فروپاشی حکومت پیشین و برگشت مجدد طالبان به قدرت، زنگ تصفیه را در همه حوزهها به صدا درآورده است. طالبان در سپیدهدم پیروزی دستگاه تصفیه را فعال ساختند و هر چیزی را که از حکومت پیشین مانده بود، یا هم غیرطالبانی مینمود، از پیش روی خود جاروب کردند. به رغم عالمی از انتقادهای داخلی و خارجی، دستگاه تصفیه طالبان هنوز فعال است و توقفناشدنی به نظر میخورد؛ چون که این گروه جامعه و دولت را نه در شکل که در ماهیت هم میخواهد طالبانی کند. اگر چه همه بخشهای دولتی زیر تیغ تیز تصفیه طالبان قرار گرفته است، ولی معارف و تحصیلات عالی بیشتر؛ چون این دو بخش قرار است از ریشه خالصسازی شود.
سیستم آموزشی کشور در بیست سال گذشته اگر مدرن نشده بود، حداقل شبهمدرن بود و با الزامات عصر قدری سازگاری داشت، ولی طالبان این پیشرفت حداقلی را هم در معرض ویرانی قرار دادهاند. طالبان با نفس آموزش نه که با آموزش مدرن دشمنی دارند. این گروه افراطی آموزش به سبک و سیاق خود را خیلی هم میپسندد و برای گسترش آن تقلا به خرج میدهد. تاسیس مدارس جهادی در مناطق روستایی و ترغیب مردم به فرستادن فرزندانشان به آن مراکز، مثال روشن از تلاش طالبان برای همهگیر کردن آموزش طالبانی است. در خصوص ستیز طالبان با آموزش مدرن نشانههای زیادی وجود دارد که در طی بیش از دوونیم سال گذشته دیده و تجربه شده است؛ اما تمرکز زیاده از حد ملا هبتالله، رهبر گروه طالبان، بر وزارتهای معارف و تحصیلات عالی قویترین نشانه است. گماشته شدن اشخاص وفادار به او در راس این دو وزارت، ادعای فوق را تایید میکند. حبیبآغا و ندامحمد ندیم که معارف و تحصیلات عالی را رهبری میکنند، طرف اعتماد رهبر طالبان هستند و فقط از او اطاعتپذیری دارند. این دو مولوی در مقایسه با اسلاف خود گامهای جدیتر و ویرانگرتری در امر طالبانیزهسازی نظام آموزشی کشور برداشتهاند. همچنان محدودیتهای وضعشده علیه زنان و دختران را نهتنها برنداشته، که بیشتر و سنگینتر هم کردهاند.
حذف زنان و دختران از حضور در مکاتب و دانشگاهها جدیترین آسیب به نظام آموزشی کشور است که طالبان آن را عملی کردهاند. نظام آموزشی اگر قدری بهتر بود یا هم در مسیر بهسازی قرار گرفته بود، محصول کار مشترک مردان و زنان در بیست سال پسین بود، نه فقط مردان بهویژه ملاهای مطلوب طالبان. ولی طالبان با حذف زنان این دستاورد حداقلی را هم در معرض نابودی قرار دادهاند. پیش از برگشت مجدد طالبان، درصد بلندی از زنان بهحیث استاد در دانشگاهها و در سایر پُستها در وزارتهای معارف و تحصیلات عالی مصروف خدمت بودند که ضمن فراگیری آموزش تولید آموزش نیز میکردند. حالا که این نیروی موثر و مسلکی یکشبه و به یکبارهگی از سیستم آموزشی کشور حذف شده، زیان آن جدی خواهد بود.
طالبانیزه کردن نصاب درسی همچنان آسیب جدی بر پیکر نظام آموزشی کشور وارد کرده است. نصاب درسی در حکومت قبلی اگر خیلی هم مطابق با مقتضیات عصر نبود، خیلی سنتی و طالبانی هم نبود. انتقاداتی بر آن نصاب آموزشی نیز وارد بود، ولی نه اینکه ادعا شده باشد فراگیری آن منجر به تولید افراطیت میشود. نصاب آموزشی که اکنون طالبان روی دست دارند، اگر عملی شود و دوام پیدا کند، نتیجه آن ظهور یک نسل جدید افراطی و بنیادگرا خواهد بود که شاید هم به انجام اقدامات تروریستی فخر کند. لذا نسلی که با آموزش ضدطالبانی یا هم غیرطالبانی خو گرفته است، نمیتواند جذب سیستم آموزشی طالبان شود. به همین دلیل، پسران با آنکه ظاهراً از رفتن به مکتب و دانشگاه منع نشدهاند، ولی رغبت فراوان در فراگیری آموزش به خرج نمیدهند؛ چرا که محرومیت از آموزش را بر بهرهمندی از آموزش طالبانی ترجیح میدهند. اینکه بخشی از جامعه به این درک نایل شده، اقدامی نیک است، ولی دوام وضعیت جاری پیامد زیانبار دارد. وقتی ندامحمد ندیم در قامت وزیر تحصیلات عالی مدعی میشود که در افغانستان فقط یک مذهب وجود دارد و همه به اتفاق پیرو آن هستند، بهسادهگی میتوان به عمق فاجعه پنهان در بدنه نظام آموزشی که اکنون در مسیر طالبانیزهسازی قرار دارد، پی برد. همچنان وقتی دستور میدهد که کتابهای غیرطالبانی از کتابخانهها جمعآوری شود و از نشر و فروش آنها نیز جلوگیری شود، میتوان جدیت طالبان مبنی بر طالبانیزهسازی نظام آموزشی را خوب درک کرد.
