پس از نخستین سفر امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، به دهلی نو، وزیر خارجه هند اعلام کرد که این کشور سطح روابط خود با افغانستان را ارتقا داده و قصد دارد سفارتش را در کابل دوباره بازگشایی کند. این تحول پس از چهار سال از سقوط نظام جمهوریت و تسلط طالبان بر افغانستان رخ میدهد؛ دورهای که در آن هند عملاً حضور دیپلماتیکش را به صفر کاهش داده بود و بعداً در سال ۲۰۲۲ تنها به یک تیم فنی برای مدیریت کمکهای بشردوستانه در کابل اکتفا کرد.
در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، با ورود طالبان به کابل و بسته شدن سفارت هند در کابل و کنسولگریهای آن در ولایات، رسانهها و استراتژیستهای پاکستانی با خوشبینی از پایان روابط استراتژیک میان دهلی نو و کابل سخن گفتند. اما حالا، با بازگشت تدریجی هند به صحنه افغانستان و تنش بیسابقه پاکستان با طالبان، رقابتهای جدید ژئوپلیتیکی در افغانستان رخ خواهد داد.
روابط طالبان و پاکستان رو به تیرهگی رفته است. بمباران هوایی اخیر ارتش پاکستان در خاک افغانستان، از جمله در کابل و پکتیکا، نمایانگر این تنش رو به افزایش است. حالا که ارتش پاکستان و طالبان حملات بر همدیگر را تایید میکنند و علیه یکدیگر گلولهباری کردهاند، از تنش به درگیری نظامی رفتند که در چهار سال گذشته درگیری همزمان در چند نکته مرزی بیپیشینه بوده است.
طالبان از حمایت میزبانان سابقشان (تیتیپی) دستبردار نیستند و آن را وجیبه دینی و سنت پشتونوالی میدانند. اما پاکستان حضور تیتیپی در افغانستان را تهدیدی برای امنیت ملی و بقای خود محاسبه میکند و حملات روزانه تحریک طالبان پاکستان خشم ارتش این کشور را برانگیخته است.
رقابت استراتژیک هند و پاکستان در افغانستان
افغانستان در طول نیم قرن گذشته همواره صحنه رقابت میان دو قدرت هستهای جنوب آسیا، یعنی هند و پاکستان بوده است. اگرچه افغانستان دشمن تعریفشدهای برای هیچیک از این دو کشور نیست، اما هر دو کشور، این سرزمین را بهعنوان میدان بازی خود میدانند که با کمترین گزینه بیشترین صدمه را به همدیگر وارد میکنند؛ جایی که برای زورآزمایی، کسب نفوذ، و مدیریت تهدیدات امنیتی مناسب و بیخطر است.
هند با قدرت اقتصادی، فرهنگی و نفوذ نرم خود، موفق شده است جایگاه مثبتی در ذهنیت عامه مردم افغانستان و نخبهگان سیاسی کسب کند. روابط تاریخی گرم میان رهبران افغانستان و دهلی نو، حمایت هند از پشتونستانخواهی و مخالفت با مرز دیورند، همواره پاکستان را برآشفته ساخته است. پاکستان در تجهیز، تمویل و آموزش نیروهای اسلامگرا تجربه طولانی داشته است و از این کارت بازی علیه افغانستان استفاده کرده است تا نفوذ هند را مهار کند.
ناکامیهای تاریخی در حفظ توازن
تلاش رهبران افغانستان برای حفظ توازن میان هند و پاکستان همواره با چالشهای بزرگی روبهرو بوده است. از زمان محمد داوود خان که توازن میان هند و پاکستان برهم خورد تا دوران حکومت چپیها و سپس دوره جهاد، همواره تمایل به یک طرف، طرف دیگر را به واکنشهای تند واداشته است.
همیشه در بحران و نزاع افغانستان هند یک طرف و پاکستان طرف دیگری را حمایت کرده است. در زمان شورش علیه نیروهای شوروی سابق، هند از حکومت چپیها حمایت میکرد و روابط گرم داشتند، تا جایی که دکتور نجیبالله، آخرین رییس جمهور نظام چپی، میخواست از افغانستان به هند فرار کند. در مقابل پاکستان از چریکهای اسلامگرا حمایت میکرد و به آنها پناه داده بود.
