میان ماه های اسد و سنبله ۱۳۷۴ بود و نیرو های مجاهدین حوزه ی جنوب غرب افغانستان به رهبری اسماعیل خان تا نزدیکی شهر قندهار رسیده بودند . طالبان و رهبری شان در شهر قندهار سراسیمه شده بودند و حتا گفته می شد یک تعداد کوچ و بار شان را به شهر کویته پاکستان انتقال داده بودند.
امروز تاریخ دوباره تکرار شده و طالبان دارند به طور برق آسا بدون کمک فوج پاکستان یا حتا شاید به کمک فوج پاکستان به سوی اسلام آباد در حرکت اند. به نقل از رسانه های بین المللی طالبان در ظرف دو سه روز خود را تا ۵۰ کیلیومتری اسلام آباد رسانده اند و گفته می شود که هدف بعدی آنان تصرف یک بند برق بسیار مهم و بزرگ در نزدیکی اسلام آباد است که در صورت پیروزی برای رسیدن به این بند برق، پاکستان با چالشی بزرگی رو به رو خواهد شد، زیرا این بند برق مناطق پاکستان را برق می دهد.
جالب است که مولانا فضل الله، رهبر طالبان پاکستانی گفته است در صورتی که این بند برق به تصرف طالبان در آید، دیگر هیچ نیروی جلو تصرف پایتخت توسط طالبان را گرفته نخواهد توانست.
اظهارات مولانا فضل الله این را می رساند که طالبان که تا چندی پیش فقط درخواست نافذ شدن احکام شریعت طالبانی در منطقه سوات را داشتند، حالا سودای تصرف حکومت پاکستان را دارند و به تحلیل رسانه های غربی این کار زیاد هم از تصور به دور نیست.
روزنامه ی “له فیگارو” چاپ پاریس نوشته است: “رسیدن طالبان به نزدیکی اسلام آباد یک امر تصادفی نیست. قدرت غیر نظامی پاکستان در برابر تندروان ناکافی بوده و ارتش کشور هم یک پارچه نیست. یک بخش وسیع ارتش حاضر نیست که در برابر آن عده از مردم مبارزه کنند و یا در برابر آن گروه ها بجنگد که خود آنها را تربیه کرده اند. خطر از همپاشی پاکستان روز به روز شکل می گیرد. پیش از این که طالبان مقام های رهبری را در این کشوری دارای سلاح اتومی به دست بیاورند، بهتر خواهد بود که پاسخی را برای این معضل جستجو کرد”. همچنان ایندپندنت، روزنامه انگلیسی هم نوشته است: “با پیشروی طالبان آینده پاکستان به عنوان یک کشور واحد دموکراتیک در خطر بوده و اگر به آینده نزدیک پاکستان نظر انداخته شود، هیچ دلیلی برای خوشبین بودن وجود ندارد”. این اظهار نظرها می رساند که جوامع غربی خطر فروپاشی حکومت غیر نظامی پاکستان را به خوبی احساس کرده اند و از تبعات احتمالی آن هوشدار داده اند. مسلما اگر حکومت پاکستان به دست بنیادگرایان طالب و به تبع آن القاعده بیافتد، جهان با وضعیت بسیار دهشتناکی روبه رو خواهد شد.
پاکستان کشوری است با جنگ ابزار های هسته ای و این جنگ افزارها از سالیان زیاد چشم های تروریستان را به سوی خود معطوف کرده است. چند سال قبل نهادهای امنیتی غرب اطلاع دادند که گروه های تروریستی نظیر القاعده در جستجوی به دست آوردن جنگ افزارهای اتومی هستند و در صورتی که آن را به دست بیاورند در استفاده ی آن علیه غرب هیچ تاملی نخواهند داشت . از آن زمان پاکستان به عنوان کشوری که در معرض هجوم تروریستان برای به چنگ آوردن جنگ افزارهای هسته آن قرار دارد، مطرح بوده است. هرچند تروریستان مسیرهای دیگری را نیز برای به دست آوردن تسلیحات اتومی آزمایش کرده بودند ولی گویا پاکستان مسیر کوتاه تری برای این کار بوده است. به هر حال گذشته از مساله ی تسلیحات هسته ای پاکستان و احتمال افتادن آن به دست تروریست ها، نفس پیشرفت طالبان به سوی اسلام آباد خطرناک است. مطمینا گروه های بنیاد گرای که تا حال به دلیل ترس از سرکوب شدن بیشتر فعالیت های مخفیانه داشتند حالا به طور آزادانه و علنی در حلقه ی مولانا فضل الله جمع خواهند شد و احتمال این که همه ی گروه های بنیادگرا در زیر یک چتر جمع گردند، وجود دارد. از طرف دیگر طالبان پاکستانی و افغانی به نزدیک بودن افق های پیروزی متیقن تر شده و تلاش شان را برای به دست آوردن قدرت خواهند افزود و حتا مساله ی مذاکره با طالبان هم منتفی خواهد گردید.
افغانستان نیز به عنوان کشور همسایه پاکستان که از این همسایگی بدترین صدمات را دیده است، بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. حالا برای طالبان پاکستانی و افغان فرصت مانور دهی بیشتر میسر شده است و در صورتی که حکومت پاکستان سقوط کند و به دست طالبان بیافتد، آنگاه احتمال این که جنگ داخلی افغانستان تبدیل به یک جنگ منطقه ای گردد، زیاد خواهد بود .
جالب است که تا هنوز ارتش پاکستان در مقابله با این پیشرفت طالبان به سوی اسلام آباد هیچ گونه واکنشی نشان نداده است و این نگرانی وجود دارد که مبادا ارتش می خواهد طالبان حکومت ملکی پاکستان را سقوط دهند تا آنگاه ارتش همسو با طالبان یک حکومت بنیاد گرا نظیر حکومت جنرال ضیاالحق ایجاد کند که این فرضیه نیز برای افغانستان، منطقه و جامعه جهانی بسا خطرناک خواهد بود. در صورتی که در پاکستان حکومت بنیادگرا ایجاد گردد، تلاش ها برای ایجاد حکومت همگون در افغانستان و به تدریج صدور بنیادگرایی به سوی آسیای میانه هم از گزینه های بعدی طالبان خواهد بود و در آن صورت دیگر جامعه جهانی با تمام تلاش اش نخواهد توانست در منطقه دوباره ثباتی را قایم کند و دود این بی تفاوتی ها به چشم غرب بیشتر خواهد رفت.
به هرصورت پیشرفت طالبان به سوی اسلام آباد نگارنده را به یاد حرکت های برق آسای طالبان از قندهار به سوی هرات انداخت که زمینه ای شد برای شش سال حکومت پر از اختناق در افغانستان و گویا حال نوبت پاکستان است تا این بریده ای سیاه تاریخ در آن جا تکرار گردد.