عزل استادان مجرب و مسلکی از دانشگاههای مختلف کشور نمونه دیگر از اقدامات زیانبار گروه طالبان است. طالبان که به قدرت برگشتند، دانشگاههای کابل و بلخ و هرات از حضور استادان پیشین تقریباً خالی شد. شماری که نمیتوانستند با طالبانیزه کردن نظام آموزشی کنار بیایند، از خیر حضور در دانشگاهها گذشتند و به جای ماندن در کشور در مسیر هجرت راه افتادند. شماری هم که چنین نکردند، دستگاه تصفیه طالبان آنان را جاروب کرده است. اینکه به جای آنها چه کسانی گماشته میشوند، خیلی هم روشن است: اعضای طالبان و ملاهای وابسته به این گروه. فقط مانده که طالبان بهگونه رسمی اعلام کنند که مکتب و دانشگاهی در کار نیست و باید تبدیل به مدرسه جهادی شود. البته فعلاً هم این دو مرکز آموزشی در ماهیت چندان تفاوتی با مدرسه جهادی ندارد.
وزارت تحصیلات عالی طالبان همین چند هفته قبل از ۵۱ هزار ملا و مولوی دانشنیاموخته که گویا از مدارس دینی روستاها فارغ شدهاند، امتحان صوری گرفت تا سند معادل ماستری به آنها بذل و بخشش شود. این شمار از ماسترهای ماشینی در امارت طالبان چون زنان، دختران و حتا مردان دانشآموخته خانهنشین نمیشوند، بلکه بهسادهگی جذب کار میشوند تا پروسه خالصسازی تکمیل شود. این نشان میدهد که طالبان عملاً به آموزش مدرن پشت کردهاند و تلاش دارند به جای آن، نظام آموزشی مطلوب خود را تحکیم بخشند. در بیش از دوونیم سال گذشته همه همت وزیران معارف و تحصیلات عالی طالبان معطوف به برگزاری امتحان برای تثبیت سویه علمی ملاها و مولویهای وابسته به این گروه بوده است. شاید کار برجسته و جالب توجه این دو مقام طالبان، خدمت به ملاهای روستایی درسناخوانده باشد. در حالی که جهان و مردم افغانستان چیز دیگر میخواهند: بازگشایی دروازههای مکاتب و دانشگاهها به روی زنان و دختران.
دانشکده شرعیات در دانشگاهها که ظاهراً مطلوب طالبان است، نیز از گزند تصفیه در امان نبوده است. شاید بخواهند آن را شرعیتر کنند، چنانی که میخواهند درس ثقافت اسلامی را اسلامیتر سازند. برای این کار، شماری از مضامین را حذف کرده و زمان آنها را به تدریس ثقافت اختصاص دادهاند. البته ثقافت اسلامی از قبل هم شامل نصاب بود و زمان معینی برای تدریس آن مد نظر بود و مشکلی هم در زمینه وجود نداشت؛ اما اینکه طالبان بقیه مضامین را به بهای افزودن زمان برای تدریس ثقافت حذف میکنند، میتواند مشکلزا باشد. محتوای درس ثقافت در حکومت قبلی هم در معرض پرسش قرار داشت، ولی حالا که طالبانی میشود، قطعاً جای نگرانی دارد.
طالبان به این بسنده نکرده و طبق برخی گزارشها، دانشکدههای شرعیات را نیز از وجود استادان غیرطالبانی تصفیه میکنند تا به زعم این گروه شرعیتر شود. البته در این خصوص مکتوبی نیز از سوی وزارت تحصیلات عالی طالبان صادر شده است. بر پایه این مکتوب از استادان دانشکدههای شرعیات امتحان تثبیت سویه علمی گرفته میشود. در حالی که آنها هر کدام سالها در دانشگاهها تدریس کرده و برابر با عمر جنبش طالبان تجربه کار دارند. مهمتر از آن، گروه طالبان که خود دانش نیاموخته، صلاحیت اخلاقی و علمی اخذ امتحان از کسانی که مدرک تحصیلی دارند و سالها تدریس کردهاند را ندارد. هدف طالبان از راهاندازی این روند جدید نیز تکمیل سیاست تصفیه و خالصسازی است. این گروه حتا به استادان علوم اسلامی نیز رحم نمیکند، به این دلیل که میخواهد این علوم نیز به سبک طالبانی تدریس شود.
به نظر میرسد که طالبان با نظام آموزشی کشور کاری را میکنند که عبدالباقی حقانی، رییس فعلی اداره امتحانات و وزیر پیشین این گروه برای تحصیلات عالی، در نشستی با جمعی از استادان دانشگاه بهصراحت بیان کرده بود: «از دانشآموزانی که در بیست سال گذشته در افغانستان درس خواندهاند، هیچ انتظاری نباید داشت. بنیادهای تحصیل و آموزش در افغانستان باید از نو گذاشته شود و دانشآموزان باید از اول مطابق ارزشها تربیت شوند. معلمانی هم باید تربیت شوند که نسل آینده را طوری تربیت کنند که به درد ما بخورد.»
حقانی چیزی را گفته که خلف وی بیپروا به همه واکنشها و انتقادهای جهانی این روزها دارد عملی میکند.






