شماری از شهروندان کشور از افزایش بیکاری و کاهش فرصتهای کاری در افغانستان شکایت دارند. آنان میگویند که نبود فرصتهای کاری مناسب، شمار زیادی از جوانان و سرپرستان خانوادهها را با مشکلات اقتصادی روبهرو کرده است. این شهروندان کشور میافزایند که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، فرصتهای کاری در شرکتهای خصوصی بهگونه چشمگیری کاهش یافته و در ادارههای دولتی نیز در روند استخدام، به افرادی که سابقه کاری یا روابط نزدیک با طالبان دارند، بیشتر فرصت داده میشود. شهروندان تاکید میکنند که ادامه بیکاری آنان را به مهاجرت، کارهای موقت و مشاغل کمدرآمد سوق داده است. به گفته آنان، نداشتن درآمد ثابت، هزینههای زندهگی را برای خانوادهها سنگینتر و چشمانداز آینده جوانان را نیز محدود کرده است.
شماری از باشندهگان ولایتهای هرات، پنجشیر، کنر، کابل، خوست و غزنی در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که با توجه به شرایط کنونی، امید چندانی به ایجاد فرصتهای کاری از سوی طالبان ندارند. آنان از شرکتها و نهادهای خصوصی میخواهند زمینه اشتغال بیشتری را برای جوانان، بهویژه افراد تحصیلکرده، فراهم کنند. همچنین تاکید دارند که برای کاهش بیکاری، باید زمینه سرمایهگذاری در بخش خصوصی فراهم شود و برنامههای مشخصی برای ایجاد فرصتهای کاری و جذب نیروی جوان روی دست گرفته شود.
شیرالله، یکی از باشندهگان غزنی و فارغالتحصیل رشته حقوق و علوم سیاسی، میگوید که حدود یک سال است برای یافتن کار مناسب تلاش میکند، اما تا کنون نتوانسته در بخش مرتبط با رشته تحصیلیاش شغلی پیدا کند. او میافزاید که نبود فرصتهای کاری، بسیاری از جوانان را ناچار کرده است به کارهای غیرتخصصی و کمدرآمد روی بیاورند. به گفته او، واسطهسالاری و قومگرایی در روند استخدام در نهادهای طالبان و برخی ادارههای خصوصی نیز از عواملی است که دسترسی جوانان به فرصتهای کاری را محدود کرده است.
شیرالله میگوید: «بیکاری یکی از مشکلاتی است که جوانان کشور با آن دستوپنجه نرم میکنند. حتا جوانانی که در خارج از کشور تحصیل کردهاند، وقتی به افغانستان برمیگردند، از بازگشتشان پشیمان میشوند؛ چون در افغانستان فرصت کاری وجود ندارد.»
ستوده، یکی از باشندهگان کابل و فارغالتحصیل رشته خبرنگاری و روابط عمومی از دانشگاه کابل، میگوید که پس از فراغت از دانشگاه، یافتن کار مرتبط با رشته تحصیلیاش برای او دشوار بوده است. او میافزاید که محدودبودن فرصتهای کاری، تنها درآمد جوانان را متاثر نکرده، بلکه زمینه استفاده از دانش و توانایی آنان را نیز محدود کرده است.
ستوده میگوید: «هر فردی که توانایی، دانش و انگیزه کار دارد، شایسته آن است که فرصتی برای ساختن آینده و بهکارگیری تواناییهایش داشته باشد. ایجاد فرصتهای شغلی، در حقیقت سرمایهگذاری روی آینده جامعه است.»
فوزیه، یکی از باشندهگان هرات، میگوید که نبود فرصتهای کاری، بسیاری از جوانان را ناچار کرده است برای تامین هزینههای زندهگی به کارهای نامرتبط با تخصصشان روی بیاورند. او میافزاید که خودش نیز پس از فراغت نتوانسته است کاری متناسب با تواناییهایش پیدا کند و شماری از جوانان برای تامین هزینههای زندهگی به کارهایی مانند خیاطی و آرایشگری روی آوردهاند.
فوزیه میگوید: «متاسفانه بیشتر جوانان تحصیلکرده، چه خانمها و چه آقایان، بیکار هستند. خودم رشته هنرهای زیبا خواندهام، اما کاری نیست که بتوانم از طریق آن درآمد کسب کنم. بیشتر جوانان به خیاطی یا آرایشگری روی آوردهاند.»
