جناب رییس جمهور آینده ی کشور!
مطمین نیستم که سخنان من را هم شما می خوانید و یا اگر اتفاقا نظر تان به این نوشته بیفتد، آن را نادیده خواهی گرفت.
من در خارج از کشور زندگی می کنم و از مشکلاتی که در افغانستان می گذرد، از طریق دوستان و رسانه ها مطلع می شوم. خیلی از خودم و کشورم نا امیدم که هنوز هم کشورهای همسایه ی ما نابه کاری های دولت ما را به رخ ما می کشد و به بهانه ی آن، بدترین توهین و تحقیر را نثار ما می کنند.
من که بعد از شکست طالبان با هزار امیدو آرزو به وطن بازگشت کردم، اما دیری نپایید دیدم که زندگی در وطن خودم، جهنمی بیش نیست. بنابراین، با وجود همه درد دل و زخم زبانی که از کشور همسایه داشتم و زحماتی که در این مسیر متقبل باید شوم، را پذیرفتم و رفتن به دیار بیگانه برای مزدوری با تمام مشکل هایش را بر بودن در سرزمین آبایی خودم ترجیح دادم.
حالا، هرچند با کمال بی باوری و بی اعتمادی دارم این سطرها را می نویسم، اما امیدوارم با تغییری که در کشور خواهد آمد، حداقل به میلیون ها انسان آواره ای که نه در بیرون از کشور زمینه ی زندگی انسانی دارند و نه در داخل کشور چیزی برای گذران، توجه شود.
برایم جالب است، دولتی که حتا یک وزارت به نام مهاجرین دارد و کمک های زیاد جهانی را نیز نصیب می شود، در مدت هفت سال نتوانسته زمینه ی بازگشت مهاجرین اش را مهیا نماید. از یک طرف، وقتی به کشورهای همسایه می بینم، پیش خودم به آنان حق می دهم که تحمل مهاجرین افغان را ندارند. اما از این که مهاجرین به مهره ی بازی سیاسی کشورهای منطقه و افغانستان، و در مقیاس کلانتر بازی های سیاسی با غرب که در افغانستان حضور نظامی دارد، تبدیل شده اند، سخت آزار می بینم. آخر تا به کی ما محکوم به رنج کشیدن، تحقیر شدن، دربه دری کشیدن و کوچ کشی می باشیم؟
بنابراین، از رییس جمهور آینده ی کشور، با آن که نمی توانم برایش رای دهم و مانند سایر شهروندان کشورم در انتخابات اشتراک کنم، می خواهم که درد میلیون ها هم وطن خود را که از روی ناچاری و بی روزگاری به دیار مهاجرت روی آورده اند و امکانی برای گذران روزگار در صورت بازگشت به وطن ندارند، درک کند و در این زمینه، کاری کند تا گرهی از این مشکل گشوده شود.
با ایجاد یک وزارت نمادین در یک دور ریاست جمهوری دیگر نیز نمی توان به این معضل پایان بخشید.
حداقل ایجاد زمینه ی کار، ایجاد منازل رهایشی و شهرک ها برای مهاجرین، می تواند زمینه ی بازگشت و نیز امکان زندگی کردن را در کشور مهیا نماید.
از سوی دیگر این همه نیروی کاری ما که در کشورهای همسایه با نرخ بسیار ارزان مصرف می شود، اگر در وطن خود ما زمینه سازی و به کار انداخته شود، به یقین که هم از نظر اقتصادی به نفع ماست و پول در کشور به گردش می افتد و هم از نظر ایجاد زیرساخت ها، می توانیم در آینده ی نزدیک به حد کافی به مردم و وطن کرده باشیم.
با این همه، از رییس جمهور آینده ی کشور تقاضا می نمایم که به یک عمر سرگردانی، بی خانمانی، بی وطنی و بی روزگاری میلیون ها انسان خاتمه بخشید و با گماشتن شایسته ها، مبارزه با فساد و روی دست گرفتن برنامه های موثر و کارآ، زمینه ی زندگی را در کشور ایجاد نماید.
به امید چنین روز!







