با گذشت نه سال از حضور نیروهای بین المللی، تا هنوز نشانه هایی از موفقیت در این جنگ به چشم نمی خورد. به نظر می رسد که متحدین غربی افغانستان اکنون دچار یک بن بست سیاسی ـ نظامی در قضیه افغانستان شده اند. اکنون بسیاری از کشورهای غربی آهنگ خروج سربازان شان را از سال ۲۰۱۱ به صدا در آورده اند. این حضور در کشورهای غربی نیز حمایت های خود را از دست می دهد.
افزایش در تلفات سربازان بین المللی، با حد اوسط هر ماه ۱۰۰ نفر، اختلاف نظر در شیوه های جنگ، تغییرات در فرماندهی نیروهای بین المللی، اختلاف نظر در مورد مصالحه با طالبان، موفقیت لابی های پاکستانی به نفع طالبان و نبود حکومت داری سالم سبب شده تا جامعه جهانی ابتکار عمل را از دست داده و به نحوی دچار سردرگمی سیاسی شده اند.
اکنون غرب برای رهایی از وضعیت موجود به راهبردهای جدیدی فکر می کنند. یکی از این راهبردها مسلح سازی مردم محلی در افغانستان می باشد. جنرال پتریوس که با این ابتکار در عراق بار جنگ را بر دوش عراقی ها واگذار کرد، اکنون در صدد است تا این سیاست را در افغانستان به تجربه گیرد. هر چند به نقل از واشنگتن پست این سیاست با واکنش جدی حامد کرزی همراه شده است، اما به نظر می رسد جنرال ۴ ستاره امریکایی در تلاش است تا این سیاست را در ۲۰ منطقه افغانستان عملی سازد. مسلح سازی اقوام در افغانستان در زمان داکتر نجیب الله نیز به عنوان یک گزینه دفاعی به کار گرفته شد. این سیاست پیامدهای زیادی را به همراه داشت به طوری که تا هنوز هم جامعه جهانی برای قهرمانان همان دوره تا اکنون باج می دهد. به نظر می رسد که ۱۳۰ هزار نیروی پولیس و نیروهای امنیتی و کمپنی های خصوصی برای تامین امنیت افغانستان، کافی خواهد بود. اما این که چرا این همه نیرو تاکنون در برابر تعداد اندک طالبان که حتا جبهه معینی ندارند، پیروز نشدهاند، خود به یک معما بدل شده است.
یکی از طرح های دیگری که به عنوان راه حل مطرح شده است، طرح تجزیه افغانستان می باشد. گفته می شود که این طرح از سوی سفیر سابق امریکا رابرت ده بلک ویل در هندوستان مطرح گردیده است. به نظر می رسد که جامعه جهانی اکنون برای خروج آبرومندانه خود به هر گزینه ای فکر می کند، اما گزینه ای که به ناامنی های بیشتر و تجزیه افغانستان منجر شود، هرگز از سوی مردم افغانستان قابل قبول نخواهد بود. هر چند که متاسفانه روند موجود به سمتی می رود که زیاد خوشایند نمی باشد.
مردم افغانستان انتظار دارند که جامعه جهانی اگر با بن بست مواجهه شده است و کاری انجام داده نمی تواند، حداقل بر ادامه بحران نیفزاید. طرح مسلح سازی و یا تجزیه افغانستان از طرح هایی است که می شود از آن به عنوان میراث شوم یک حضور یاد کرد.






