مردم تحمیل میکنند و از این رو برایشان غیر قابل تصور است که کسی از آنها انتقاد کند و عیبها و نقایصشان را برشمارد. در سایه چنین حاکمیتی سخن زدن از آزادی بیان و رسانه سخن بیهوده و پوچ است.
برداشت افراد خوشبین این بود که طالبان به مرور زمان واقعیتهای جامعه و زمانه را درک میکنند و از انحصارگرایی و دگماندیشی دست میکشند و آهستهآهسته به لوازم حکمرانی مدرن پایبندی نشان میدهند و به حقوق شهروندان احترام قایل میشوند. اینک سه سال از حاکمیت دوباره این گروه سپری شده است، اما نهتنها این گروه دست از لجاجت و تعصب و تصلب برنداشته، بلکه هر روز بیشتر از دیروز به سختگیریهای اجتماعی و فرهنگی روی میآورد و به نادیده گرفتن آزادیهای شهروندان تأکید افزونتر میکند و بیشتر از قبل بر قرائتهای نادرست از دین پای میفشارد. اکنون باید خوشبینترها نیز باید سرخورده شده باشند و از اینکه طالبان به مرور زمان به اصلاح عملکرد خود دست بزنند احساس فریبخوردهگی کنند.







