گفتوگو با یکتا احمدی
در ادبیات، صراحت همیشه بهمعنای جسارت هنری نیست و گاهی ممکن است به تکرار تصاویر تحریکآمیز محدود شود و گاهی هم شاعری که از بدن زن مینویسد، متهم به ابتذالنویسی شود. در چنین حالتی، وقتی شاعری از بدن و میل جنسی سخن میگوید، مرز میان شعر اروتیک و ابتذال کجاست؟ آیا نوشتن از بدن و میل جنسی زن صرفاً تجربه انسانی را بیان میکند یا حق زن بر بدنش را به چالش اجتماعی تبدیل میکند؟ اگر مخاطب بهجای درک معنای شعر، تنها بر واژههای جنسی آن تمرکز کند، آیا شعر در برقراری ارتباط شکست خورده است؟ وقتی شاعر به بدن زن و نوشتن از بدن جنسی تمرکز میکند، پس مخاطب تشنه شعر چه میشود و چه چیزی از شعر، سهم او میشود؟
ما این موارد را با شاعری شریک ساختهایم که در شعرهایش بهگونه صریح به بدن و میل زنان میپردازد و از این روش خود، همیشه دفاع میکند. شاعری که خود را اروتیکسرا میداند و در کاربرد کلمات شرم ندارد، بلکه باشجاعت تام باز مینویسد و بدون غلاف، واژه و خوشه تار میکند.
یکتا احمدی کیست؟
یکتا احمدی متولد سال ۱۳۷۴، در شهر مشهد ایران است. اما در هشت سالهگی، پس از سقوط طالبان، همراه باخانواده خود به افغانستان بازگشت و به ادامه تحصیل پرداخت. در بیستودو سالهگی دوباره همراه خانوادهاش مهاجرت کرد و اکنون هشت سال است که در هامبورگ آلمان زندهگی میکند.
یکتا، شاعر و روزنامهنگار است. او در رسانهها، از جمله در شبکه افغانستان اینترنشنال، کار کرده و میکند. درکنار آن، بیش از پنج سال است که مربی «یوگا» نیز است و هر روز تمرین یوگا انجام میدهد. علاقهاش به شعر و ادبیات از پانزده سالهگی آغاز شد؛ از دوران مکتب به انجمنهای ادبی هرات دعوت شد و از آن زمان، نوشتن شعر، کتابخواندن و شرکت در محافل ادبی بخش مهمی از زندهگیاش شد.
پس از سالها نوشتن و همراهی با شعر، حالا تصمیم گرفته که نخستین مجموعه شعریاش را با عنوان مردانی که به خواب او میآیند منتشر کند. این کتاب را ادامه مسیری میداند که از نوجوانی آغاز کرده و در تمام این سالها بخشی از زندهگیاش بوده است.
8صبح: شما در شعرهایتان به موضوعاتی میپردازید که در افغانستان، بهویژه درباره بدن و میل جنسی زنان، هنوز «تابو» بهحساب میآیند. چرا «اروتیسم» را برای بیان تجربههای زنانه انتخاب کردهاید؟
یکتا احمدی: برای من، نوشتن از بدن و میل زنانه راهی برای شکستن سکوتی است که سالها بر زندهگی زنان سایه انداخته است. وقتی در هرات نوشتن را شروع کردم، همیشه برایم آزاردهنده بود که در شعر بسیاری از زنان، بهدلیل محدودیتهای اجتماعی و خودسانسوری، نشانی از تجربه واقعی و هویت مستقل آنها را نمیدیدم. به همین دلیل، تلاش کردم تجربههای خودم و زنان دیگر را وارد شعر کنم و چیزی را پنهان نکنم. به باور من، بدن و میل زنانه بخشی طبیعی از وجود انسان است و هیچکس نباید بهدلیل تابوهای اجتماعی، زنان را از حرفزدن درباره آن محروم کند.
