زمانی که میخواهم این نامه را بنویسم، مجموعه یی از خاطرات بر ذهنم هجوم می آورند تا جای شان را در این نامه تثبیت کنند و به گوش شما برسانند. خاطره یی از آن زمان که تاک های وطنم سوزانده شدند تا دیگر اشکی از شاخه های شان جاری نباشد؛ خاطره یی از آن زمان که کودکان و زنان از روستایم کوچ کردند به آن پناهگاهی که آنان را پناهی نبود و پذیرفته بودند که گرسنه بمانند و برهنه بخوابند اما از آن شلاقی که بی موجب و با سنگدلی بر پشت شان فرو می آمد و استخوان شان را میسوزاند رهایی یابند؛ خاطره ی آن زمانی که مردم سرزمینم به جرم زبان و نژاد – ولو بد – که داشتند، تا لحظاتی در زیر آوار نفس میکشیدند و در گورستان های جمعی خاک میشدند؛ خاطره ی آن زنی که شوهرش را از دست داده بود و برای به دست آوردن لقمه نانی ناگزیر بود از خانه بیرون شود و با بدن سیاه و کبود شده از دست شلاق های طالب بچه ی ناشی، به خانه بازگردد؛ خاطره یی از آن پیرمردی که تنها جرمش این بود که در جغرافیای خاصی تولد شده و حال گرفتارش کرده بودند تا در بدل یک طالب اسیر شده از خانواده اش دور شود و در واقع بدون موجب تبادله شود.
میخواهم به عنوان یک شهروند از شما تقاضا کنم تا از هیچ دری حتی نیم نگاهی هم به سوی طالبانی که این همه بدبختی را در کشور پدید آوردند و این کشور را در سطح جهان بی هویت ساخته و من و تو را و نسل های بعد از من و تو را دچار یک نوع سرسنگینی مستمر ساخته اند، نیندازی و این روند طالب سازی و طالب گرایی را که هیزمی بیش بر آتش ناامنی و بهره برداری های سیاسی عده ی خاصی نیست، برچینی، زیرا دوام این گروه تنها میتواند توجیه کننده ی ضعف تو و اداره ات باشد و بس. باید توجه داشته باشی که بخش بیشتر هزینه های دولت را صرف مبارزه مستمر و بی ثمر با این گروه نسازی، بلکه به جای آن باید این گروه کوچک و پراکنده را با یک حرکت قاطع از دامان این خاک برچینی و راه را برای نیرومند ساختن ارتش هموار سازی تا دیگر با این گروه بی سروپا درگیر نباشند بلکه برای تهدید های بزرگ تر از این که لابد در سر راه کشور ما خواهند بود، آماده گی داشته باشند.
باید به خاطر داشته باشی که تمام شعارهایی که امروز در زمینه های حقوق بشر، حقوق زن، تأمین دموکراسی، فراهم آوری زمینه های عدالت اجتماعی، مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی، گسترش فعالیت های اقتصادی، ایجاد و گسترش راه های مواصلاتی، تأمین امنیت سراسری و فراهم سازی زمینه های آموزش و پرورش معیاری در کشور سر داده میشوند، تنها در صورتی امکان پذیر خواهند بود و در کارنامه هایت به عنوان یک رئیس جمهور مؤفق درج خواهند شد که یگانه مانع برای اجرای این برنامه ها و رسیدن به این اهداف را که همانا طالب است، از میان برداری. هرچه تلاش بکنی و هرچه پول جمع کنی تا این کشور را بسازی، ناکام خواهی ماند اگر این گروه را که نام بدی برای تو و کشورت به ارمغان آورده اند و خواهند آورد، بگذاری تا تهدیدی برای مردم و انکشاف این کشور باشند.
برایت آرزوی پیروزی میکنم و میخواهم نامت چونان یگانه رئیس جمهور قاطع و سرنوشت ساز بر ورق های تاریخ این کشور ثبت شوند و مردمی که در زیر چتر حاکمیت تو به سر میبرند و نسل های بعدی که خاطره هایی از تو میشنوند و میخوانند، با سربلندی از تو یاد کنند و جوانان نسل های بعد عکس هایی از تو را در جیب شان داشته باشند و در آرزوی رسیدن به جایگاهی که تو امروز خواهی داشت، تلاش کنند و تلاش کنند.






