استاد اسماعیل اکبر برای من یک شخصیت فراموشنشدنی است.
درست است که تمام آدمها با هم فرق دارند، اما اکثریت فرقشان آنقدر کم است که خیلی زود در همسانی با دیگران گم میشوند. اما در این میان کسانی هستند که تفاوتشان بسیار محسوس و برجسته است. این تفاوت برجسته از آنها شخصیتهای فرد و یکه میسازد. این دسته شخصیتها، که البته بسیار کماند، به سختی در بین دیگران گم میشوند. همسانی و اشتراکاتشان با دیگران قدرت آن را ندارد که بر فردیت آنها
غالب شود.
استاد اکبر از این دستهی اخیر بود. خصوصیاتی داشت که به راحتی او را از دیگران ممتاز میکرد. خود او نیز بیشتر از آنکه به همسانی خود بیندیشد به یگانگی خود پایبند بود. بزرگترین ویژگی او هم همین بود. ساده و متفاوت میزیست و برای خود اصول و معیار داشت. او نه زاهد بود، نه مرتاض و نه دنیاگریز. در بین جامعه میزیست، از جامعه شناخت داشت و از مسایل جامعه سخن میگفت، اما همرنگ جماعت نبود. او روشنفکری بود که بسیاری از اصول حاکم بر جامعه را به چالش میکشید و خود صادقانه از قیدوبندهای آن اصول دوری میکرد. شیوهی زندگی او نشان میدهد که اهل تظاهر و تصنع نبود. اما روشن میاندیشید، روشن زندگی میکرد و از زمانهی خود جلوتر بود.
آنهایی که با استاد آشنایی دارند، تصدیق میکنند که او فرد پرمطالعه و دانایی بود. خوب سخن میگفت و سخنانش شنیدنی بود. به راستی که او از معدود افرادی بود که خوب سخن میگفت. بیان شفاهی او بسیار روان، جذاب و پرمحتوا بود.
من افتخار آشنایی با استاد را در سال ۱۳۷۶ به دست آوردم. آن سال با عدهای از دوستان ادیب به مزار شریف رفته بودیم. آنجا در کنار دیگر دوستان فرهنگی با ایشان هم آشنا شدیم. منش ساده، بیان گیرا و معلوماتش همهی ما را تحت تاثیر قرار داد. بعد از آن مصاحبت با ایشان برایم مغتنم بود. در هر فرصتی که میسر بود خدمتشان میرسیدم و از همنشینی و همصحبتیشان استفاده و لذت میبردم. خانهی ساده و چهرهی گشاده استاد همیشهپذیرای دوستان بود. خانواده خوب و نجیب ایشان نیز با صمیمیت تمام محیط آرام و باصفایی را برای استاد و علاقهمندانش فراهم میکرد. حقیقتا خانهی استاد اکبر خانهی دانایی، فرهنگ و کتاب بود. بنده شخصا بسیار وامدار این خانوادهی شریف استم و لازم میدانم که همین جا احترام خود را به همسر گرامی و فرزندان فرهیخته ایشان، شهرزاد، زبیده و نور جهان تقدیم کنم.
در اخیر به روح آن بزرگوار درود میفرستم و برایش آرامش ابدی آرزو میکنم.






