شماری از شهروندان افغانستان خواهان برگزاری رسمی این جشن، همانند سالهای گذشته، هستند. آنان میگویند نوروز بخشی از فرهنگ کشور است و نباید نادیده گرفته شود. به باور آنان، اگر این رسمها، از جمله جشن نوروز، محدود یا ممنوع شوند، بهتدریج از میان رفته و به نسلهای بعدی منتقل نخواهند شد.
این شهروندان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که در روزهای نوروز، افزون بر دیدوبازدید، بازیهای سنتی افغانستان نیز برگزار میشود که فرصتی برای آشنایی نسل نو با این میراث فرهنگی فراهم میکند. به گفته آنان، گردهمایی مردم در این روز، زمینه نزدیکی و همدلی میان اقوام و مذاهب مختلف را نیز تقویت میکند. آنان همچنین تأکید میکنند که محدودسازیها نباید شادیها و آیینهای فرهنگی مردم افغانستان را از آنان سلب کند.
سمانه، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که نوروز باید مانند سالهای گذشته تجلیل شود و این فرهنگ نباید نادیده گرفته شود. او میافزاید که محدودیتهای طالبان باعث کاهش شادی و خوشی مردم شده است. به گفته او، در سالهای گذشته خانوادهها برای تهیه هفتسین و سمنک گردهم میآمدند و پیش از نوروز برای شرکت در مراسم جهندهبالا به روضه شریف میرفتند. سمانه تأکید میکند که فضای شاد و لذتبخش سالهای پیش اکنون از میان رفته و مردم کمتر به میله، سیل و سیاحت میپردازند.
این باشنده کابل میگوید: «خودم شخصاً برای تهیه هفتسین و سمنک تصمیم میگرفتم و اعضای فامیل را خبر میکردیم. یک یا دو روز پیش از نوروز برای اشتراک در مراسم جهندهبالا به روضه شریف میرفتیم. کیفیت و لذتی را که چهار سال پیش داشتیم، حالا حتا تصورش را هم نمیکنم. پیشتر مردم به میله، سیل و سیاحت میرفتند، اما حالا طالبان این خوشیها را از مردم گرفتهاند.»
سامع، یکی از باشندهگان پنجشیر، میگوید که جشن نوروز نباید در میان رویدادهای جهانی و عید سعید فطر به فراموشی سپرده شود. او میافزاید که نوروز برای او تنها یک جشن نیست، بلکه نمادی از همدلی و خوشی میان مردم است.
این باشنده پنجشیر میگوید: «برگزاری نوروز یک تفریح و رخصتی بود که مردم در آن کنار هم جمع میشدند و خوشیهایشان را با هم تقسیم میکردند. اکنون که این مراسم محدود شده، مردم خواهان برگزاری آن مانند گذشته با شور و شوق هستند. مردم از محدودیتها و قیود به تنگ آمدهاند.»
شکرالله، یکی از باشندهگان کاپیسا، میگوید پیوند دادن نوروز با آتشپرستی و نسبت دادن آن به باورهای غیر اسلامی نادرست است و نباید چنین برداشتهایی مطرح شود. او میافزاید که در نوروز هیچ کاری برخلاف اصول اسلامی انجام نمیشود و شادی مردم نباید زیر نام دین و شریعت از آنان گرفته شود. به گفته او، در دوره حکومت پیشین نیز که نظام اسلامی حاکم بود، نوروز بهگونه گسترده و با بهترین شیوه برگزار میشد.
این باشنده کاپیسا میگوید: «برخی تلاش میکنند این روز را به مسایل تاریخی و مذهبی خاصی نسبت دهند و آن را مربوط به آیینهای دیگر بدانند، در حالیکه این برداشت نادرست است. نوروز در واقع آغاز یک سال نو است و میتواند با روحیهای تازه همراه باشد.»
شکرالله همچنان تأکید میکند: «از نگاه روانشناسی، هر کاری که انسان با انرژی و روحیه مثبت آغاز کند، میتواند نتایج خوبی به همراه داشته باشد. سال نو خورشیدی نیز اگر با انگیزه مثبت آغاز شود، میتواند برای افراد امید و هدف ایجاد کند. افزون بر این، نوروز فرصتی برای تجلیل از زنده شدن دوباره طبیعت است؛ زمانی که مردم به پارکها میروند و سرگرمیهایی مانند کاغذپرانبازی، بزکشی و پهلوانی برگزار میشود. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، چنین مناسبتهایی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، اما در افغانستان با وجود رسمیات زیاد، رخصتیها محدود است و این مناسبتها میتواند به مردم انگیزه و انرژی تازه بدهد.»
علیرضا، یکی از باشندهگان غزنی، میگوید که پیش از تسلط طالبان، مردم برای نوروز شور و شوق زیادی داشتند، اما اکنون این شور و هیجان تا حد زیادی کاهش یافته است. او میافزاید: «ما هنوز هم خواهان برگزاری نوروز هستیم. پیش از این، با نزدیک شدن نوروز، شور و شوق خاصی در دل آدم پیدا میشد، اما حالا آن احساس کمتر شده است.»
در همین حال، شماری از آگاهان فرهنگی میگویند که نوروز یک جشن باستانی در حوزه آریانای کهن است که از زمانهای بسیار دور، بهویژه از دورههای اسطورهای، تجلیل میشده و نمایانگر بخشی از هویت فرهنگی مردم افغانستان است.
کتابخان فیضی، یکی از آگاهان فرهنگی، میگوید که نوروز نماد هویت تاریخی و فرهنگی مردم این سرزمین است و از گذشتههای دور در آریانای کهن برگزار میشده است. به گفته او، این جشن امروزه نیز در کشورهای آسیای میانه و ایران رواج دارد و مردم این مناطق توانستهاند این فرهنگ را حفظ کنند.
آقای فیضی میافزاید: «نوروز در بخشهای مختلف افغانستان با شیوههای متفاوت برگزار میشود و مردم از چند شب و روز پیش از فرارسیدن آن، آمادهگی میگیرند. به باور او، نوروز نماد گذار از تاریکی به روشنایی و پایان زمستان و آغاز فصل نو است. در سالهای گذشته، این جشن بهویژه در ولایتهای کابل و بلخ با شکوه خاصی برگزار میشد و برنامههایی مانند «میله دهقان» نیز بخشی از آن بود. نوروز از جمله میراثهای فرهنگی ناملموس است که پیشینه آن به هزاران سال پیش، حدود سه هزار سال قبل، برمیگردد.»
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، نوروز را از فهرست تعطیلات رسمی این کشور حذف کرده و در قانون امر به معروف و نهی از منکر خود، تجلیل از نوروز را ممنوع اعلام کردهاند. در بند ۲۱ ماده ۲۲ این قانون، تجلیل از نوروز، شب یلدا و سایر جشنهای فرهنگی خلاف ارزشهای اسلامی خوانده شده و گرامیداشت آنها ممنوع اعلام شده است.
پیش از این، مردم افغانستان همهساله با برگزاری مراسمهای گوناگون و آمادهگیهای ویژه از نوروز و آغاز سال نو خورشیدی تجلیل میکردند. تهیه دسترخوان هفتسین، پختن سمنک و برگزاری محافل خانوادگی از جمله این رسمها بود. همچنان، شماری از مردم برای اشتراک در مراسم «جهندهبالا» به شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ، میرفتند و با برگزاری برنامههایی چون بزکشی، ورزشهای محلی و موسیقی، این جشن را گرامی میداشتند.
نوروز، این جشن باستانی، در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹ میلادی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس سازمان یونسکو بهعنوان یک میراث مشترک به ثبت رسیده است.