۸صبح: در ادبیات، صراحت همیشه بهمعنای جسارت هنری نیست و گاهی ممکن است به تکرار تصاویر تحریکآمیز محدود شود. شما بهعنوان شاعری که از بدن و میل جنسی سخن میگویید، مرز میان شعر «اروتیک» و «ابتذال» کجاست و شما چگونه از آن عبور نمیکنید؟
احمدی: بهنظر من، صریحنوشتن بهتنهایی نه نشانه جسارت هنری است و نه بهمعنای ابتذال. مهم این است که شاعر چگونه از زبان و تصویر استفاده میکند و چه تجربهای را به شعر تبدیل میکند. من معتقدم کلمات مربوط به بدن و میل جنسی نباید فقط به دلیل تابوبودن از ادبیات حذف شوند. البته شعر باید از نظر زبان، تصویر و معنا ارزش هنری داشته باشد، اما نمیتوان صرفاً بهدلیل استفاده از واژههای جنسی، آن را مبتذل دانست. برای من، این هم مهم است که چرا جامعه از بعضی کلمات میترسد و چرا بدن زن همیشه باید پنهان بماند.
8صبح: وقتی شعرهایی با زبان صریح منتشر میکنید، ممکن است برخی مخاطبان آن را «اعتراض فمینیستی» برشمارند و برخی دیگر هم صرفاً بر جنبه جنسیاش تمرکز کنند. شعرهای شما تا چه اندازه با سلیقه جامعه افغانستان سازگارند؟ آیا به پذیرش مخاطب اهمیت میدهید؟
احمدی: من از ابتدا میدانستم که شعرهایم ممکن است با سلیقه بخشی از جامعه سنتی افغانستان سازگار نباشند و واکنشهای متفاوتی ایجاد کنند. بااینحال، نمیخواهم فقط برای پذیرفتهشدن، خودم را سانسور کنم. طبیعی است که بعضی مخاطبان به معنای شعر توجه کنند و بعضی دیگر فقط واژههای صریح آن را ببینند. من به مخاطب اهمیت میدهم، اما برایم مهمتر این است که بتوانم صادقانه بنویسم و تجربههایی را بیان کنم که زنان سالها از گفتنش منع شدهاند. به باور من، گاهی هنر باید جامعه را به فکرکردن وادار کند، نه اینکه فقط مطابق سلیقه آن پیش برود.
8صبح: اگر مردی شعرهای شما را بنویسد، آیا جامعه همان واکنشی را نشان میدهد که به شعر یک زن نشان میدهد؟
احمدی: نه، فکر نمیکنم واکنش جامعه یکسان باشد. در جامعه مردسالار، وقتی مردی از میل جنسی مینویسد، ممکن است او را جسور بدانند، اما زنی که درباره بدن و میل خودش حرف میزند، بیشتر با قضاوت و سرزنش روبهرو میشود. این تفاوت نشان میدهد که زنان و مردان هنوز با معیارهای یکسانی سنجیده نمیشوند. من میخواهم بهعنوان یک زن شاعر، بدون پنهانکردن هویت خودم بنویسم و نشان بدهم که زن هم حق دارد از تجربهها و خواستههایش با زبان خودش حرف بزند.
8صبح: وقتی از بدن و میل جنسی زن مینویسید، آیا صرفاً تجربه انسانی را بیان میکنید یا حق زن بر بدنش را به چالش اجتماعی تبدیل میکنید؟
احمدی: برای من، این دو از هم جدا نیستند. وقتی از بدن و میل زنانه مینویسم، هم تجربه انسانی خودم را بیان میکنم و هم به محدودیتهایی اعتراض میکنم که جامعه بر زنان تحمیل کرده است. در جامعه مردسالار، بدن زن اغلب به موضوع کنترل دیگران تبدیل میشود، گویی زن مالک بدن خودش نیست. من با این نگاه مخالفم و معتقدم هر زن حق دارد درباره بدن، میل و زندهگی خودش تصمیم بگیرد و حرف بزند. هیچکس نباید برای او تعیین کند که چه چیزی را بگوید یا چه بخشی از تجربه خود را پنهان کند.
