نزدیک به دو سال از تسلط گروه طالبان بر افغانستان میگذرد. این گروه خلاف ادعای رهبرانشان در نشستهای مختلف در سال ۲۰۲۰، هیچگونه تغییری در عملکرد و ایدیولوژیاش نیامده است، بلکه شبیه دوره حکومت اول خود رفتار میکند.
از آگست ۲۰۲۱ بدین سو مردم افغانستان روزهای سخت و دشواری را سپری میکنند. مردم در حالت خیلی بد روحی و روانی قرار دارند. اقتصاد ضعیف و بیسرنوشتی و بیکاری دامنگیر همه شده است، بهخصوص زنان و دختران، خبرنگاران، فعالان جامعه مدنی، استادان و اکثریت مردم که شغلشان را از دست دادند و در حالت بد زندهگی قرار دارند. برخی حتا مجبور شدهاند کودکان یا اعضای بدنششان را برای تامین نفقه به فروش برسانند.
اکنون بیش از ۵۰۰ روز میشود که زنان در افغانستان از اساسیترین حقوق انسانیشان از جمله حق آموزش، حق کار و آزادی بیان محروماند و دروازههای مکاتب و دانشگاهها به روی دختران بسته است. زنان از وظایفشان برکنار شده، اما تعدادی از زنان شجاع افغانستان خاموش نمانده و دست به تظاهرات زدند و صدای خاموش زنان و دختران افغانستان را بلند کردند که با برخورد خشونتآمیز گروه طالبان روبهرو شدند. طالبان بارها تظاهرات زنان را سرکوب و زنان معترض را زندانی کردند، در حالی که تحصیل، کار و تظاهرات مسالمتآمیز حق مدنی هر شهروند است.
طالبان در تاریخ حکومتداریشان در افغانستان تا کنون بارها دست به نقض حقوق بشر زدهاند. برجستهترین جنایتهایی را که این گروه در دوره اول حکومت پنجساله خود و همچنان بعد از تصرف قدرت در آگست ۲۰۲۱ مرتکب شده، نقض حق آزادی و امنیت شخصی، کرامت انسانی، آزادی بیان، حق آموزش و حق کار افراد میشود. جالب این است که جامعه جهانی و سازمان ملل متحد در قبال این جنایات و بحران جاری در افغانستان، تا هنوز خاموش بوده و خونسرد رفتار میکنند، گویا جغرافیایی به نام افغانستان را فراموش کرده باشند.
نقش و جایگاه زنان در جامعه
زنان نیمی از پیکر جامعه را تشکیل میدهند. نقش زن در اجتماع و سیاست انکارناپذیر است. زنان از نقش مادر، خواهر و همسر تا مشارکت اجتماعی و سیاسی میتوانند فعالانه حضور داشته باشند. جامعه بدون زن، مرده است. حذف زنان در جامعه مردسالار افغانستان از زندهگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از دهههای گذشته یکی از بزرگترین مسایلی است که بر توسعه افغانستان تاثیر مستقیم گذاشته است. این رویه به علت افکار و اعتقادات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در بین جامعه افغانستان و نیز به دلیل جنگها و مداخلات خارجیها به وجود آمده است. تا جایی این مساله عمیق است که عدهای زن را جنس دوم خطاب میکنند؛ اما با سلطه طالبان و وضع قوانین سختگیرانه و تبعیضآمیز این گروه، این فرایند به یک عملیات رسمی و شدیدتر تبدیل شده که بر توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی کشور بسیار تاثیرگذار بوده است.
نقش و جایگاه زنان در پیشرفت اقتصادی
حذف زنان از اجتماع یکی از بزرگترین چالشهای اقتصادی شمرده میشود.
زنان در هر جامعهای بهعنوان نیروهای انسانی باید در فعالیتهای مختلف حضور داشته باشند. مشارکت زنان در بخش اقتصادی از جمله تولیدات، زراعت، تجارت، صنایع و غیره به توسعه اقتصاد یک کشور کمک میکند. حضور آنها در بخشهای مختلف میتواند به افزایش تولیدات و کاهش فقر در جامعه کمک نماید تا جامعه به سوی خودکفایی حرکت کند.
نقش و جایگاه زنان در حوزه فرهنگی
فرهنگ روح حاکم، باورها، ارزشها و رفتارها بر فعالیتهای اجتماعی جامعه است. فرهنگ یک جامعه بر رفتار و واکنشهای اعضای آن اثر مستقیم دارد. بنابراین، مشارکت زنان در فعالیتهای فرهنگی و هنری به افزایش ارزشها، عنعنات و رفتارهای مثبت و انتقال ارزشهای فرهنگی به نسلهای آینده کمک میکند.
نقش و جایگاه زنان در حوزه سیاسی
در طول تاریخ زنان که اعتماد به نفس بیشتر داشتند و به توانمندیهای شخص خود باورمند بودند، با وجود مشکلات زیادی که سد راهشان قرار داشت، توانستند در سطوح مختلف قدرت ایفای وظیفه داشته باشند. ما در تاریخ معاصر خود نیز شاهد زنانی بودیم که بهعنوان وزیر، والی، شهردار، عضو مجلس، سرمعلم، مدیر، نظامی و غیره کار کردند و ثابت ساختند که میتوانند دوشادوش مردان کار کنند و در تصمیمگیری سهیم باشند. بنابراین، حضور زنان در سیاست بهعنوان نماینده مردم در نهادهای تصمیمگیری، باعث افزایش نظارت و تقویت قدرت در دولت میشود و دموکراسی و حقوق بشر را ارتقا میدهد. حذف زنان از سیاست اما چالشهای بزرگی در حکومتداری خلق میکند.
نقش و جایگاه زنان در حوزه آموزش
زن یگانه موجودی است که میتواند از دامانش افرادی به جامعه تقدیم کند که از برکتشان یک جامعه به استقامت، استقلال و ارزشهای والای انسانی میرسد. نقش زن در آموزش خانواده، در نظام آموزشی رسمی کشور، در فرایند توسعه و پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بهعنوان عناصر آموزشدهنده غیرمستقیم خوانده شده و حذف زنان از آموزش سبب چالشهای بزرگ در نظام کشور میشود.
در کل حذف زنان از مشارکت در جوامع، به دلایل مختلف، نظر به تبعیض جنسیتی خشونت و سنتهای اجتماعی بوده و پیامد بسیار جدی داشته و باعث کاهش توانمندی و توانایی نیروهای انسانی در فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میشود. به دنبال آن، توسعه پایدار کشور تحت تاثیر قرار میگیرد. همچنان عدم مشارکت زنان در فعالیتها، باعث کاهش تولیدات و ایجاد بیکاری و فقر در جامعه میشود. به همین دلیل، زنان بهعنوان نیروهای انسانی قابل توجه بوده و باید در تمامی بخشهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حضور فعال داشته باشند و به توسعه پایدار و پیشرفت جامعه کمک کنند.
در خاتمه تاکید میکنم که زندهگی و آزادی از حقوق اساسی هر انسان به شمار میرود و باید نادیده گرفته نشود. جامعه جهانی و سازمان ملل متحد باید جغرافیایی به نام افغانستان را فراموش نکنند و هرچه زودتر برای بهبود وضعیت افغانستان دست به کار شوند.







