بهتازهگی آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان برای افغانستان، با نشر مقالهای در وبسایت «عرب نیوز» درباره اتحاد طالبان و روسیه ابراز نگرانی کرده و این چرخش را به زیان اسلامآباد خوانده است. به نوشته درانی، نزدیکشدن روسیه و همینطور هند به طالبان، موقعیت این گروه را تقویت و فضای مانور پاکستان را محدود میکند. به باور او، این همگرایی سبب میشود که میزان پاسخگویی طالبان به نگرانیهای امنیتی پاکستان کاهش یابد. بگذریم از اینکه طالبان در این زمینه، اساساً به پاکستان پاسخگویی نداشتهاند که از کاهش و افزایش آن سخن بگوییم.
در پیوند به آنچه درانی نوشته است، چند نکته قابلذکر است:
۱- اینکه طالبان در منطقه حامیانی دارند، قابلانکار نیست؛ هم در گذشته و هم اکنون. در اکنون بیشتر هم شده است. در گذشته، اگر مثلث پاکستان، عربستان و امارات متحده عربی حامی طالبان بود، حالا رقم حامیان این گروه افزایش هم یافته است: قطر، ترکیه، ایران، هند، روسیه، چین، اکثریت جمهوریهای آسیای میانه و… . البته که کموکیف حمایت هم حایز اهمیت است. همینکه کشورهای فوق، دوام «راهبرد تعامل» با طالبان را راهگشا و ثمربخش میخوانند و از جنگ بر ضدطالبان حمایت نمیکنند و حذف این گروه از عرصه را به سود افغانستان نمیدانند، خود بهمعنای حمایت است.
هشتمین نشست «فارمت مسکو» نشان داد که دامنه مانور پاکستان در منطقه زیاد هم فراخ نیست. درانی در مقالهاش به این نکته اعتراف هم کرده است. برای نمونه، خواست پاکستان در نشست مسکو این بود که نکتهای در متن «بیانیه نهایی» درج شود که فعالیتهای هراسافکنانه در خاک پاکستان به افغانستان تحت کنترل طالبان نسبت داده شود؛ اما این پیشنهاد با مخالفت طالبان مواجه شد و سرانجام نشست موردنظر بدون تصویب و نشر متن نهایی پایان یافت. مسکو هم تایید کرد که مخالفت طالبان، پیشنهاد پاکستان و تصویب متن نهایی را عقیم کرده است. این یعنی اینکه، کشورهایی هستند که در مجامع منطقهای، طالبان را همراهی میکنند، آن هم به بهای کمتوجهی به خواستهای پاکستان.
این اتفاق طرف پاکستانی را نگران کرده است؛ نگران از اینکه مبادا نتواند روایتش از حمایت طالبان افغان از تیتیپی (تحریک طالبان پاکستان) را برای دولتهای منطقه پذیرفتنی سازد. با این همه، پاکستان تا این لحظه درباب جذب متحد منطقهای، در مقایسه با طالبان، همچنان پیشگام است. همینکه حملههای پاکستان بر خاک افغانستان (بهبهانه سرکوب تیتیپی) از سوی دنیا محکوم نمیشود، حکایت از این میکند که اسلامآباد در خصوص جذب حمایت دولتهای منطقه، هنوز بر طالبان غلبه دارد.
۲- حمایت هند و روسیه از طالبان در جای خود حایز اهمیت است، ولی چندن نگرانکننده نیست؛ چراکه این حمایت «تاکتیکی» است نه «دایمی». دهلی نو بهسبب دشمنی با اسلامآباد، طالبان را نوازش میکند، نه اینکه لزوماً این گروه را بهخودیخود شایسته حمایت بداند. همینطور، سعی میکند حضورش در افغانستان تامین باشد که بدون تعامل با طالبان میسر نیست. روسیه نیز محظوراتی دارد و تعاملش با طالبان بستهگی به رفع آن دارد. مهمتر از آن، مسکو در برابر عمل انجامشده قرار گرفته است: بهرسمیتشناسی رژیم طالبان. وقتی چنین است، روسیه چارهای ندارد جز اینکه در جاهایی زبان به ستایش طالبان باز کند؛ ورنه در مساله بهرسمیتشناختن رژیم این گروه، خلعسلاح میشود و ابزاری برای دفاع پیدا نخواهد کرد.
اتفاقاً نگرانی پاکستان و روسیه از منشأ افغانستان زیر اداره طالبان مشترک است: صدور تروریسم. اسلامآباد نگران گسترش فعالیت تیتیپی است و مسکو هم نگران خیز داعش و سایر گروههای اسلامگرای افراطی و همینطور خلق بینظمی در جمهوریهای آسیای میانه. اما زبان بیان دو کشور فرق میکند: اسلامآباد بهروشنی طالبان را حامی تیتیپی میخواند و مهمتر از آن، متهم به دخالت در خلق ناامنی در خاک پاکستان میکند، اما مسکو سعی میکند با زبان ملایم سخن بگوید که این نیز ناشی از رسمیشدن رابطه روسیه با رژیم کابل است. مزید بر آن، مسکو ازآنجاییکه پای در بند بحران اوکراین دارد، نمیخواهد در منطقه بحرانزای دیگر با طالبان هم درگیر شود؛ امری که لازمهاش سخنگفتن با طالبان به زبان دیپلماتیک و بهکارگیری سیاست تشویق و تعامل است.
۳- عضویت در «پیمان مکه» درعینحال که برای پاکستان پرسود است، در جاهایی زیانآور هم است. البته که سودش بر زیانش میچربد. ترکیه عضو فعال و تنها خاورمیانهای سازمان ناتو است. عربستان هم متحد غیرناتویی ایالات متحده امریکاست. متحدشدن با دو متحد جهان غرب در قالب یک «پیمان دفاعی مشترک»، بدیهی است که حساسیتزاست؛ بهویژه برای کشورهایی که رقیب غربیها، بهویژه امریکا، هستند. بهنظر میرسد که روسیه از این ناحیه، از پاکستان قدری سرخورده شده باشد؛ البته نه لزوماً به میزانی که به سود طالبان تمام شود. همینطور، چین و جمهوری اسلامی ایران نیز. مسکو، تهران و بیجینگ به هرپیمانه از گرایش پاکستان بهسمت غرب ناراحت شوند، به همان میزان سعی میکنند از موضع اسلامآباد در پرونده طالبان و تیتیپی فاصله بگیرند.
اگر عمر پیمان مکه طولانی بماند و بند دفاع مشترک آن در حمایت از هر سه عضو به فعلیت در آید، پاکستان بیشتر بهسمت غربیها و متحدان منطقهای آنها خواهد لغزید. در این وضعیت، اسلامآباد در مواجهه با طالبان و تیتیپی، به کمک غربیها چشم خواهد دوخت، نه رقیبان آنها. برعکس، طالبان چارهای نخواهند داشت جز استمداد از روسیه، ایران، هند و شاید هم چین. وقتی چنین شود، تقابل غربوشرق بر سر مساله افغانستان حاد میشود؛ تقابلی که احتمالاً بتواند این کشور را از گردنه بحران فعلی عبور دهد.






