گاهی گفته میشود پشتونها از «ده قبیله گمشده بنیاسرائیل» هستند. این نوشته بررسی میکند که این ادعا از کجا آمده، نویسندهگان انگلیسی چه نقشی در بازگویی آن داشتهاند و شواهد تاریخی و علمی درباره آن چه میگویند. پرسش مهمتر این است که اگر برخی نخبهگان از این روایت برای جدا نشاندادن پشتونها از تاریخ مشترک مردم افغانستان استفاده کنند، چه اثری بر روابط میان اقوام خواهد گذاشت؟
داستان ده قبیله گمشده ریشه تاریخی دارد. در اواخر سده هشتم پیش از میلاد، آشوریان پادشاهی شمالی اسرائیل را فتح کردند و بخشی از مردم آن را به سرزمینهای دیگر کوچاندند. با این حال، همه مردم تبعید نشدند و بسیاری در همان منطقه ماندند. سرگذشت شماری از تبعیدشدهگان نیز در گذر زمان دیگر به روشنی قابل پیگیری نبود. از همینجا تصور «قبایل گمشده» شکل گرفت و بعدها اقوام گوناگونی به آنان نسبت داده شدند. تبعید مردم به دست آشوریان واقعیت تاریخی است، اما اینکه پشتونها از آن گروهها باشند، ثابت نشده است (منابع ۱ و ۲).
از سوی دیگر، حضور یهودیان در سرزمین افغانستان واقعیتی تاریخی است. نوشتههای بهدستآمده از سدههای یازدهم تا سیزدهم میلادی از زندهگی جوامع یهودی در این منطقه خبر میدهند. یهودیان در دورههای بعد نیز، از جمله در هرات و کابل، زندهگی میکردند و زبان، نوشتهها و آیینهای دینی خود را داشتند. در سده نوزدهم نیز بخشی از زندهگی شهری و بازرگانی منطقه بودند. اما حضور آنان در افغانستان ثابت نمیکند که پشتونها از ده قبیله تبعیدشده به دست آشوریان بودهاند. این دو موضوع از نظر زمان و نوع شواهد با هم تفاوت دارند. تاریخ یهودیان افغانستان بخشی از تاریخ این سرزمین است و باید بهخودیخود شناخته شود (منابع ۱۴ و ۱۵).
برای پیوندزدن پشتونها به داستان قبایل گمشده، گاهی به شباهت نام قبیلهها با نامهای کتاب مقدس و گاهی به رسمهایی اشاره میشود که گفته میشود میان پشتونها و یهودیان مشترکاند. هیچیک از این شباهتها بهتنهایی تبار یک قوم را ثابت نمیکند. مساله زمانی جدیتر میشود که ادعایی اثباتنشده به ابزار سیاست هویتی بدل شود. اگر برخی نخبهگان با تکرار آن بخواهند پشتونها را جدا از مردمانی نشان دهند که قرنها در همین سرزمین با آنان زندهگی و تاریخ و فرهنگ مشترک ساختهاند، ممکن است به بیاعتمادی و شکاف قومی دامن بزنند. برای داوری درباره این ادعا، باید نخست دید روایت تبار پشتونها چه زمانی نوشته شده و کدام بخش آن سند مستقل دارد.
در سده نوزدهم، زمانی که افغانستان برای سیاست بریتانیا اهمیت بیشتری یافت، این روایت وارد کتابهای انگلیسی شد. الکساندر برنز، که پیش از جنگ اول افغان و انگلیس به منطقه سفر کرده بود، از مردم درباره این تبار پرسید و پاسخهای آنان را در کتاب «سفر به بخارا» ثبت کرد. او خود مینویسد فرصت نکرد کتابهای تاریخیای را که نزدش آوردند با دقت بخواند. بنابراین، نوشته برنز نشان میدهد چنین باوری در میان برخی از کسانی که با آنان گفتوگو کرده بود وجود داشت، اما درستی تاریخی آن را ثابت نمیکند (منبع ۴).
برای بعضی خوانندهگان انگلیسی، داستان «قبیله گمشده» جذاب بود. این برداشت را میتوان در فضای سیاسی و مذهبی آن روزگار فهمید؛ آنان میتوانستند سرزمینی را که بریتانیا با آن درگیر جنگ و رقابت سیاسی شده بود، از راه داستانی آشنا در کتاب مقدس تصور کنند. چنین نوشتههایی میتوانستند توجه خواننده را جلب و تصویری ساده از جامعهای پیچیده ایجاد کنند. با این حال، آنچه در منابع بررسیشده دیده میشود، بازگویی و تفسیر یک روایت قدیمی است، نه سندی از یک برنامه دولتی (منابع ۴ و ۵).