در دوره اول طالبان پاکستان از نظام طالبان حمایت کرد و آنها را بهرسمیت شناخت. اما هند در مقابل، از جریان مقاومت ضد طالبان به رهبری احمدشاه مسعود حمایت میکرد. در ۲۰ سال گذشته هم هند با تمویل پروژههای زیربنایی به رهبری و نخبهگان سیاسی افغانستان نفوذ کرد و پاکستان با تمویل طالبان بازیگر جنگ و صلح افغانستان بود.
در ۲۰ سال نظام جمهوری هم رییس جمهور کرزی و رییس جمهور غنی هر کدام به شیوهای سعی در برقراری این توازن داشتند، اما در نهایت یا به نفع دهلی یا به نفع اسلامآباد چرخیدند. حامد کرزی که دانشآموخته هند است و سالها هم تجربه زندهگی در پاکستان را دارد، از هر زمامدار دیگر افغانستان تلاش کرد که میان هند و پاکستان توازن برقرار کند، ۲۰ سفر به اسلامآباد داشت و چندین سفر به دهلی، اما نتوانست که با هر دو کشور رابطه گرم و استراتژیک برقرار کند.
رییس جمهور غنی، در اولین سفرش به پاکستان خلاف عرف دیپلماتیک به مقر ارتش پاکستان رفت و رابطه با دهلی را در اوایل حکومتش کاهش داد. اما پس از مدتی، توازن باز هم برهم خورد و با پاکستان تا آخر حکومتش تنش و درگیری لفظی داشت. رهبران نظام جمهوریت از کرزی تا غنی و عبدالله بارها گفتند که بدون همکاری پاکستان آمدن صلح در افغانستان ناممکن است.
طالبان، هند و پیام به پاکستان
اکنون طالبان، که خود برآمده از حمایت مستقیم و بلندمدت پاکستان هستند، با بحران مشروعیت بینالمللی و فشارهای داخلی و خارجی روبهرو هستند. در این شرایط، نزدیک شدن به هند میتواند برای آنها نوعی ابزار فشار و امتیازگیری از پاکستان تلقی شود. پیام طالبان به پاکستان روشن است: اگر اسلامآباد بیش از حد فشار بیاورد، کابل میتواند با رقیب دیرینهاش، هند، وارد تعامل شود.
اما این بار در کنار بحث توازن رابطه میان دهلی و کابل، موضوع تیتیپی هم مطرح است که پاکستانیها بارها گفتهاند طالبان از تیتیپی میزبانی میکنند و هند کمک مالی میرساند تا پاکستان ناامن شود.
بازگشت هند به کابل، بهویژه با بازگشایی رسمی سفارت، تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه را افزایش خواهد داد. اگر پاکستان احساس کند که هند یکی از بازیگران مهم در افغانستان است، بدون شک از جریانهای ضد طالبان حمایت خواهد کرد و هیچ کشور به اندازه پاکستان تجربه و توانایی حمایت از مخالفان حکومت در افغانستان را ندارد. پس از سفر متقی به دهلی نو رسانههای پاکستان از اصطلاح «مثلث طالبان، تیتیپی و هند» علیه پاکستان صحبت میکنند. حملات هوایی و توپخانهای پاکستان نشان میدهد که طالبان محاسبات اشتباهی از درگیری با پاکستان داشتند.
افغانستان، قربانی رقابت منطقهای
در نهایت، افغانستان همچنان قربانی رقابت بیپایان هند و پاکستان باقی خواهد ماند. بازگشایی سفارت هند در کابل، اگرچه بهظاهر نشانهای از بهبود روابط با طالبان است، اما در واقع میتواند یک گام مهم در آغاز دور جدیدی از رقابتهای اطلاعاتی، امنیتی و سیاسی میان دهلی نو و اسلامآباد باشد. این رقابت در نهایت ممکن است به بیثباتسازی بیشتر رژیم طالبان بینجامد. در چهار سال گذشته پاکستان بارها ولایات افغانستان را بمباردمان هوایی کرده است و طالبان تنها به اعلامیه مطبوعاتی اکتفا کردهاند. همانطور که حکومتهای گذشته افغانستان نتوانستند توازن پایداری میان این دو کشور برقرار کنند، طالبان نیز بهدلیل ساختار ایدیولوژیک، ضعف در سیاست خارجی و وابستهگیهای مالی، قادر به مدیریت این رقابت نخواهند بود. در نتیجه، این دور باطل ادامه خواهد یافت و مردم افغانستان همچنان هزینه آن را خواهند پرداخت.







