بیش از سه سال حاکمیت طالبان بر افغانستان و وضع قوانین دستوپاگیر توسط این گروه، آینده مبهمی را پیش روی مردم افغانستان قرار داده است. در این مدت، طالبان بهصورت پیوسته تلاش کردهاند محدودیتهای روزافزون بر مردم افغانستان، بهویژه زنان وضع کنند. وضع سلسلهوار محدودیتها معلوم نیست که تا کجا ادامه مییابد، اما این روشن است که در همینجا ختم نمیشود. احتمال اینکه گروه طالبان تا زمانی که در قدرت باقی بماند، به وضع محدودیت علیه مردم افغانستان ادامه دهد، بسیار زیاد است. مساله دیگری که وضعیت کشور و آینده جامعه را بیش از همه به تاریکی و ابهام کشانده، مواجهه طالبان با سیاستمداران مخالف این گروه است. طالبان در بیش از سه سال گذشته تلاش کردهاند این سیاستمداران را نادیده بگیرند و به درخواست آنها مبنی بر آغاز گفتوگوی بینالافغانی اهمیت ندهند. اساسا طالبان که با جنگ و میل تفنگ قدرت را به دست گرفتهاند، ضرورت این گفتوگو را درک نمیکنند و خود را حاکمان بلامنازع کشور میدانند. با توجه به اینکه تحرکاتی در حوزه ضد طالبان نیز دیده میشود، تن دادن این گروه به مذاکره و یا جنگیدن علیه مردم افغانستان، از گزینههای اصلی پیش رو میتواند باشد. وضعیت آنطور که طالبان تصور میکنند یا تلاش میکنند بر مردم بقبولانند، حلشده نیست. بخش بزرگی از مردم و سیاستمداران افغانستان، در داخل و بیرون از کشور، به سیاستهای این گروه اعتراض دارند و با آن مخالفند. برای همین، پلتفرمهایی مانند نشست ویانا و تلاشهای پراکنده دیگر مانند آنچه در ترکیه صورت گرفت، توسط نخبهگان سیاسی افغانستان در جریان است. در سوی دیگر، جبهات نظامی ضد طالبان هستند که در بیش از سه سال گذشته علیه طالبان جنگ مسلحانه را پیش بردهاند. فعالیتهای این جبهات نیز اخیرا افزایش یافته است. گزارشها و خبرهای روزانه را اگر دنبال کنیم، میبینیم که این حملات تلفات نسبتا جدیای بر طالبان وارد میکند.
در این مدت، طالبان همه راهها را برای ایجاد یک دولت با قاعده وسیع، بستهاند. مذاکره با سیاستمداران را نیاز نمیبینند. با این حال، هنوز بخش بزرگی از سیاستمداران ضد طالبان و تشکلات سیاسی که در بیرون از کشور ایجاد شدهاند، بر گفتوگو با طالبان تاکید دارند. آنها منتظرند کسی یا کشوری طالبان را وادار به مذاکره کند و یا اتفاقی بیفتد که تحت تاثیر آن روند مذاکره آغاز شود. از نظر آنها، شاید اتفاقی مانند برنده شدن دونالد ترمپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا بتواند گره کور گفتوگو با طالبان را باز کند. بدون شک انتخابات امریکا بر سرنوشت کشورهای زیادی سایه انداخته است که افغانستان یکی از آنهاست. نفوذ امریکا در افغانستان به حدی است که میتواند از کسب مشروعیت بینالمللی توسط طالبان جلوگیری کند و همزمان طالبان را با ارسال بستههای دالر سر پا نگه دارد و یا همینگونه میتواند مانع تحرکات جدی حوزه ضد طالبان شود. حالا این به سیاستمداران ضد طالبان وابسته است که به چه پیمانه از وضعیت سیاسی جدید در امریکا میتوانند استفاده کنند و همینگونه به سیاستها و تصامیم دولت آینده امریکا بستهگی دارد.
سیاستمداران ضد طالبان، به دو دسته تقسیم میشوند: آنهایی که گفتوگو با طالبان را تنها راه حل بنبست سیاسی کنونی میدانند و آنهایی که عملا در میدان جنگ گرم علیه طالبان حضور دارند و همزمان ضرورت گفتوگو با این گروه را نیز انکار نمیکنند. بنابراین، برای همه گروههای سیاسی ضد طالبان، چه آنهایی که علیه این گروه میجنگند و چه آنهایی که منتظرند باب گفتوگو باز شود، این را درک کردهاند که نظام سیاسی آینده افغانستان با مشارکت طالبان باید شکل بگیرد. این بار حذف طالبان نه ممکن به نظر میرسد و نه گزینهای است که بتواند ثبات پایدار را در کشور تامین کند. به همین دلیل وقتی جبهات ضد طالبان علیه این گروه میجنگند، همزمان بر ضرورت گفتوگو نیز تاکید میکنند. با این حال، در بیش از سه سال گذشته حوزه ضد طالبان نتوانسته است خود را انسجام دهد. گروههای سیاسی طرفدار مذاکره نیز با همان چند تشکل سیاسی که پس از طالبان ایجاد شد، باقی ماندهاند. اگر بیش از گذشته متشتت نشده باشند، منسجم هم نشدهاند. هنوز نشست ویانا راه خودش را میرود، نشست اخیر در ترکیه که گفته میشود تحت حمایت حامد کرزی و داکتر عبدالله نیز بوده راه خودش را در پیش گرفته و تشکلات سیاسی مانند شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان یا حزب آزادی و… مسیر خودش را میپیماید؛ اما هیچکدام تا حال دستاوردی نداشته است.
پلتفرم ویانا هر چند توانسته توجه برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی را تا حدی جلب کند، اما هنوز تا رسیدن به توافقی بر سر آینده افغانستان راه درازی در پیش دارد. هنوز در مورد اینکه با طالبان چه باید کرد، توافقی حاصل نشده است. با این حال، همین پلتفرم نسبت به دیگران تا کنون موفقتر عمل کرده است. باقی تشکلات سیاسی و نشستهای آنها، حتا توجه را هم به خود جلب نتوانستهاند. جبهات نظامی ضد طالبان اما در ماههای اخیر تحرکات بیشتری از خود نشان دادهاند، هر چند آنها نیز نتوانستهاند در کنار هم بایستند و متحد شوند. هر کدام از این جبهات به تنهایی راه خودش را میرود، اما در پایان روز هم جبهه مقاومت ملی افغانستان و هم جبهه آزادی افغانستان علیه طالبان میجنگند. این حملات، تلفات زیادی بر طالبان وارد میکند. طالبان همانگونه که وجود جبهات نظامی را انکار میکنند، در مورد تلفات نیروهایشان در حملات این جبهات نیز ساکت هستند. با همه اینها، این یک واقعیت تاییدشده است که تحرکات این جبهات در سال جاری بیشتر بوده است. این میتواند نشان از عزم جدی این جبهات برای مبارزه با طالبان باشد، اما هنوز تهدید جدیای علیه این گروه خلق نتوانستهاند. در آینده اما به نظر میرسد که این جبهات نیرومندتر میشوند و در آن صورت طالبان نیز مجبور میشوند به گزینه گفتوگو جدیتر فکر کنند. افزایش فقر و همینگونه افزایش وضع محدودیتهای گوناگون توسط طالبان، جامعه را ناامید و مجبور کرده است. جامعه مجبور و در باتلاق افتاده، برای رهایی خود دستوپا میزند. در این میان، صف جبهات نظامی ضد طالبان تقویت خواهد شد و میدان جنگ گرمتر خواهد گشت.







