طالبان برای تحقق و تداوم حاکمیت و ایدیولوژی خود، در سه سال گذشته در برابر ایجاد هر مکتب، ۸۵ مدرسه دینی ساختهاند. براساس آمار ارایه شده از سوی وزارت معارف طالبان، این گروه در بیش از سهسال گذشته، ۲۲ هزار و ۹۷۲ مرکز آموزش دینی ایجاد کردهاند، در حالی که در همین مدت تنها ۲۶۹ باب مکتب جدید ساختهاند. همچنان طالبان در این مدت، ۴۲۰ خوابگاه در ولایتهای مختلف برای بیش از ۲۱ هزار شاگرد مدرسههای دینی تاسیس کردهاند. این گروه محتوای ۱۸ عنوان کتاب درسی در مضامین حدیث، سیرت و تعلیمالاسلام را بازنگری کرده، به زبانهای دری و پشتو تألیف و به کمیته تضمین کیفیت خود ارسال کرده است. همچنین، کتابهای درسی تاریخ و جغرافیا مدرسههای دینی نیز مورد بازبینی قرار گرفته و تغییرات مورد نظر طالبان در آنها اعمال شده است. از سوی دیگر، طالبان ۸۷ هزار و ۵۹۲ بست اختصاصی برای مدرسههای دینی در نظر گرفتهاند که تا کنون روند استخدام در ۷۳ هزار و ۷۳۸ بست از آن تکمیل شده است. با این حال، برخی از پژوهشگران امور دینی بر این باورند که این اقدام طالبان، بحرانهای مختلف از جمله بحران مذهبی را تشدید خواهد کرد و علوم دینی رشتهای نیست که بتواند گرهی از مشکلات جامعه را باز کند. به گفته آنان، روند رو به رشد مدرسههای دینی به تشدید افراطگرایی منجر میشود و فارغان آن به چوب سوخت قدرتها و بازیگران منطقهای تبدیل خواهند شد.
وزارت معارف طالبان در گزارشی تحت عنوان «دستاوردهای مهم وزارت معارف» اعلام کرده که از زمان تسلط این گروه تا کنون، ۲۶۹ باب مکتب جدید ساخته شده است. آمار مقایسهای از ساخت مکتبها و مدرسههای دینی در دوران حاکمیت طالبان نشان میدهد که در برابر هر مکتب، بیش از ۸۵ مدرسه دینی تاسیس شده است.
در این گزارش آمده که براساس فرمان هبتالله، تنها در بودجه سال مالی ۱۴۰۳، بیش از ۴۲۰ خوابگاه برای شاگردان مدرسههای دینی ساخته شده است. در این خوابگاهها، ۲۱ هزار و ۲۵۰ تن زندهگی میکنند و تمام هزینهها و مصارف آنان از سوی وزارت معارف طالبان تامین میشود.
همچنان وزارت معارف طالبان گزارش داده که از ۵۵ هزار و ۷۷ ملا در کشور، توسط معینت تعلیمات اسلامی و وزارت تحصیلات عالی این گروه بهطور مشترک امتحان گرفته شده است که از میان آنها ۴۳ هزار و ۸۱۸ تن سند گرفتهاند. همچنین از ۲۱ هزار و ۹۸۹ حافظ قرآن نیز امتحان گرفته شده که ۱۹ هزار و ۱۳۶ تن از آنها موفق به دریافت سند شدهاند.
در این گزارش آمده است که طالبان در مرکز و ولایتهای کشور، برای ۹ هزار و ۲۰۰ تن از ملایان «کشفالدرجات» (نمرات سهساله) توزیع شده است. طبق گزارش، وزارت معارف این گروه از ۷ هزار و ۳۰۰ تن برای جذب در دارالعلومها امتحان گرفتهاند که از این میان ۴هزار و ۷۰۰ تن در صنف سیزدهم دارالعلومها شامل شدهاند.
وزارت معارف طالبان در این گزارش گفته که محتوای ۱۸ عنوان کتاب درسی در مضامین حدیث، سیرت و تعلیمالاسلام بازنگری و به زبانهای فارسی و پشتو تألیف شده و به کمیته تضمین کیفیت این گروه ارسال گردیده است. همچنین، کتابهای درسی تاریخ و جغرافیا برای صنوف ۷ تا ۱۲ مدرسههای دینی مورد بازبینی قرار گرفته و تغییرات مدنظر طالبان در آنها اعمال شده است.
در گزارش آمده است که در سال ۱۴۰۲، وزارت معارف طالبان ۵۷ هزار و ۳۶۸ جلد کتاب درسی به مدرسههای جهادی این گروه در ۱۰ ولایت، و ۴۳۹ هزار و ۶۴۱ جلد کتاب به مدرسههای دینی در ۲۲ ولایت توزیع کرده است. همچنین، به طلبههای صنوف ۱۳ و ۱۴ دارالعلومها، ۲۶۸ هزار و ۱۵۰ جلد کتاب و در سال مالی ۱۴۰۳ نیز ۱۷۲ هزار و ۱۳۴ جلد کتاب به دارالعلومها و دارالحفاظهای ۱۰ ولایت توزیع شده است. در ادامه گزارش آمده که در سطح کشور، در این مدت ۸۷ هزار و ۵۹۲ بست به مدرسههای دینی اختصاص یافته که روند استخدام در ۷۳ هزار و ۷۳۸ بست آن تکمیل شده است.
