افتتاح جاده واخان بدخشان از سوی طالبان، در نگاه نخست میتواند نشانهای از تلاش این گروه برای اتصال افغانستان به چین و گشودن مسیر تازه برای تجارت منطقهای تلقی شود؛ اما میان ساختن یک جاده، آن هم با جغلریزی، و ایجاد یک گذرگاه تجاری فعال و قابلقبول برای طرفهای ذینفع منطقهای، فاصله جدی وجود دارد؛ فاصلهای که فقط با نمایش افتتاح پُر نمیشود و به کارهای انجامناشده زیادی نیاز است که طالبان بهزودی و بهسادهگی از پس آن بر نخواهند آمد. آنچه از سوی طالبان با عجله افتتاح شد، نه بهمعنای بازشدن مرز از سوی چین و رونقگرفتن تجارت بین این کشور و افغانستان که در بهترین حالت، موجودیت زیرساختی با ظرفیت بالقوه و آینده ناروشن و نامعلوم است. همین و بس. چین تا این دم، گذرگاه واخجیر را باز نکرده که هیچ، بلکه اصلاً علاقهای هم در این خصوص ندارد و آنچه طالبان نمایش دادهاند با سکوت آن همراه شده است.
واقعیت این است که طالبان به برگزاری مراسم افتتاح پروژههای عمرانی زیاد علاقه دارند؛ مراسمی که به آنان امکان میدهد تصویری از یک اداره مشغول بازسازی و توسعه ارایه کنند. برای رژیمی که نه مشروعیت داخلی دارد و نه هم بینالمللی، راهاندازی نمایش فعالیتهای عمرانی میتواند ابزاری برای ارایه تصویر متفاوت در داخل و خارج باشد. پیام اصلی این نمایشها هم تا جایی روشن است: طالبان میخواهند نشان دهند که افغانستان را تنها با جنگ و تفنگ اداره نمیکنند، بلکه توان اجرای پروژههای عمرانی و زیربنایی را نیز دارند. البته که افتتاح نمایشی یک پروژه، لزوماً با تحقق نتیجه اقتصادی آن یکسان نیست. وقتی جاده واخان ساخته و افتتاح میشود، ولی مرز چین بسته میماند، پس تجارت عملی شکل نمیگیرد و دستاورد عمرانی به دستاورد اقتصادی تبدیل نمیشود.
چین بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، برای گسترش تجارت خارجی خود به مسیرهایی نیاز دارد که از نظر هزینه، امنیت، ظرفیت حملونقل و دورنمای روشن و بهتر، توجیه اقتصادی داشته باشد. یک جاده کوهستانی که در ارتفاعات دشوارگذر پامیر امتداد یافته و بخشهایی از آن خاکی و جغلاندود است، بهخودیخود نمیتواند جایگزین یک کریدور تجاری با استاندارد بینالمللی شود.
تجارت امن مستلزم چیزی فراتر از عبور فیزیکی از یک مسیر است: جاده باید توان تحمل رفتوآمد منظم وسایط باربری را داشته باشد؛ خدمات تعمیر و نگهداری، امکانات مرزی و گمرکی، سازوکارهای بیمه و ترتیبات روشن برای انتقال کالا فراهم باشد. مزید بر آن، در منطقهای مانند واخان، شرایط جغرافیایی و آبوهوایی نیز اهمیت ویژه دارد. دشواری عبور از ارتفاعات بلند و محدودیتهای فصلی میتواند هزینه و عدمقطعیت انتقال کالا را افزایش دهد.
بنابراین، برای چین، پرسش اصلی این است که آیا استفاده از گذرگاه واخجیر در مقایسه با مسیرهای موجود، مزیت اقتصادی قابلتوجهی ایجاد میکند یا خیر؟ کوتاهبودن فاصله روی نقشه، لزوماً بهمعنای ارزانتر، سریعتر یا مطمینتر بودن مسیر نیست. افزون بر آن، هنوز روشن نیست که کشورهای دیگر تا چه اندازه از آنچه طالبان انجام دادهاند، استقبال میکنند.
در این میان، عامل امنیتی برای چین، ممکن است از دشواریهای فنی و اقتصادی نیز تعیینکنندهتر باشد. گذرگاه واخان در امتداد مرز چین با منطقه سینکیانگ قرار دارد؛ منطقهای که بیجینگ درباره فعالیت گروههای اسلامگرای افراطی و احتمال گسترش شبکههای مسلح به آن حساسیت زیادی نشان میدهد. براین اساس، مساله مورد توجه چین، خطر گسترش فعالیت شبهنظامیان اویغور و پیامدهای امنیتی احتمالی آن برای سینکیانگ است. به احتمال زیاد، فهم چین این است که اگر گذرگاه واخجیر باز شود، راه بهروی ورود شبهنظامیان افراطی در سینکیانگ هم باز میشود. به زبان دیگر، از دید چین، بازکردن یک گذرگاه، تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ این تصمیم میتواند نیازهای جدیدی برای کنترل مرز، نظارت امنیتی و همکاری با طالبان ایجاد کند که اگر دقت نشود، خطر صدور تروریسم از منشأ افغانستان را در پی خواهد داشت.
ازاینرو، ممکن است مسیری که برای طالبان ارزش اقتصادی و راهبردی زیادی دارد، برای چین در اولویت پایینتری قرار گیرد. در نتیجه، میزان وابستهگی دو طرف به گذرگاه واخجیر یکسان نیست. برای همین، بهرغم دعوت از نمایندهگان چین در مراسم افتتاح جاده واخان، کسی حضور نیافت. مهمتر از آن، نشانهای هم از بازشدن مرز توسط چین دیده نمیشود. عدم حضور نماینده چین در مراسم، میتواند در حکم نادیدهانگاری تلاشهای طالبان برای ساخت جاده و بازکردن گذرگاه تجاری با بیجینگ باشد.
در کنار امنیت سینکیانگ و توجیه اقتصادی مسیر، موضع پاکستان نیز در سرنوشت احتمالی گذرگاه واخان اهمیت دارد. میدانیم که رابطه پاکستان و چین از جهتهایی راهبردی است. چیزی که به این رابطه وزنِ فراتر از یک همکاری دوجانبه معمولی میدهد، سرمایهگذاری هنگفت چین در پاکستان است. در چنین شرایطی، اگر پاکستان گشایش مسیر واخان را از نظر امنیتی، اقتصادی یا ژیوپلیتیکی نگرانکننده بداند، این نگرانی میتواند وارد محاسبات چین هم شود.
اهمیت موضع پاکستان زمانی دوچندان میشود که به تنش بین این کشور و طالبان تمرکز کنیم. درست است که طالبان بهروشنی اعلام نکردهاند، ولی مهمترین هدفشان از این نوع دستوپازدنها، بینیازی از گذرگاههای تجاری با پاکستان و بیاهمیتکردن سهم این کشور در مبادلات تجاری منطقهای است. ازاینرو، اسلامآباد نمیخواهد طالبان با ساخت جاده واخان و تلاش برای گشایش گذرگاه واخجیر، از وابستهگی به گذرگاههای تورخم، اسپینبولدک و… رهایی یابند.