نویسندهگان انگلیسی نیز درباره این موضوع همنظر نبودند. برخی با تکیه بر چهره، نام قبیلهها یا رسمهای اجتماعی، پشتونها را به یهودیان پیوند میدادند. رابرت گوردون لاتام این دیدگاهها را گزارش کرد، اما ادعای عبریبودن زبان پشتو را نادرست دانست. بنابراین، حتا در نوشتههای آن زمان نیز تبار بنیاسرائیلی پشتونها یک نتیجه پذیرفتهشده علمی نبود (منبع ۵).
نسبتدادن اقوام به «قبایل گمشده» تنها درباره پشتونها رخ نداد. در خود بریتانیا نیز گروههایی ادعا میکردند که انگلیسیها یا دیگر مردم شمال اروپا از همان قبایلاند. این جریان در سده نوزدهم گسترش یافت و در سال ۱۹۱۹ فدراسیونی تشکیل داد. لاتام همچنین گزارش کرده بود که برخی نویسندهگان ویژهگیهای «یهودی» را به بلوچها نسبت میدادند. در این نمونهها، شباهتهای ظاهری مبنای داستانهایی درباره اصل و نسب مردم قرار میگرفت (منابع ۵ و ۶).
حال خود ادعا را از نگاه علمی بررسی کنیم. پشتو زبانی ایرانی است. زبانشناسان این نتیجه را از راه بررسی ساخت زبان و تغییر منظم واژهها و صداها در طول زمان به دست آوردهاند. زبان پشتو و بخش مهمی از تاریخ فرهنگی پشتونها با دیگر مردمان حوزه زبانهای ایرانی و خراسانی پیوند دارد. شباهت نامی مانند «یوسفزی» به نام یوسف نمیتواند بهتنهایی مهاجرت یک قبیله باستانی را ثابت کند (منبع ۱۰).
رسمها نیز بهتنهایی تبار مردم را نشان نمیدهند. مهماننوازی، پناهدادن یا ختنه در جوامع گوناگون دیده میشود. بعضی رسمها از راه دین و ارتباط میان مردم گسترش مییابند و بعضی نیز در شرایط مشابه اجتماعی پدید میآیند. برای شناخت فرهنگ پشتونها باید تاریخ زندهگی خود آنان، روابط خانوادهگی و شرایط اجتماعیشان را بررسی کرد. پژوهشهای فردریک بارت درباره پشتونهای سوات نیز نشان میدهد که فهم روابط قبیلهای نیازمند بررسی زندهگی و مناسبات اجتماعی مردم است. از یک رسم مشترک نمیتوان نتیجه گرفت که دو قوم از یک قبیله باستانی آمدهاند (منبع ۱۱).
پژوهشهای ژنتیک نیز تاکنون این ادعا را ثابت نکردهاند. این پژوهشها از تنوع و آمیزش تاریخی جمعیتهای افغانستان خبر میدهند. یک پژوهش درباره مردان پشتون، شباهت برخی نشانگرهای پدری با نشانگرهای موجود در جمعیتهای دیگر را مطرح میکند و درباره معنای آن گمانههایی دارد؛ اما چنین شباهتی نام و هویت یک قبیله باستانی را مشخص نمیکند. باید میان زبان و تبار زیستی تفاوت گذاشت: ایرانیبودن زبان پشتو یک یافته روشن زبانشناسی است، اما هیچ قومی را نمیتوان دارای «نژاد خالص» دانست (منابع ۱۲ و ۱۳).
پس چرا این داستان همچنان پخش میشود؟ در جامعهای که آموزش تاریخی بهآسانی در دسترس نیست و مردم زیر فشار فقر و بحران زندهگی میکنند، یک داستان کوتاه و پرشکوه آسانتر از یک پژوهش دقیق پخش میشود. این به معنای سادهباوری مردم فقیر نیست. وقتی منابع معتبر کمتر به زبان مردم نوشته میشوند یا به دست آنان میرسند، مدعیان و نخبهگان هویتساز فرصت بیشتری برای جاانداختن پاسخهای ساده پیدا میکنند. گاهی نیز کسی با تکرار این ادعا گمان میکند به قوم خود افتخار میبخشد، در حالی که تاریخ واقعی آن قوم را به نسبی اثباتنشده وابسته میکند و پیوندهای آن با دیگر مردم منطقه را به حاشیه میبرد؛ مسالهای که میتواند برای آن قوم نیز پیامدهای منفی داشته باشد.
پشتونها برای داشتن جایگاه در تاریخ، نیازی به یافتن نیایی مقدس در سرزمینی دور ندارند. زبان پشتو و بخش مهمی از میراث تاریخی و فرهنگی پشتونها به جهان ایرانی و خراسانی پیوند دارد و این میراث در ارتباط با دیگر مردم افغانستان و منطقه شکل گرفته است. اگر کسی بخواهد با یک نسبنامه اثباتنشده میان پشتونها و این تاریخ مشترک جدایی بیندازد یا از آن برای برتریدادن قومی بر قوم دیگر استفاده کند، تاریخ را در خدمت سیاست هویتی قرار داده است. شناخت هویت از پرسیدن و بررسیکردن آغاز میشود، نه از پذیرفتن داستانی که تنها خوب به گوش میرسد.
