بی بی سی گزارش داد که میان هالبروک و کرزی، بر سر تقلب در انتخابات، مشاجره ای در گرفته است. ظاهرا، بی بی سی این موضوع را از زبان یک دیپلومات بریتانیایی نقل می نماید. این مشاجره به مذاق منتقدان رییس جمهور از این نظر خوش آمده است که او با حمایت کنندگان اصلی خود سر ناسازگاری را گرفته است. شاید آنها به این تصور باشند که با ضعیف شدن حمایت ایالات متحده از کرزی موضع رقیبان او قوی تر می شود، اما، این برداشت اشتباه است. امریکایی ها با تمام کاستی ها از کرزی حمایت می کنند، هرچند با بدنام کردن متحدان اش از طریق انتشار مدارک در روزنامه های معتبر غربی، توبیخ اش می نمایند.
معنای مشاجره
هرچند نه جانب امریکایی و نه جانب افغانی روی دادن چنان مشاجره ای را تایید نکرده اند، ولی، گزارش بی بی سی حاکی از نا خشنودی مقام های امریکایی از احتمال تقلب از سوی آقای کرزی است. هنوز هیچ تقلبی از سوی هیچ نامزدی از طرف کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی ثابت نشده است. اما، امکانات حکومتی ای که در اختیار رییس جمهور قرار دارد و همچنان میزان مشارکت پایین مردم در ولایات عمدتا پشتون نشین، موضوع تقلب از سوی کرزی را در پیش مقام های غربی و نامزدان مخالف او مطرح کرده است. در حال حاضر، اتهام تقلب از سوی حامیان کرزی متوجه داکتر عبدالله نیز می باشد، ولی، احتمال تقلب گسترده در جنوب، این اتهام را تحت شعاع خود قرار داده است.
احتمالا، امریکایی ها از بی ثباتی پس از انتخابات در صورت موجودیت تقلب و پذیرفته نشدن نتیجه از سوی نامزدان مخالف، بیم دارند. از این خاطر، تلاش های اخیر هالبروک معطوف به اطمینان از ثبات پس از انتخابات بوده است. در حالی که طالبان در جنوب به نا امنی آن مناطق کمک می کنند، نباید جبهه ی دیگری از اختلافات سیاسی و بعضا قومی در مرکز و شمال افغانستان به وجود بیاید. امریکایی ها، این نفاق جدید را به نفع ثبات حکومت مرکزی نمی دانند.
امریکایی ها با معضل قومی در انتخابات پیش رو مواجه هستند: اگر کرزی با تقلب در انتخابات ببرد، اعتماد مردم و نخبگان سیاسی نسبت به دموکراسی و تغییر سلب می شود و همچنان لایه هایی از اقوام “غیر پشتون” در برابر حکومت رادیکال تر می گردند. اما، از جانب دیگر انتخابات کنونی مشارکت عمده ی پشتون ها را تامین نکرده است، و نا دیده گرفتن آنها در نتیجه ی انتخابات موضوع اختلافات قومی را پر رنگ تر کرده و احتمالا جبهه ی طالبان و حزب اسلامی و طرفداران پاکستان را که پیروزی عبدالله را برتابیده نمی توانند، قوی تر می سازد. فعلا گزینه ی بی خطری دیگر وجود ندارد.
برگزاری انتخابات قابل قبول از هرجهت برای ایالات متحده مهم است. از یک سو، در نتیجه ی این انتخابات، یک حکومت مشروع دیگر برای پنج سال آینده زمام امور را در افغانستان در دست می گیرد، از سوی دیگر، این انتخابات یک موفقیت دیگر دموکراتیک برای آنها محسوب شده می تواند. حکومت نا مشروع و انتخابات پر از تقلب، اگر از یک سو تلاش های باراک اوباما به منظور ثبات در کشور را با سوال مواجه می سازد، از سوی دیگر اعتماد کشورهای غربی و مردم آنها را نیز به شدت نسبت به حکومت آینده مخدوش می نماید. در چنین شرایطی، حفظ ثبات افغانستان و تامین مشروعیت حکومت، چالش بسیار کلان را در برابر ایالات متحده به وجود می آورد.
اما، در حال حاضر به نظر نمی آید که به جز از حکومت ایتلافی، راه حل دیگری برای تامین مشروعیت انتخابات وجود داشته باشد. هرچند این ایتلاف نیز نمی تواند سرپوشی بر تقلبات و تخلفات در انتخابات باشد، ولی، حد اقل نمی گذارد که این موضوع به یک بحران سیاسی و اجتماعی و بی ثباتی داخلی مبدل شود. تلاش امریکایی ها نیز بر محور تشکیل یک حکومت ایتلافی به منظور تامین مشروعیت انتخابات مملو از تقلب حاضر و جلوگیری از اختلافات داخلی، شکل گرفته است و دیدار های اخیر هالبروک و عبدالله و عطامحمد نور در ارتباط به موضوع مذکور است.
