چند تن از جوانان در یکی از ولایتهای شمالشرق کشور میگویند که پس از محرومیت دختران از آموزش، یک مکتب خانهگی را در یکی از ولسوالیها ایجاد کردهاند. آنان میافزایند که با وجود خطرهای امنیتی و محدودیتهای ناشی از سیاستهای طالبان، تلاش کردهاند زمینه ادامه آموزش دختران را فراهم کنند.
این جوانان میگویند که مکتب مخفی «روزنه» را در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۱، بدون هیچگونه حمایت مالی و تنها با احساس مسوولیت جمعی جوانان، تاسیس کردهاند. به گفته آنان، در روزهای نخست، این مکتب تنها دختران همان محل را جذب میکرد؛ اما بهتدریج با گسترش خبر فعالیت آن، دختران علاقهمند از مناطق دیگر نیز به این مرکز آموزشی پیوستند.
مسوولان این مکتب میگویند که بهدلیل شرایط امنیتی، تمامی دانشآموزان در یک مکان گردهم نمیآمدند و صنفهای درسی بهصورت پراکنده در خانههای مختلف شهر و شماری از ولسوالیها برگزار میشد تا احتمال شناسایی این مرکز از سوی طالبان کاهش یابد.
بنیانگذاران این مکتب میگویند که اکنون این مرکز آموزشی برای حدود ۱۱۰ دانشآموز دختر از صنف هفتم تا دوازدهم خدمات آموزشی ارایه میکند. به گفته آنان، در این مرکز ۱۰ آموزگار بهگونه کاملاً داوطلبانه و بدون دریافت هیچگونه دستمزد، مضمونهایی چون انگلیسی، ریاضی، فزیک، کیمیا و تاریخ را تدریس میکنند.
نگین بارز (مستعار)، فعال مدنی و بنیانگذار مکتب «روزنه»، میگوید که بستهشدن مکاتب دخترانه نگرانی عمیقی در او ایجاد کرده و باور دارد که هیچ دختری نباید از حق آموزش محروم شود.
او میگوید: «این وضیعت تنها درد شخصی من نبود؛ بلکه مسوولیتی اجتماعی بود که مرا وادار کرد با وجود همه خطرها برای ادامه آموزش دختران اقدام کنم.» به گفته او، پس از آغاز فعالیت این مکتب، بارها با تهدیدهای امنیتی رو به رو شدهاست.
بارز میگوید که این مکتب تا کنون هیچ منبع مالی مشخصی نداشته است و هزینههای خرید کتاب، قلم، کتابچه، تخته و دیگر لوازم آموزشی را با همکاری همسرش از منابع شخصی تامین میکنند تا هیچیک از دانشآموزان بهدلیل مشکلات مالی از آموزش باز نمانند.
احمد شریفی (مستعار)، یکی از همکاران کلیدی این مکتب، میگوید: «پس از شکلگیری این ایده، با چند جوان دغدغهمند تماس گرفتم؛ افرادی که حاضر بودند برای دفاع از حق آموزش دختران در کنار هم بایستند. در نهایت، تیمی ۱۵ نفره شکل گرفت و فعالیت مکتب روزنه آغاز شد. امروز حدود ۱۱۰ دختر زیر نظر ۱۰ آموزگار داوطلب از صنف هفتم تا دوازدهم آموزش میبیند و مضمون اصلی مکتب را به صورت منظم فرا میگیرند.»
عزیزه سروش(مستعار)، یکی از آموزگاران این مکتب، میگوید که محرومیت دختر خودش از آموزش، انگیزه اصلی او برای پیوستن به این مرکز آموزشی بودهاست.او میگوید: « اگر مکاتب بسته نمیشد، امروز دخترم در صنف هشتم درس میخواند.وقتی آینده نامعلوم دخترم را دیدم، به یاد هزاران دختر دیگر این سرزمین افتادم و تصمیم گرفتم که هرچه در توان دارم برای آموزش آنان انجام دهم.امروز دختر خودم نیز در میان همین شاگردان درس میخواند.»
فرحت اکبری(مستعار)، یکی از دانشآموزان صنف دهم این مکتب، میگوید پس از بستهشدن مکاتب با مشکلات شدید روحی و روانی روبهرو شد و محرومیت از آموزش تاثیر عمیقی بر زندهگی و آیندهاش گذاشت.
بانو اکبری میگوید: «وقتی درهای مکتب بسته شد، احساس کردم همه آرزوهایم از بین رفته، اما «روزنه» دوباره امید را به زندهگی من بازگرداند و باعث شد احساس کنم که هنوزم میتوانم برای آیندهام تلاش کنم.»
مسوولان مکتب روزنه میگویند که رسالت اصلی این مرکز، حفظ چرخه آموزش دختران، جلوگیری از ترک کامل تحصیل و زنده نگهداشتن امید در میان نسلیاست که از آموزش رسمی محروم شدهاست.
این مکتب تا کنون علاوه بر تدریس مضمونهای رسمی، در زمینه سوادآوزی نیز فعالیت کرده و تلاش دارد در آینده دامنه خدمات آموزشی خود را گسترش دهد.







