رییس جمهور آینده ی کشور!
یازدهم جوزا مرا به یاد روز جهانی کودک، کسانی که فراموش همه شده اند، انداخت. هرچند معترفم به این که در این روز برای هیچ کودکی، حتا کودکان خود نمی توانم کاری کنم، اما این گپ را در ذهنم زنده کرد که در روزگاری که همه از رییس جمهور آینده ی شان توقعاتی دارند که توجه به کودکان در آن نمی گنجد و نامزدان ریاست جمهوری نیز از هرچه که در توان شان است یا نیست، سخن می گویند اما برای یک بار هم نمی گویند که بلی برنامه ای برای بهبودی وضعیت زندگی کودکان و مصوونیت و دسترسی شان به امکانات آموزشی دارند.
البته به نامزدان ریاست جمهوری و مسوولان امور باید حق داد که وضعیت رقتبار کودکان کشور خاطر آرام شان را نرنجاند. زیرا کودکان نازدانه و دردانه ی شان یا در خارج از کشور زندگی می کنند یا اگر هم در داخل باشند، در بلندمنزل ها زندگی می کنند و توسط موترهایی که نمی شود از داخل آن بیرون را به صورت شفاف دید، از یک جای به جای دیگر منتقل می شوند و خاک و باد شهر نیز کودکان شان را آزار نمی دهد. شاید برای مسوولان و نامزدان ریاست جمهوری تماشای کودکان کار، کودکانی که از صبح وقت تا شام را به خاطر پوره کردن پول یک قرص نان خشک تن به هرکاری می دهند، به یک تفریح و سرگرمی بماند.
می دانید که کودکان مسوولان آینده ی کشور می باشند. همچنان این را نیز شاید بدانید که یکی از دلایل اصلی بدبختی های کشور ما این است که کودکان دیروز که مسوولان امروز می باشند، زمینه ی مناسب تعلیمی نداشته اند و نیز در محیطی بار آمده اند که نتایج آن را امروز همه می بینیم. برای من جالب است که امروز با همه امکاناتی که در افغانستان سرازیر شده است، بازهم کودکان ما از رفتن به مکتب محروم می باشند. براساس آمارها، حدود ۵ میلیون کودک که باید به مکتب بروند، از مکتب رفتن محروم اند. فقر و عدم امکانات آموزشی تنها مشکلات کودکان ما نمی باشد. قاچاق، سو استفاده، تجاوز جنسی و … همه بلاهایی اند که کودکان کشور را شکار می کنند. در این میان، واضح است که سلامتی یک کودک برای هر خانواده ای موجه تر و توجیه پذیرتر از تعلیم اش می باشد.
درست است که کودکان واجدالشرایط رای دهی نیستند و نمی شود به دلیل کسب آرای بیشتر برای شان حداقل شعار سرداد. اما رییس جمهور یک کشور باید آن قدر کوته بین نباشد. شاید از همین جهت است که کودکان و توجه به وضعیت زندگی و مشکلات شان شامل برنامه ی هیچ یک از نامزدان نبوده و نیست.
عطش قدرت و به این هدف تمایل به طالبان و این یا آن کشور آن قدر ذهن ما را مشغول کرده است که کودکان در ذهن و برنامه و استراتژی ما جایی ندارند.
قصه ی قربانی شدن کودکان بی صدای کشور دردناک تر از هر درد دیگری است. آنانی که کودکان را قاچاق می کنند، هیچ گاهی گرفتار نمی شوند، آنانی که برکودکی تجاوز می کنند، چون یا زور دارند یا پسر فلان مقام اند، بدون هیچ مجازاتی تبریه می شوند و خمی بر ابروی مسوولان کشور نمی آورد.
با این همه، از رییس جمهور آینده ی کشور انتظار دارم که معامله ی قدرت و سیاست باعث قربانی شدن اطفال کشور نشود. اگر به کشور و آینده ی آن اهمیت قایل می باشید، پس کودکان را دست کم نگیرید.
بسیاری کودکان به دلایل امنیتی و اقتصادی نمی توانند به مکتب بروند. مساعد ساختن زمینه برای مکتب رفتن کودکان، کاری است ممکن که هزینه ی آن چنان زیادی هم ضرورت ندارد که از توان دولت و کمک هایی که به دولت می شود بیرون باشد. هنوز بسیاری کودکان در فضای باز درس می خوانند و یا به دلیل دوری از مکاتب، سهولت هایی مهیا نیست تا این معضل را حل کند.
امیدوارم رییس جمهور آینده ی کشور کمی هم بیرون از سیاست و قدرت نظر کند و مشقت هایی را که کودکان کشور تحمل می کنند، بنگرد و برای آن چاره ای اندیشد.






