در یک ماه اخیر، کابل به مقصد رفتوآمد مقامهای ارشد امنیتی سه کشور دخیل در قضایای افغانستان تبدیل شده است: نخست، ابراهیم کالین، رییس سازمان اطلاعات ملی ترکیه، و حمد بن خمیس الکبیسی، مقام ارشد شورای امنیت ملی قطر، به کابل و قندهار رفتند و با بلندپایهترین مقامهای طالبان دیدار کردند. کالین پس از سفر به افغانستان، راهی پاکستان شد و با مقامهای ارشد این کشور نیز گفتوگو کرد. اکنون نیز سرگئی ناریشکین، رییس سرویس استخبارات خارجی روسیه، با عبدالحق وثیق، رییس استخبارات طالبان، در کابل دیدار و گفتوگو کرده است؛ همزمان با آن، ولادیمیر کولوکولتسف، وزیر داخله روسیه، در سفر چند روزه به اسلامآباد با مقامهای ارشد امنیتی این کشور، ملاقات داشته است.
کنار هم قراردادن این آمدورفت مقامهای خارجی، تصویری از افزایش تحرکات دیپلماتیک با ماهیت امنیتی درباره پاکستان و افغانستان بهدست میدهد. البته نمیتوان صرفاً از همزمانی این سفرها نتیجه گرفت که هر سه کشور ماموریت یکسانی داشتهاند؛ اما در شرایطی که تنش بین طالبان و پاکستان در اوج است، رفتوآمدها به کابل و اسلامآباد را نمیتوان جدا از این بحران دانست.
سفر مقامهای ارشد ترکیه و قطر به کابل و قندهارا ظاهراً با هدف میانجیگری بین طالبان و پاکستان انجام شده بود؛ اما نهتنها به نتیجه نرسید، بلکه پس از آن، پاکستان حملات خود بر افغانستان را از سر گرفت و تشدید هم کرد. علتش هم روشن است: طالبان افغان به مهار تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) تن ندادند. طالبان شاید به این خاطر به پیام مقام ترکیهای بها ندادند که انقره عضو «پیمان مکه» است؛ پیمانی که پاکستان هم عضو کلیدی آن است. فهم طالبان این است که ترکیه زینپس نمیتواند مستقل از ملاحظات و منافع اسلامآباد، میانجیگری کند. در چنین شرایطی، طبیعی است که طالبان با احتیاط و شاید هم با بدبینی به نقش میانجیگرانه ترکیه بنگرند و اعتماد کامل به آن برایشان دشوار باشد.
این نکته در مقایسه با روسیه اهمیت مییابد. مسکو نه عضو پیمان مکه است و نه تعهد دفاعی مشابهی در قبال پاکستان دارد. در نتیجه، فضای بیشتری برای میانجیگری مستقل و بیطرفانه دارد. سفر ناریشکین به کابل، در کنار حضور کولوکولتسف در پاکستان، مهمترین بخش تحولات اخیر است. اهمیت این دو سفر در این است که دو کانال مهم امنیتی روسیه، تقریباً همزمان با دو طرف منازعه در تماس بودهاند.
مهمتر از آن، روسیه رژیم طالبان را بهرسمیت شناخته است. درست یا غلط، این تصمیم مسکو، جایگاهش را برای طالبان در مقایسه با غالب کشورها (اگر نگوییم کلیه کشورها) متمایز میکند؛ چراکه مساله بهرسمیتشناسی برای طالبان در حکم آب حیات است. همزمان با آن، پیوند بین پاکستان و روسیه هم محکم است و طرفین به قولوقرار یکدیگر بها میدهند. ازاینرو، مسکو اگر وارد میدان شود، به احتمال زیاد که در مقطعی از شدت تنش خواهد کاست، نه اینکه لزوماً قادر به حل ریشهای خصومت باشد.
ناکامی نشست اخیر «فارمت مسکو» در دستیابی به «بیانیه مشترک» پایانی، میتواند یکی از دلایل مهم تحرک تازه روسیه در قبال تنش بین طالبان و پاکستان باشد. این نشست بهجای آنکه به موضع مشترک میان شرکتکنندهگان بینجامد، اختلاف عمیق کابل و اسلامآباد را آشکار کرد. مخالفت هیات طالبان با متن پیشنهادی، بهویژه نحوه طرح مساله تروریسم و پیونددادن آن با افغانستان، مانع انتشار بیانیه نهایی شد.
این ناکامی برای مسکو صرفاً پایان ناموفق یک نشست دیپلماتیک نیست، بلکه از محدودیت توانایی آن در ایجاد تفاهم میان بازیگران منطقهای هم حکایت دارد. وقتی نشستی به ابتکار روسیه و در چهارچوب «دیپلماسی منطقهای» این کشور برگزار میشود و حتا در صدور یک بیانیه مشترک هم به نتیجه نمیرسد، مشخص است که اعتبار و کارآمدی این ابتکار در معرض پرسش قرار میگیرد. از این منظر، اختلاف طالبان و پاکستان برای مسکو دیگر فقط منازعهای میان دو طرف نیست، بلکه به آزمونی برای جایگاه و نفوذ منطقهای خود روسیه نیز بدل شده است.
بهنظر میرسد مسکو در تلاش برای مهار تنش میان طالبان و پاکستان، سه هدف بههمپیوسته را دنبال میکند: نخست، تقویت اعتبار و جایگاه منطقهای خود از طریق کمک به پایاندادن به بحرانی که نشست اخیر فارمت مسکو نیز در مدیریت آن ناکام ماند؛ دوم، جلوگیری از گسترش ناامنی فراتر از مرزهای افغانستان، با این انگیزه که تبدیل این کشور به کانون بیثباتی و فعالیت گروههای افراطی میتواند امنیت جمهوریهای آسیای مرکزی و در نتیجه منافع روسیه را به خطر اندازد؛ و سوم، پیشدستی در عرصه دیپلماسی منطقهای با این انگیزه که کشورهای همسو با غرب یا قدرتهای غربی ابتکار میانجیگری را در دست نگیرند و از این طریق، نفوذشان را در افغانستان و پاکستان گسترش ندهند.
از سه منظر فوق، تلاش مسکو صرفاً واکنش به تشدید تنش بین پاکستان و طالبان نیست، بلکه میتواند بخشی از رقابت گستردهتر بر سر نفوذ منطقهای و نقشآفرینی در تعیین سرنوشت امنیتی افغانستان نیز باشد.







