زنان خبرنگار در افغانستان با مشکلات گستردهای دستوپنجه نرم میکنند. این خبرنگاران میگویند که در کنار دشواریهای دسترسی به اطلاعات، با مشکلات شدید اقتصادی، تبعیض سیستماتیک در جامعه، حس بیتعلقی، کاهش اعتماد بهنفس و نبود چشمانداز روشن برای آینده مواجه هستند. به گفته آنان، اکثریت خبرنگاران زن بیکار شدهاند و شمار اندکی که هنوز در سایه سرکوب و سانسور به کار ادامه میدهند، تایید میکنند که در محیط رسانهای نیز با تبعیض روبهرو هستند. آنان میگویند که مسوولان برخی رسانهها، خبرنگاران زن را «انگشت ششم» میدانند و با نگاهی تحقیرآمیز به آنها مینگرند. در این گزارش با هشت تن از خبرنگاران زن گفتوگو شده است. آنان تایید کردهاند که دچار مشکلات شدید روحی و روانی شدهاند. این خبرنگاران میگویند از سوی نهادهای رسانهای و حامیان رسانه فراموش شدهاند. تمام نامها در این گزارش، بهدلیل حفظ امنیت خبرنگاران، بهصورت مستعار ذکر شدهاند.
شماری از زنان خبرنگار در افغانستان از نبود امنیت روانی، بیکاری و فشارهای اقتصادی شکایت دارند. آنان میگویند که محدودیتهای اعمال شده از سوی طالبان، بهویژه ممنوعیتهایی که مستقیماً خبرنگاران زن را هدف قرار داده، فضای کاری آنها را تنگتر کرده و دسترسی به اطلاعات را بهشدت دشوار ساخته است.
حلیمه (مستعار)، یکی از خبرنگاران زن در کابل، میگوید: «هر روز با چالش میان امنیت و حقیقت روبهرو میشوم، مخصوصاً زمانی که روی موضوعات انتقادی، نقض حقوق بشر یا فساد کار میکنم، اضطراب و فشار بیشتری را تجربه میکنم. بارها وقتی گزارش مینوشتم، با خود فکر میکردم که آیا واقعاً ارزشش را دارد که جانم را به خطر بیندازم؟ گاهی مجبور میشدم بخشی از حقیقت را سانسور کنم یا با اسم مستعار بنویسم.»
این خبرنگار میافزاید: «فشارهای روانی، خستهگی ذهنی، افسردهگی و اغلب احساس بیانگیزهگی دارم. ناامید هستم. اضطراب مزمن و بیخوابی بخشی از زندهگی روزمرهام شدهاند. گاهی احساس میکنم توان ادامه دادن ندارم، اما ادامه میدهم چون باید صدای مردم را برسانم.»
زینب (مستعار)، یکی از خبرنگارانی که زیر سلطه حاکمیت طالبان فعالیت میکنند، میگوید: «با شور و شوق بسیار زیاد خبرنگاری خواندم تا مشکلات مردم را بازتاب دهم؛ اما امروز من هم بهدلیل محدودیتها جزو توده بیکار جامعه محسوب میشوم و این از درون روحم را آزار میدهد.»
سارا (مستعار) نیز تجربه مشابهی با سایر خبرنگاران زن دارد. او میگوید: «خبرنگاری در افغانستان فعلاً کار بسیار دشواری است. باید بین رسالت، وجدان و امنیت یکی را انتخاب کنی. آزادی بیان اصلاً وجود ندارد، نمیتوانی حقیقتها را بازتاب دهی، چون بارها شاهد بازداشت هزاران خبرنگار بودهایم؛ نهتنها بازداشت، بلکه بیعزتی، بدنامی و لکه ننگینی که بر زندهگی میگذارد. حتا فکر کردن به آن، روح آدمی را به بدترین شکل ممکن میفشارد.»
یاسمین (مستعار)، خبرنگار دیگری است که از عدم امنیت و مصونیت کاری در افغانستان ابراز نگران میکند. این خبرنگار میافزاید: «از مشکلات روانیام نپرس! ۲۸ سال دارم، اما وقتی به آیینه نگاه میکنم، با زنی ۴۰ یا ۴۵ ساله روبهرو میشوم. این خطها و چروکها اصلاً به من و سنم نمیآید. با افسردهگی و اضطراب شدیدی دستوپنجه نرم میکنم و این از ظاهر من کاملاً معلوم است. حتا عادیترین موضوع میتواند مرا وادار به گریه کند.»