8صبح: اگر مخاطب بهجای درک معنای شعر، تنها بر واژههای جنسی آن تمرکز کند، آیا شعر شما در برقراری ارتباط شکست خورده است؟
احمدی: نه، لزوماً. هر مخاطبی با نگاه و باورهای خودش شعر را میخواند و من نمیتوانم انتظار داشته باشم همه برداشت یکسانی داشته باشند. ممکن است کسی در ابتدا فقط متوجه واژههای جنسی شود، اما امیدوارم بعد از آن، به معنای شعر و دلیل استفاده از این کلمات هم فکر کند. برای من، همین که یک شعر بتواند پرسشی در ذهن مخاطب ایجاد کند، اهمیت دارد. شاید یکی از این پرسشها این باشد که چرا صحبت از بدن زن هنوز تا این اندازه حساسیتبرانگیز است.
8صبح: برای شما کدامیک مهمتر است: شکستن تابوهای اجتماعی یا خلق شعری که حتا بیرون از زمینه اجتماعی افغانستان نیز ارزش ادبی داشته باشد؟
احمدی: برای من، این دو در تضاد با هم نیستند. هم میخواهم شعرم از نظر ادبی ارزشمند باشد و هم میخواهم دربارهتابوهایی بنویسم که زندهگی زنان را محدود کردهاند. من از تجربههای خودم در افغانستان و از واقعیت زندهگی زنانی مینویسم که صدایشان کمتر شنیده شده است؛ اما باور دارم این تجربهها میتواند برای زنان و مردان در کشورهای دیگر هم قابلدرک باشند. بدن، آزادی، میل و حق انتخاب فقط به یک جامعه تعلق ندارند. امیدوارم شعرهایم هم از نظر ادبی مستقل باشند و هم بتوانند راهی برای گفتوگو و تغییر باز کنند.
8صبح: باتوجهبه محدودیتهای اجتماعی و وضعیت دشوار زنان افغانستان، فکر میکنید شعر زنانه در سالهای آینده بیشتر بهسمت اعتراض مستقیم و تابوشکنی خواهد رفت یا بهسوی زبانهای نمادین، استعاری و پیچیدهتر؟
احمدی: فکر میکنم هر دو مسیر ادامه پیدا میکنند. بعضی زنان با زبان صریح و اعتراض مستقیم مینویسند و بعضی دیگر از نمادها و استعارهها استفاده میکنند. هرکدام از این شیوهها میتواند راهی برای بیان تجربههای زنان باشد. برای من، مهم این است که خود زنان انتخاب کنند چگونه و درباره چه چیزی بنویسند. هیچکس نباید به ما بگوید که اکنون زمان صحبت درباره تحصیل است، نه بدن؛ یا اینکه موضوع دیگری از تجربه ما مهمتر است. تحصیل، حق کار، آزادی پوشش و حق زن بر بدنش، همه مهماند. هر زنی میتواند بهشیوه خودش قدمی بردارد و صدایش را بلند کند. مهم این است که این زنجیره صداها و تلاشها ادامه پیدا کند.
8صبح: از کارهای جدیدتان در زمینه شعر و از کتاب جدید خود بگویید؟
احمدی: نخستین مجموعه شعر من با عنوان مردانی که به خواب او میآیند منتشر شده است. قرار است در ۳۱ اکتوبر، مراسم رونمایی کتاب را در شهر هامبورگ برگزار کنیم و همزمان فروش رسمی کتاب نیز آغاز شود. در کنار نسخه چاپی، تعدادی از شعرهایم را بهشکل صوتی و تصویری ضبط کردهایم. یکی از هدفهای ما این بوده که شعرها بیشتر در دسترس مردم قرار گیرند؛ دیده شوند، شنیده شوند و احساس شوند. برای من بهعنوان یک زن شاعر، مهم است که مخاطب نهتنها ببیند یک زن شعر مینویسد، بلکه ببیند که شعرش را میخواند و خودش نیز در شعرش حضور دارد. میخواهم تجربهها و هویت زنانه در شعر پنهان نمانند و صدای زن شنیده شود. امیدوارم در آینده نزدیک بتوانیم کتاب و کارهای تازهام را به زبانهای دیگر نیز منتشر کنیم تا مخاطبان بیشتری در نقاط مختلف جهان با شعرهایم ارتباط برقرار کنند.







