سفر مقامهای بلندپایه کشورهای عضو «پیمان مکه» (خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رییس سازمان استخبارات ترکیه) به تهران و دیدارشان با مقامات بلندرتبه جمهوری اسلامی، رویدادی درخور اهمیت است؛ هم ازاینرو که، احتمال شروع یک جنگ دیگر بین ایران، امریکا و اسراییل متصور است و هم اینکه، پیمان تازهتاسیس مکه، در نظرها «ضدایرانی» قلمداد میشود و هم اینکه، هر سه مهمان، مقامهای رده اول نظامی ـ امنیتی این پیمان هستند و درنهایت اینکه، عربستان، کلیدیترین عضو پیمان، با حوثیهای یمن، متحد منطقهای جمهوری اسلامی، درگیر جنگ است.
در باب محتوا و اهداف این سفر و دیدارهای انجامشده، چند نکته قابلذکر است:
۱- تصور غالب این است که پیمان مکه ضدایرانی است و اساساً برای مهار جمهوری اسلامی و متحدان منطقهای آن، ایجاد شده است. محوربودن عربستان در این پیمان و سنیبودن هر سه کشور عضو و داشتن گرایش بهسمت غرب، به این گمانه دامن زده است؛ بهویژه وقتی به پیشینه پرتنش ریاض و تهران توجه میشود، این گمانه بیشتر هم تقویت میشود. اگر عربستان در محور پیمان مکه قرار نمیداشت و هم اینکه، وضعیت خاورمیانه چندان ملتهب نمیبود، شایبه ضدایرانی بودن پیمان هم زیاد برجسته نمیشد. براین اساس، در دیدارهای تازه، به احتمال زیاد که این پیام به تهران منتقل شده است: اینکه پیمان مکه از بنیاد ضدایرانی نیست و جمهوری اسلامی نباید از این ناحیه هراسناک باشد. ظاهراً درک تهران هم از پیمان مکه، برخلاف ادراک غالب، مبتنی بر ضدایرانی نبودن آن است.
۲- پرونده حوثیها هم به احتمال زیاد در دستورکار دیدارهای چهارچانبه بوده است. برای فعلاً عربستان با حوثیها درگیر جنگ است و دورنمای پایان این نبرد هم چندان روشن نیست. حوثیها هم متحد جمهوری اسلامی است و بهزعم ریاض، ازسوی ایران حمایت هم میشوند و از این کشور اطاعتپذیری هم دارند. تا این لحظه، «بند دفاعی» پیمان مکه هم بیشتر متمرکز بر حوثیها بوده است، اما آنگونه که انتظار میرفت، کارآمد واقع نشده است. با این حساب، احتمالاً از تهران درخواست شده که اگر مانع حوثیها نمیشود، حداقل حمایت هم نکند؛ ادعایی که جمهوری اسلامی بارها رد کرده است. البته درخواست بهقصد مهار حوثیها، برای مثلث مکه، بهویژه عربستان، سخت گران میآید؛ چراکه این نشانگر ضعف است، وقتی ایتلافی با این نامونشان، نمیتواند در جنگ با یک گروه شبهنظامی پیروز میدان شود.
۳- میانجیگری بین ایران و امریکا هم به احتمال زیاد که در محور توجه طرفها بوده است. ایالات متحده نهفقط بر پیمان مکه اعتماد کامل دارد که اعضای آن، متحدان واشنگتن بهحساب میروند. در سوی دیگر، ایران هم روی ترکیه و پاکستان حساب میکند؛ اگرچند که بر ریاض مشکوک است. اگر قرار بر میانجیگری باشد، نیرویی قویتر از مثلث مکه نمیتوان یافت. اگر مثلث مکه مصمم به میانجیگری باشد، پرونده جنگ ایران و امریکا، یکی از آزمونهای دشوار فراروی آن است. وقتی مثلث مکه، این ماموریت خطیر و دشوار را بهدرستی انجام دهد، مزیت خوبی را نصیب میشود و با تکیه بر آن، میتواند خودش را نیرویی «صلحطلب» معرفی کند و در ترسیم وضعیت جدید (پس از جنگ) در خاورمیانه، نقش موثری ایفا کند. مزید بر آن، وقتی مساله میانجیگری در میان باشد، دشوار است که این سفر بدون رضایت و هماهنگی قبلی با امریکا انجام شده باشد.
۴- مشخص نیست که پادرمیانی سهگانه مکه، مانع وقوع یک جنگ دیگر میشود یا خیر. اگر هم نشود، این مثلث برای احتمال خطرناکتر آماده میشود: حمله ایران بر پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی. براین اساس، بعید نیست که از ایران درخواست شده باشد تا بر منافع ریاض در خاورمیانه حمله نکند؛ درخواستی که طرف ایرانی، در صورت وقوع جنگ، نخواهد پذیرفت، مگر اینکه خواستهایش لحاظ شود. جمهوری اسلامی استدلال خواهد کرد که اجتناب امریکا از حمله بر ایران، متضمن احتراز جمهوری اسلامی از حمله بر منافع ریاض در منطقه است؛ ورنه جایی برای صبوری و خویشتنداری وجود نخواهد داشت. به هر حال، مثلث مکه چارهای ندارد جز بازداشتن ایران از حمله بر منافع عربستان؛ چه با تهدید یا تطمیع.
همانگونه که مواجهه با حوثیها برای مثلث مکه یک آزمون دشوار است (که تا این دم میزان موفقیتش اندک بوده است، اگر نگوییم اصلاً موفق نبوده است)، مواجهه با ایرانِ درگیر جنگ با امریکا نیز یک آزمون است؛ حتا دشوارتر از آزمونِ حوثیها. اگر جنگی در بگیرد و جمهوری اسلامی بر منافع عربستان حمله کند و بند دفاعی پیمان مکه هم نتواند کار بازدارنده و درخورتوجهی انجام دهد، در این حالت، بعید نیست که این پیمان به مرور زمان، از حیّز انتفاع ساقط شود و از آن چیزی نماند جز همین نامونشانی که فعلاً دارد.