در همین حال، محمد محق، پژوهشگر امور دینی و سفیر پیشین افغانستان در مصر، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید که روند مدرسهسازی طالبان برای آینده افغانستان بحرانساز است. به گفته او، از بعد مذهبی، این اقدام طالبان تنشهای مذهبی را شدت میبخشد. او تصریح میکند که تاکید طالبان بر گرایش خاص مذهبی در کشور بهمعنای جهتگیری و به حاشیه راندن مذاهب دیگر در افغانستان است. به گفته او، بحران دیگری که این روند خلق خواهد کرد، بحران تخصص است. از نظر این پژوهشگر، افغانستان مانند سایر جوامع، به انواع رشتهها و تخصصها در زندهگی مدرن نیاز دارد تا زندهگی اجتماعی و روند توسعه را سامان دهد.
این پژوهشگر امور دینی میافزاید که علوم دینی از این جهت نقش کلیدی ندارد، زیرا در میان رشتههای مدرن و تخصصی، رشتهای نیست که بتواند گرهی از مشکلات جامعه باز کند؛ در حالی که در جهان، رشتههای فراوانی وجود دارد که برای آنها برنامههای آموزشی دقیق و هدفمند سازماندهی شده است. او به نمونههایی از کشورهای آلمان، کانادا و کشورهای اسکاندیناوی اشاره میکند که برای توسعه مهارتها و رشتهها، هزاران رشته تخصصی و حرفهای ایجاد کردهاند.
آقای محق میگوید که نظام آموزشی تحت سیطره طالبان در افغانستان به هیچ یکی از نیازهای بنیادی جامعه توجه ندارد و بیشتر سرمایهگذاریها بر رشتهای صورت میگیرد که از نظر نیازمندیهای جامعه بیفایده است و تنها به فقر و فلاکت مضاعف میانجامد. به گفته او، با فراغت شاگردان علوم دینی، بحران تازهای در کشور شکل میگیرد، چون قرار نیست همه این افراد فقط امام مسجد یا معلم دینی شوند. او تصریح میکند که بسیاری از فارغان مدرسههای دینی طالبان در عرصههایی به کار گماشته میشوند که هیچگونه ارتباطی با تخصص آنها ندارند، مانند مدیریت گمرک، مدیریت ترافیک، مسوول امور اقتصادی، نظارت بر رسانهها و دهها حوزه دیگر که نیازمند دانش و مهارت تخصصی است.
این پژوهشگر امور دینی تاکید میورزد که فارغالتحصیلی گروهی از مدرسههای دینی، به معنای حاکمیت یک رشته بر سایر رشتههاست؛ امری که خود زمینهساز بحرانی دیگر میشود، زیرا یک رشته شانس تسلط مییابد و سایر رشتهها به حاشیه رانده و سرکوب میشوند. به گفته او، یکی دیگر از بحرانهایی که از روند مدرسهسازی طالبان ناشی میشود، مغزشویی دانشآموزان در این مدرسههای دینی است. مدرسههای که به گفته او، در فضایی بسته، با آموزشهای ایدیولوژیک و در محیطی قرنطینه مذهبی فعالیت میکنند. او هشدار میدهد که نتیجه چنین آموزشهایی، تبدیل این دانشآموزان به نیروهای افراطی است که در جامعه دردسر اضافی خلق میکنند و آموزههای را که از یک مدرسه یاد میگیرند با خود با خانه و اجتماع تزریق میکنند و فرهنگ جامعه ر ا به سمت خشونت و تنگ نظری و تعصب سوق میدهند.
آقای محق میگوید که بخشی از فارغان مدرسههای دینی طالبان در آینده بهعنوان نیروی جنگی در خدمت اهدافی قرار خواهند گرفت که هیچ سودی برای افغانستان ندارد. به گفته او، این نیروها بهمثابه هیزمی سوخت در بحرانهای منطقهای سوزانده میشوند و در جنگهایی شرکت داده خواهند شد که تنها منافع قدرتهای دیگر را تامین میکند. به گفته او، جنگهایی که در پنجاه سال گذشته جز ویرانی دستاوردی نداشتهاند و در دهههای آینده نیز نیروهای افراطی تربیتشده، قربانی آن خواهند بود. او میافزاید که افغانستان بهشدت به توسعه در عرصههایی چون زراعت، معادن و حرفههایی نیاز دارد که به بهبود زندهگی و افزایش اشتغال منجر شود. با این حال، پول و امکانات دولتی بهجای سرمایهگذاری در این بخشها، صرف ساخت مدارس دینی میشود؛ روندی که تنها لایههای بحران را در کشور ضخیمتر خواهد کرد.
پیش از این، برخی از نهادهای حقوق بشری، سیاست مدرسهسازی طالبان را ترویج ایدیولوژی این گروه دانسته و نسبت به گسترش آن در سراسر کشور شدیداً ابراز نگرانی کردهاند.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان، هشدار داده است که تمرکز طالبان بر ساخت مدرسههای دینی و محدودسازی آموزش به محتوای مذهبی، میتواند زمینهساز شکلگیری افکار افراطی شود. به گفته او، این سیاست نهتنها کودکان را از کسب مهارتها و دانش مورد نیاز زندهگی مدرن محروم میسازد، بلکهبستر مناسبی برای گسترش ایدئولوژیهای افراطی فراهم میکند که میتواند خطر تروریسم داخلی، بیثباتی منطقهای و تهدیدهای بینالمللی را افزایش دهد.