از سوی دیگر، شماری از خبرنگاران زن از تبعیض در محیط کار و نگاه تحقیرآمیز برخی همکاران مرد شکایت دارند. آنان میگویند که شماری از مردان با سوءاستفاده از فضای حاکم، تلاش میکنند کار زنان را نادیده بگیرند و آنان را تحقیر کنند.
خجسته (مستعار)، میگوید: «نهتنها طالبان، بلکه در جامعه ما طالباننماهای [همکاران مرد] زیادی دیگر هم هستند که در کنار فشارها و محدودیتهای این گروه، آنان نیز با نگاه تحقیرآمیز و تبعیضآمیز، کوشش میکنند تا کار ما را بی ارزش جلوه دهند و باعث شوند احساس ضعف کنیم و به نحوی باعث تشدید استرس و فشار روانی در محیط کار برای ما میشوند.»
نسرین (مستعار) که نیز تجربه مشابهی دارد، میافزاید: «در محیط کاری نگاه مردان به خانمها قسمی بود که آنها پایین دست باشند چیزی را بلد نباشند و رفتاری را انجام میدادند که خانمها در مقابل آنان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و این اعتماد به نفس از دست دادن سبب شود که کاری را که خانمها انجام میدهند بی ارزش شود و همیشه مدیرها [مردان] فکر کنند که از خانمها برتری دارند. وقتی اعتماد به نفس از بین برود احساس میکنی تلاش یا زحمتی را که متحمل میشوی احساس میکنی جدی گرفته نمیشوی و این واقعا وجود داشت.»
برخی دیگر از خبرنگاران زن بر این باورند که از سوی نهادهای رسانهای و سازمانهای حامی رسانه فراموش شدهاند و روندی شکل گرفته که به انزوای جمعی زنان خبرنگار انجامیده است.
فیروزه (مستعار) در این باره میگوید: «از نهادهای حامی و بینالمللی میخواهم که کاری فراتر از فرستادن نامه به سازمان ملل یا انتشار اعلامیه انجام دهند. ما به اقدام واقعی نیاز داریم. باید به طالبان که اجازه نمیدهند حقیقتها بازتاب یابد، فشار وارد شود.»
تهمینه (مستعار)، نیز میگوید: «به منابع اطلاعاتی دسترسی نداریم، آزادی بیان نداریم، متاسفانه آزادی بیان صفر است. آیندهام بهعنوان خبرنگار مستقل در این وضعیت خطرناک است. من نمیتوانم هیچ برنامهریزی بلندمدتی برای حرفهام داشته باشم.»
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، رسانهها را بهشدت سرکوب کردهاند، آزادی بیان را از بین برده و دسترسی به اطلاعات را محدود به بازتاب فعالیتهای خود ساختهاند. در این میان، زنان خبرنگار بهدلیل جنسیت خود، علاوه بر محدودیتهای حرفهای، بار محدودیتهای اعمالشده بر زنان را نیز به دوش میکشند.
این خبرنگاران زن در حالی از وضعیت خود تحت حاکمیت طالبان شکایت دارند که این گروه بهتازهگی چهار خبرنگار را در افغانستان بازداشت کرده است. استخبارات طالبان سه خبرنگار را در ولایت تخار و یک خبرنگار را در ولایت غزنی به اتهام انتشار مطالبی انتقادی در شبکههای اجتماعی و همکاری با رسانههایی که در خارج از کشور فعالیت میکنند، بازداشت کرده و تا کنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
مرکز خبرنگاران افغانستان در گزارش سال ۱۴۰۳ خود اعلام کرده است که ۱۷۲ مورد نقض حقوق خبرنگاران و رسانهها را ثبت کرده که شامل توقف فعالیت ۲۲ رسانه و بازداشت ۵۲ خبرنگار میشود. به گفته این مرکز، آمار نشاندهنده افزایش ۲۴ درصدی نقض حقوق رسانهها نسبت به سال گذشته است.
مرکز خبرنگاران افغانستان همچنین اعلام کرده است که طالبان بهطور رسمی ممنوعیت نشر تصاویر زندهجان را در ولایتهای قندهار، تخار، بادغیس، هلمند، ننگرهار، نورستان، فراه، نیمروز، بدخشان، بغلان، جوزجان، زابل، پروان، کندز، بامیان، دایکندی و فاریاب اعلام و اجرایی کردهاند.
با این حال، گزارشگران بدون مرز در گزارشی که ردهبندی جهانی آزادی رسانهها را منتشر کرده، گفته که افغانستان در قعر جدول قرار دارد و در میان شش کشور سرکوبکننده آزادی رسانهها جای گرفته است.