در کنار فارغالتحصیلان، کارگران مسلکی و روزمزد نیز از دشواری یافتن کار شکایت دارند.
امرالدین، یکی از باشندهگان خوست، میگوید که شمار زیادی از جوانان پس از فراغت از دانشگاهها بهدلیل نبود کار، بدون شغل میمانند و کارگران مسلکی نیز برای یافتن کار روزانه با دشواری مواجهاند.
این باشنده خوست میگوید: «جوانان تحصیلکرده از دانشگاهها فارغ میشوند، اما بیروزگار میمانند. کارگران مسلکی که هر روز در یک جاده مرکزی شهر خوست جمع میشوند، با دستهای خالی به خانههایشان برمیگردند و تنها شمار محدودی از آنان کار پیدا میکنند.»
شاهد خان، یکی از باشندهگان کنر، میگوید که نبود فرصتهای کاری و وضعیت نامناسب اقتصادی، زندهگی بسیاری از خانوادهها را با دشواری روبهرو کرده است. او میافزاید که فقر و بیکاری سبب شده است شماری از کودکان بهجای ادامه آموزش، برای کمک به تامین هزینههای خانوادههایشان وارد بازار کار شوند.
شاهد خان میگوید: «فرصت کاری کجا است؟ اقتصاد ما صفر است. درست است که کودکان بهخاطر فقر درس را ایلا میکنند و میروند کار میکنند. کسانی که در رأس هستند، هیچ توان ندارند.»
شمسالله، یکی از باشندهگان پنجشیر، نبود فرصتهای کاری را از مشکلات عمده جوانان در کشور میداند و میگوید که ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی نیز داشته باشد. او میافزاید که رویآوردن برخی جوانان به مواد مخدر و مشکلات روانی را میتوان از پیامدهای بیکاری دانست.
شمسالله میگوید: «امروزه نبود فرصتهای کاری، حجم زیادی از نیروی کاری کشور را با مشکلات روبهرو کرده است که رویآوردن جوانان به مواد مخدر و مشکلات روانی را میتوان نمونههایی از آن دانست.»
این باشنده پنجشیر میافزاید: «هر تولیدی به نیروی کار، منابع و ماشینآلات نیاز دارد تا زمینه عرضه محصولات فراهم شود؛ اما با وجود منابع و نیروی کار در کشور، از این فرصتها استفاده نشده است.»
مارینا، یکی دیگر از باشندهگان پنجشیر، میگوید که در کنار بیکاری عمومی، زنان در این ولایت نیز با محدودیت بیشتری برای یافتن کار روبهرو هستند. او میافزاید که شماری از باشندهگان به کارهای روزمزد و برخی نیز در ادارههای دولتی مصروفاند، اما گروهی دیگر هیچگونه شغلی ندارند.
مارینا میگوید: «وضعیت اقتصادی خیلی ضعیف است. بعضیها کارگر هستند، بعضیها وظیفه دولتی دارند و بعضیها هم بیکارند. در کل، وضعیت اقتصادی مردم خوب نیست. اگر منظورتان خانمها باشد، بیشترشان بیکار هستند.»
این شکایتها در حالی مطرح میشود که اقتصاد افغانستان همچنان با محدودیتهای جدی روبهرو است. بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۲۵ خود گفته بود که نزدیک به یکچهارم جوانان افغانستان بیکارند و بسیاری از جوانانی که کار دارند نیز با درآمد پایین، ساعات کاری کمتر و مشاغلی نامرتبط با سطح تحصیلاتشان روبهرو هستند.
براساس برنامه نیازمندیها و پاسخ بشردوستانه افغانستان برای سال ۲۰۲۶، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر، معادل نزدیک به ۴۵ درصد جمعیت کشور، به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند. از این میان، ۱۷.۵ میلیون تن برای دریافت کمک هدفگذاری شدهاند.
همزمان، بحران اقتصادی و کاهش توان خرید خانوادهها با ناامنی غذایی و سوءتغذیه همراه شده است. براساس برآوردهای سال ۲۰۲۶، حدود ۱۷.۴ میلیون تن در افغانستان با ناامنی غذایی حاد روبهرو هستند و نزدیک به ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال نیز با سوءتغذیه حاد مواجهاند.