منابع
منبع ۱ — گری ناپرز، «سقوط پادشاهی شمالی و ده قبیله گمشده: بازنگری»، در کتاب Jews and Samaritans: The Origins and History of Their Early Relations، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۳. درباره تبعید بخشی از مردم و ماندن بخشی دیگر در منطقه.
https://academic.oup.com/book/10746/chapter-abstract/158838028
منبع ۲ — زوی بندور بنیت، «خراجهای آشوری»، در کتاب The Ten Lost Tribes: A World History، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۹. درباره تبعید آشوری و شکلگیری داستان قبایل گمشده.
https://academic.oup.com/book/4771/chapter-abstract/147021599
منبع ۳ — کتابخانه دانشگاه منچستر، معرفی نسخه خطی «مخزن افغانی» و محتوای آن، شامل نسبنامه قبایل افغان. این منبع وجود روایت پیش از جنگهای افغان و انگلیس را نشان میدهد، نه درستی نسبنامه را.
https://www.digitalcollections.manchester.ac.uk/view/MS-PERSIAN-00155
منبع ۴ — الکساندر برنز، Travels into Bokhara، جلد اول، بخش گفتوگو درباره اصل و نسب افغانها. متن کتاب در پروژه گوتنبرگ در دسترس است.
https://www.gutenberg.org/cache/epub/58074/pg58074-images.html
منبع ۵ — رابرت گوردون لاتام، The Ethnology of the British Colonies and Dependencies، بخشهای مربوط به بلوچها و افغانها. متن کتاب در پروژه گوتنبرگ در دسترس است.
https://www.gutenberg.org/files/31296/31296-h/31296-h.htm
منبع ۶ — مرکز مطالعات جنبشهای دینی آخرالزمانی، «British Israelism». درباره تاریخ این جریان، ادعای نسبت انگلیسیها با قبایل اسرائیل و تشکیل فدراسیون در سال ۱۹۱۹.
https://www.cdamm.org/articles/british-israelism
منبع ۷ — صورتجلسه مجلس عوام بریتانیا، ۲۱ مه ۱۹۴۱، «Paper Control: Pamphlets». در آن از جزوه فدراسیون نام برده شده است.
https://hansard.parliament.uk/commons/1941-05-21/debates/ddfec788-342e-44be-b117-246f47cc1482/PaperControl%28Pamphlets%29
منبع ۸ — صورتجلسه مجلس عوام بریتانیا، ۱۱ جون ۱۹۴۱، «British Israel World Federation». پاسخ وزیر اطلاعات درباره وعده دولتی به فدراسیون.
https://hansard.parliament.uk/commons/1941-06-11/debates/e4f43631-7a22-4679-9a15-970785bc98eb/BritishIsraelWorldFederation
منبع ۹ — موزه جنگ امپراتوری بریتانیا، فهرست شماره ۱۵ جنوری ۱۹۴۱ نشریه The National Message، شناسه LBY E.J. ۲۶۲. این مدخل وجود شماره را تایید میکند؛ متن نشریه در صفحه آرشیو قابل خواندن نیست.
https://www.iwm.org.uk/collections/item/object/1506002346
منبع ۱۰ — دانشنامه ایرانیکا، مدخل «Afghanistan vi. Paṣ̌tō». درباره جایگاه پشتو در میان زبانهای ایرانی.
https://www.iranicaonline.org/articles/afghanistan-vi-pasto/
منبع ۱۱ — فردریک بارت، Features of Person and Society in Swat: Collected Essays on Pathans، معرفی اثر در آرشیو مردمنگاری دانشگاه ییل. درباره بررسی روابط اجتماعی و هویت پشتونی.
https://ehrafworldcultures.yale.edu/cultures/au04/documents/005
منبع ۱۲ — هارلت لاکو و همکاران، «Afghanistan from a Y-chromosome perspective»، European Journal of Human Genetics، ۲۰۱۲. درباره نشانگرهای پدری مردان پشتون و برداشتهای احتمالی نویسندهگان از آنها.
https://www.nature.com/articles/ejhg201259
منبع ۱۳ — مارک هابر و همکاران، «Afghanistan’s Ethnic Groups Share a Y-Chromosomal Heritage Structured by Historical Events»، PLOS ONE، ۲۰۱۲. درباره تنوع ژنتیکی و پیوندهای تاریخی جمعیتهای افغانستان.
https://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0034288