در شرایطی که بعضی از تحلیلگران برگزاری انتخابات در شرایط کنونی افغانستان را عمل اشتباه می دانستند، هم صاحب نظران افغان و هم حکومت و جامعه جهانی انتخابات “به هر قیمت” را بر دیگر گزینه های غیر از انتخابات ترجیح می دادند.
امریکایی ها برای برگزاری انتخابات در جنوب افغانستان، با عجله سربازانی را به آن جا فرستادند و جنرال مک کریستال فکر می کرد که با سیاست تهاجم پی در پی بالای طالبان در هلمند و حفظ آن منطقه، امنیت انتخابات را تامین کرده می توانند. ولی، در عمل این کار میسر نشد. زیرا، امریکایی ها اعتماد و اطمینان مردم را برای شرکت در انتخابات به دست آورده نتوانستند.
مردم در جنوب چنین تصور دارند که سربازان امریکایی برای مدت موقتی در آنجا حضور داشته و پس از آنها سر و کار شان با طالبان است. مردم فکر نمی کنند که امریکایی ها و حکومت افغانستان امنیت جانی آنها را در برابر مجازات های وحشیانه ی طالبان تامین کرده می توانند. چنانچه دیدیم که طالبان انگشتان رای دهندگان را بریدند و هیچ کسی مانع این عمل شان شده نتوانست. مردم از این رویدادها عبرت می گیرند.
بر این اساس بود که ترس روانی طالبان مانع از حضور گسترده ی پشتون ها در انتخابات اخیر افغانستان شد و تلاش های نظامی امریکایی ها و بریتانیایی ها نتیجه ی مورد نظر را نداد.
حکومت ایتلافی؟
کرزی و امریکایی ها متمایل به تشکیل حکومت ایتلافی با داکتر عبدالله هستند، ولی، داکتر عبدالله با درک موقعیت خود نمی خواهد که او بازنده و کرزی برنده تلقی شود. چنین معلوم می شود که عبدالله مایل است در صورتی حکومت ایتلافی ای شکل بگیرد که به نوعی نتیجه ی انتخابات معلوم و کرزی با قبول شکست خود در گرفتن اکثریت آرا وارد ایتلاف با عبدالله شود. در این صورت موقعیت آقای عبدالله بسی قوی تر از حال خواهد بود و بعید نیست که این موضوع بر سر میز مذاکرات تاثیر خود را به خوبی می گذارد. ولی در نهایت عبدالله و کرزی از تشکیل حکومت ایتلافی ناگزیر اند. دلایلی متعددی برای این کار وجود دارد:
۱. برگزاری انتخابات برای دور دوم ناممکن به نظر می آید. نه امکانات تخنیکی چنین کاری وجود دارد و نه آمادگی های امنیتی؛ چنان که برای دور اول مدنظر گرفته شده بود. مشارکت مردم در جنوب کشور و سایر مناطق نا آرام دیگر برای دور دوم بعید به نظر می آید. عبدالله نمی تواند انتخابات بدون مشارکت پشتون ها را ببرد. زیرا، در آن صورت برای هزارمین بار دیگر صندوق ها از آرای پشتون هایی که در انتخابات شرکت نکرده اند، پر می شود. در این صورت، حکومت ایتلافی، جلوگیری از انتخابات نامشروع دیگر در افغانستان است؛
۲. داکتر عبدالله می داند که امریکایی ها با وجود ضعف های بسیار کرزی از او حمایت می کنند. زیرا، کرزی به عنوان یک پشتون، گزینه ی مناسب در مذاکره با طالبان و تعامل با پاکستان است. امریکایی ها می دانند که با رشد جناح عبدالله در قدرت، رابطه ی حکومت افغانستان و پاکستان تیره شده و بر شدت حمایت اسلام آباد بر طالبان افزوده می شود. نبود کرزی در مذاکره با طالبان و تعامل با پاکستان برای غربی ها نا ممکن است. کرزی نیز با درک این واقعیت اعلام کرده است که پس از انتخابات وارد تعامل جدی با پاکستان می شود. پاکستانی ها نیز از پیروزی کرزی در کشاکش های انتخاباتی حمایت می کنند، هر چند در تامین انتخابات هیچ کمکی با کرزی نکردند؛
۳. بقای عبدالله در بودن در حکومت ایتلافی است. پیروزی اش بعید است ولی حزبی نیز ندارد که مبارزات سیاسی خود را بیرون از حکومت و یا در پارلمان ادامه بدهد. بود و نبود سیاستمداران افغان بستگی به حضور و کیفیت آنها در حکومت دارد. چنانچه در مورد مارشال فهیم دیدیم که با رفتن اش از حکومت موقعیت سیاسی اش ضعیف گردید. پس بقای عبدالله در حکومتی تحت امر کرزی است. گزینه ی دیگر برای حکومتی تحت رهبری یک پشتون به منظور حل و فصل موضوع طالبان، جلوگیری از اختلافات شمال و جنوب و حل معضلات با پاکستان وجود ندارد. حداقل او گزینه ی جایگزین نیست.






