هابز در کتاب «لویاتان» در توصیف زندهگی اهالی لاگوس میگوید: «ترس دایمی و خطر مرگ خشونتبار؛ و زندهگی آدمی منزوی، فقیرانه، ناگوار، بیرحمانه و کوتاه.» با تسلط طالبان بر افغانستان، زندهگی اکثر شهروندان کشور را میتوان به زندهگی اهالی لاگوس در این کتاب تشبیه کرد. طالبان نه تنها با کشتار و بازداشت و ایجاد ترس، زندهگی جمعی را به مخاطره انداخته، بلکه امید به زندهگی را نیز از میان بردهاند.
بسیاری از جوانان و خانوادهها، بهویژه کسانی که در ۲۰ سال گذشته دانش آموختهاند و از مزایای زندهگی در رفاه بهرهمند شدهاند، زندهماندن در قلمرو حاکمیت طالبان را مرگ آرزوها و پایان خوشیهای کنونی و آینده خود میدانند. از سوی دیگر، هر انسانی بهطور طبیعی آرزوی دستیابی به وسایل آسایش زندهگی و فرصتهای اقتصادی را دارد و به دنبال راهی برای رهایی از ناامیدی و زندهگی زیر سلطه و ستم است. میلیونها شهروند افغانستان برای رهایی از شرایط فلاکتبار، ترس دایمی و زیستن در قلمرو قاتلان امیدهایشان، برای فردای بهتر به کشورهای دیگر پناه بردهاند. بسیاری از کسانی که از افغانستان خارج شدهاند به کشورهای همسایه از جمله پاکستان رفتهاند، اما در این کشور با سرنوشت بدتر از افغانستان مواجه شدهاند و ترس، دلهره، فقر و بیرحمی همچنان آنان را تهدید میکند.
در دو سال گذشته، وضعیت مهاجران افغانستان در پاکستان بهطور فزاینده بحرانی و فاجعهبار شده است. هزاران پناهجو بهگونه اجباری اخراج میشوند و تحت رفتارهای خشونتآمیز و بیرحمانه پولیس پاکستان قرار میگیرند. پولیس پاکستان بدون توجه به حال افراد دردمند و کسانی که از سر اجبار به این کشور پناه آوردهاند، زنان، کودکان و کهنسالان افغانستان را با بیرحمی تمام بازداشت میکنند. ابتدا از آنها اخاذی میکنند و در صورت عدم توانایی در پرداخت رشوه، با وضعیت بسیار ناگوار و تحقیرآمیز پناهجویان را اخراج میکنند. نظامیان پیشین و فعالان رسانهای و مدنی بعد از اخراج توسط طالبان بازداشت و حتا در مواردی به قتل نیز رسیدهاند.
همزمان نوارهای تصویریای که از وضعیت نابسامان و درماندهگی مهاجران در روزهای اخیر منتشر شده است، بهطور عمیق بر روان آدمی تاثیر میگذارند. این صحنههای وحشتناک بازداشت پناهجویان توسط پولیس پاکستان نهتنها به لحاظ حقوق بشری تاثیرات منفی بر روان مهاجران دارد، بلکه بهطور جدی تصویر بدی از پاکستان در اذهان عامه مردم افغانستان بهجا میگذارد که به هیچ عنوان شایسته یک کشور مدعی رعایت ارزشهای حقوق بشری و عضو سازمان ملل متحد نیست.
پاکستان باید به بازی با کارت مهاجران پایان دهد، زیرا طالبان هیچ توجهی به وضعیت انسانی شهروندان افغانستان، چه در داخل و چه در خارج از کشور ندارند. برای این گروه، هر فردی که طرفدار طالبان نباشد یا با ایدیولوژی آنان همسو نباشد، هیچ ارزشی ندارد و حتا از نظر این گروه، چنین افرادی مستحق مجازات و مرگ هستند. دولت پاکستان باید با رعایت قوانین بینالمللی و حقوق بشر، به روند بازداشتها و اخراج اجباری پایان دهد و به مهاجران این فرصت را بدهد که در صورت نیاز، اسناد قانونی خود را تمدید کنند. همچنان، باید از اخاذیها و فشار بر پناهجویان جلوگیری شود و دست پولیس این کشور از جیب پناهجویان کوتاه گردد.
یکی از مشکلات دیگر مهاجران افغانستان در پاکستان، روند پیچیده و پرهزینه تمدید ویزه است. طبق قوانین داخلی پاکستان، ویزه سیاحتی، دیدار با خانواده و حتا ویزه صحی به مدت شش ماه تمدید میشد. اما اکنون، بدون اعلام رسمی، مدت تمدید ویزه به ۴۵ روز کاهش یافته است که برای پناهجویان افغانستان، که مجبورند مدت طولانیتری در پاکستان اقامت داشته باشند تا پروندههای مهاجرتی خود را طی مراحل کنند، این روند بسیار پرهزینه و حتا ناممکن شده است. به همین دلیل، بسیاری از افراد امیدوارند که این قانون نانوشته و اعلامنشده لغو شود تا بتوانند ویزه اقامتی خود را تمدید کنند.
در حال حاضر، هر متقاضی تمدید ویزه در پاکستان موظف است ۲۰ دالر امریکایی برای ثبت نام پرداخت کند. علاوه بر این، برای دریافت ویزه تمدیدشده، باید مبلغی بین ۱۵ تا ۲۰ هزار کلدار پاکستانی به کمیشنکاران پرداخت کنند تا بتوانند ویزه خود را بگیرند. در غیر این صورت، درخواست تمدید ویزه آنان پس از یک ماه رد خواهد شد و متقاضی با مشکلاتی مانند پرداخت جریمه، اخراج اجباری یا حتا زندانیشدن روبهرو میشود.
از سوی دیگر، بسیاری از مهاجران افغانستان در پاکستان به این باورند که فشارها پس از تشدید حملات اعضای تحریک طالبان پاکستان به مواضع نظامیان این کشور و اعتراضات سراسری هواداران عمران خان، نخستوزیر پیشین پاکستان، افزایش یافته است. این ادعاها در هر سطحی که باشد، نباید پناهجویانی که خود به دلیل سیاستهای تبعیضآمیز طالبان کشورشان را ترک کردهاند، قربانی سیاستهای نادرست کسانی شوند که خود از همان سیاستها متنفرند و برای رهایی از آنها هیچ چارهای جز مهاجرت نیافتهاند.
این پناهجویان از ترس طالبان، که آنها را به سکوت مجبور میکنند و به مطالباتشان اعتنایی ندارند، مجبور به ترک کشورشان شدهاند. طالبان حتا نامبردن از حزب سیاسی را در افغانستان جرم میدانند، انتقاد را گناه کبیره تلقی میکنند و کسانی را که لب بگشایند، زندانی کرده و یا زبانشان را میبُرند. این گروه در شهر و بازار دهن مردم را میبوید که مبادا در مخالفت با آن سخن گفته باشند. حاصل دسترنجشان را یک بار تحت نام عشر و بار دیگر زیر عنوان مالیه میدزدند. چنین مردمی مجبور میشوند که بار دیگر در غربت بهای سیاستهای همان طالبانی را بپردازند که از دست آنان آواره شدهاند.







